English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (5 milliseconds)
English Persian
sacrist متصدی نگهداری فروف مقدسه کلیسا
Other Matches
sacristan متصدی حفافت فروف مقدسه کلیسا
sacristy محل نگاهداری فروف مقدسه کلیسا
church warden متصدی دارایی کلیسا
verger متصدی نشان دادن محل جلوس مردم در کلیسا
bee-keepers متصدی نگهداری از زنبور عسل
bee-keeper متصدی نگهداری از زنبور عسل
stickboy متصدی نگهداری چوبهای هاکی
palmer زوار امکنه مقدسه که دو برگ خرما را صلیب وار به امکنه مقدسه حمل میکنند
necrologist متصدی فهرست مردگان متصدی تهیه اگهی در باره مرگهای تازه
exonarthex [هشتی ورودی کلیسا خارج از نمای اصلی کلیسا]
air dispatcher متصدی بارریزی هوایی متصدی پرتاب بار از هواپیما
prebendary دریافت مقرری از کلیسا وفیفه خوار کلیسا
sacred books کتب مقدسه
elder ارشد کلیسا شیخ کلیسا
corrective maintenance نگهداری همراه با تعمیروسیله نگهداری تعمیراتی ورفع عیب
sacrilege سرقت اشیاء مقدسه
sacrilege سرقت ازاماکن مقدسه
taximan متصدی تاکسی کردن هواپیماها متصدی عبور ومرور هواپیماها روی باند
pilgrimages زیارت اعتاب مقدسه سفر
take sanctuary پناهنده شدن به اماکن مقدسه
pilgrimage زیارت اعتاب مقدسه سفر
lection درس یا ایات منتخبه از کتب مقدسه
maintenance تعمیر و نگهداری نگهداری وسایل
utensils فروف
utensil فروف
glass ware فروف شیشه
silver vessels فروف سیمین
glassware فروف شیشه
chinaware فروف چینی
tinware فروف حلبی
silver vessels فروف نقره
pottery فروف سفالی
silverware فروف نقره
enamelware فروف لعابی
flatware فروف لب تخت
ironware فروف اهنی
flat silver فروف نقره
porcelain فروف چینی
china فروف چینی
hard ware فروف فلزی
pottery فروف سفالین
ironware فروف سخت
communicationg vessels فروف مرتبط
earthenware فروف سفالی
kitchenware فروف اشپزخانه
glass vessels فروف شیشهای
crockery فروف گلی
flatware فروف مسطح
tableware فروف سفره
enamelware فروف میناکاری شده
ceramicist سازنده فروف سفالین
dish drier خشک کننده فروف
highboy کمدیا اشکاف فروف
ceramist سازنده فروف سفالین
lusterware فروف سفالین براق
stemware فروف پایه دار
service یکدست فروف اثاثه
earthenware فروف گلی گل سفالی
serviced یکدست فروف اثاثه
pewter مفرغ فروف مفرغی
kitchen utensils فروف واسباب اشپزخانه
cupboards گنجه فروف غذاوغیره
flatware فروف نقرهای سر میز
cupboard گنجه فروف غذاوغیره
bats لعاب مخصوص فروف سفالی
mess kit جعبه فروف سرباز یا مسافر
graniteware فروف اهنی لعاب داراشپزخانه
bat لعاب مخصوص فروف سفالی
batted لعاب مخصوص فروف سفالی
adhesive for porcelain چسب برای فروف چینی
mess gear جعبه فروف سرباز یا مسافر
stoneware فروف سفالین سنگ نما
kitchen cabinet اشکاف یا گنجه مخصوص فروف اشپزخانه
lambrequin نقوش رنگی حاشیه فروف چینی
sculleries جای شستن فروف کثیف اشپزخانه
scullery جای شستن فروف کثیف اشپزخانه
queen's ware فروف لعابی انگلیسی که خامهای رنگ هستند
sgraffito تزئینات هنری روی فروف سفالین وغیره
steel wool براده فولاد برای صیقل دادن یاپاک کردن فروف
scullery اطاق کوچک نزدیک اشپزخانه برای نگاهداشتن فروف وکارد وچنگال
