English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (38 milliseconds)
English Persian
bore sighting محوریابی کردن محوریابی لوله توپ
Other Matches
boresight محوریابی لوله توپ وسیله محوریابی دوربین محوریابی
muzzle boresight حلقه تار موی محوریابی جلوی لوله توپ
boresight محوریابی کردن
bore sighting محوریابی
radar boresight محوریابی رادار
breech boresight صفحه محوریابی کولاس
go devil لوله پاک کن مخصوص تمیز کردن لوله نفت
intubate لوله فروکردن در بوسیله لوله باز نگاه داشتن لوله گذاردن درentrust
to pipeline با خط لوله لوله کشی کردن
hosed لوله لاستیکی مخصوص اب پاشی وابیاری لوله اب اتش نشانی
hose لوله لاستیکی مخصوص اب پاشی وابیاری لوله اب اتش نشانی
hosing لوله لاستیکی مخصوص اب پاشی وابیاری لوله اب اتش نشانی
hoses لوله لاستیکی مخصوص اب پاشی وابیاری لوله اب اتش نشانی
elvate بالا بردن بالابردن لوله حرکت دادن لوله جنگ افزار در برد
muzzle burst ترکش گلوله در داخل لوله یاجلوی لوله توپ
breech end انتهای لوله توپ یا تفنگ ابتدای جان لوله
thermionic tube لوله الکترونی که دران الکترون بوسیله حرارت دادن به الکترود منتشر میشود لوله گرمایونی
cannons لوله ومتعلقات توپ توپخانه لوله دار
cannon لوله ومتعلقات توپ توپخانه لوله دار
jack ring حلقهای استوانهای که جهت نصب لوله جداریا بیرون کشیدن لوله از خاک به صورت طوق محافظ از ان استفاده میشود
rigatoni رشته فرنگی لوله لوله وکوتاه
vas deferens لوله خروجی بیضه لوله منی
collimate موازی قرار دادن لوله و هدف میزان کردن تعدیل کردن
lyophilization خشک کردن چیزی بوسیله منجمد کردن ان در لوله هی خالی از هوا
tubes از لوله رد کردن
tube از لوله رد کردن
water pipe لوله مخصوص لوله کشی اب
oviduct لوله رحمی لوله فالوپ
sockets بست لوله دوراهی لوله
spigot لب لوله که در لوله دیگری جا میافتد
angle of depression میدان حرکت لوله توپ در زیرافق زاویه حرکت زیر افق لوله
pipeline assets وسایل و لولههای سوخت رسانی سیستم لوله کشی وسایل نصب لوله
To lay the pipes . لوله کشی کردن
syphoned از لوله یاسیفون رد کردن
syphons از لوله یاسیفون رد کردن
tide drain زهکشی کردن با لوله
plumb لوله کشی کردن
piped لوله کشی کردن
siphoned از لوله یاسیفون رد کردن
siphon از لوله یاسیفون رد کردن
siphons از لوله یاسیفون رد کردن
pipe لوله کشی کردن
tubulate لولهای کردن لوله دار کردن
flash tube لوله حامل جرقه چاشنی لوله رابط چاشنی با خرج انفجار
canalize نهرسازی لوله کشی کردن
ram پر کردن توپ راندن به داخل لوله
rammed پر کردن توپ راندن به داخل لوله
lays روانه کردن لوله توپ یا تفنگ
stave شبیه لوله ایجاد سوراخ کردن
rams پر کردن توپ راندن به داخل لوله
layihg azimuth گرای روانه کردن لوله توپ
lay روانه کردن لوله توپ یا تفنگ
back to battery برگشت لوله به حالت اول عمل برگشت لوله توپ
boresight میزان کردن لوله و مگسک اسلحه در هدفگیری
port بزرگ کردن لوله اگزاست سمت چپ قایق
priming پر کردن یک پمپ یا لوله با اب به منظور تخلیه هوای داخل ان
collimating sight دوربین نشانه روی لوله توپ به هدف دوربین منطبق کننده لوله و هدف
anchor block بلوکهایی که جهت مهار کردن لوله هنگام نصب کار گذاشته میشوند
intubation فرو کردن لوله در حنجرهای برای برای نگاه داشتن .....دیفتری و مانندان
