Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (13 milliseconds)
English
Persian
clear way
محوطه بالاکشیدن هواپیما محوطه کندن هواپیما از زمین
Other Matches
aprons
محوطه اسفالت مقابل اشیانه هواپیما محوطه بارگیری هواپیما
apron
محوطه اسفالت مقابل اشیانه هواپیما محوطه بارگیری هواپیما
approach end
نقطه شروع تقرب هواپیما ابتدای محوطه دویدن هواپیما
troop space
جای انفرادی در هواپیما یاکشتی محوطه لازم برای تامین جا برای حمل پرسنل وبارهای انفرادی انها درکشتی یا هواپیما
run way
محوطه دویدن هواپیما
outer fix
محوطه توقف خارجی هواپیما
departure end
انتهای محوطه دویدن هواپیما
thresholds
نقطه شروع محوطه دویدن هواپیما حد نهایی
threshholds
نقطه شروع محوطه دویدن هواپیما حد نهایی
threshold
نقطه شروع محوطه دویدن هواپیما حد نهایی
go around mode
روش کنترل مخصوص کندن هواپیما از زمین روش کنترل صعود هواپیما
tie down
وسیله مهار هواپیما در محوطه پارکینگ وسیله بستن
touchdowns
تماس هواپیما با زمین سینه مال رفتن هواپیما
touchdown
تماس هواپیما با زمین سینه مال رفتن هواپیما
taxiway
محوطه حرکت هواپیماها برای گرم شدن محوطه تاکسی کردن
open storage
انبار کردن کالاها در محوطه باز انبارداری در محوطه روباز
Open-plan
<adj.>
سالن باز، محوطه وسیع، ساختمانی که هرطبقه آن فقط دارای یک محوطه وسیع است و اتاق ندارد
goldie
علامت درگیر شدن سیستم کنترل پرواز خودکار و پرتاب بمب خودکار هواپیما با هدف و انتظار هواپیما برای دریافت فرمان کنترل از زمین
classification yard
محوطه مانور قطارها محوطه تقسیم مسیر قطارها
machinery space
محوطه موتورخانه ناو محوطه ماشین الات ناو
takeoffs
برخاستن هواپیما از جا کندن دونده
takeoff
برخاستن هواپیما از جا کندن دونده
landing gear
چرخ هواپیما که هنگام نشستن هواپیما وزن انراتحمل میکند
altitude sickness
حال به هم خوردگی در اثرارتفاع هواپیما مرض ناشی از زیاد شدن ارتفاع هواپیما
barometric leveling
تراز کردن هواپیما از نظرفشار جو تعادل بارومتری هواپیما
aircraft scrambling
دستور پرواز هواپیما ازوضعیت اماده باش زمینی صدور فرمان درگیری هواپیما با هدف
outfield
محوطه زمین کریکت دورترین قسمت از توپزن کریکت
aft
قسمت انتهایی هواپیما بطرف عقب هواپیما
plane director
نفر هدایت کننده هواپیما هادی هواپیما
air mileage indicator
کیلومتر شمار هواپیما مسافت سنج هواپیما
aircraft arresting barrier
وسیله بازدارنده هواپیما ازحرکت مهار هواپیما
spoiler
صفحه دراز و باریک روی سطح بالایی هواپیما که برای کاستن سرعت یا اوج گرفتن هواپیما بلند میشود
wave off
به زمین ساییده شدن هواپیما
space charter
اختصاص جا در هواپیما رزرو کردن جا در هواپیما
screwpropeller
پروانه هواپیما ملخ کشتی یا هواپیما
ground fire
تیراندازی باسلاحهای کوچک از زمین به هواپیما
ceiling
ارتفاع هواپیما یا ابر از سطح زمین
ceilings
ارتفاع هواپیما یا ابر از سطح زمین
coordinated turn
دورزدن هواپیما بطوریکه کنترلهای مربوط به دوران حول هر سه محور مورداستفاده قرار گرفته و مانع سر خوردن هواپیما به داخل یا خارج پیچ میشوند
departure end
نقطه شروع کنده شدن هواپیما از زمین
terrain avoidance
ممانعت خودکار هواپیما ازنزدیک شدن به زمین
bow line
نوعی گره برای متصل کردن هواپیما به زمین
chutes
