Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (24 milliseconds)
English
Persian
to tear down a building
متلاشی کردن ساختمانی
to pull down a building
متلاشی کردن ساختمانی
to demolish a building
متلاشی کردن ساختمانی
Other Matches
fragmentate
متلاشی کردن
to wreck
متلاشی کردن
hackle
متلاشی کردن
disintegrate
متلاشی شدن یا کردن
disintegrating
متلاشی شدن یا کردن
disintegrates
متلاشی شدن یا کردن
decomposes
تجزیه کردن متلاشی شدن
decompose
تجزیه کردن متلاشی شدن
splintering
تراشه کردن متلاشی شدن وکردن
splintered
تراشه کردن متلاشی شدن وکردن
splinters
تراشه کردن متلاشی شدن وکردن
splinter
تراشه کردن متلاشی شدن وکردن
to demolish a building
خراب کردن ساختمانی
to tear down a building
خراب کردن ساختمانی
to pull down a building
خراب کردن ساختمانی
to plan a building
نقشه ساختمانی را کشیدن یاطرح کردن
collapsed
متلاشی شدن دچار سقوط واضمحلال شدن غش کردن
collapsing
متلاشی شدن دچار سقوط واضمحلال شدن غش کردن
collapse
متلاشی شدن دچار سقوط واضمحلال شدن غش کردن
collapses
متلاشی شدن دچار سقوط واضمحلال شدن غش کردن
disjointed
متلاشی
crack up
متلاشی شدن
disjoin
منفصل متلاشی
crack-up
متلاشی شدن
disintegrating slag
سرباره متلاشی شده
wreck
خرد و متلاشی شدن
disintegrate
متلاشی شدن یاکردن
fragment
قطعات متلاشی خردکردن
fragmenting
قطعات متلاشی خردکردن
fragments
قطعات متلاشی خردکردن
wrecks
خرد و متلاشی شدن
wrecking
خرد و متلاشی شدن
disintegrates
متلاشی شدن یاکردن
to fall in
متلاشی شدن
[ساختمان]
to collapse
متلاشی شدن
[ساختمان]
to cave in
متلاشی شدن
[ساختمان]
disintegrating
متلاشی شدن یاکردن
fissionable
قابل تجزیه متلاشی شونده
dispersion
متلاشی شدن خاکدانه ها به ذرات
something collapses like a card of house
متلاشی شدن چیزی مانند ساختمان از ورقهای بازی
structural
ساختمانی
building line
بر ساختمانی
constructional
ساختمانی
structurally
ساختمانی
organic
ساختمانی
constructive
مفید ساختمانی
grillage
شبکه ساختمانی
contractors plant
ماشینهای ساختمانی
member
جزء ساختمانی
artificial stone
سنگ ساختمانی
building operations
عملیات ساختمانی
ashler
سنگ ساختمانی
ashlar
سنگ ساختمانی
monumentality
عظمت ساختمانی
members
جزء ساختمانی
structural crack
ترک ساختمانی
structural member
عضو ساختمانی
building site
کارگاه ساختمانی
structrual steelwork
فولاد ساختمانی
structrual stability
استحکام ساختمانی
structural steel
فولاد ساختمانی
structrual stability
ثبات ساختمانی
structural joints
درزهای ساختمانی
building sites
کارگاه ساختمانی
structural factor
ضریب ساختمانی
structural draftsman
نقشه کش ساختمانی
construction joint
درز ساختمانی
to found a building
ساختمانی بینادکردن
construction joints
درزهای ساختمانی
structural concrete
بتن ساختمانی
site office
دفتر ساختمانی
site building
زمین ساختمانی
structural drawing
نقشه ساختمانی
structual engineering
مهندس ساختمانی
building limes
اهک ساختمانی
component
جزء ساختمانی
basic unit assembly group
گروه ساختمانی
sites
کارگاه ساختمانی
contractors yard
واحد ساختمانی
site
کارگاه ساختمانی
site
زمین ساختمانی
sited
کارگاه ساختمانی
basic construction unit
واحد ساختمانی
sites
زمین ساختمانی
structural timber
الوار ساختمانی
components
جزء ساختمانی
building material
مصالح ساختمانی
timber
چوب ساختمانی
Construction works .
