English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (27 milliseconds)
English Persian
escort محافظ گارد محافظ نیروی تامینی بدرقه کردن
escorted محافظ گارد محافظ نیروی تامینی بدرقه کردن
escorting محافظ گارد محافظ نیروی تامینی بدرقه کردن
escorts محافظ گارد محافظ نیروی تامینی بدرقه کردن
Other Matches
guard محافظ گارد
escort guard گارد محافظ
guards محافظ گارد
guarding محافظ گارد
escort of the color گارد محافظ پرچم
escort of the standard گارد محافظ پرچم
yeoman of the guard گارد سلطنتی محافظ جان پادشاه انگلیس
crash protected دیسک که حاوی نوک محافظ یا سیستم محافظ اختلال داده است
surge protector محافظ تغییر ناگهانی ولتاژ محافظ نوسان برق
guards صفحه محافظ روکش محافظ
shield بدنه محافظ دیواره محافظ
shields بدنه محافظ دیواره محافظ
guard صفحه محافظ روکش محافظ
guarding صفحه محافظ روکش محافظ
escort guard محافظ زندانی جنگی بدرقه زندانی
security تامین اقدامات تامینی نیروی تامینی
security force نیروی تامینی
screen محافظ
keepers محافظ
keeper محافظ
guardian محافظ
preserver محافظ
guardians محافظ
preservatives محافظ
screens محافظ
screened محافظ
screening, screenings محافظ
guard محافظ
shelterer محافظ
guarding محافظ
preservative محافظ
guards محافظ
protective محافظ
herder محافظ
lohmannizing غوطه ور ساختن فلز درنمکهای ملقمه کننده و سپس روکش کردن انها توسط دو یاچند الیاژ پوشاننده محافظ
light shield محافظ نور
parries محافظ باش
parry محافظ باش
protect fuse فیوز محافظ
casings لوله محافظ
parried محافظ باش
protective clothing روپوش محافظ
protective contact کنتاکت محافظ
protective cover روکش محافظ
soil saving dam سد محافظ خاک
protective earthing زمین محافظ
goggles عینک محافظ
line choking coil پیچک محافظ
frigate ناو محافظ
squirrel cage قفسه محافظ
frigates ناو محافظ
guard plank تخته محافظ
cowling روپوش محافظ
preservative coating روکش محافظ
line choking coil پیچک محافظ خط
parrying محافظ باش
casing لوله محافظ
mouthguard محافظ دندان
heel cut محافظ پاشنه پا
conservator نگهدارنده محافظ
surveillant محافظ بپا
pods پوسته محافظ
pod پوسته محافظ
vizard نقاب محافظ
fender curbs جدول محافظ
exposure suit لباس محافظ
sustentacular نگهدارنده محافظ
jet blast deflector توری محافظ
face guard ماسک محافظ
protective switch کلید محافظ
banch wall دیواره محافظ
protective reactor راکتانس محافظ
controlled atmosphere گاز محافظ
shielded plate صفحه محافظ
bulwarks دیواره محافظ
bulwark دیواره محافظ
thoracopods قفسه محافظ
helmets ماسک محافظ
helmet ماسک محافظ
keeper [protector] [presever] نگاهدار [محافظ ]
backing material مواد محافظ
bibs محافظ گلوی شمشیرباز
facings روکش محافظ دیوار
facing روکش محافظ دیوار
wardress نگهبان و محافظ زن در زندان
bib محافظ گلوی شمشیرباز
tutelary دارای محافظ وحامی
loricate دارای پوسته محافظ
handshield سپر محافظ جوشکاری
protective layer لایه یا روکش محافظ
leathers لباس چرمی محافظ
packing ماده محافظ کالاها.
shield حفاظ پوشش محافظ
fire curtain پرده محافظ اتش
radiator grille شبکه محافظ رادیاتور
windshield شیشه محافظ باد
windshields شیشه محافظ باد
protective gas welding جوشکاری با گاز محافظ
shields حفاظ پوشش محافظ
glacis حصاریا مانع محافظ
hoods پوشش محافظ چیزی
hood پوشش محافظ چیزی
sconce پرده یاپوشش محافظ
shells عامل محافظ حفاظ
shelling عامل محافظ حفاظ
shell عامل محافظ حفاظ
protection hood کلاهک یا روپوش محافظ
protective coat لایه یا قشر محافظ
face mask ماسک محافظ صورت
chain case جعبه محافظ زنجیر
coquille محافظ دست شمشیرباز
brazing atmosphere گاز محافظ جوش
bracer محافظ بازوی کمانگیر
on guard بحالت محافظ باش
bent محافظ قالب بتن
anti skid chain زنجیر محافظ در برابر لغزش
dustcover پوشش محافظ برای یک ماشین
lifeguard نجات غریق محافظ شخصی
radiator shutter پنجره فلزی محافظ رادیاتور
eave [محافظ روی پشت بام]
lifeguards نجات غریق محافظ شخصی
escort ship ناو محافظ کاروان دریایی
voltage surge protector محافظ تغییر ولتاژ ناگهانی
concierges پلیس محافظ درب ورودی
fault tension protective switch کلید محافظ ولتاژ عیب
concierge پلیس محافظ درب ورودی
enclosure پوشش محافظ برای وسیلهای
scattershield پوشش محافظ کلاچ و پدال
enclosures پوشش محافظ برای وسیلهای
cable duct لوله محافظ کابل برق
fault current protective switch کلید محافظ جریان خطا
