Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English
Persian
supramundane
مافوق این جهان
Other Matches
second world
جهان دوم . کشورهای پیشرفته اقتصادی سوسیالیستی را جهان دوم نامند
atlases
فرهنگ جهان نما نقشه جهان نما
atlas
فرهنگ جهان نما نقشه جهان نما
supersonic
هواپیمای مافوق سرعت صوت با سرعت مافوق سرعت صوت
superiors
مافوق
superior
مافوق
trancscendent
مافوق
transcendent
مافوق
upmost
مافوق
trans-
مافوق
superordinate
مافوق
superordinates
مافوق
superior order
دستور مافوق
preternatural
مافوق طبیعی
dominant
مقتدر مافوق
superhuman
مافوق انسانی
superior order
امر مافوق
overlords
سرور مافوق
hereinabove
مافوق این
superior
مافوق بالارتبه
superconducter
مافوق هادی
past
بعد از مافوق
overlord
سرور مافوق
supersensory
مافوق احساس
mandating
دستور مافوق
supranational
مافوق ملیت
hypertext
مافوق متن
hyperphyscal
مافوق طبیعت
hypermedia
مافوق رسانه
superiors
مافوق بالارتبه
mandates
دستور مافوق
hypersonic
مافوق فراصوت
mandated
دستور مافوق
mandate
دستور مافوق
supersonic
مافوق صوت
ultrasonics
مافوق صوت
superconducting computers
کامپیوترهای مافوق هادی
supranational
مافوق محدودیتهای ملی
metagnostic
مافوق علم بشر
hypersonic
سرعت مافوق صوت
suoersonic compressor
کمپرسور مافوق صوت
supersonic nozzle
نازل مافوق صوت
supersonic
علم مافوق صوت
supersonic propeller
ملخ مافوق صوت
supersonic turbine
توربین مافوق صوت
ultra
خیلی متعصب مافوق
supersonic
سرعت مافوق صوت
above
مافوق واقع دربالا
beyond one's expectation
مافوق انتظار کسی
supermen
موجود مافوق انسان
superman
موجود مافوق انسان
supersonic tunnel
تونل باد مافوق صوت
hyperphysical
خارق العاده مافوق قوه بدنی ومادی
sonic booms
صدای برخورد هوا با جلوهواپیمای دارای سرعت مافوق صوت
sonic boom
صدای برخورد هوا با جلوهواپیمای دارای سرعت مافوق صوت
it is past cure
از علاجش گذشته است مافوق انست که بتوان علاج کرد
conical flow
تئوری جریانهای مافوق صوت روی صفحات مسطح گوشه دار
rarefaction
جریان مافوق صوت درمجرای همگرا که در ان فشارکاهش یافته و سرعت شدیداافزایش یابد
vales
جهان
macrocosm
جهان
vale
جهان
world
جهان
worlds
جهان
universe
جهان
macrocosms
جهان
the invisible world
جهان ناپدید
faerie
جهان پریان
filmdom
جهان سینما
first world
جهان اول
the vanity of the world
پوچی جهان
free world
جهان ازاد
the old world
جهان کهنه
the next world
جهان اینده
the lower world
جهان پایین
the lower regions
جهان مردگان
here below
دراین جهان
cosmorama
جهان نما
inanimate nature
جهان جمادات
the invisible
جهان ناپدید
orrery
جهان نما
worldview
جهان بینی
outworld
جهان بیرونی
peregrinator
جهان گرد
christenings
جهان مسیحیت
Christendom
جهان مسیحیت
screenland
جهان سینما
nether world
این جهان
open universe
جهان باز
nether world
جهان اینده
infinite universe
جهان باز
infinite universe
جهان نامتناهی
the future
جهان اینده
internationalist
جهان گرا
mineral kingdom
جهان جمادات
weltanschauung
جهان بینی
nether world
جهان پایین
panoramas
جهان نما
panorama
جهان نما
world power
جهان نیرو
all over the world
در سراسر جهان
all the world over
در سراسر جهان
worldly wise
جهان دیده
animal kingdom
جهان جانوران
animals kingdom
جهان جانوران
microcosm
جهان کهین
microcosms
جهان کهین
worldwide
در سرتاسر جهان
underworld
زیرین جهان
world view
جهان بینی
microcosms
جهان کوچک
universe
جهان کیهان
Third World
جهان سوم
worldly-wise
جهان دیده
world test
ازمون جهان
universe of system
جهان سیستم
microcosm
جهان کوچک
earthling
ساکن جهان
expansion of universe
انبساط جهان
the whole world
سراسر جهان
creator the world
جهان افرین
demiurge
جهان افرین
