English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (19 milliseconds)
English Persian
cross loading مخلوط کردن بارها
Other Matches
admix مخلوط شدن بهم پیوستن مخلوط کردن امیختن
cross loading سر شکن کردن بارها
terminal محل پیاده وسوار کردن بارها
terminals محل پیاده وسوار کردن بارها
strap باند پیچی یا تسمه کشی کردن بارها
straps باند پیچی یا تسمه کشی کردن بارها
auto rich مخلوط غلیظ سوخت و هوا که نسبت ان توسط کنترل کننده مخلوط اتوماتیک درکاربوراتور ثابت نگهداشته میشود
mingled مخلوط کردن
mingling مخلوط کردن
puddles مخلوط کردن
meddled مخلوط کردن
meddle مخلوط کردن
mell مخلوط کردن
melt مخلوط کردن
mingle مخلوط کردن
mingles مخلوط کردن
commix مخلوط کردن
interlard مخلوط کردن
blends مخلوط کردن
intermingled با هم مخلوط کردن
intermingle با هم مخلوط کردن
intermingles با هم مخلوط کردن
blend مخلوط کردن
puddle مخلوط کردن
intermeddle مخلوط کردن
intermingling با هم مخلوط کردن
syncrasy مخلوط کردن
mixing مخلوط کردن
admix مخلوط کردن
confect مخلوط کردن
hash مخلوط کردن
melts مخلوط کردن
meddles مخلوط کردن
regularly [often] <adv.> بارها
freuqently بارها
many a time بارها
a lot of times <adv.> بارها
oftentimes بارها
on any number of occasions <adv.> بارها
oft [archaic, literary] <adv.> بارها
many times <adv.> بارها
frequently بارها
oft بارها
often بارها
frequently <adv.> بارها
often <adv.> بارها
shuffles بهم مخلوط کردن
mix مخلوط کردن ترکیب
tempers مخلوط کردن مزاج
burden مخلوط کردن بار
agitation مخلوط کردن اشفتگی
shuffled بهم مخلوط کردن
shuffle بهم مخلوط کردن
mix امیختن مخلوط کردن
brandies با کنیاک مخلوط کردن
tempered مخلوط کردن مزاج
mixes مخلوط کردن ترکیب
brandy با کنیاک مخلوط کردن
turn the mortar مخلوط کردن ملات
commingle بهم مخلوط کردن
souse با ترشی مخلوط کردن
shuffling بهم مخلوط کردن
burdens مخلوط کردن بار
mixes امیختن مخلوط کردن
temper مخلوط کردن مزاج
ethylate بااتیل مخلوط کردن
intermix در هم امیختن با هم مخلوط کردن
etherize بااتر مخلوط کردن
load manifest لیست بارها
blender ماشین مخصوص مخلوط کردن
blenders ماشین مخصوص مخلوط کردن
admix مخلوط شدن امیزش کردن
roil مخلوط کردن سرگردان شدن
immingle بهم امیختن مخلوط کردن
I have visited Europe time and again. بارها اروپا را دیده ام.
repulsion of charges نیروی دافعه بارها
gradate درجه بندی کردن مخلوط کردن
truck mixing مخلوط کردن بتن روی کامیون
platinize با پلاتین و ترکیبات ان مخلوط کردن یا اندودن
sugar ماده قندی با شکر مخلوط کردن
sugars ماده قندی با شکر مخلوط کردن
manifests فهرست بارها لیست وسایل
manifesting فهرست بارها لیست وسایل
manifest فهرست بارها لیست وسایل
manifested فهرست بارها لیست وسایل
blundered دست پاچه شدن وبهم مخلوط کردن
blunders دست پاچه شدن وبهم مخلوط کردن
premix قبل از مصرف مخلوط کردن پیش امیختن
blunder دست پاچه شدن وبهم مخلوط کردن
blundering دست پاچه شدن وبهم مخلوط کردن
dry ginger نوشیدنیکف دارکه برای مخلوط کردن ویسکی باسایرنوشیدنیهااستفاده میشود
blends مخلوط کردن رقیق کردن
blend مخلوط کردن رقیق کردن
ming ذکر کردن مخلوط کردن
footing قسمتی از پی ساختمان که بارها رامستقیما" به خاک منتقل میکند
batches اندازه گیری و وزن کردن شن ماسه سیمان و اب برای مخلوط بتن