عملیات ساختمانی
building unit
واحد ساختمانی
building work
کار ساختمانی
sited
زمین ساختمانی
sheer plan
نقشه ساختمانی ناو
steel fabric
بافت فولاد ساختمانی
corbelling
پیش امدگی ساختمانی
corbeling
پیش امدگی ساختمانی
constitutive
تشکیل دهنده ساختمانی
masonery
مصالح ساختمانی سنگتراشی
masonry lining
پوشش با مصالح ساختمانی
material storage area
انبار مصالح ساختمانی
fabrique
[ساختمانی در محوطه باغ]
intelligent building
[ساختمانی با سرویس هوشمند]
modules
مدلهای نمونه ساختمانی
construction cost index
شاخص هزینه ساختمانی
building craftsman
کارگر ماهر ساختمانی
refractory
ماده ساختمانی نسوز
sidewalk superintendent
نافر عملیات ساختمانی
structural transformation
تغییر شکل ساختمانی
material testing laboratory
ازمایشگاه مصالح ساختمانی
building machinery
ماشین الات ساختمانی
structural steel sheet
ورق فولاد ساختمانی
structural analysis
محاسبات طرح ساختمانی
structural design
طرح و محاسبات ساختمانی
ashlar
سنگ ساختمانی تراشیده
light weight unit
واحد ساختمانی سبک
public works
کارهای ساختمانی همگانی
home wiring
سیم کشی ساختمانی
pattern construction drawing
الگوی نقشههای ساختمانی
module
مدلهای نمونه ساختمانی
structual constituent
جزء تشکیل دهنده ساختمانی
bombproof
ساختمانی که پناه بمب باشد
structural steel
تیر فولاد یا اهن ساختمانی
building unit
جزء ساختمانی بخشی از یک ساختمان
pier mount
پایه نصب ستونهای ساختمانی
erection crane
جراثقال برای کارهای ساختمانی
To make a forcible entry into a building.
بزور وارد ساختمانی شدن
anti drag wire
اجزاء بست کاری ساختمانی
studding
مصالح ساختمانی از قبیل تیروغیره
pier
پایه نصب ستونهای ساختمانی
modular design
مدل ساختمانی پیش ساخته
piers
پایه نصب ستونهای ساختمانی
hauling
فاصله حمل مصالح ساختمانی تا کارگاه
factory
ساختمانی که در آنجا محصولات تولید می شوند
factories
ساختمانی که در آنجا محصولات تولید می شوند
hauled
فاصله حمل مصالح ساختمانی تا کارگاه
physiological
وابسته به علم وفایف اعضاء ساختمانی
hauls
فاصله حمل مصالح ساختمانی تا کارگاه
physiologic
وابسته به علم وفایف اعضاء ساختمانی
homomorphy
شباهت ساختمانی واساسی بین دو چیز
embryonic membrane
ساختمانی که ازتخم رسیده مشتق میشود
nut structure
ساختمانی که در ان خاکدانه ها کوچک و مکعبی هستند
haul
فاصله حمل مصالح ساختمانی تا کارگاه
jigsaw puzzle
نوعی بازی معمایی که بازیکنان باید قطعات متلاشی و مختلف یک شکل یا نقشه رابا هم جفت کرده و شکل مخصوص با ان بسازند
haul road
راه مخصوص حمل مصالح ساختمانی به کارگاه
ashlering
[مجموعه ای از سنگ های ساختمانی کوتاه و ایستاده]
dolmen
ساختمانی که دارای چندستون یک پارچه سنگی است
to burgle
[British E]
/ burglarize
[American E]
a building.
