English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (33 milliseconds)
English Persian
camouflage مخفی کردن پوشاندن
camouflaged مخفی کردن پوشاندن
camouflages مخفی کردن پوشاندن
camouflaging مخفی کردن پوشاندن
Other Matches
underground مخفی شبکه مخفی جنگ غیر منظم
stowed مخفی کردن
stowing مخفی کردن
obscures مخفی کردن
obscuring مخفی کردن
hickok belt مخفی کردن زه
conceals مخفی کردن
occult مخفی کردن
conceal مخفی کردن
hugger mugger مخفی کردن
submers مخفی کردن
submerges مخفی کردن
stows مخفی کردن
submerged مخفی کردن
submerge مخفی کردن
submerging مخفی کردن
obscurest مخفی کردن
obscured مخفی کردن
obscurer مخفی کردن
stow مخفی کردن
obscure مخفی کردن
falsi crimen مخفی کردن حقیقت
huddles مخفی کردن درهم ریختگی
hickok belt مخفی شدن پنهان کردن
huddling مخفی کردن درهم ریختگی
huddle مخفی کردن درهم ریختگی
huddled مخفی کردن درهم ریختگی
camouflaged استتار کردن پوشاندن پنهان کردن وسایل جنگی
camouflage استتار کردن پوشاندن پنهان کردن وسایل جنگی
camouflages استتار کردن پوشاندن پنهان کردن وسایل جنگی
camouflaging استتار کردن پوشاندن پنهان کردن وسایل جنگی
suffuse پوشاندن اشباع کردن
immersing زیر اب کردن پوشاندن
coats پوشاندن روکش کردن
sheathe غلافدار کردن پوشاندن
immerses زیر اب کردن پوشاندن
fan پوشاندن پوشش کردن
immersed زیر اب کردن پوشاندن
coated پوشاندن روکش کردن
suffused پوشاندن اشباع کردن
fanning پوشاندن پوشش کردن
immerse زیر اب کردن پوشاندن
fans پوشاندن پوشش کردن
coatings پوشاندن روکش کردن
sheath غلافدار کردن پوشاندن
sheaths غلافدار کردن پوشاندن
suffuses پوشاندن اشباع کردن
sheathed غلافدار کردن پوشاندن
sheathes غلافدار کردن پوشاندن
coat پوشاندن روکش کردن
fanned پوشاندن پوشش کردن
suffusing پوشاندن اشباع کردن
concealment پنهان کردن پوشاندن
carbonize باذغال پوشاندن یاترکیب کردن
able لباس پوشاندن قوی کردن
becloud با ابر پوشاندن تاریک کردن
ablest لباس پوشاندن قوی کردن
abler لباس پوشاندن قوی کردن
tinplate با قلع پوشاندن حلبی کردن
paper یادداشت کردن با کاغذ پوشاندن
crowns تاج گذاری کردن پوشاندن
crown تاج گذاری کردن پوشاندن
liquors با روغن پوشاندن چرب کردن
liquor با روغن پوشاندن چرب کردن
papered یادداشت کردن با کاغذ پوشاندن
papering یادداشت کردن با کاغذ پوشاندن
papers یادداشت کردن با کاغذ پوشاندن
mats بوریا پوش کردن باحصیر پوشاندن
mat بوریا پوش کردن باحصیر پوشاندن
armor plate زره دار کردن پوشاندن بازره
inundating زیر سیل پوشاندن اشباع کردن
inundates زیر سیل پوشاندن اشباع کردن
souse بطور کامل پوشاندن حمله کردن
inundated زیر سیل پوشاندن اشباع کردن
inundate زیر سیل پوشاندن اشباع کردن
overwatch مراقبت کردن پوشاندن حرکت یکانهای دیگربا اتش
incrust با قشر و پوست پوشاندن دارای پوشش سخت کردن قشر تشکیل دادن
bedim با ابر پوشاندن ابری یا مانند ابر کردن
slinkiest مخفی
slinky مخفی
furtive مخفی
undercover مخفی
closeted مخفی
slinkier مخفی
secret مخفی
concealed مخفی
covert مخفی
closet مخفی
clandestine مخفی
hidden مخفی
perdu or due مخفی
closeting مخفی
hush hush مخفی
hush-hush مخفی
secrets مخفی
closets مخفی
hid مخفی
bugs میکروفن مخفی
codes کدهای مخفی
bugging میکروفن مخفی
under- مخفی درزیر
emissaries مامور مخفی
hidden file فایل مخفی
