English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 166 (8 milliseconds)
English Persian
relative maximum ماکزیمم نسبی
Other Matches
saddle point منطقه تعادل در تئوری بازیهاهنگامیکه ماکزیمم مینیمم هابا مینیمم ماکزیمم ها برابراست و استراتژی مطلق وجوددارد
maximum ماکزیمم
labor theory of value براساس این نظریه قیمتهای نسبی کالاها به مقادیر نسبی کارکه در تولید ان کالاهابکاررفته بستگی دارد بخش عمدهای از اقتصاد مارکس برپایه نظریه ارزش کارقرار دارد
peak نقطه ماکزیمم
peaking نقطه ماکزیمم
peaks نقطه ماکزیمم
maximum temperature دمای ماکزیمم
actual maximum flowline ماکزیمم خط ابدهی حقیقی
maximin ماکزیمم مجموعهای ازمینیمم ها
cold rating خروجی ماکزیمم موتور جت بدون استفاده از سیستم پس سوز
extend فایل که قابل افزودن است یا هیچ اندازه ماکزیمم ندارد
rated through put ماکزیمم توان عملیاتی ممکن برای یک دستگاه داده پردازی
extending فایل که قابل افزودن است یا هیچ اندازه ماکزیمم ندارد
extends فایل که قابل افزودن است یا هیچ اندازه ماکزیمم ندارد
wave trough نقطه می نیمم یا ماکزیمم منفی دامنه در نیمه راه بین دو قله موج
relative plot موقعیت نسبی ناوها یاهواپیماها به هم ثبت نسبی موقعیت ناوها
sale maximization به حداکثر رسانیدن فروش ماکزیمم فروش
comparatives نسبی
proportional نسبی
comparative نسبی
self relative نسبی
consanguineous نسبی
relative code کد نسبی
proportional limit حد نسبی
respective نسبی
relative نسبی
relative humidity نم نسبی
relative address نشانی نسبی
relationship by bood قرابت نسبی
relative address آدرس نسبی
relative maximum حداکثر نسبی
proportional tax مالیات نسبی
relative jurisdiction صلاحیت نسبی
relative income درامد نسبی
relative permitivity گذردهی نسبی
persons related to another by descent اقارب نسبی
persons related to another by parentage اقارب نسبی
relative permeability نفوذپذیری نسبی
relative nullity بطلان نسبی
proportional liability partnership شرکت نسبی
relative importance اهمیت نسبی
relative movement حرکت نسبی
relative motion حرکت نسبی
relative minimum حداقل نسبی
relative majority اکثریت نسبی
relative harmonic content مانده نسبی
relative density دانسیته نسبی
relative frequency بسامد نسبی
relative error خطای نسبی
relative density چگالی نسبی
relative bearing گرای نسبی
relative bearing جهت نسبی
relative minimum می نیمم نسبی
relative location ترتیب نسبی
relative compaction تراکم نسبی
relative dispersion پراکندگی نسبی
relative precision دقت نسبی
proportional representation انتخابات نسبی
specific gravity چگالی نسبی
sanguinity قرابت نسبی
blood relationship خویشاوندی نسبی
blood relationship قرابت نسبی
relationship by blood خویشاوندی نسبی
relationship by blood قرابت نسبی
relativism نسبی نگری
comparative advantage برتری نسبی
specific gravities چگالی نسبی
relative خودی نسبی
whole blood قرابت نسبی
relativity فرضیه نسبی
stranger in blood غیر نسبی
relative humidity رطوبت نسبی
genealogical نسبی شجرهای
sib منسوب نسبی
self relative address نشانی نسبی
comparative advantage مزیت نسبی
comparative costs هزینههای نسبی
emissivity تابش نسبی
relative solvation حلالپوشی نسبی
fractional error خطای نسبی
relative solubility انحلالپذیری نسبی
ipsative scale مقیاس نسبی
ipsative score نمره نسبی
relative prices قیمتهای نسبی
relative term لفظ نسبی
distortion factor مانده نسبی
relative value مقدار نسبی
comparative cover پوشش نسبی
relativeness نسبی بودن
relative wind باد نسبی
consanguinity قرابت نسبی
relative viscosity گرانروی نسبی
relative velocity سرعت نسبی
relative supersaturation ابر سیری نسبی
relativity of knowledge نسبی بودن دانش
relative value of pieces ارزش نسبی سوارها
true air speed سرعت نسبی هواپیما
relativize بصورت نسبی در اوردن
relative refractory period دوره بی پاسخی نسبی
sound level شدت نسبی صوت
a matter of relative importance موضوعی با اهمیت نسبی
relative bearing سمت نسبی ناو
purchasing power parity نرخ نسبی مبادله
strain تغییر شکل نسبی
strain افزایش طول نسبی
of relative importance دارای اهمیت نسبی
strains تغییر شکل نسبی
strains افزایش طول نسبی
employment rate میزان نسبی اشتغال
cultural relativism نسبی نگری فرهنگی
relative addressing نشان دهی نسبی
relative income hypothesis فرضیه درامد نسبی
relative addressing نشانی دهی نسبی
relative dielectric constant ثابت دی الکتریک نسبی
relative deformation تغییر شکل نسبی
relative coordinate system دستگاه مختصات نسبی
relative coding برنامه نویسی نسبی
relative coding برنامه نویس نسبی
recession کسادی یا ورشکستگی نسبی و ملایم
recessions کسادی یا ورشکستگی نسبی و ملایم
comparative ve اشتباه نسبی سرعت ابتدایی
strain at failure افزایش طول نسبی درگسیختگی
bulk strain تغییر شکل نسبی حجمی
coefficient of relative efficiency organ ضریب نسبی کارایی سازمان
relativity فلسفه نسبیه نسبی بودن
differential susceptibility and permeabi مغناطیس پذیری و نفوذپذیری نسبی
california bearing ratio توان باربری نسبی کالیفرنیا
linear strain تغییر شکل نسبی خطی
lateral strain تغییر شکل نسبی جانبی
increase of strain افزایش تغییر طول نسبی
simple strain تغییر طول نسبی ساده
bel واحد شدت نسبی توان
elastic strain تغییر شکل نسبی ارتجاعی
strain energy انژی حاصل از تغییر شکل نسبی
stress strain curve منحنی تنش به افزایش طول نسبی
elasticity of factor substitution وقتی که قیمت نسبی عوامل تغییرمیکند .
