English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (30 milliseconds)
English Persian
princess مثل شاهزاده خانم رفتار کردن
princesses مثل شاهزاده خانم رفتار کردن
princesse مثل شاهزاده خانم رفتار کردن
Other Matches
princesses شاهزاده خانم
princess شاهزاده خانم
princesse شاهدخت شاهزاده خانم
princess شاهدخت شاهزاده خانم
princesses شاهدخت شاهزاده خانم
andromeda شاهزاده خانم حبشهای که بوسیله پرسوس
princes مثل شاهزاده رفتار کردن سروری کردن
prince مثل شاهزاده رفتار کردن سروری کردن
princeliness رفتار شاهزاده وار یاشاهوار
schoolmarm خانم معلم خانم دبیر
schoolma'am خانم معلم خانم دبیر
mrs. gadabout د دری خانم هرجایی خانم
headmistresses خانم مدیر خانم رئیس
headmistress خانم مدیر خانم رئیس
missy دختر خانم خانم
Act your age [and not your shoe size] ! به سن خودت رفتار بکن ! [مثل بچه ها رفتار نکن !]
to let somebody treat you like a doormat <idiom> با کسی خیلی بد رفتار کردن [اصطلاح] [ مثال تحقیر کردن بی محلی کردن قلدری کردن]
demeaned رفتار کردن
treats رفتار کردن
demean رفتار کردن
treated رفتار کردن
treat رفتار کردن با
treat رفتار کردن
treated رفتار کردن با
demeans رفتار کردن
to demean oneself رفتار کردن
to deport oneself رفتار کردن
treats رفتار کردن با
patronized رئیس وار رفتار کردن تشویق کردن
patronize رئیس وار رفتار کردن تشویق کردن
patronises رئیس وار رفتار کردن تشویق کردن
patronised رئیس وار رفتار کردن تشویق کردن
patronizes رئیس وار رفتار کردن تشویق کردن
despotize مستبدانه رفتار کردن
jitter با عصبانیت رفتار کردن
shoot straight <idiom> منصفانه رفتار کردن
baby مانندکودک رفتار کردن
babies مانندکودک رفتار کردن
to get up to nonsense ابلهانه رفتار کردن
seigneur شاهزاده
prince شاهزاده
princes شاهزاده
wrong غیر منصفانه رفتار کردن
matronize مانند رئیسه رفتار کردن
wronging غیر منصفانه رفتار کردن
wrongs غیر منصفانه رفتار کردن
to lump them all together <idiom> با همه یکسان رفتار کردن
to wrong غیر منصفانه رفتار کردن
to go with the tide طبق مقتضیات رفتار کردن
to act [be] one's age <idiom> <verb> طبق سن خود رفتار کردن
befriended دوستانه رفتار کردن همراهی کردن با
befriends دوستانه رفتار کردن همراهی کردن با
befriending دوستانه رفتار کردن همراهی کردن با
befriend دوستانه رفتار کردن همراهی کردن با
prince شاهزاده بودن
principality قلمرو شاهزاده
principalities قلمرو شاهزاده
lord لرد شاهزاده
princely شاهزاده وار
princes شاهزاده بودن
lords لرد شاهزاده
princeling شاهزاده کوچک
prince bishop شاهزاده اسقف
princelike شاهزاده وار
prince consort همسر شاهزاده
prince of the blood شاهزاده اصیل
to cultivate good manners کوشش کردن با ادب رفتار بکنند
cross خلاف میل کسی رفتار کردن
crosser خلاف میل کسی رفتار کردن
make oneself at home <idiom> مثل خونه خود رفتار کردن
live up to one's principles موافق مرام خود رفتار کردن
crossest خلاف میل کسی رفتار کردن
stereotyping یک نواخت کردن رفتار قالبی داشتن
stereotypy یک نواخت کردن رفتار قالبی داشتن
crosses خلاف میل کسی رفتار کردن
schoolmasters مثل رئیس مدرسه رفتار کردن
grandmother مثل مادر بزرگ رفتار کردن
grandmothers مثل مادر بزرگ رفتار کردن
schoolmaster مثل رئیس مدرسه رفتار کردن
stereotype یک نواخت کردن رفتار قالبی داشتن
stereotypes یک نواخت کردن رفتار قالبی داشتن
princess regent زن شاهزاده بایب السلطنه
