English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (38 milliseconds)
English Persian
interchange مبادله کردن عوض کردن مبادله کالا بین دو کشتی
interchanged مبادله کردن عوض کردن مبادله کالا بین دو کشتی
interchanges مبادله کردن عوض کردن مبادله کالا بین دو کشتی
interchanging مبادله کردن عوض کردن مبادله کالا بین دو کشتی
Other Matches
double coincidence of wants زیرا هرطرف مبادله باید کالائی را به بازار عرضه کند که طرف دیگر مبادله به ان نیاز دارد ونیز شرایط مبادله باید موردتوافق طرفین مبادله باشد
passing action عملیات رد و بدل کردن کالا وتدارکات مبادله تدارکات
traffic مبادله کالا
interchanged مبادله کالا
trafficking مبادله کالا
traffics مبادله کالا
interchange مبادله کالا
commodity exchange مبادله کالا
trafficked مبادله کالا
interchanging مبادله کالا
interchanges مبادله کالا
trade مزاحمت مبادله کالا
traded مزاحمت مبادله کالا
cartel ship کشتی مخصوص مبادله اسیران جنگی کشتی محل مذاکرات جنگی
swaps مبادله کردن
swapped مبادله کردن
swap مبادله کردن
exchanges مبادله کردن
interchanged مبادله کردن
interchanges با هم مبادله کردن
swopped مبادله کردن
swopping مبادله کردن
interchanged با هم مبادله کردن
interchanging مبادله کردن
exchange مبادله کردن
interchanging با هم مبادله کردن
interchanges مبادله کردن
trade in مبادله کردن
swops مبادله کردن
trade-in مبادله کردن
interchange با هم مبادله کردن
exchanging مبادله کردن
exchanged مبادله کردن
trade-ins مبادله کردن
traded مبادله کردن
intercommunicate مبادله کردن
interchange مبادله کردن
swop مبادله کردن
chaffer مبادله کردن
to barter for مبادله کردن
trade مبادله کردن
traded داد و ستد کردن مبادله یا معاوضه کردن حرفه
trade داد و ستد کردن مبادله یا معاوضه کردن حرفه
exchanged صرافی مبادله کردن
swap in مبادله کردن به داخل
swap out مبادله کردن به خارج
to spar at each other مبادله کلام کردن
exchanged مبادله کردن تعویض
exchanging مبادله کردن تعویض
exchanges صرافی مبادله کردن
exchange صرافی مبادله کردن
exchanges مبادله کردن تعویض
lay to مبادله ضربات کردن
exchanging صرافی مبادله کردن
exchange مبادله کردن تعویض
commmute تغییر دادن مبادله کردن
to exchange something [for something] مبادله کردن [چیزی را با چیز دیگری]
dicker مبادله کردن پوست حیوانات معامله جنسی
exchange control نظارت دولت بر مبادله ارز کنترل مبادله ارز توسط دولت
stowage حق انبارداری انبار کردن کالا در کشتی
plundrage غارت کردن کالا ازعرشه کشتی
talks مبادله
trade-ins مبادله
swapping مبادله
exchanging مبادله
interchange مبادله
trade-in مبادله
talked مبادله
bartering مبادله
reciprocation مبادله
trucks مبادله
trucking مبادله
trucked مبادله
barters مبادله
truck مبادله
talk مبادله
barter مبادله
bartered مبادله
exchanged مبادله
interchanges مبادله
interchanging مبادله
interchanged مبادله
bater مبادله
trade in مبادله
exchange مبادله
exchanges مبادله
exchanging مرکز مبادله
terms of trade شرایط مبادله
changes تعویض مبادله
foreign exchange مبادله خارجی
terms of trade رابطه مبادله
inconvertible مبادله ناپذیر
exchange rates نرخ مبادله
exchanged مبادله پول
interchangeable قابل مبادله
reciprocal trading مبادله متقابل
tit for tat <idiom> مبادله منصفانه
changing تعویض مبادله
medium of exchange وسیله مبادله
exchange rate نرخ مبادله
value in exchange ارزش مبادله
barter مبادله پایاپای
rate of exchange نرخ مبادله
futures exchange مبادله سلف
change تعویض مبادله
truckage مبادله معامله
exchanging مبادله پول
exchange مبادله پول
contract curve منحنی مبادله
bourse مبادله بورس
exchanges مرکز مبادله
exchanges مبادله پول
barters مبادله تهاتری
barter مبادله تهاتری
bartered مبادله پایاپای
bartered مبادله تهاتری
exchange مرکز مبادله
changed تعویض مبادله
bartering مبادله پایاپای
bartering مبادله تهاتری
exchanged مرکز مبادله
barters مبادله پایاپای
truckage مبادله جنسی
fire fight مبادله اتش
exchange of notes مبادله یادداشتها
