English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 220 (37 milliseconds)
English Persian
flute لبه دار کردن شیار
Search result with all words
list شیار کردن اماده کردن
groove خط انداختن شیار دار کردن
groove شیار کردن فرورفتگی خان شیار
grooves خط انداختن شیار دار کردن
grooves شیار کردن فرورفتگی خان شیار
plough شخم کردن شیار کردن
ploughed شخم کردن شیار کردن
ploughs شخم کردن شیار کردن
plowed شخم کردن شیار کردن
plowing شخم کردن شیار کردن
plows شخم کردن شیار کردن
slot شیار دراوردن رنده کردن چاک
slots شیار دراوردن رنده کردن چاک
slotting شیار دراوردن رنده کردن چاک
ridge شیار دار کردن
ridges شیار دار کردن
defect skipping روش مشخص کردن و برچسب گداری شیارهای حساس مغناطیسی در حال ساخت تا استفاده نشوند. اشاره به شیار بعدی مناسبی که قابل استفاده است
plow شخم کردن شیار کردن
raggle سنگ را شیار دار کردن
Other Matches
back frow اولین شیار ایجاد شده توسط گاواهن که به شیار مرده معروف است
track pitch گام شیار درجه شیار
rake شیار
wake شیار
waked شیار
wakes شیار
scored شیار
grooves شیار
corrugation شیار
score شیار
ruck خط شیار
tracked شیار
fissures شیار
fissure شیار
chamfer شیار
scores شیار
splineway شیار
raking شیار
rakes شیار
sulcus شیار
stria شیار
tracks شیار
groove شیار
rucks خط شیار
guideway شیار
slot شیار
notche شیار
rut خط شیار
fillister plough شیار
flute شیار
slots شیار
slotting شیار
track شیار
ruts خط شیار
primary track شیار اصلی
valleys گودی شیار
track pitch فاصله شیار
lateral fissure شیار جانبی
drip شیار ابچکان
keyway شیار دراوردن
trackes per inch شیار در اینچ
slotting شیار شکاف
calcarine sulcus شیار مهمیزی
furrows شیار زدن
rolando's fissure شیار رولاندو
slotting روزنه شیار
furrowing شیار زدن
furrowed شیار زدن
primary track شیار اولیه
oil groove شیار روغن
dripped شیار ابچکان
key seat شیار خار
canaliculus شیار کوچک
ruts شیار دارکردن
list شیار نرده
alternate track شیار جایگزین
acme thread شیار ذوزنقه ای
crimping groove شیار استحکام
crimping groove شیار استقرار
vallecula شیار خط گودی
indenture شیار دارکردن
head per track disk دیسک با هد هر شیار
sylvian fissure شیار سیلویوس
fissure of sylvius شیار سیلویوس
drips شیار ابچکان
grooving plane رنده شیار
guide nut شیار راهنما
central fissure شیار مرکزی
guide slot شیار راهنما
alternate track شیار متناوب
central sulcus شیار مرکزی
wash out شیار ابرو
rolando's sulcus شیار رولاندو
cut fuller شیار بریدن
valley گودی شیار
channeled روگاه شیار
fissure of rolando شیار رولاندو
channeled شیار دراوردن
groove شیار دادن
longitudinal groove شیار طولی
armature pocket شیار ارمیچر
flute شیار ساختن
slot روزنه شیار
striate شیار دار
armature slot شیار ارمیچر
rut شیار دارکردن
slot insulation عایق شیار
channel روگاه شیار
channeling شیار دراوردن
channel شیار دراوردن
threads شیار برجستگی
channels روگاه شیار
slot شیار شکاف
channels شیار دراوردن
feed track شیار پیشبری
channelled روگاه شیار
grooves شیار دادن
channelled شیار دراوردن
furrow شیار زدن
calcarine fissure شیار مهمیزی
thread شیار برجستگی
tpi شیار دراینچ
butterss thread شیار اره
