Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English
Persian
acromial
متعلق بنوک شانه
Other Matches
butt and butt
نوک بنوک
to come to a point
بنوک رسیدن
endwise
نوک بنوک ازطول
bills
نوک بنوک هم زدن
endways
نوک بنوک ازطول
bill
نوک بنوک هم زدن
conterminous
نوک بنوک متلاقی
hackle
شانه مخصوص شانه کردن لیفهای کتان وابریشم کتان زن
reed
شانه
[وسیله ای که جهت کوبیدن و محکم کردن نخ پود در چله استفاده می شود و بیشتر در دارهای مکانیکی مورد استفاده قرار می گیرد. اندازه اینگونه شانه به پهنای عرض بافت است.]
shroud
طناب اتصال بادبان بنوک عرشه کشتی
shrouded
طناب اتصال بادبان بنوک عرشه کشتی
head to head
رقابت شانه به شانه
anaclitic
متعلق به
thereof=of that
متعلق به ان
thereof
متعلق به ان
dependent
متعلق
appurtenant
متعلق
hypnic
متعلق بخواب
hereof
متعلق باین
hempen
متعلق به شاهدانه
conventual
متعلق بخانقاه
chromic
متعلق به کرومیوم
arcadian
متعلق به ارکاد
my
متعلق بمن
alary
متعلق به بال
adamic
متعلق به ادم
heraldic
متعلق به منادی
attached
مربوط متعلق
bridal
متعلق بعروس
subscriber's line
خط متعلق به مشترک
therof
متعلق بان
our
متعلق بما
subscriber's loop
حلقه متعلق به مشترک
waterside
متعلق به کناردریا ساحل
then
متعلق بان زمان
ci devant
متعلق بدوره سابق
government owned industries
صنایع متعلق بدولت
eolithic
متعلق به اغاز عصرسنگ
archiepiscopal
متعلق به اسقف بزرگ
It belongs to him personally.
متعلق بشخص اوست
oversea
متعلق بماوراء دریاها
accipitrine
متعلق به مرغان شکاری بازمانند
epigraphical
سرلوحهای متعلق به کتیبه یاسرلوحه
non human
غیر متعلق به نژاد انسان
hostile
متعلق به دشمن خصومت امیز
stablemate
اسب مسابقه متعلق به یک گروه
proprietary
متعلق به ملاک وابسته به مالک
epigraphic
سرلوحهای متعلق به کتیبه یاسرلوحه
alar
متعلق به پیوندگاه درخت یابرگ
non-human
غیر متعلق به نژاد انسان
quicquid plantatur solo , solo cedit
منضمات و نمائات زمین متعلق به ان است
this house belong tome
این خانه متعلق بمن است
domains
اطلاع یا برنامه که متعلق به عموم است
domain
اطلاع یا برنامه که متعلق به عموم است
zoon
هر یک از حیوانات منفرد متعلق به حیوان مرکب
piscary
ازادی ماهیگیری در ابهای متعلق به غیر
portfolio entry
قلم متعلق به موجودی اوراق بهادار
commonest
متعلق بودن به چندین نفر یا برنامه به به همه کس
associated company
شرکتی که 05درصد سرمایه ان متعلق به دیگری است
common
متعلق بودن به چندین نفر یا برنامه به به همه کس
no man's land
سرزمین میان دو کشور که متعلق به هیچ یک از ان دو نباشد
privates
متعلق به شخصی یا شرکتی بودن , غیر عمومی
extra atmospheric
متعلق بفضای بیرون ازجو خارج الجوی
library
مجموعهای از برنامه یا بلاکها که متعلق به کسی هستند
libraries
مجموعهای از برنامه یا بلاکها که متعلق به کسی هستند
private
متعلق به شخصی یا شرکتی بودن , غیر عمومی
transmarine
واقع در انسوی دریا متعلق به ماوراء بحار
commoners
متعلق بودن به چندین نفر یا برنامه به به همه کس
thinners
وسیله RAM با سرعت دستیابی سریع با استفاده از ماتریس خانههای مغناطیسی و ماتریس بنوک خواندن و نوشتن برای دستیابی به آنها
thinned
وسیله RAM با سرعت دستیابی سریع با استفاده از ماتریس خانههای مغناطیسی و ماتریس بنوک خواندن و نوشتن برای دستیابی به آنها
thin
وسیله RAM با سرعت دستیابی سریع با استفاده از ماتریس خانههای مغناطیسی و ماتریس بنوک خواندن و نوشتن برای دستیابی به آنها
thinnest
وسیله RAM با سرعت دستیابی سریع با استفاده از ماتریس خانههای مغناطیسی و ماتریس بنوک خواندن و نوشتن برای دستیابی به آنها