clandestinely بطور مخفی
hid مخفی شده
bug میکروفن مخفی
hidden codes رمزهای مخفی
hidy-hole مخفی گاه
hidey-hole مخفی گاه
emissary مامور مخفی
under مخفی درزیر
mole مامور مخفی
hideaway مخفی گاه
cover مخفی در بر گرفتن
coverings مخفی در بر گرفتن
secret agents مامور مخفی
covers مخفی در بر گرفتن
secret agent مامور مخفی
hidden مخفی شده
blinded مخفی گاه
skeleton in one's closet <idiom> رازهای مخفی
secret ballot رای مخفی
stowaway مسافر مخفی
blinds مخفی گاه
by ballot با رای مخفی
covert operations عملیات مخفی
plainclothesman پلیس مخفی
hideaways مخفی گاه
blind مخفی گاه
defector in place مامور مخفی
stowaways مسافر مخفی
submergence مخفی سازی
ballots رای مخفی دادن
balloted رای مخفی دادن
ballot رای مخفی دادن
hides مخفی نگاه داشتن
hide مخفی نگاه داشتن
bugged مجهز به میکروفن مخفی
fig leaf لاپوش مخفی کننده
fig leaves لاپوش مخفی کننده
covered approach پیشروی پوشیده معابر مخفی
gestapo گشتاپو سازمان پلیس مخفی
spial عمل مخفی انجام دادن
hush ارامش دادن مخفی نگاهداشتن
blind مخفی گاه [جامعه شناسی]
perdu مخفی سرباز جان فشان
perdue مخفی سرباز جان فشان
cover مخفی گاه [جامعه شناسی]
conclearer of stolen goods مخفی کننده اموال مسروقه
cover پوشش مخفی [جامعه شناسی]
blind پوشش مخفی [جامعه شناسی]
ambushing مخفی گاه سربازان برای حمله
ambushes مخفی گاه سربازان برای حمله
ambushed مخفی گاه سربازان برای حمله
espial جاسوسی عمل مخفی انجام دادن
covered position محوطه تحت پوشش موضع مخفی
ambush مخفی گاه سربازان برای حمله
disclosing یات چیزی که باید مخفی می ماند
hit the dirt <idiom> خیزرفتن به زمین ،درجایی مخفی شدن
disclose یات چیزی که باید مخفی می ماند
balloted رای مخفی مجموع اراء نوشته
discloses یات چیزی که باید مخفی می ماند
ballots رای مخفی مجموع اراء نوشته
ballot رای مخفی مجموع اراء نوشته
He has been exposed as a traitor. هویت مخفی او [مرد] بعنوان خائن افشا شد.
rear takedown with outside leg tackle گارد مخفی که حریف با میانکوب ضربه میشود
apparatus شعبه زیرزمینی و مخفی فعال دستگاه وسیله
secret ballot ورقه رای مخفی دارای اسامی چاپی کاندیداها
screened ایجاد سد بااستفاده از بدن ضربه را ازحریف مخفی نگهداشتن
screen ایجاد سد بااستفاده از بدن ضربه را ازحریف مخفی نگهداشتن
screening, screenings ایجاد سد بااستفاده از بدن ضربه را ازحریف مخفی نگهداشتن
acid house party نوعی مهمانی که به صورت مخفی برگزار میشود و در آن موسیقی
screens ایجاد سد بااستفاده از بدن ضربه را ازحریف مخفی نگهداشتن
culled مخفی از فضای ذخیره سازی سه بعدی وکاهش زمان پردازش
culls مخفی از فضای ذخیره سازی سه بعدی وکاهش زمان پردازش
culling مخفی از فضای ذخیره سازی سه بعدی وکاهش زمان پردازش
cull مخفی از فضای ذخیره سازی سه بعدی وکاهش زمان پردازش
line پوشاندن
cover پوشاندن
overruns پوشاندن
lines پوشاندن
overrunning پوشاندن
overrun پوشاندن
obscures پوشاندن
jacket پوشاندن
coated پوشاندن
coatings پوشاندن
coats پوشاندن
belay پوشاندن
obscurest پوشاندن
shrouded پوشاندن
jackets پوشاندن
shroud پوشاندن
coverings پوشاندن
revet پوشاندن
submerging پوشاندن
submerges پوشاندن
dresses پوشاندن
submerged پوشاندن
sheet پوشاندن
Recent search history
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com