slipped محل توپگیر پشت محافظ میله
slip محل توپگیر پشت محافظ میله
armguard قطعه چرمی محافظ دست کمانگیر
case پوشش محافظ برای یک وسیله یا مدار
write protect notch شکاف حفافت از نوشتن بریدگی محافظ
household troops هیئت محافظ پادشاه یا نجیب زاده
radome پوشش محافظ روی رادار یاانتن
screen saver utility برنامه کمکی محافظ صفحه نمایش
cases پوشش محافظ برای یک وسیله یا مدار
slips محل توپگیر پشت محافظ میله
plastron محافظ سینه کمر و پهلوهای شمشیرباز
channelling لوله محافظ حاوی کابل ها و سیم ها
gear guard جعبه محافظ برای چرخ دنده ها
shelling صدف حلزون کاسه یا لاک محافظ جانور
conduit لوله یا کانال محافظ برای سیم ها کابل ها
conduits لوله یا کانال محافظ برای سیم ها کابل ها
shell صدف حلزون کاسه یا لاک محافظ جانور
shells صدف حلزون کاسه یا لاک محافظ جانور
surcharged wall دیوار محافظ که بار اضافه راحمل میکند
gas mixture shielded metal arc welding جوشکاری قوسی با ماسک محافظ- مخلوط گاز
fence روکش محافظ [یا نرده] [بویژه در اره کمانه ای ] [مهندسی]
long spot موضع گیری توپگیری مستقیما" پشت سر محافظ میله ها
chimney-cricket [ساختار محافظ بالای بام برای دودکش کوره ای]
periodontics مبحث امراض لثه وبافتهای محافظ اطراف دندان
army national guard گارد ملی وابسته به نیروی زمینی
wracked سیستم ای که حاوی تختههای مدار متحرک در یک فریم محافظ است
racks سیستم ای که حاوی تختههای مدار متحرک در یک فریم محافظ است
racked سیستم ای که حاوی تختههای مدار متحرک در یک فریم محافظ است
rack سیستم ای که حاوی تختههای مدار متحرک در یک فریم محافظ است
wracks سیستم ای که حاوی تختههای مدار متحرک در یک فریم محافظ است
chest protector لایی کلفت محافظ سینه توپگیریا داور بیس بال
universal receiver گیرندهای که با دی سی و هم ا سی کار میکند و دارای وسایل محافظ متعددی است
burladero دیوار چوبی محافظ هنگام تعقیب شدن گاوباز بوسیله گاو
resist ماده محافظ شیارهای PCB که تحت تاثیر مواد شیمیایی قرار نمیگیرد
resisting ماده محافظ شیارهای PCB که تحت تاثیر مواد شیمیایی قرار نمیگیرد
snick توپی که با لبه چوب ضربه خورده و به عقب به سمت محافظ میله می رود
resists ماده محافظ شیارهای PCB که تحت تاثیر مواد شیمیایی قرار نمیگیرد
resisted ماده محافظ شیارهای PCB که تحت تاثیر مواد شیمیایی قرار نمیگیرد
optical شیشه یا پلاستیک محافظت شده با مواد محافظ برای ارسال پیاپی سیگنالهای نوری
wracked فریم محافظ فلزی برای تختههای مدار الکترونیکی و وسایل جانبی مثل دیسک درایو
totem pole تیر یا چوبی که نقوش جانوران محافظ قبایل مختلف سرخ پوستان روی ان منقوش بوده
totem poles تیر یا چوبی که نقوش جانوران محافظ قبایل مختلف سرخ پوستان روی ان منقوش بوده
rack فریم محافظ فلزی برای تختههای مدار الکترونیکی و وسایل جانبی مثل دیسک درایو
wracks فریم محافظ فلزی برای تختههای مدار الکترونیکی و وسایل جانبی مثل دیسک درایو
racks فریم محافظ فلزی برای تختههای مدار الکترونیکی و وسایل جانبی مثل دیسک درایو
racked فریم محافظ فلزی برای تختههای مدار الکترونیکی و وسایل جانبی مثل دیسک درایو
guard assembly الات محافظ روپوش جنگ افزار مجموعه روپوش
duct لولهای که حاوی کابل هایی است که اطراف یک گروه کابل یک پوشش محافظ قرار دارد
blocked [ستون، نیم ستون و پشته بند محافظ]
jack ring حلقهای استوانهای که جهت نصب لوله جداریا بیرون کشیدن لوله از خاک به صورت طوق محافظ از ان استفاده میشود
totems روح محافظ شخص درخت یا جانوری که سرخ پوستان حفظ وحامی روحانی خود دانسته واز تجاوز بدان یاخوردن گوشت ان خودداری می کردند
totem روح محافظ شخص درخت یا جانوری که سرخ پوستان حفظ وحامی روحانی خود دانسته واز تجاوز بدان یاخوردن گوشت ان خودداری می کردند
blanket course لایه محافظ در مقابل رس لایه پادرس
packaging ماده محافظ اشیا که بسته بندی می شوند. مواد جذاب برای بسته بندی کالاها
retaining wall دیوار نگهبان دیوار محافظ
convoys بدرقه کردن
convoy بدرقه کردن
see off <idiom> بدرقه کردن
hedge داد وستد تامینی کردن
hedged داد وستد تامینی کردن
hedges داد وستد تامینی کردن
horse guards گارد مخصوص سواره نظام گارد سوار نگهبان سوار
praetorial متعلق به گارد ویژه سربازی که جز گارد ویژه است
reenforceŠetc نیروی تازه فرستادن برای با نیروی امدادی تقویت کردن
reserved for security purposes تامینی
insurance stockage ذخیره تامینی
safety fuze ماسوره تامینی
preventive action اقدامات تامینی
preventive justice حقوق تامینی
Recent search history
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com