difference chart جدول تعیین سمت و برد نسبی
cold straining تغییر بعد نسبی در حالت سرد
stress strain diagram نمودار تنش و تغییر بعد نسبی
adjustable proportional module نیمه مدول نسبی با سقف تنظیم شونده
superaerodynamics ایرودینامیک مربوط به سرعتهای نسبی زیاد ودانسیته کم
strain hardening سخت شدن فلز دراثر تغییرشکل نسبی
limiting speed بیشترین سرعت نسبی فاهری هواپیمایی با شکل معین
rotor incidence زاویه بین سطوح عمود برمحور دوران و باد نسبی
grade الگوی لباس ارزش نسبی سنگ معدنی درجه موادمعدنی
grades الگوی لباس ارزش نسبی سنگ معدنی درجه موادمعدنی
critical angle of attack زاویه بین محور طولی هواپیما و جهت جریان نسبی هوا
rammed افزایش فشار در لوله و غیره که روبروی جهت حرکت نسبی باد قرار گرفته
ram افزایش فشار در لوله و غیره که روبروی جهت حرکت نسبی باد قرار گرفته
relative income hypothesis براساس این نظریه که توسط جیمزدوزنبری بیان شده مصرف تابع درامد نسبی
rams افزایش فشار در لوله و غیره که روبروی جهت حرکت نسبی باد قرار گرفته
tristimulus values مقادیر نسبی یه رنگ اصلی که برای ایجاد رنگهای دیگر باهم ترکیب می شوند
pitch control کنترل دوران هواپیما حول محور عرضی در هواپیماهای عمود پروازو در سرعت نسبی کم یا صفر
sailwing هواپیمایی که بالهای ان تنهادرصورت وجود باد نسبی شکل و برش نمای یک ایرفویل را به خود میگیرند
vertical take off and landing هواپیمایی که بدون داشتن سرعت نسبی قادر به برخاستن از سطح زمین معلق ماندن در هوا و فرودمجدد باشد
income effect اثر درامدی تغییر در مقدارتقاضای کالا در نتیجه تغییردرامد واقعی بدون تغییر درقیمتهای نسبی کالاها
conservation [darn] مرمت و رفوگری فرش که بیشتر بصورت عمل مکانیکی بوده و جهت جلوگیری از پیشرفت خرابیو اصلاح نسبی خسارت وارد شده صورت می گیرد
pitot static system سیستم نشان دهندهای که باترکیبی از فشار محلی تغذیه میشود اختلاف این دو فشار باسرعت نسبی فاهری متناسب است
brinell hardness سنجش سختی نسبی اجسام جامد یا صلب توسط اندازه گیری میزان فرورفتگی ناشی از فشردن گلوله 01 میلیتری سخت روی سطح فلز موردازمایش
lenz' law جریان القاء شده در یک مدار که نسبت به یک میدان مغناطیسی دارای حرکت نسبی است میدانی در جهت مخالف میدان اصلی بوجودمی اورد
relative humidity رطوبت نسبی [مقدار این رطوبت در فضای کارگاه بافت حائز اهمیت بوده و کم یا زیاد بودن آن اثر مستقیم بر کار بافنده می گذارد.]
comparative cover پوشش گاه بگاه منطقه یاوسایل پوشش نسبی منطقه
vortex ring state حالت کاری رتور اصلی رتورکرافت که در ان جهت جریان رتور در خلاف جریان نسبی قائم خارج دیسک رتور وتراست رتور میباشد
loom time مدت زمان بافت [از زمان چله کشی تا جدا کردن فرش بافته شده از دار و مبنای تعیین ساعات کار مفید، وقت حقیقی لازم جهت اتمام فرش و قیمت نسبی فرش می باشد.]
voluntary manslaughter قتل غیر عمد با سوء نیت نسبی عبارت از حالتی است که قاتل در اثر غلبه هیجان و غلیان احساسات مرتکب قتلی شودکه در ان رکن عمد به طورکامل موجود نیست و در عین حال قتل غیر عمد هم محسوب نمیشود
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com