batch اندازه گیری و وزن کردن شن ماسه سیمان و اب برای مخلوط بتن
stowage plan طرح بارگیری ناو یا هواپیمایا چیدن بارها در هواپیما یاناو
water injection پاشیدن اب مقطر خالص به داخل سیلندر و موتورپیستونی به منظور سرد کردن مخلوط قابل انفجار و کاهش احتمال بدسوزی
station number شماره پست مخابراتی شماره ترتیب محل بارها درداخل هواپیما
blends مخلوط
compost مخلوط
mixed مخلوط
confused مخلوط
admixture مخلوط
admixtion مخلوط
blenders مخلوط کن
mixer مخلوط کن
anti freeze mixture مخلوط ضد یخ
macedoine مخلوط
blend مخلوط
mixtures مخلوط
hash مخلوط
composite مخلوط
blent مخلوط شد
mixers مخلوط کن
blender مخلوط کن
mixture مخلوط
blending مخلوط
solid solution کریستال مخلوط
heterogeneous mixture مخلوط ناهمگن
azeotropic mixture مخلوط ازئوتروپ
immiscible مخلوط نشدنی
intercarrier beat زنه مخلوط
intercarrier buzz وزوز مخلوط
homogeneous mixture مخلوط همگن
mixed glue چسب مخلوط
laudanum مخلوط افیون
melange مخلوط امیختگی
hot mixer مخلوط کننده
concrete mix مخلوط بتن
rich mix مخلوط پر مایه
gas mixture مخلوط گاز
pug mill اسیای گل مخلوط کن
cryogen مخلوط سرمازا
ternary mixture مخلوط سه تایی
crab cocktail مخلوط خرچنگ
terpenoid مخلوط باترپن
azeotropic mixture مخلوط همجوش
proportioner مخلوط کن شیمیایی
powder mixer گرد مخلوط کن
duplex pressure proportioner مخلوط کن دو فشاری
unadulterated مخلوط نشده
mixed semiconductor نیمرسانای مخلوط
blent مخلوط کرد
lean mixture مخلوط رقیق
mixer مخلوط کننده
weak mixture مخلوط ضعیف
mixing in place امیختن در جا مخلوط در جا
mixture control کنترل مخلوط
mixtures بتن مخلوط کن
blends مخلوط امیختگی
mixture بتن مخلوط کن
staffed مخلوط سیمان و گچ
batch mixer مخلوط کن ضربهای
porridge چیز مخلوط
unscourced wool پشم مخلوط
mixes امیزه مخلوط
mixed gas گاز مخلوط
mixed crystal کریستال مخلوط
staff مخلوط سیمان و گچ
blend مخلوط امیختگی
mixers مخلوط کننده
mix مخلوط ترکیبی
mix امیزه مخلوط
mixes مخلوط ترکیبی
miscible مخلوط شدنی
staffs مخلوط سیمان و گچ
jet mixer مخلوط کننده با فشار اب
continous mixer مخلوط کننده دائمی
batches اندازه مخلوط بتن
rotary drum mixer مخلوط کننده طبلکی
intercarrier sound system کانال صوتی مخلوط
composite lightweight concrete بتن سبک مخلوط
harsh مخلوط بتن سفت
immiscibility حالت مخلوط نشدنی
harsher مخلوط بتن سفت
harshest مخلوط بتن سفت
gas air mixture مخلوط بنزین و هوا
hc mixture مخلوط هیدروکلرید یا گازخفه کن
complexly بطور پیچیده یا مخلوط
detrital cone مخلوط افکنه واریزهای
fuel oil mixture مخلوط روغن و سوخت
mixer stage طبقه مخلوط کننده
dry blending مخلوط سازی خشک
mishmash مخلوط اش شله قلمکار
creoles دارای نژاد مخلوط
creole دارای نژاد مخلوط
modulator لامپ مخلوط کننده
frequency mixer مخلوط کننده یا میکسرفرکانس
mixture of tar and bitumen مخلوط قطران و قیر
miscible مخلوط شدنی امیزنده
mixing blade قاشقک مخلوط کننده
mixer tube لامپ مخلوط کننده
mixed crude oil نفت خام مخلوط
unalloyed غیر مخلوط خالص
olio مخلوط چیزدرهم ریخته
batch اندازه مخلوط بتن
organic silt مخلوط بامواد الی
ready mixed paints رنگهای مخلوط اماده
Recent search history
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com