با زور
[و غیر قانونی]
وارد ساختمانی شدن
to break into a building
با زور
[و غیر قانونی]
وارد ساختمانی شدن
masonary
مصالح ساختمانی مانند اجر سیمان و غیره
interlacing arches
طاقهایی که نقشه ساختمانی انهابه پرگارهای متقاطع میماند
dimension stone
سنگ ساختمانی که به ابعاد معین بریده شده است
pin joint
اتصال بین اعضای ساختمانی بصورت لولا یا پاشنه
heterology
عدم تجانس بین اعضای مختلف ناهمگنی اعضاء ازلحاظ ساختمانی
earthquake factor
مقدار درصد شتاب ثقلی که درطرح محاسبات ساختمانی منظور میگردد
beef up
افزایش استحکام اجزاء ساختمانی با طراحی مجدد یااصلاح مواد انها
cellulose nitrate
ترموپلاستیکی متشکل ازسلولز و اسیداستیک که درمواد منفجره دوپها وپلاستیکهای ساختمانی بکارمیرود
free haul
در حمل مصالح ساختمانی به کارگاه حداکثر مسافتی را که کرایه اضافی بدان تعلق نگیردگویند
bulb angle
جزء ساختمانی که معمولابعنوان ستون یا پایه بکارمیرود و به شکل دایرهای یاچند وجهی میباشد
anti tear strips
باریکه یا نوارهایی از جنس هواپیما که روی قطعات ساختمانی بال و زیرنوارهای تقویت کننده قرارمیگیرند
operating bridge
پلی که جهت عبور و انتقال وسایل کار در کارگاه ساختمانی ساخته میشود پل بهره برداری
gurantee period
مدت زمانیکه قبل از تحویل نهائی پیمانکار ساختمانی موفف است خسارات ساختمان رارفع نماید
polymers
جسمی که از ترکیب ذرات متشابه الترکیب وازتکرار واحدهای ساختمانی یکنوخت ایجاد شده باشد بسپار
polymer
جسمی که از ترکیب ذرات متشابه الترکیب وازتکرار واحدهای ساختمانی یکنوخت ایجاد شده باشد بسپار
offices
اتاق یا ساختمانی که شرکتی کار میکند یا کار تجاری انجام میشود
office
اتاق یا ساختمانی که شرکتی کار میکند یا کار تجاری انجام میشود
bed drop or bod fall
اختلاف سطح کف نهر دردوطرف ساختمانی که روی نهر ساخته میشود
cross member
عضو ساختمانی برای اتصال دو ستون طولی هواپیما یاقطعات طولی دیگر
civil works
امور ساختمانی و تاسیسات امور شهرسازی و تاسیساتی
monocoque
ساختمان سه بعدی مثل بدنه هواپیما که فاقد سازه داخلی بوده و همه تنش بر پوسته و اجزاء ساختمانی که بلافاصله زیر ان قرار دارندوارد میگردد
Open-plan
<adj.>
سالن باز، محوطه وسیع، ساختمانی که هرطبقه آن فقط دارای یک محوطه وسیع است و اتاق ندارد
homoplasy
تشابه ساختمانی تشابه اکتسابی
resident engineer
مهندس مقیم در کارگاه ساختمانی یا نماینده مهندس مشاور در کارگاه
to let somebody treat you like a doormat
<idiom>
با کسی خیلی بد رفتار کردن
[اصطلاح]
[ مثال تحقیر کردن بی محلی کردن قلدری کردن]
unmew
رها کردن ازاد کردن ول کردن مرخص کردن بخشودن صرف نظر کرن
discharges
اخراج کردن خالی کردن پیاده کردن بار ازاد کردن
discharge
اخراج کردن خالی کردن پیاده کردن بار ازاد کردن
captures
اسیر کردن گرفتار کردن تصرف کردن دستگیر کردن
countervial
خنثی کردن- برابری کردن با- جبران کردن- تلاقی کردن
capture
اسیر کردن گرفتار کردن تصرف کردن دستگیر کردن
capturing
اسیر کردن گرفتار کردن تصرف کردن دستگیر کردن
challengo
ادعا کردن دعوت کردن اعلام نشانی اسم عبور خواستن درخواست معرف کردن
verifying
مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
verify
مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
verifies
مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
verified
مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
foster
تشویق کردن- حمایت کردن-پیشرفت دادن- تقویت کردن- به جلو بردن
shoot
جمع کردن پا وپرت کردن انها همراه باراست کردن سریع بدن
shoots
جمع کردن پا وپرت کردن انها همراه باراست کردن سریع بدن
orients
جهت یابی کردن بجهت معینی راهنمایی کردن میزان کردن
surveys
براورد کردن نقشه برداری کردن از مساحی کردن پیمودن بازدید
orient
جهت یابی کردن بجهت معینی راهنمایی کردن میزان کردن
surveyed
براورد کردن نقشه برداری کردن از مساحی کردن پیمودن بازدید
cross examination
تحقیق چندجانبه بازپرسی کردن روبرو کردن شواهد استنطاق کردن
orienting
جهت یابی کردن بجهت معینی راهنمایی کردن میزان کردن
survey
براورد کردن نقشه برداری کردن از مساحی کردن پیمودن بازدید
to temper
[metal or glass]
آب دادن
[سخت کردن]
[آبدیده کردن]
[بازپخت کردن]
[فلز یا شیشه]
tae
پرش کردن با پا دفاع کردن و با پا ضربه زدن و خرد کردن
to inform on
[against]
somebody
کسی را لو دادن
[فاش کردن]
[چغلی کردن]
[خبرچینی کردن]
assigns
مامور کردن محول کردن واگذار کردن سهمیه دادن
assigning
مامور کردن محول کردن واگذار کردن سهمیه دادن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com