English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 140 (7 milliseconds)
English Persian
moral theology لاهوت ادبی
Other Matches
metaphysics لاهوت
dogmatic theology لاهوت نظری
literay ادبی
belletristic ادبی
churlishness بی ادبی
clownishness بی ادبی
indecorousness بی ادبی
impoliteness بی ادبی
lowliness بی ادبی
misbehaciour بی ادبی
discourtesy بی ادبی
literary ادبی
irreverence بی ادبی
inurbanity بی ادبی
apologias پوزش ادبی
plagiarist سارق ادبی
garland گلچین ادبی
garlands گلچین ادبی
apologia پوزش ادبی
misbehaves بی ادبی کردن
misbehaving بی ادبی کردن
crib دزدی ادبی
cribbed دزدی ادبی
cribbing دزدی ادبی
cribs دزدی ادبی
stylistic ادبی ادیبانه
locus مثال ادبی
misbehaved بی ادبی کردن
skit هجو ادبی
analects گلچین ادبی
figure of speech صنایع ادبی
to misbehave oneself بی ادبی کردن
plagiary دزدی ادبی
miscellanea جنگ ادبی
literary property حق مالکیت ادبی
literarily بطور ادبی
literal interpretation تفسیر ادبی
florilegium گلچین ادبی
plagiarizer دزد ادبی
analecta قطعات ادبی
analecta گلچین ادبی
gobbets گلچین ادبی
gobbet گلچین ادبی
skits هجو ادبی
misbehave بی ادبی کردن
reviewer منقد ادبی
reviewers منقد ادبی
imagery تشبیه ادبی
pirated دزد ادبی
pirates دزد ادبی
pirating دزد ادبی
anthologies گلچین ادبی
anthology گلچین ادبی
piracy دزدی ادبی
criticisms نقد ادبی
plagiarism دزدی ادبی
pirate دزد ادبی
criticism نقد ادبی
dialogue مکالمات ادبی و دراماتیک
architectonics ساختمان اثر ادبی
analects قطعات ادبی منتخبات
dialogues مکالمات ادبی و دراماتیک
pirating دزدی ادبی کردن
piece قطعه ادبی یاموسیقی
pirates دزدی ادبی کردن
He is courteous ( respectful ). آدم با ادبی است
pirated دزدی ادبی کردن
pirate دزدی ادبی کردن
textual critic ناقد ادبی منقد
textual critic نقدگر متون ادبی
stylists از نظر سبک ادبی
locus classicus عبارت نمونه ادبی
stylist از نظر سبک ادبی
textual critic نقد ادبی متون
pieces قطعه ادبی یاموسیقی
criticize نقد ادبی کردن
chef d'oeuvre شاهکار ادبی یا هنری
chefs-d'oeuvre شاهکار ادبی یا هنری
bluestocking دارای ذوق ادبی
bluestockings دارای ذوق ادبی
didactic یاد دهنده ادبی
chef-d'oeuvre شاهکار ادبی یا هنری
stylistic وابسته به انشای ادبی
criticises نقد ادبی کردن
criticising نقد ادبی کردن
criticizing نقد ادبی کردن
criticized نقد ادبی کردن
criticised نقد ادبی کردن
criticizes نقد ادبی کردن
morceau قطعه ادبی یاموسیقی کوتاه
magnum opus مهمترین اثر ادبی یا هنری
epigone مقلد اثار ادبی و هنری
aliterary production فراورده یا محصول ادبی تالیف
pastiches تقلید ادبی یا صنعتی از اثاراستادان فن
the desk کار دفتری یا ادبی یاروحانی
slang واژه عامیانه وغیر ادبی
anthologize گلچین ادبی جمع کردن
pastiche تقلید ادبی یا صنعتی از اثاراستادان فن
plagiary سارق اثار ادبی و هنری دیگران
plagiarizes اثار ادبی دیگران را سرقت کردن
cool one's heels <idiom> به علت بی ادبی دیگران منتظر ماندن
plagiarised اثار ادبی دیگران را سرقت کردن
renaissance دوره تجدد ادبی و فرهنگی رنسانس
set pieces قطعه ادبی ویا موسیقی منفردومشخص
academic مربوط به فرهنگستان ادبی یا انجمن علمی
plagiarises اثار ادبی دیگران را سرقت کردن
plagiarising اثار ادبی دیگران را سرقت کردن
plagiarize اثار ادبی دیگران را سرقت کردن
architectonic مربوط به فن معماری یاساختمان اثر ادبی
anthologist متخصص و متبحردر گلچین قطعات ادبی
set piece قطعه ادبی ویا موسیقی منفردومشخص
academical ادبی عضو انجمن دانش بافرهنگستان
plagiarist اثار ادبی دیگران را سرقت کردن
sketchbooks کتاب محتوی قطعات کوتاه ادبی
sketchbook کتاب محتوی قطعات کوتاه ادبی
plagiarized اثار ادبی دیگران را سرقت کردن
plagiarizing اثار ادبی دیگران را سرقت کردن
classicize ازسبک ادبی باستانی پیروی کردن
Nothing can excuse such impoliteness. هیچ عذری برای بی ادبی پذیرفته نیست
locus classicus مثال ادبی برای توضیح کلمه یاموضوعی
sturm und drang نهضت ادبی رمانتیک المان پس از انقلاب فرانسه
neoscholasticism نهضت ادبی ادبای کاتولیک قرن نوزدهم
local colour نمایش جا و زبان و عادات محلی در اثار ادبی
exegesis تفسیرمتون مذهبی از لحاظ ادبی و فقهی و شرعی و قضایی
ethic روش اخلاقی یک نویسنده یامکتب علمی یا ادبی و یاهنری
exegeses تفسیرمتون مذهبی از لحاظ ادبی و فقهی و شرعی و قضایی
parodist کسیکه نوشته ادبی راتقلیدکرده بصورت هزل درمیاورد
pot-boiler کار ادبی یا صنعتی که تنهابرای نان دراوردن دنبال شود
pot boiler کار ادبی یا صنعتی که تنهابرای نان دراوردن دنبال شود
pot-boilers کار ادبی یا صنعتی که تنهابرای نان دراوردن دنبال شود
montage قطعه ادبی یا موسیقی مرکب از قسمتهای گوناگون تهیه عکسهای بهم پیوسته
montages قطعه ادبی یا موسیقی مرکب از قسمتهای گوناگون تهیه عکسهای بهم پیوسته
isagogics گفتار در تاریخ ادبی کتاب مقدس و شرح گرداوری یاالهام شدن موادان
High Renaissance [سبک معماری دوره رنسانس تا تجدد هنری و ادبی ایتالیا در قرن شانزد میلادی]
metaphrast کسیکه در تبدیل عبارات ادبی یادرتبدیل نظم به نثریانثربه نظم دست دارد
scholiast مفسر مفسر اثار ادبی کهن
association for computers and humanities یک سازمان بین المللی که مشوق تحقیقات در زبان مطالعات ادبی تاریخی انسان شناسی و علوم اجتماعی به کمک کامپیوتر واستفاده از ان در افرینش ومطالعه هنر و موسیقی ورقص میباشد
athenaeum انجمن ادبی انجمن دانش
atheneum انجمن ادبی انجمن دانش
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com