سرسره بادی برای فراراضطراری از هواپیما درروی زمین
pickup field
زمین باز بدون مانعی که هواپیما میتواند در ان فروداید
chute
سرسره بادی برای فراراضطراری از هواپیما درروی زمین
compass rose
دایره بزرگی روی کره زمین که در جهت گردش عقربه ساعت از صفر تا 063 درجه بندی شده و بعنوان مبداسنجش و تنظیم قطبنماهای هواپیما روی زمین بکارمیرود
moments
ممان وزن بار هواپیما نیروی گریز ازمرکز وزن اشیاء داخل هواپیما
moment
ممان وزن بار هواپیما نیروی گریز ازمرکز وزن اشیاء داخل هواپیما
lift-off
جدا شدن یک هواپیما یا هررسانگر دیگر از زمین یا ازرسانگر مادر
holding point
نقطه تثبیت ردیابی هواپیما نقطه انتظار هواپیما روی صفحه رادار
true track
تصویر زاویه بین شمال واقعی و مسیر هواپیما روی زمین
arresting gear
دستگاه کم کننده سرعت هواپیما در روی باند دستگاه مهار هواپیما
roll in point
نقطه ورود به شاخه تک به وسیله هواپیما نقطه شروع حرکت تک هواپیما
transition altitude
ارتفاع استاندارد هواپیما ارتفاع هواپیما طبق جداول فنی پرواز
azimuth indicator
شاخص سمتی هواپیما وسیله نشان دهنده زاویه سمتی هواپیما
aircraft cross servicing
سرویسهای متقابله دستگاههای هواپیما سرویس جنبی دستگاههای هواپیما
ground speed
سرعت دویدن هواپیما در روی باند سرعت دویدن روی باند سرعت گرفتن هواپیما روی زمین
zone
محوطه
wards
محوطه
compound
: محوطه
compound
محوطه
compounded
: محوطه
compounded
محوطه
precincts
محوطه
precinct
محوطه
space
محوطه
enclosure
محوطه
area
محوطه
areas
محوطه
zones
محوطه
enclosures
محوطه
ward
محوطه
compounds
محوطه
compounds
: محوطه
spaces
محوطه
garth
محوطه
ground
محوطه
haws
محوطه
hawing
محوطه
hawed
محوطه
haw
محوطه
descentheight
ارتفاع لازم از سطح زمین برای کم کردن از ارتفاع هواپیما
command speed
سرعت تعیین شده هواپیما سرعت پیش بینی شده برای هواپیما
altitude height
سطح مبنای اندازه گیری ارتفاع هواپیما ارتفاع هواپیما از سطح مبنا
runs
ترتیب محوطه
run
ترتیب محوطه
chill space
محوطه سردخانه
cubby
محوطه مکعب
cincture
حلقه محوطه
lot
قرعه محوطه
clear way
محوطه صعود
farmyards
محوطه مزرعه
farmyard
محوطه مزرعه
yards
حیاط محوطه
yards
محوطه یا میدان
yard
حیاط محوطه
ambit
وسعت محوطه
stockyard
محوطه دامداری
closes
چهاردیواری محوطه
trap
محوطه کوچک
closer
چهاردیواری محوطه
close
چهاردیواری محوطه
yard
محوطه یا میدان
out port
بندرخارج از محوطه
buffer distance
محوطه امنیت
freeze space
محوطه سردخانه
Inc
مخفف محوطه
aprons
محوطه بارگیری
courtyard
محوطه محصور
environment architecture
معماری محوطه
penalty areas
محوطه پنالتی
area of visibility
محوطه دید
lawns
محوطه چمن
dock yard
محوطه بارانداز
dock yard
محوطه لنگرگاه
runout
محوطه دویدن
lawn
محوطه چمن
penalty area
محوطه پنالتی
run way
محوطه فرود
embarkation area
محوطه بارگیری
closest
چهاردیواری محوطه
enceinte
محوطه قلعه
apron
محوطه بارگیری
goal crease
محوطه دروازه
yard man
متصدی محوطه
god's acre
محوطه کلیسا
area of probability
محوطه احتمالات
flight control
دستگاه کنترل پرواز هواپیما کنترل هواپیما
aircraft block speed
سرعت خالص هواپیما سرعت هواپیما از نظرتئوریکی
apparent altitude
ارتفاع فاهری هواپیما ارتفاع عملی هواپیما
