English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (29 milliseconds)
English Persian
admix مخلوط شدن امیزش کردن
Other Matches
incrossbreed تولید شده در اثر امیزش نژاد امیزش نژادی کردن
admix مخلوط شدن بهم پیوستن مخلوط کردن امیختن
admix امیزش کردن
intercommunicate امیزش کردن
intercommon امیزش کردن
to keep company باهم امیزش کردن
converses مذاکره کردن امیزش
conversed مذاکره کردن امیزش
converse مذاکره کردن امیزش
rub shoulders with others با مردم امیزش کردن
conversing مذاکره کردن امیزش
outcross امیزش کردن دو جنس مختلف با هم
auto rich مخلوط غلیظ سوخت و هوا که نسبت ان توسط کنترل کننده مخلوط اتوماتیک درکاربوراتور ثابت نگهداشته میشود
associated امیزش کردن معاشرت کردن
associates امیزش کردن معاشرت کردن
associate امیزش کردن معاشرت کردن
associating امیزش کردن معاشرت کردن
syncrasy مخلوط کردن
melt مخلوط کردن
puddles مخلوط کردن
melts مخلوط کردن
meddles مخلوط کردن
meddled مخلوط کردن
meddle مخلوط کردن
puddle مخلوط کردن
mixing مخلوط کردن
intermingling با هم مخلوط کردن
mingling مخلوط کردن
mingled مخلوط کردن
mingle مخلوط کردن
mell مخلوط کردن
confect مخلوط کردن
commix مخلوط کردن
intermeddle مخلوط کردن
interlard مخلوط کردن
mingles مخلوط کردن
intermingle با هم مخلوط کردن
intermingled با هم مخلوط کردن
intermingles با هم مخلوط کردن
hash مخلوط کردن
blend مخلوط کردن
admix مخلوط کردن
blends مخلوط کردن
mixes امیختن مخلوط کردن
shuffle بهم مخلوط کردن
temper مخلوط کردن مزاج
shuffled بهم مخلوط کردن
burden مخلوط کردن بار
shuffles بهم مخلوط کردن
shuffling بهم مخلوط کردن
turn the mortar مخلوط کردن ملات
etherize بااتر مخلوط کردن
souse با ترشی مخلوط کردن
ethylate بااتیل مخلوط کردن
brandies با کنیاک مخلوط کردن
brandy با کنیاک مخلوط کردن
mixes مخلوط کردن ترکیب
tempered مخلوط کردن مزاج
tempers مخلوط کردن مزاج
mix مخلوط کردن ترکیب
mix امیختن مخلوط کردن
intermix در هم امیختن با هم مخلوط کردن
agitation مخلوط کردن اشفتگی
commingle بهم مخلوط کردن
cross loading مخلوط کردن بارها
burdens مخلوط کردن بار
blenders ماشین مخصوص مخلوط کردن
blender ماشین مخصوص مخلوط کردن
immingle بهم امیختن مخلوط کردن
roil مخلوط کردن سرگردان شدن
gradate درجه بندی کردن مخلوط کردن
sugars ماده قندی با شکر مخلوط کردن
sugar ماده قندی با شکر مخلوط کردن
platinize با پلاتین و ترکیبات ان مخلوط کردن یا اندودن
truck mixing مخلوط کردن بتن روی کامیون
combination امیزش
intercourse امیزش
haunts امیزش
intercommunion امیزش
association امیزش
associations امیزش
farrago امیزش
haunt امیزش
mixing امیزش
amalgamation امیزش
blunders دست پاچه شدن وبهم مخلوط کردن
blundering دست پاچه شدن وبهم مخلوط کردن
blunder دست پاچه شدن وبهم مخلوط کردن
blundered دست پاچه شدن وبهم مخلوط کردن
premix قبل از مصرف مخلوط کردن پیش امیختن
incommunicatively بطور کم امیزش
mixture ترکیب امیزش
immiscible امیزش ناپذیر
incommunicative بی معاشرت و بی امیزش
mixing valve دریچه امیزش
oxygenation امیزش با اکسیژن
miscible امیزش پذیر
immix امیزش یافتن
conviviality قابلیت امیزش
sexual intercourse امیزش جنسی