exchanger مبادله کننده
cambium محل مبادله
exchange value ارزش مبادله
exchangeable قابل مبادله
exchange of flags مبادله پرچمها
olefin metathesis reaction واکنش مبادله اولفینی
cartel مبادله اسیران جنگی
changes پول خرد مبادله
changed پول خرد مبادله
automatic data handling سیستم مبادله خودکاراطلاعات
takeovers مبادله چوب امدادی
rate of exchange نرخ مبادله ارز
barter تهاتر مبادله کالاباکالا
exchange restriction کنترل مبادله ارز
takeover مبادله چوب امدادی
exchanges معاوضه و مبادله پول
exchangee چیز مبادله شده
exchanging معاوضه و مبادله پول
change پول خرد مبادله
data interchange format file فایل با فرمت مبادله
purchasing power parity نرخ نسبی مبادله
exchange معاوضه و مبادله پول
bartering تهاتر مبادله کالاباکالا
barters تهاتر مبادله کالاباکالا
exchange rate نرخ مبادله ارز
bartered تهاتر مبادله کالاباکالا
changing پول خرد مبادله
at the current rate of exchange به نرخ مبادله جاری
private branch exchange مبادله انشعاب خصوصی
cartels مبادله اسیران جنگی
exchanged معاوضه و مبادله پول
unvisual exchange مبادله نامرئی چوب
inside pass مبادله چوب در امدادی
exchange rates نرخ مبادله ارز
automatic digital network شبکه مبادله اطلاعات کامپیوتری
american standard کد استانداردامریکایی برای مبادله اطلاعات
fixed exchange rate نرخ مبادله ثابت ارز
cartels موافقتنامه مبادله اسیران جنگی
dif فایل قالب مبادله داده ها
sprint pass مبادله نامرئی چوب امدادی
automatic data handling سیستم کامپیوتری مبادله اطلاعات
cartel موافقتنامه مبادله اسیران جنگی
covenants که بین طرفین مبادله می گردد
redemption مبادله اوراق بهادار با پول
covenant که بین طرفین مبادله می گردد
privacy جداسازی مبادله پیام برای تامین
boot اختلاف موجودبین قیمتها در مبادله دودارایی
manchester school مکتب انگلیسی طرفدار ازادی مبادله
clearinghouse سازمانی که چکهای بانکهای مختلف را دران مبادله میکنند
double coincidence of wants نیازها وضعیتی که باید در مبادله پایاپای وجود داشته باشد
parlementaire کسی که بین طرفین متحاربین مبادله پیام را به عهده دارد
consular convention عهد نامهای که جهت مبادله کنسول بین دو کشور منعقد میشود
navigation head بارانداز کنار اسکله دریایی محل مبادله بار کشتیها دراسکله
exchange of instruments of ratification مبادله اسناد دال بر تصدیق وتصویب موضوع مورد توافق یا تصویب معاهده
clearing and switch buying توافق تجاری دوجانبهای که براساس ان دو کشور متعهدبه مبادله مقدار معینی کالامی گردند
exchange of full powers رسمیت یافتن تنزل نرخ ارز مبادله اسناد مربوط به تفویض اختیارات تام
barter with someone با کسی دادوستد کالا با کالا کردن
protocols ارتباطی بین واحدهادرایستگاههای کاری مختلف که قواعد و فرمت هایی را برای مبادله پیام ها تعریف میکند
protocol ارتباطی بین واحدهادرایستگاههای کاری مختلف که قواعد و فرمت هایی را برای مبادله پیام ها تعریف میکند
to barter [to trade by barter] دادوستد کالا با کالا کردن
private automatic branch exchange رد و بدل کننده شعبهای اتومات خصوصی مبادله انشعاب خودکار خصوصی
relateral tell مبادله پیام بین دو ایستگاه بااستفاده از ایستگاه واسطه
fire fight ترقه بازی اتش بازی مبادله تیراندازی
exchange of notes نوعی ازموافقتهای سیاسی است که به وسیله مبادله اسنادی بامضمون واحد و حاوی مواردو مطالب مورد توافق طرفین متبادلین انجام میشود
trade حمل کالا با کشتی
traded حمل کالا با کشتی
shipper فرستنده کالا با کشتی
track telling ارتباط و مخابرات بین هواپیمای شناسایی و سیستم کنترل و ردگیری زمینی مبادله اخبار و اطلاعات ردگیری و تعقیب هدف
data link ارتباط مبادله اطلاعات ارتباط کامپیوتری
direct exchange تعویض مستقیم مبادله مستقیم قطعات
keels حمال کشتی صفحات اهن ته کشتی وارونه کردن
keel حمال کشتی صفحات اهن ته کشتی وارونه کردن
jettisoning به دریا ریختن کالا برای نجات کشتی
supercargo مباشر کارهای بازرگانی وفروش کالا در کشتی
jettisoned به دریا ریختن کالا برای نجات کشتی
Recent search history
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com