impark
در محوطه نگاه داشتن
back judge
داور در محوطه دفاعی
back boundary line
محوطه پشت خط سرویس
magazine space
محوطه زاغه مهمات
outdoor lighting fixtures
چراغهای روشنائی محوطه
cubbyhole
محوطه کوچک ومحصور
backcourt
محوطه پشت یک سوم
area of uncertainity
محوطه عدم امنیت
holding ground
محوطه نگهدارنده لنگر
quarterdeck
محوطه تشریفات ناو
ward
حیاط محوطه زندان
site
محل محوطه کار
sited
محل محوطه کار
plainer
میدان یا محوطه جنگ
fabrique
[ساختمانی در محوطه باغ]
parking
محوطه پارک کردن
chill space
محوطه سرد انبار
plain
میدان یا محوطه جنگ
side lines
محوطه بیرون از خط کناری
wards
حیاط محوطه زندان
loculus
محوطه یاحفره کوچک
landscape architecture
معماری محوطه سازی
sites
محل محوطه کار
plains
میدان یا محوطه جنگ
plainest
میدان یا محوطه جنگ
catcher's box
محوطه مخصوص توپگیر
quarterdecks
محوطه تشریفات ناو
front court
محوطه جلو خط سرویس اسکواش
back room
محوطه بین خط پایانی ودیوار
gulleys
محوطه کنار و کمی عقبترازمیله ها
outland
زمینهای خارج از محوطه ملک
gully
محوطه کنار و کمی عقبترازمیله ها
arresting system runout
محوطه دویدن سیستم مهارهواپیما
arresting sheave span
محوطه ریل و سرسره مهارهواپیما
loculus
محوطه یا قسمت کوچک اطاقک
nett
محوطه تمرین محصوربا تور
tank farm
محوطه مخازن نفت وغیره
gullies
محوطه کنار و کمی عقبترازمیله ها
broken field
محوطه دفاعی فراسوی خط تجمع
nets
محوطه تمرین محصوربا تور
border break
ادامه محوطه نقشه تا حاشیه ان
tree farm
محوطه درخت کاری جنگل
net
محوطه تمرین محصوربا تور
clearance inwards
ورود کشتی به محوطه گمرک
pickup field
محوطه سوار شدن درهواپیما
batter's box
محوطه مستطیل نزدیک پایگاه
base hit
ضربه به داخل محوطه باامتیاز
ping pong court
محوطه بازی پینگ پنگ
point of no return
نقطه حداکثر شعاع عمل هواپیما اخرین حد شعاع عمل هواپیما
plan range
در شناسایی از روی عکس هوای فاصله افقی بین نقطه پای عمود هواپیما تا شیئی که روی زمین قرار گرفته است
regions
محوطه بسیار وسیع وبی انتها
yardmaster
رئیس محوطه بارانداز راه اهن
region
محوطه بسیار وسیع وبی انتها
marshalling yard
محوطه تفکیک و دسته بندی کالاها
land scaping
محوطه سازی و ایجاد فضای سبز
Green architecture
[ساختمان با محوطه هایی با مناظر بدیع]
open ice
قسمتی از محوطه بازی که حریف در ان نیست
covered position
محوطه تحت پوشش موضع مخفی
navy yard
محوطه مخصوص لنگر اندازی ناوگان
embarkation area
محوطه سوار شدن در کشتی یاخودرو
ball hawk
مدافع خوب بازیگر در محوطه دوردست
drylot
محوطه محصور ومحدودی برای زراعت وغیره
holding station
محوطه نگهداری زخمیها وبیماران بطور موقت
Genius Loci
نابغه
[واژه لاتین در معماری یا محوطه سازی]
yard track
ریل موقت در داخل محوطه انبارها و یا باراندازها
solocross
مسابقه در محوطه پارکینگ برای کشف مهارت راننده
bloop
ضربه به توپ به قسمت داخلی محوطه بیس بال
lumberyard
محوطه یاحیاط تیر فروشی که الوار در ان انباشته شده
lumberyards
محوطه یاحیاط تیر فروشی که الوار در ان انباشته شده
absolute altimeter
ارتفاع سنج یا فرازیابی که ارتفاع واقعی یا فاصله واقعی هواپیما را از زمین نشان میدهد
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com