mixtures ترکیب امیزش
insociable غیرقابل امیزش
immiscibly بطور امیزش ناپذیر
chiasma امیزش ازمیان یا از پهنا
dry ginger نوشیدنیکف دارکه برای مخلوط کردن ویسکی باسایرنوشیدنیهااستفاده میشود
ming ذکر کردن مخلوط کردن
blend مخلوط کردن رقیق کردن
blends مخلوط کردن رقیق کردن
speech synthesis ترکیب کلام امیزش سخن
batch اندازه گیری و وزن کردن شن ماسه سیمان و اب برای مخلوط بتن
batches اندازه گیری و وزن کردن شن ماسه سیمان و اب برای مخلوط بتن
nitrosulphuric ساخته شده از امیزش تیزاب و جوهر گوگرد
hash گوشت وسبزههای پخته که باهم بیامیزند امیزش
incross اختلاط و امیزش صفات ارثی یک طایفه میان افراد ان
p sexual relations امیزش جنسی بطورهرج مرج وبدون رعایت ائین عروسی
water injection پاشیدن اب مقطر خالص به داخل سیلندر و موتورپیستونی به منظور سرد کردن مخلوط قابل انفجار و کاهش احتمال بدسوزی
confused مخلوط
mixtures مخلوط
blent مخلوط شد
blend مخلوط
mixers مخلوط کن
mixer مخلوط کن
macedoine مخلوط
blender مخلوط کن
compost مخلوط
blending مخلوط
mixed مخلوط
admixtion مخلوط
blenders مخلوط کن
anti freeze mixture مخلوط ضد یخ
composite مخلوط
admixture مخلوط
mixture مخلوط
hash مخلوط
blends مخلوط
mixable امیزش پذیر امتزاج پذیر
miscible مخلوط شدنی
gas mixture مخلوط گاز
mixed crystal کریستال مخلوط
powder mixer گرد مخلوط کن
azeotropic mixture مخلوط ازئوتروپ
mixed gas گاز مخلوط
lean mixture مخلوط رقیق
crab cocktail مخلوط خرچنگ
mixed glue چسب مخلوط
mixture control کنترل مخلوط
mixing in place امیختن در جا مخلوط در جا
mixed semiconductor نیمرسانای مخلوط
weak mixture مخلوط ضعیف
cryogen مخلوط سرمازا
unscourced wool پشم مخلوط
melange مخلوط امیختگی
ternary mixture مخلوط سه تایی
heterogeneous mixture مخلوط ناهمگن
mixer مخلوط کننده
staffed مخلوط سیمان و گچ
staffs مخلوط سیمان و گچ
mixtures بتن مخلوط کن
mixture بتن مخلوط کن
porridge چیز مخلوط
rich mix مخلوط پر مایه
blent مخلوط کرد
solid solution کریستال مخلوط
terpenoid مخلوط باترپن
homogeneous mixture مخلوط همگن
azeotropic mixture مخلوط همجوش
mix مخلوط ترکیبی
batch mixer مخلوط کن ضربهای
mixes امیزه مخلوط
immiscible مخلوط نشدنی
mixes مخلوط ترکیبی
unadulterated مخلوط نشده
mixers مخلوط کننده
hot mixer مخلوط کننده
staff مخلوط سیمان و گچ
pug mill اسیای گل مخلوط کن
concrete mix مخلوط بتن
blends مخلوط امیختگی
proportioner مخلوط کن شیمیایی
duplex pressure proportioner مخلوط کن دو فشاری
laudanum مخلوط افیون
intercarrier buzz وزوز مخلوط
intercarrier beat زنه مخلوط
mix امیزه مخلوط
blend مخلوط امیختگی
gas air mixture مخلوط بنزین و هوا
harsh مخلوط بتن سفت
mixture of tar and bitumen مخلوط قطران و قیر
organic silt مخلوط بامواد الی
immiscibility حالت مخلوط نشدنی
harsher مخلوط بتن سفت
harshest مخلوط بتن سفت
olio مخلوط چیزدرهم ریخته
jet mixer مخلوط کننده با فشار اب
mishmash مخلوط اش شله قلمکار
intercarrier sound system کانال صوتی مخلوط
mixed crude oil نفت خام مخلوط
dry blending مخلوط سازی خشک
hc mixture مخلوط هیدروکلرید یا گازخفه کن
mixer tube لامپ مخلوط کننده
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com