English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English Persian
as like as two peas مانند سیبی که دو نیم کرده باشند
Other Matches
like two peas in a pod <idiom> مثل سیبی که از وسط دو نیم کرده باشند.
You can teel they're brothers, they're like two peas in a pod. با یک نگاه می توان تشخیص داد که برادرند، مثل سیبی هستند که از وسط دو نیم کرده باشند.
scarf joint جایی که دو سر تیر رانیم ونیم کرده با هم جفت کرده باشند
covenantee کسیکه باوپیمانی کرده باشند متعهدله
vacuum concrete ملات بتنی که هوای انرا توسط ویبراتور تخلیه کرده باشند
scarf weld جایی که دو میل اهن را نیم ونیم کرده باهم جوش داده باشند
He stands there like a duck in a thunder storm. <idiom> مانند خر در گل گیر کرده. [اصطلاح مجازی]
to never let yourself get to thinking like them <idiom> نگذارند که نفوذ بقیه مردم مجبورشان بکند طرز فکر مانند بقیه مردم داشته باشند [اصطلاح روزمره]
malic سیبی
Applegreen <adj.> <noun> سبز سیبی
colony گروهی ا ز مردم یک کشور که جایی دور از کشورشان مستقر شده باشند ولی تابع قوانین و حکومت کشورشان در آنجا باشند
to peel an apple پوست سیبی را گرفتن
a crunchy apple سیبی برشته و ترد
anti- ورودی ها درست باشند و وقتی نادرست است که ورودی ها مشابه باشند
To pick an apple off the tree. سیبی را از درخت کندن [چیدن] .
pomiferous دارای میوههای سیبی شکل
pome میوه سیبی گلوله یا کره
burgers تکهای گوشت سرخ کرده یاکباب کرده که برای تهیه ساندویچ بکارمیرود
burger تکهای گوشت سرخ کرده یاکباب کرده که برای تهیه ساندویچ بکارمیرود
swiss steak گوشت خرد کرده مخلوط با اردوچاشنی سرخ کرده
I have a tooth abscess. دندانم ماده کرده ( چرک کرده )
symmetric difference تابع منط قی که خروجی آن وقتی درست است که یکی از ورودی ها درست باشند و وقتی نادرست است که هر دو ورودی مثل هم باشند
equality تابع منط قی که وقتی خروجی آن درست است که یا دو ورودی درست باشند و وقتی نادرست است که ورودی ها مثل هم باشند
except تابع منط قی که مقدار آن وقتی درست است که هر دو ورودی درست باشند. و وقتی نادرست است که ورودی ها مشابه باشند
bushbaby گونههای نخستیان میمون مانند جنگلهای حارهی افریقا از تیرهی Galagidae که شبگرد هستند و چشمان درشت و دم پرپشت و جارو مانند دارند
bushbabies گونههای نخستیان میمون مانند جنگلهای حارهی افریقا از تیرهی Galagidae که شبگرد هستند و چشمان درشت و دم پرپشت و جارو مانند دارند
fossiliferous فسیل مانند سنگواره مانند
lamellate لایه مانند ورقه مانند
best gold تیری که نزدیک به نشان اصابت کرده تیری که نزدیک به مرکزهدف اصابت کرده باشد
array می باشند
the like of you باشند
arrays می باشند
adjustable wheel چرخ تنظیم پذیر [مانند بلندی] [چرخ تطبیق پذیر] [مانند نوع جاده]
shearling چیده باشند
implication B درست باشند
implications B درست باشند
inclusion B درست باشند
to be tuned in to a channel کانالی را گرفته باشند
to be of the opinion that ... به این عقیده باشند که ...