princeling شاهزاده پایین رتبه
princedom حوزه حکومت شاهزاده
princelet شاهزاده کم اهمیت وگمنام
princekin شاهزاده کم اهمیت وگمنام
prince regent شاهزاده نایب السلطنه
psyche شاهزاده زیبایی که " کوپید"
to make [commit] a faux pas اشتباه اجتماعی کردن [در رابطه با رفتار بین مردم]
To treat them all alike. (indiscriminately). همه رابا یک چوب راندن ( یکسان رفتار کردن )
to go easy on somebody [something] با کسی [چیزی] مهربان [آهسته] [ملایم] رفتار کردن
emulates کپی کردن یا رفتار مشابه با چیز دیگری انجام دادن
emulating کپی کردن یا رفتار مشابه با چیز دیگری انجام دادن
emulated کپی کردن یا رفتار مشابه با چیز دیگری انجام دادن
emulate کپی کردن یا رفتار مشابه با چیز دیگری انجام دادن
handle رفتار کردن استعمال کردن
handles رفتار کردن استعمال کردن
conducted رفتار کردن رهبری کردن
conducts رفتار کردن رهبری کردن
conducting رفتار کردن رهبری کردن
conduct رفتار کردن رهبری کردن
whipping boy بچه تازیانه خور بجای شاهزاده در مدرسه
princess regent شاهزاده خانمیکه نیابت سلطنت راعهده دارباشد
dame خانم
gentlewomen خانم
Mrs خانم
dames خانم
gentlewoman خانم
signora خانم
mistress خانم
dona خانم
ladies خانم
lady خانم
missis خانم
missus خانم
Madonnas خانم من
Madonna خانم من
ma'am خانم
madem خانم
mistresses خانم
wife خانم
mademe خانم
begum خانم
donna خانم
goodwife خانم
madam خانم
lady killer خانم قرزن
ladykin خانم کوچولو
faille روسری خانم ها
schoolmistress خانم رئیس
schoolmistresses خانم رئیس
gentlewomanlike خانم وار
head mistress خانم رئیس
head mistress خانم مدیرمدرسه
missy خانم کوچولو
lady principal خانم رئیس
knockout <idiom> خانم زیبا
maid خانم خدمتکار
housewives خانم خانه
doctress حکیم خانم
housewife خانم خانه
waitress خانم پیشخدمت
senora بانو خانم
demoiselle دختر خانم
electress خانم انتخاب کننده
hand bag کیف دستی خانم ها
senorita دوشیزه دختر خانم
She is a perfect lady . She is a lady in the full sense of the word . خانم به تمام معنی است
woman doctor پزشک زن حکیم خانم طبیبه
She is a very captivating lady . خانم بسیار گیرایی است
cloches کلاه تنگ وچسبان برای خانم ها
cloche کلاه تنگ وچسبان برای خانم ها
conducts هدایت کردن انتقال دادن انجام دادن رفتار
simulating کپی کردن رفتار سیستم یا وسیله با دیگر وسیله ها
simulates کپی کردن رفتار سیستم یا وسیله با دیگر وسیله ها
conduct هدایت کردن انتقال دادن انجام دادن رفتار
conducted هدایت کردن انتقال دادن انجام دادن رفتار
conducting هدایت کردن انتقال دادن انجام دادن رفتار
simulate کپی کردن رفتار سیستم یا وسیله با دیگر وسیله ها
behavior رفتار
behaviour رفتار
conduct رفتار
demeanor رفتار
misconduct رفتار بد
behavio رفتار
thews رفتار
exploiting : رفتار
conducting رفتار
treatments رفتار
geste رفتار
haviour رفتار
exploit : رفتار
conducted رفتار
demarch رفتار
bad conduct سو رفتار
gest رفتار
exploits : رفتار
gesture رفتار
gesturing رفتار
comports رفتار
demeanour رفتار
ethic رفتار
action رفتار
comporting رفتار
actions رفتار
comported رفتار
comport رفتار
behaviuor رفتار
deportment رفتار
gestured رفتار
dealing رفتار
demarche رفتار
conducts رفتار
comportment رفتار
ergasia رفتار
treatment رفتار
treament رفتار
havings رفتار
anancasm رفتار وسواسی
brusqurie خشونت در رفتار
Recent search history
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com