thins
وسیله RAM با سرعت دستیابی سریع با استفاده از ماتریس خانههای مغناطیسی و ماتریس بنوک خواندن و نوشتن برای دستیابی به آنها
chain stores
فروشگاه زنجیری فروشگاههای مشابه متعلق به یک شرکت یا کالا
chain store
فروشگاه زنجیری فروشگاههای مشابه متعلق به یک شرکت یا کالا
preatorian
وابسته به متعلق گارد ویژه سربازی که جزگاردویژه است
encipher
تبدیل متعلق به کد محافظت شده توسط سیستم رمز گذار
kame
تپه کوچک متشکله ازسنگ وخاک اب اورد متعلق بدوره یخبندان
shouldered
شانه
shoulder
شانه
combing
شانه
combed
شانه
scapula
شانه
beater
شانه
master slave manipulator
یک شانه
iekke
شانه ها
harrower
شانه زن
scapulas
شانه
epaule
شانه
combings
دم شانه
boek bou
شانه
shoulders
شانه
shouldering
شانه
omoplate
شانه
comb
شانه
pitchforks
شانه
pitchfork
شانه
clippings
شانه فشنگ
flush shoulder
شانه همسطح
flush shoulder
شانه همکف
fly comb
شانه ارهای
lapwings
شانه بسر
hackle
شانه کردن
raised shoulder
شانه برجسته
lapwing
شانه بسر
hatchel
شانه کتان
hard shoulder
شانه استوار
rack type cutter
شانه رنده
flax comb
شانه کتان
epauliere
شانه پوش
epauliere
زره شانه
arch spring line
شانه طاق
clipped
شانه فشنگ
broad shouldered
شانه پهن
clip
شانه فشنگ
clip ejector
شانه پران
clip laten
شانه گیر
comb case
شانه دان
curry
شانه یا قشوکردن
curries
شانه یا قشوکردن
ctenoid
شانه مانند
ctenophora
شانه داران
ctenophore
شانه داران
honey comb
شانه عسل
hoopoe
شانه بسر
teazle
شانه چوپان
teazle
شانه زدن
teasels
شانه چوپان
teasel
شانه چوپان
brushed
شانه خورده
cop-outs
شانه خالی
Afro pick
شانه مخصوص فر
rake comb
شانه شیاری
Comb ( brush ) your hair .
موهایت را شانه کن
teazel
شانه زدن
teazels
شانه چوپان
harnessing
بند شانه
harnessed
بند شانه
harness
بند شانه
neck and neck
شانه بشانه
pectinated
شانه دار
raised shoulder
شانه سکویی
scaular
استخوان شانه
shoulder balance
بالانس شانه
shoulder brace
شانه بند
shoulder of road
شانه راه
soft shoulder
شانه هموار
teazles
شانه چوپان
hard shouder
شانه راست
clips
شانه فشنگ
honeycomb
شانه عسل
shoulder blade
استخوان شانه
shoulders
شانه راه
cop-out
شانه خالی
verge
شانه نااستوار
heckling
شانه کردن
heckles
شانه کردن
boughs
شانه حیوان
heckle
شانه کردن
shouldering
شانه راه
heckled
شانه کردن
honeycombs
شانه عسل
shoulder
شانه راه
shouldered
شانه راه
unkempt
شانه نکرده
verge
شانه راه
shoulder blades
استخوان شانه
verges
شانه نااستوار
verges
شانه راه
bough
شانه حیوان
shrink
شانه خالی کردن از
shoulder roll
چرخیدن روی شانه ها
horned grebe
مرغابی شانه بسر
verge
شانه خاکی جاده
shoulder
هرچیزی شبیه شانه
pectinate
شانهای شانه دار
hard shoulder
شانه تحکیم شده
weasels
شانه خالی کردن
verge
شانه تحکیم نشده
teasels
خارزدن شانه زدن
shrinking
شانه خالی کردن از
hard shoulder
شانه تثبیت شده
teaser
شانه کننده پشم
square shouldered
دارای شانه پهن
teasers
شانه کننده پشم
verge
شانه تثبیت نشده
verges
شانه تحکیم نشده
quails
شانه خالی کردن
weasel
شانه خالی کردن
verges
شانه تثبیت نشده
quail
شانه خالی کردن
teazel
خارخسک شانه چوپان
teazles
خارزدن شانه زدن
teazels
خارزدن شانه زدن
verges
شانه خاکی جاده
scapulo humeral
وابسته به شانه وبازو
shrinks
شانه خالی کردن از
cop-out
شانه خالی کردن
shirk
شانه خالی کردن از
bleneh
شانه خالی کردن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com