tooth pitch گام شیار
channeling روگاه شیار
slots شیار شکاف
alternate track شیار تغییرپذیر
track density تراکم شیار
slots روزنه شیار
chip pocket شیار دندانههای اره
swallows شیار قرقره تاکل
clock track شیار زمان سنجی
timing track شیار تنظیم وقت
sheave شیار قرقره تاکل
swallowing شیار قرقره تاکل
guideway شیار هدایت کننده
port شیار هادی دهانه
chandelle [کابل در شیار ستون ها]
tpi تعداد شیار در هر اینچ
manager و نیز آدرس شیار را
swallow شیار قرقره تاکل
managers و نیز آدرس شیار را
gutter ball گویی که به شیار میافتد
swallowed شیار قرقره تاکل
fringing groove شیار تقویت کننده
mortise شیار دراوردن کام
reeve عبور دادن طناب از شیار
sectors تقسیم دیسک به شیار رهایی
sector تقسیم دیسک به شیار رهایی
trench شیار لوله قرارگیری کابل
trenches استحکامات خندقی شیار طولانی
trench استحکامات خندقی شیار طولانی
trenches شیار لوله قرارگیری کابل
circular grooving saw کمان اره ویژه شیار
circular slitting saw اره کمانهای مخصوص شیار
beaded section شیار برجسته روی گچ وچوب
scrobiculate شیاردار دارای شیار کم عمق
notche sensitivity index ضریب حساسیت در مقابل شیار
flute [شیار عمودی روی ستون]
ripping شیار زدن زمین سله بسته
furrow زمین یامزرعه شخم زده شیار
cannelure شیار استقرار پوکه روی گلوله
furrows زمین یامزرعه شخم زده شیار
furrowing زمین یامزرعه شخم زده شیار
cannelure شیار استقرار روکش گلوله ثاقب
lands برجستگی شیار خانها ریلهای راهنما
screwthread شیار برجسته ومارپیچی بدون پیچ
lister سجاف دوز ماشین خیش یا شیار
furrowed زمین یامزرعه شخم زده شیار
tracks محل شیار مشخص روی دیسک مغناطیسی
track محل شیار مشخص روی دیسک مغناطیسی
tracked محل شیار مشخص روی دیسک مغناطیسی
laced valley [شیار ساخته شده از کاشی یا تخته سنگ برای عبور آب]
eighty track disk دیسک فرمت شده برای شامل شدن هشتاد شیار
forty track disk قالب فلاپی دیسک که حاوی چهل شیار داده است
sectors سوراخ در لبه دیسک برای نشان دادن محل اولین شیار
formats تنظیم دیسک خالی با نوشتن اطلاعات محل شیار و کنترل روی آن
format تنظیم دیسک خالی با نوشتن اطلاعات محل شیار و کنترل روی آن
sector سوراخ در لبه دیسک برای نشان دادن محل اولین شیار
parity شیار روی مغناطیسی یا نوار کاغذی که حاوی بیت پیریتی است
seeks زمانی که نوک خواندن / نوشتن شیار مناسب روی دیسک را پیدا میکند
seeking زمانی که نوک خواندن / نوشتن شیار مناسب روی دیسک را پیدا میکند
seek زمانی که نوک خواندن / نوشتن شیار مناسب روی دیسک را پیدا میکند
allocation یک یا تعدادی بیشتر شیار روی دیسک سخت که برای ذخیره سازی فایل یا بخشی از آن به کار می رود
fixes استفاده از نوک خواندن و نوشتن ثابت جداگانه روی هر شیار دیسک تا زمان دستیابی کوتاه شود
Q Channel یکی از هشت کانال اطلاعاتی که داده مشخص کننده شیار و زمان گردش مطلق را نگهداری میکند
fix استفاده از نوک خواندن و نوشتن ثابت جداگانه روی هر شیار دیسک تا زمان دستیابی کوتاه شود
allocations یک یا تعدادی بیشتر شیار روی دیسک سخت که برای ذخیره سازی فایل یا بخشی از آن به کار می رود
yoke جفت یا گروهی ازهدهای خواندن- نوشتن که به یکدیگر متصل هستند و برروی دو یا چند شیار نوار یادیسک مغناطیسی حرکت می کنند
constant فن آوری دیسک که در آن دیسک با سرعتهای مختلف طبق شیار می چرخد