angle of traverse زاویه حرکت لوله در سمت زاویه سمت لوله
density of loading تراکم پر کردن خرج در لوله تراکم خرج پرتاب
cylinder لوله
pipe line خط لوله
cylinders لوله
conduits لوله
downtake لوله
drain pipe لوله
clip لوله
hosed لوله
plumbers لوله کش
clipped لوله
hosepipe لوله
clippings لوله
fire hose لوله اب
chimney لوله
tubes لوله
spouting لوله
rouleau لوله
pipe layer لوله کش
pipe fitter لوله کش
ductile لوله شو
hoses لوله
clips لوله
hose لوله
valve لوله
tube لوله
hosing لوله
valves لوله
spouts لوله
chimneys لوله
duct لوله اب
cannons لوله
water pipe لوله اب
discharge head سر لوله
bore لوله
nozzles سر لوله اب
nozzle سر لوله اب
hickey لوله خم کن
blast main لوله دم
blast pipe لوله دم
sequacious لوله شو
pipe لوله
pipeline خط لوله
piped لوله
pipelines خط لوله
tube cutter لوله بر
pipe cutter لوله بر
spout لوله
noses سر لوله
conduit لوله
spouted لوله
plumber لوله کش
tubulation لوله
bores لوله
rolls لوله
rolled لوله
roll لوله
nose سر لوله
stave لوله اب
cannon لوله
cannons لوله توپ
hose لوله پلاستیکی
hosed لوله خرطومی
cannon لوله توپ
pipe laying لوله کشی
pezometer tube لوله فشارسنج
spouts لوله خروجی
plumbing work لوله کشی
gun لوله توپ
spouted لوله خروجی
guns لوله توپ
pipage لوله کشی
spout لوله خروجی
pipe bending device لوله خمکن
pipe clip گیره لوله
pipe connection اتصال لوله
hydraulic pipe خط لوله هیدرولیکی
hoseline لوله لاستیکی
hydraulic line خط لوله هیدرولیکی
duct لوله هادی
boring pipe لوله حفاری
hose لوله خرطومی
feed pipe لوله تغذیه
clay pipe لوله سفالی
spouting لوله خروجی
pipe fitting لوله کشی
field drain pipe لوله زهکشی
pezometer tube لوله پیزومتری
pipe fitter لوله نصب کن
suction pipe لوله مکنده
gage tube لوله پیتو
gauge tube لوله پیتو
swob لوله پاک کن
bleeding tube لوله هواگیری
pipe spanner اچار لوله
plumbery لوله کشی
plumping لوله کشی
point bland از دهانه لوله
grip wrench اچار لوله
pipelines لوله کشی
supply pipe لوله ابرسانی
exhausts لوله اگزوز
exhaust لوله اگزوز
conduit لوله برگمن
conduit لوله حفاظ
foam inlet tube لوله ورودی کف
wind pipe لوله هواکش
wind pipe لوله هوا
colling water pipe لوله اب سرد
blind pipe لوله کور
blind pipe لوله غیرمشبک
gun barrel لوله تفنگ
gun barrel لوله توپ
pipeline لوله کشی
gouging chisel مغار لوله
standpipe لوله شاغولی
tail pipe لوله اگزوز
concrete pipe لوله بتنی
concrete pipe لوله سیمانی
conduit wire لوله برگمن
rodding a conduit فنرگذرانی از لوله
conduit rodding فنرگذرانی از لوله
casings لوله گذاری
lamp chimney لوله لامپا
casing لوله محافظ
casings لوله محافظ
standpipes لوله شاغولی
dome-pot لوله سفالی
header لوله اصلی
connecting tube لوله رابط
gas man لوله کش گاز
headers لوله اصلی
fallopian tube لوله فالوپ
absorption tube لوله جذب
precession فرسایش لوله
absorption countertube لوله جذب
glazed ware pipe لوله لعابدار
pression pipe لوله فشاری
gas line لوله گاز
glass tube لوله شیشهای
Recent search history
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com