Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (18 milliseconds)
English
Persian
property in action
مال قابل مطالبه از طریق قانونی مالکیت مورد حمایت قانون
Other Matches
prescriptive right
حق مالکیت از طریق مرورزمان
declaratory statute
قانون تاکیدی قانونی است که محتوی مطلب جدیدی نیست بلکه لازم الاجرابودن یک قانون سابق را تاکیدو تصریح میکند
trover
دعوی مطالبه قیمت مال مغصوب دعوی مطالبه قیمت مال مورد استفاده بلاجهت
protect home judustry
حمایت صنایع داخلی از طریق وضع حقوق گمرکی سنگین برواردات
illegaly
از طریق غیر قانونی
things in action
اموالی که بالفعل در تصرف شخصی نیستند ولی نسبت به ان ها حقی دارد ومیتواند از طریق طرح دعوی ان ها را مطالبه کند
out law
کسی که از حقوق و حمایت قانونی بهره مند نیست
stick one's neck out
<idiom>
مورد حمایت قراردادن ،ریسک کردن
exigible
قابل مطالبه قابل پرداخت
in law
کسی که تحت حمایت قانون است
demandable
قابل مطالبه
exactable
قابل مطالبه
claimable
قابل مطالبه
escheat
در CLاراضیی را گویند که پس ازفوت مالک به علت عدم وجودوراث قانونی به مالکیت دولت درمی اید
statutory
قانون مدون قانونی
we make it a rule to
قانون ما اینست که ...قانونی داریم که .....
law
قانون مدنی تعقیب قانونی کردن
laws
قانون مدنی تعقیب قانونی کردن
illegal
آنچه قانونی نیست یا مخالف قانون و قوانین باشد
rule of reason
تفسیر کردن قانون به طورغیر عادلانه به منظور حفظ بعضی انحصارات غیر قانونی
actionable
قابل تعقیب قانونی
suable
قابل تعقیب قانونی
DLL
در ویندوز ماکروسافت و OS/2 کتابخانه برنامههای کاربردی که از طریق برنامه اصلی قابل فراخوانی اند
chargeable
<adj.>
قابل تعقیب قانونی
[حقوقی]
rebuttable presumption
فرض قانونی قابل انکار
punishable
<adj.>
قابل تعقیب قانونی
[حقوقی]
penal
<adj.>
قابل تعقیب قانونی
[حقوقی]
actionable
<adj.>
قابل تعقیب قانونی
[حقوقی]
culpable
<adj.>
قابل تعقیب قانونی
[حقوقی]
indictable
<adj.>
قابل تعقیب قانونی
[حقوقی]
conclusive or irrebuttable presumption
فرض قانونی غیر قابل انکار
to enter into force as from
قابل اجرا
[قانونی]
شدن از زمان
denationalization
تبدیل مجدد مالکیت عمومی به مالکیت خصوصی بازگشت به وضع قبل از ملی کردن
prior possession
تصرف به عنوان مالکیت دلیل مالکیت است مگر انکه خلاف ان ثابت شود
applicable law
قانون قابل اجرا
Apple filing protocol
روش ذخیره سازی فایل ها روی سرور شبکه که از طریق یک کامپیوتر Macintosh Apple قابل دستیابی است
dependable
قابل اطمینان مورد اعتماد
declaratory statute
هدف ازتصویب این نوع قانون برطرف کردن شک و تردیدی است که در مورد بعضی قوانین بروز میکند
dynamic link library
در ویندوز ماکروسافت و OS/2 کتابخانه برنامه ها که از طریق برنامه اصلی قابل فراخوانی است
lobbied
تحمیل موضوعی بر دستگاه قانونگذاری به به این ترتیب که موضوعی را به نفع فرد یاطبقه خاص در قالب قانون بریزد لایحهای را از طریق تماس قبلی با نمایندگان مجلس و خواهش از ایشان به تصویب رساندن
lobbies
تحمیل موضوعی بر دستگاه قانونگذاری به به این ترتیب که موضوعی را به نفع فرد یاطبقه خاص در قالب قانون بریزد لایحهای را از طریق تماس قبلی با نمایندگان مجلس و خواهش از ایشان به تصویب رساندن
lobby
تحمیل موضوعی بر دستگاه قانونگذاری به به این ترتیب که موضوعی را به نفع فرد یاطبقه خاص در قالب قانون بریزد لایحهای را از طریق تماس قبلی با نمایندگان مجلس و خواهش از ایشان به تصویب رساندن
protective duty
حقوق و عوارض حمایتی حقوق گمرکی حمایت کننده حقوقی که جهت حمایت ازکالاهای داخلی وضع میگردد
joint ownership
اشتراک در مالکیت مالکیت مشاع
his right of ownership lapsed
حق مالکیت از او سلب شد حق مالکیت او ساقط شد
privacy
قانونی که طبق آن داده شخصی است و توسط کاربران غیر مجاز قابل دستیابی نیست
covenant runing with land