draught beer ابجوی که درچلیک شیردارریخته باشند
cradle scythe داسی که درچهارچوب کارگذاشته باشند
beer on draught ابجوی که درچلیک شیردارریخته باشند
they are t of their doctrines موافب اصول خودمی باشند
silver inwrought with gold سیمینهای که زردر ان کارکرده باشند
corporations که دارای شخصیت حقوقی باشند
corporation که دارای شخصیت حقوقی باشند
dish water ابی که دران فرف شسته باشند
lashkar گروهی از قبایل هندی که مسلح باشند
recognized asylum seeker پناهنده سیاسی [که درخواستش را پذیرفته باشند]
velvet powdered with pearls مخملی که روی انرابادانههای مرواریداراسته باشند
dish wash ابی که دران فرف شسته باشند
picked quarrel نزاعی که با بهانه یا عمداراه انداخته باشند
paralleling اگر به توجه نیاز داشته باشند
floating harbour لنگرگاهی که ازموج شکنهای شناورساخته باشند
parallelled اگر به توجه نیاز داشته باشند
paralleled اگر به توجه نیاز داشته باشند
hippocras شرابی که بان ادویه زده باشند
parallel اگر به توجه نیاز داشته باشند
person entitled to asylum پناهنده سیاسی [که درخواستش را پذیرفته باشند]
special troops یکانهای مخصوصی که به لشگرمامور شده باشند
asylee پناهنده سیاسی [که درخواستش را پذیرفته باشند]
parallels اگر به توجه نیاز داشته باشند
pinole ارد ذرت بو داده که با شکرامیخته باشند
parallelling اگر به توجه نیاز داشته باشند
sexto کتابی که هر برگ انرا 6بارتاه زده باشند
lateral route جاده هایی که به موازات خط لجمن قرارداشته باشند
mixed marriage پیوند مرمانی که از دو نژاد یادو کیش باشند
i p that they are both gone احتمال کلی می دهم که هردو رفته باشند
corporative state حکومتی که صاحبان کلیه مشاغل در ان شریک باشند
sparse array ارایهای که در ان اکثرورودی ها دارای مقدار صفرمی باشند
octet گروهی از هشت بیت که به صورت یک واحد باشند
The applicants must be above [over] the age of 18. متقاضیان بایستی از هجده سال به بالا باشند
funded debt وامی که دربرابران وجوهی رااختصاص داده باشند
whitleather پوستی که با زاج انرا خوراک داده باشند
lipoprotein مواد پروتئینی که حاوی مقداری چربی باشند
theocracy حکومتی که زمامداران اصلی ان پیشوایان مذهبی باشند
theocracies حکومتی که زمامداران اصلی ان پیشوایان مذهبی باشند
perfunctoriness چگونگی کاری که سرسری انجام داده باشند
duett قطعهای که برای دوخواننده یادونوازنده ساخته باشند
varicosity جایی که چند سیاهرگ گشاد شده باشند
jump instruction پرسش شرطی در صورتی که پرچم یا ثبات صفر باشند
scrap book مجموعه عکس هاوقطعاتی که از کتابهای دیگر بریده باشند
shot group گروه گلوله هایی که نزدیک هم به هدف خورده باشند
Shoppers were scrambling to get the best bargains. خریداران تقلا می کردند بهترین معامله را داشته باشند.
Afro- پیشنود به معنی آمریکایی که خانواده او از آفریقا آمده باشند.
display tolerance میزان دقتی که با ان اطلاعات گرافیکی می توانند خروجی باشند
to greenwash نشان دادن که انگاری نگران محیط زیست باشند
peering هر دو وسیله مشابه که در سطح پروتکل شبکه یکسان باشند
alternated که دو اپراتور می توانند به یک فایل همزمان دستیابی داشته باشند
alternates که دو اپراتور می توانند به یک فایل همزمان دستیابی داشته باشند
alternate که دو اپراتور می توانند به یک فایل همزمان دستیابی داشته باشند
peer هر دو وسیله مشابه که در سطح پروتکل شبکه یکسان باشند
peered هر دو وسیله مشابه که در سطح پروتکل شبکه یکسان باشند
So much for our holiday. این هم از تعطیلاتمان. [یک چیزی یا موقعیتی نگذاشت تعطیلات داشته باشند.]
pack توافق وقتی چندین موضوع مختلف همزمان موافق باشند
fewest تعداد 7 هواپیما یا کمتر از ان که در درگیری هوایی شرکت داشته باشند
packaged توافق وقتی چندین موضوع مختلف همزمان موافق باشند
intercalated strata چینه هایی که ازروی بی ترتیبی در میان چینههای دیگرقرارگرفته باشند
package توافق وقتی چندین موضوع مختلف همزمان موافق باشند
radialengine موتوری که استوانههای ان بشکل پرههای چرخ قرارگرفته باشند موتورچرخی
wraparound کمر بند یا چیزی که دور بدن شخصی بسته باشند
packs توافق وقتی چندین موضوع مختلف همزمان موافق باشند
identity matrix ماتریسی مربع که در ان کلیه عناصرقطر اصلی یک و سایر عناصرصفر باشند
That's the end of our holiday. این هم از تعطیلاتمان. [یک چیزی یا موقعیتی نگذاشت تعطیلات داشته باشند.]