this world of ours
این جهان ما
creator of the world
جهان آفرین
world creating
جهان افرین
cosmography
شرح جهان
finite universe
جهان متناهی
finite universe
جهان بسته
closed universe
جهان متناهی
closed universe
جهان بسته
superlunary
بیرون از این جهان
superlunar
بیرون ازاین جهان
the Classical World
[the Ancient World]
جهان باستانی
[تاریخ]
Antiquity
جهان باستانی
[تاریخ]
superempirical
خارج از جهان مادی
to be born
چشم به جهان گشودن
ultramundane
ماورا جهان ماوراگیتی
the church militant
قاطبه مسیحیان جهان
the back of beyond
دورترین گوشه جهان
theseven wonders of the world
عجایب هفتگانه جهان
the art of the Ancient world
هنر جهان باستان
third world countries
کشورهای جهان سوم
under the sun
در جهان در زیر افتاب
the world is transitory
جهان ناپایدار است
the world and its fullness
جهان وهرچه دراوهست
in ancient times
در اوقات جهان باستانی
oscillating universe
جهان نوسان کننده
mundane affairs
کارهای این جهان
vale
زمین جهان خاکی
intermundane
واقع در میان دو جهان
industrial workers of the world
کارگران صنعتی جهان
demimonde
جهان زنان هرجایی
outward things
جهان برونی یا فاهر
georama
جهان نمای پوک
planisphere
جهان نمای مسطح
atlases
کتاب نقشهء جهان
peregrinations
جهان گردی دربدری
aboral
دورترین نقطه از جهان
all over the world
در همه جای جهان
peregrination
جهان گردی دربدری
atlas
کتاب نقشهء جهان
extramundane
بیرون از جهان یادنیا
vales
زمین جهان خاکی
bow wave
موج ضربهای در سرعتهای مافوق صوت که جلوتر از لبه حمله جسمی که فاقد لبههای تیز میباشد بوجود می اید
super
: پیشوندی است بمعنی مربوط ببالا- واقع درنوک چیزی- بالایی- فوق- برتر- مافوق-ارجح-بیشتر و ابر
moustaches
سطوح ایرودینامیکی که درقسمت جلوی هواپیمای مافوق صوت با بال دلتا شکل و با زاویه حمله زیاد نصب میگردند
ecumenic
وابسته به قاطبه مسیحیان جهان
demiurgic
وابسته به جهان افرین یااهریمن
demiurgeous
وابسته به جهان افرین یااهریمن
third world economies
اقتصاد کشورهای جهان سوم
vegetable kingdom
جهان گیاهان مولود نباتی
to know what's what
ازچیزهاوکارهای جهان اگاه بودن
the whole world
همه دنیا تمامی جهان
transcendentalism
فلسفه خارج جهان مادی
antemundane
مربوط به پیش از افرینش جهان
the developed world
جهان توسعه یافته
[پیشرفته]
premundane
پیش ازافرینش جهان بوده
he passed hence
ازاین جهان رخت بربست
in a battle for world domination
مبارزه برای سلطه جهان
oecumenical
وابسته به قاطبه مسیحیان جهان
oecumenical
جامع مشهوردر سراسر جهان
sinusoidal projection
نقشه جهان نمای مسطح
he passed hence
این جهان را بدرود گفت
the lower world
جهان مردگان عالم اسوات
planisphere
جهان نمای سطح نما
world wide
مشهور جهان متداول درهمه جا
cosmopolitan
وابسته به همه جهان بین المللی
mundane era
تاریخی که مبداان افرینش جهان باشد
supemundane
بالاتراز چیزهای وابسته به این جهان
candidates' matches
رویارویی نامزدهای قهرمانی شطرنج جهان
apple
یکی ازبزرگترین سازندگان ریزکامپیوتر در جهان
the pilgrimage of life
زندگی چندروزه ادمی دراین جهان
apples
یکی ازبزرگترین سازندگان ریزکامپیوتر در جهان
rhadamanthus
نام یکی از داوران جهان پایین
topsy-turvy world
[upside-down world]
جهان سروته
[درهم وبرهم ]
[وارونه ]
time flies
<proverb>
عمر ضایع مکن ای دل که جهان می گذرد
candidates' tournament
تورنمنت نامزدهای قهرمانی شطرنج جهان
ultra
:پیشوندیست بمعنی " ماورا" وماورا فضا" و ماورا حدودوثغور" و برتراز" و"مافوق "و "فرا"
eustatic
مربوط به تغییرات سطح دریادر سرتاسر جهان
utopian
تصوری شخصی که درصدد اصلاح جهان است
America Online
بزرگترین تامین کننده سرویس اینترنت در جهان
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com