شرط منضم به مالکیت زمین تعهد یا شرطی است مربوط به زمین که جزء لازم ولایتجزای ان محسوب میشودو بنابراین به تنهائی قابل انتقال نیست
authentication
به سند یا رونوشت مصذق ان اعتبار و اقتدار قانونی دادن به نحوی که در مقام اثبات قانونا قابل ارائه باشد
nuncupative will
در CL این وصیت فقط در مورد سربازان و ملوانان در حال خدمت قابل قبول است
graphics
پیش نویس توابعی که دستورات گرافیکی استاندارد ایجاد میکنند مثل رسم خط و... که از طریق برنامه قابل صدا کردن هستند تا نوشتن برنامه را ساده کنند
claim for indemnification
ادعای تضمین خسارت مطالبه پرداخت خسارت مطالبه پرداخت غرامت
rule of law
قانون تساوی افراد در برابرقانون و قابل رسیدگی بودن اعمال مامورین دولت درمحاکم عمومی
cards
تختهای که شامل درایو دیسک سخت است و نیز واسطهای مورد نیاز الکترونیکی که قابل ورود به سیستم هستند
card
تختهای که شامل درایو دیسک سخت است و نیز واسطهای مورد نیاز الکترونیکی که قابل ورود به سیستم هستند
modem
وسیلهای که امکان ارسال داده از طریق خط تلفن با تبدیل کردن سیگنال دودویی از کامپیوتر به سیگنال آنالوگ صوتی ه قابل ارسال روی خط تلفن است فراهم می :ند
to lay down a rule
قانونی را درست کردن قانونی را وضع نمودن
subroutine
بخشی از برنامه که تابع مورد نظر را انجام میدهد و در هر زمان از داخل برنامه اصلی قابل فراخوانی است
separation of ownership and control
جدائی مالکیت از کنترل جدائی مالکیت از مدیریت
charges
عهده وتعهد و الزامی که بر شخص باشد حقی که در مورد ملکی وجود داشته باشد خطابهای که رئیس محکمه پس از ختم دادرسی خطاب به هیات منصفه ایراد و ضمن خلاصه کردن شهادتهای داده شده مسائل قانونی لازم را برای ایشان تشریح میکند
charge
عهده وتعهد و الزامی که بر شخص باشد حقی که در مورد ملکی وجود داشته باشد خطابهای که رئیس محکمه پس از ختم دادرسی خطاب به هیات منصفه ایراد و ضمن خلاصه کردن شهادتهای داده شده مسائل قانونی لازم را برای ایشان تشریح میکند
EXE file
در یک سیستم عامل مشخصه سه حرفی نام فایل که بیان میکند فایل حاوی داده دودویی برنامه است . فایل مستقیم از طریق سیستم عامل قابل اجراست
legalism
رستگاری از راه نیکوکاری افراط در مراعات قانون اصول قانون پرستی
forced sale
فروش چیزی به حکم قانون و به طریقی که قانون معین کرده است
the law is not retroactive
قانون شامل گذشته نمیشود قانون عطف بماسبق نمیکند
code
قانون بصورت رمز دراوردن مجموعه قانون تهیه کردن
IrDA
روش استاندارد برای انتقال اطلاعات از طریق اشعه نوری . برای انتقال اطلاعات در کامپیوترهای قابل حمل یا PDA به یک چاپگر یا صفحه تصویر. برای این منظور کامپیوتر و چاپگر باید پورت IrDA داشته باشند
automatic release date
تاریخ انقضای عمر قانونی وسایل سررسید عمر قانونی
law of procedure
قانون اصول محاکمات قانون شکلی
claim
مطالبه
claims
مطالبه
claiming
مطالبه
claimed
مطالبه
demanded
مطالبه
demands
مطالبه
demand
مطالبه
cleanest
کامپیوتری که کمترین کد پایه ROM مورد نیاز را برای راه اندازی سیستم از دیسک دارد. هر زبان مورد نیاز هم باید بار شود
cleaned
کامپیوتری که کمترین کد پایه ROM مورد نیاز را برای راه اندازی سیستم از دیسک دارد. هر زبان مورد نیاز هم باید بار شود
cleans
کامپیوتری که کمترین کد پایه ROM مورد نیاز را برای راه اندازی سیستم از دیسک دارد. هر زبان مورد نیاز هم باید بار شود
clean
کامپیوتری که کمترین کد پایه ROM مورد نیاز را برای راه اندازی سیستم از دیسک دارد. هر زبان مورد نیاز هم باید بار شود
canon
قانون کلی قانون شرع
say's law
قانون سی . براساس این قانون
penal statute
قانون جزایی قانون مجازات
canons
قانون کلی قانون شرع
claimant
مطالبه کننده
claiming
مطالبه کردن
demand note
مطالبه نامه
claimed
مطالبه کردن
exaction
مطالبه بزور
claims
مطالبه کردن
charges
مطالبه بها
charge
مطالبه بها
demander