packages توافق وقتی چندین موضوع مختلف همزمان موافق باشند
driven well چاهی که بوسیله فروبردن لوله کنده وبا اب رسانده باشند
balance برنامه ریزی برای چیزی با اینکه دو بخش معادل باشند
hanging committee انجمنی که عهده دارچسباندن یا اویختن عکس هایی درنمایش باشند
fewer تعداد 7 هواپیما یا کمتر از ان که در درگیری هوایی شرکت داشته باشند
balances برنامه ریزی برای چیزی با اینکه دو بخش معادل باشند
few تعداد 7 هواپیما یا کمتر از ان که در درگیری هوایی شرکت داشته باشند
equivalence تابع منط قی که وقتی درست است همه ورودی ها مشابه باشند
manhood suffrage حق رای یا ا انتخاب که بمردهایی داده میشود که دارای سال قانونی باشند
NOR function = تابع منط قی که خروجی آن وقتی نادرست است که ورودی درست باشند
cont line فاصله میان رشتههای طناب یاچلیک هایی که تنگ هم چیده باشند
radialized دارای میله هایی که پرتووارمنشعب شده باشند مرتب بشکل پرتو
cartels اتحادیه شرکتهایی که سعی دارند بازار کالایی را دراختیار خود داشته باشند
unit matrix ماترسی که عناصر قطر اصلی همگی برابر یک و بقیه عناصرش صفر باشند
pcm شرکت تولید کننده تختههای جانبی که سازگار کامپیوتر تولیدکننده دیگر باشند
highlighted حروف یا نشانه هایی که برجسته به نظر می رسند تا از بقیه متن مجزا باشند
cartel اتحادیه شرکتهایی که سعی دارند بازار کالایی را دراختیار خود داشته باشند
highlights حروف یا نشانه هایی که برجسته به نظر می رسند تا از بقیه متن مجزا باشند
highlight حروف یا نشانه هایی که برجسته به نظر می رسند تا از بقیه متن مجزا باشند
packets گروه مشابهی که از نظراموزش و تخصص برای ماموریت معینی انتخاب شده باشند
identities تابع منط قی که تنها خروجی آن درست است که عملوندها یک ارزش را داشته باشند
galantine خوراک سرد گوشت گوساله وجوجه و دیگر جانوران که استخوان ان را در اورده باشند
identity تابع منط قی که تنها خروجی آن درست است که عملوندها یک ارزش را داشته باشند
packet گروه مشابهی که از نظراموزش و تخصص برای ماموریت معینی انتخاب شده باشند
optical قابل تشخیص باشند توسط علامت خوان نوری و وارد کامپیوتر شوند
soufflTs پف کرده
infusion دم کرده
i am 0 rials out of pocket کرده ام
puffed <adj.> پف کرده
puffed out <adj.> پف کرده
puffy <adj.> پف کرده
turgid <adj.> پف کرده
unconsciously غش کرده
off the trail پی گم کرده
beastby کرده
bloat پف کرده
infusions دم کرده
puff pastry پف کرده
tumid <adj.> پف کرده
souffles پف کرده
gelid یخ کرده
souffle پف کرده
bouffant پف کرده
unconscious غش کرده
filter مدار الکترونیکی که فرکانسهای خاص اجازه عبور میدهد و دیگران باید متوقف باشند
reversing وضعیتی که درآن ترمینالهای مثبت ومنفی ترکیب شده باشند, ودرنتیجه قطعه کارنمیکند
reverses وضعیتی که درآن ترمینالهای مثبت ومنفی ترکیب شده باشند, ودرنتیجه قطعه کارنمیکند
reversed وضعیتی که درآن ترمینالهای مثبت ومنفی ترکیب شده باشند, ودرنتیجه قطعه کارنمیکند
pert تعریف کارها و زمانی که هر یک نیاز دارند که برای رسیدن به هدف مرتب شده باشند
mark نوشتن حروف با جوهر مغناطیسی یا هادی که بعدا توسط ماشین قابل خواندن باشند
minimal tree درfکه گرههای آن به روش بهینه سازماندهی شده اند تا بیشترین کارایی را داشته باشند
odder سیستم بررسی خطا که هر مجموعه بیتهای آن باید تعداد فردی کی دودویی داشته باشند.
transient پرسنلی که در حال نقل و انتقال می باشند درحال توقف یا لنگر موقت درفرودگاه یا بندر
reverse وضعیتی که درآن ترمینالهای مثبت ومنفی ترکیب شده باشند, ودرنتیجه قطعه کارنمیکند
bill of attainder لایحه قانونی مصادره اموال کسانی که به علت خیانت یاجنایت محکوم شده باشند
filters مدار الکترونیکی که فرکانسهای خاص اجازه عبور میدهد و دیگران باید متوقف باشند
transients پرسنلی که در حال نقل و انتقال می باشند درحال توقف یا لنگر موقت درفرودگاه یا بندر
oddest سیستم بررسی خطا که هر مجموعه بیتهای آن باید تعداد فردی کی دودویی داشته باشند.
odd سیستم بررسی خطا که هر مجموعه بیتهای آن باید تعداد فردی کی دودویی داشته باشند.
nonaligned که به درستی در ارتباط با یکیدرگ قرار نگرفته اند تا کار این بهینه داشته باشند
marks نوشتن حروف با جوهر مغناطیسی یا هادی که بعدا توسط ماشین قابل خواندن باشند
fried سرخ کرده
nodular ورم کرده
farci دلمه کرده
blubbery ورم کرده
off the track ازخط پی گم کرده
bendon نیت کرده
puffy <adj.> باد کرده
deep rooted ریشه کرده
wedded ازدواج کرده
tinned قوطی کرده
restrained لگام کرده
warm infusion چیز دم کرده
iced خنک کرده
distent ورم کرده
carpeted فرش کرده
decorated زینت کرده
billowy باد کرده
ventricular باد کرده
full-grown رشدکامل کرده
baggily بطورباد کرده
full grown رشدکامل کرده
tumescent ورم کرده
overage کم رشد کرده
knotted ازدحام کرده
airless گرفته یا دم کرده
hidden پنهان کرده
ghi کره اب کرده
in flower شکوفه کرده
iced ppa خنک کرده
educated تحصیل کرده
puffed <adj.> ورم کرده
puffed out <adj.> ورم کرده
puffy <adj.> ورم کرده
refined تمیز کرده
ghee کره اب کرده
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com