sculleries اطاق کوچک نزدیک اشپزخانه برای نگاهداشتن فروف وکارد وچنگال
dunnage کاه وپوشال ومواد سبکی که لای فروف ومال التجاره می گذارند تا از اسیب مصون بماند
stair towers turrets کلیسا
bethel کلیسا
kirk کلیسا
churchgoer کلیسا رو
churches کلیسا
church کلیسا
churchgoers کلیسا رو
operators متصدی
in charge متصدی
operator متصدی
vacant بی متصدی
responsible متصدی
user متصدی
operators متصدی ها
users متصدی ها
quartermaster متصدی
quartermasters متصدی
incumbent متصدی
operator متصدی
incumbents متصدی
runner متصدی
runners متصدی
warden متصدی
clerk متصدی
clerks متصدی
congregation حضاردر کلیسا
congregations حضاردر کلیسا
croude سرداب کلیسا
crowd سرداب کلیسا
crowde سرداب کلیسا
double church کلیسا دو طبقه
chapelry حوزه کلیسا
god's acre محوطه کلیسا
Ecclesilogy کلیسا شناسی
croud سرداب کلیسا
churchly مربوط به کلیسا
facing the church روبروی کلیسا
transepts بازویی کلیسا
tympan جبهه کلیسا
tympanon جبهه کلیسا
ostiary دربان کلیسا
undercroft اتاق کلیسا
nave portal مدخل کلیسا
tympanum جبهه کلیسا
ambulacrum صحن کلیسا
churchmen نگهبان کلیسا
churchman نگهبان کلیسا
camarin معبد در کلیسا
presbyter شیخ کلیسا
transepts جناح کلیسا
nave رواق کلیسا
transept جناح کلیسا
transept بازویی کلیسا
naves رواق کلیسا
blind storey تریبون کلیسا
sextons خادم کلیسا
territorialism کلیسا سالاری
territoriality کلیسا سالاری
ecclesiastical منسوب به کلیسا
churchyards حیاط کلیسا
churchyard حصار کلیسا
crypts سرداب کلیسا
kirk به کلیسا رفتن
lay reader قاری کلیسا
crypt سرداب کلیسا
steeples برج کلیسا
steeples مناره کلیسا
steeple برج کلیسا
sexton خادم کلیسا
kirkman عضو کلیسا
steeple مناره کلیسا
churchyard حیاط کلیسا
chancel محراب کلیسا
churchyards حصار کلیسا
suppliers متصدی ملزومات
cataloger متصدی کاتالوگ
signalman متصدی علائم
salespeople متصدی فروش
salesperson متصدی فروش
cataloguer متصدی کاتالوگ
signal man متصدی علائم
salespersons متصدی فروش
receptionist متصدی پذیرش
acting کفیل متصدی
yard man متصدی محوطه
curator نگهبان متصدی
officer مامور متصدی
winch driver متصدی دوار
supplier متصدی ملزومات
auctioneers متصدی حراج
time keeper متصدی اوقات
officers مامور متصدی
turf accountants متصدی شرطبندی
unattended بدون متصدی
curators نگهبان متصدی
ammunition handler متصدی مهمات
adman متصدی اعلانات
chartulary متصدی بایگانی
rulings رایج متصدی
operators متصدی ماشین
machine operator متصدی ماشین
receiver متصدی دریافت
operator console پیشانه متصدی
operator command فرمان متصدی
freshwater king متصدی اب شیرین کن
fitter متصدی نصب
fitters متصدی نصب
harbour master متصدی بندر
receivers متصدی دریافت
groundskeeper متصدی زمین
auctioneers متصدی مزایده
auctioneer متصدی مزایده
operators متصدی دستگاه
ruling رایج متصدی
infirmarian متصدی بیمارستان
radioman متصدی بی سیم
radio operator متصدی بی سیم
operator متصدی دستگاه
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com