constants فن آوری دیسک که در آن دیسک با سرعتهای مختلف طبق شیار می چرخد
boot اولین شیار دیسک راه اندازی روی فلاپی دیسک سازگار IBM
cluster یک یا چند شیار روی دیسک سخت برای ذخیره سازی یک فایل یا بخشی از یک فایل
cluster bomb یک یا چند شیار روی دیسک سخت برای ذخیره سازی یک فایل یا بخشی از یک فایل
clusters یک یا چند شیار روی دیسک سخت برای ذخیره سازی یک فایل یا بخشی از یک فایل
cluster bombs یک یا چند شیار روی دیسک سخت برای ذخیره سازی یک فایل یا بخشی از یک فایل
movable نوک دیسک مغناطیسی که در روی دیسک حرکت میکند تا به شیار مورد نظر برسد
cavitation بریدگی حاصله ازحرکت پروانه کشتی بریدگی شیار
oil dent شیار ورود روغن یا سوراخ عبور روغن
arm وسیله مکانیکی در درایو دیسک برای مکان دهی به نوک خواندن / نوشتن روی شیار مناسب از دیسک
track شیار روی دیسک مغناطیسی که حاوی آدرس فایل ها و... که روی شیارهای دیگر ذخیره شده اند است
tracked شیار روی دیسک مغناطیسی که حاوی آدرس فایل ها و... که روی شیارهای دیگر ذخیره شده اند است
tracks شیار روی دیسک مغناطیسی که حاوی آدرس فایل ها و... که روی شیارهای دیگر ذخیره شده اند است
hard sectoring می دیسک که هر شیار به سکتورهایی تقسیم میشود و گاهی توسط مجموعهای نقاط پانچ شده اطراف hub مرکزی صورت می گیرد که هر سوراخ شروع سکتور ران نشان میدهد
track ball گوی پیگردی گوی شیار
sector دیسکی که محلهای شروع شیار آن توسط سوراخهایی یا علامتهای فیزیکی دیگر روی دیسک نشان داده میشود و وقتی که دیسک ساخته میشود تنظیم میشود
sectors دیسکی که محلهای شروع شیار آن توسط سوراخهایی یا علامتهای فیزیکی دیگر روی دیسک نشان داده میشود و وقتی که دیسک ساخته میشود تنظیم میشود
sectors کوچکترین فضای دیسک مغناطیسی که توسط کامپیوتر آدرس پذیر است . دیسکک به شیارهای هم مرکز تقسیم میشود و هر شیار به سکتورهایی تقسیم میشود که میتواند به بایتهای داده را ذخیره کند
sector کوچکترین فضای دیسک مغناطیسی که توسط کامپیوتر آدرس پذیر است . دیسکک به شیارهای هم مرکز تقسیم میشود و هر شیار به سکتورهایی تقسیم میشود که میتواند به بایتهای داده را ذخیره کند
double squirrel cage motor موتور قفس سنجابی دوبل موتور با شیار دوبل
fat در سیستم عامل PC فایل داده ذخیره شده روس دیسک که حاوی نام هر فایل ذخیره شده روی دیسک است ونیز محل شورع شیار تاریخ واندازه
fatter در سیستم عامل PC فایل داده ذخیره شده روس دیسک که حاوی نام هر فایل ذخیره شده روی دیسک است ونیز محل شورع شیار تاریخ واندازه
fattest در سیستم عامل PC فایل داده ذخیره شده روس دیسک که حاوی نام هر فایل ذخیره شده روی دیسک است ونیز محل شورع شیار تاریخ واندازه
fats در سیستم عامل PC فایل داده ذخیره شده روس دیسک که حاوی نام هر فایل ذخیره شده روی دیسک است ونیز محل شورع شیار تاریخ واندازه
to let somebody treat you like a doormat <idiom> با کسی خیلی بد رفتار کردن [اصطلاح] [ مثال تحقیر کردن بی محلی کردن قلدری کردن]
unmew رها کردن ازاد کردن ول کردن مرخص کردن بخشودن صرف نظر کرن
discharges اخراج کردن خالی کردن پیاده کردن بار ازاد کردن
discharge اخراج کردن خالی کردن پیاده کردن بار ازاد کردن
countervial خنثی کردن- برابری کردن با- جبران کردن- تلاقی کردن
captures اسیر کردن گرفتار کردن تصرف کردن دستگیر کردن
Recent search history
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com