مطالبه کننده
omittance is no quit tance
مطالبه نکردن
claim
مطالبه کردن
demanded
درخواست مطالبه
demands
مطالبه کردن
energy demand
مطالبه انرژی
demands
درخواست مطالبه
undercharge
کم مطالبه کردن از
demand
درخواست مطالبه
asked
<adj.>
<past-p.>
مطالبه شده
claimed
<adj.>
<past-p.>
مطالبه شده
demanded
<adj.>
<past-p.>
مطالبه شده
demand
مطالبه کردن
to call in
مطالبه کردن
demanded
مطالبه کردن
unclaimed
مطالبه نشده
legitimated
عذر قانونی قانونی
legitimates
عذر قانونی قانونی
legitimating
عذر قانونی قانونی
legitimate
عذر قانونی قانونی
demands
مطالبه تقاضا کردن
demand
مطالبه تقاضا کردن
demanded
مطالبه تقاضا کردن
claim under a guarantee
مطالبه تحت ضمانتنامه
unasked
مطالبه نشده ناپرسیده
claim guarantee form
مطالبه پرداخت ضمانتنامه
to make a demand on somebody
مطالبه کردن از کسی
exigible
خواستنی مطالبه کردنی
exacts
بزور مطالبه کردن
exact
بزور مطالبه کردن
exacted
بزور مطالبه کردن
guild socialism
سوسیالیسم صنفی عقیده کسانی که درعین اعتقاد به سوسیالیسم معتقد به ایجاد سیستم عدم تمرکز در مورد اصناف ودادن ازادی بیشتر به انهابودند و کنترل دولتی صاحبان حرف را جایز نمیشمردند واز این نظر گرایش ایشان به سندیکالیسم قابل توجه است
buyer's option to duble
مقداربیشتری از مبیع مطالبه کند
exact
عین به زور مطالبه کردن
exacted
عین به زور مطالبه کردن
time deposits
مطالبه نقدی موجل از بانک
exacts
عین به زور مطالبه کردن
authorized stoppage
برداشت قانونی از حقوق افرادکسورات قانونی از حقوق
marginal productivity law
قانون بازدهی نهائی قانون بهره وری نهائی ب_راساس این ق__انون با اف_زایش یک عامل تولید با ف_رض ثابت بودن سایر ع__وامل تولیدنهائی نهایتا کاهش خواهدیافت
seller's option to duble
از مقدار مبیع کم یا ثمن بیشتری مطالبه کند
pray in aid
دعوی مطالبه منافع ناشی ازمحتویات یک سند
implied trust
امانت فرضی حالتی است که کسی به حکم مندرج در قانون و یاجمع شدن شرایطی که قانون پیش بینی کردن عنوان امین می یابد و یا در موردی مسئول تلقی میشود بدون انکه شخصا" به این امرتمایل داشته باشد
lee
حمایت
protectorship
حمایت
protection
حمایت
auspices
حمایت
belay
حمایت
abetment
حمایت
vindication
حمایت
advocation
حمایت
patronage
حمایت
sponsorship
حمایت
in suppotrtof
به حمایت
aided
حمایت
aiding
حمایت
support
حمایت
aid
حمایت
egis
حمایت
propritorship
مالکیت
possession
مالکیت
support
حق مالکیت
dominium
مالکیت
ownership
مالکیت
acquisitions
مالکیت
dominion
حق مالکیت
ownership right
حق مالکیت
acquisition
مالکیت
right of ownership
حق مالکیت
proprietorship
مالکیت
proprietorial right
حق مالکیت
ownership
حق مالکیت
protects
حمایت کردن
vindicable
حمایت کردنی
vindicative
حمایت امیز
to agitate
[for]
حمایت کردن
partisanship
هواخواهی حمایت
price support
حمایت قیمت
maintenance
حمایت خرجی
to defend
[from]
حمایت کردن
[از]
price support
حمایت قیمتی
shelter
محافظت حمایت
protecting
حمایت کردن
support
حمایت کردن
to take under one's wing
حمایت کردن
protection
حراست حمایت
vindicated
حمایت کردن از
vindicate
حمایت کردن از
belayer
حمایت کننده
defends
حمایت کردن
sustain
حمایت کردن از
sustained
حمایت کردن از
upholds
حمایت کردن از
aid
حمایت کردن
uphold
حمایت کردن از
aided
حمایت کردن
aiding
حمایت کردن
maintenance of membership
حمایت از عضویت
maintrain
حمایت کردن از
sustains
حمایت کردن از
dynamic balay
حمایت متحرک
vindicating
حمایت کردن از
vindicates
حمایت کردن از
overprotection
حمایت مفرط
defend
حمایت کردن
covering a man
حمایت فوروارد
emotional support
حمایت عاطفی
propugn
حمایت کردن از
shelters
محافظت حمایت
defended
حمایت کردن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com