English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 152 (8 milliseconds)
English Persian
blocker مدافع روی تور والیبال
Other Matches
volleyball والیبال
volley ball والیبال
wider خط کناری والیبال
widest خط کناری والیبال
volleyball بازی والیبال
wide خط کناری والیبال
power volleyball والیبال قدرتی
volleyball court زمین والیبال
volleyball net تور والیبال
referee داور بالای والیبال
rolls چرخش توپ والیبال
referees داور بالای والیبال
refereeing داور بالای والیبال
rolled چرخش توپ والیبال
roll چرخش توپ والیبال
back line player بازیگر خط عقب والیبال
refereed داور بالای والیبال
baselines خط انتهای زمین والیبال
change of service تعویض سرویس والیبال
height of the volleyball net بلندای تور والیبال
hook service سرویس برگردان والیبال
baseline خط انتهای زمین والیبال
contact with the net خطای تماس با تور والیبال
upper edge of the net نوار بالای تور والیبال
forwards سه بازیگر جلوی تور والیبال
boundry lines خطوط اطراف زمین والیبال
back zone منطقه عقب زمین والیبال
attack block دفاع روی تور والیبال
He plays a beautiful game of volleyball. مثل ماه والیبال بازی می کند
net cord کابل یا سیم بالای تور والیبال
drop shot ضربه اهسته روی تور والیبال
net antena انتن روی تور والیبال به بلندی 76 تا 101 سانتیمتر
toss a coin for choice of service of cou شیریاخط اول بازی جهت تعیین سرویس والیبال
center forward نوک حمله بازیگر میانی جلو تور والیبال
scrimmage بازی تمرینی بین دو گروه ازیک تیم تمرین والیبال
scrimmages بازی تمرینی بین دو گروه ازیک تیم تمرین والیبال
fly فرستادن توپ والیبال به ارتفاع زیاد پارچه سقف چادر
rotation چرخش بازیگران والیبال به شکل عقربه ساعت از محل سرو زدن
netball بازی شبیه به والیبال با گرفتن و انداختن توپ بجای ضربه زدن
floater هواپیمای بدون موتور سرویس ارام والیبال توپ باحرکت کند در هوا
holding گرفتن بازیگر ماندن غیرمجاز توپ والیبال در دست صیقلی بودن مسیرگوی بولینگ
pass rusher مدافع خط
backs مدافع
back مدافع
defenseless بی مدافع
apologists مدافع
defendant مدافع
defendants مدافع
apologist مدافع
defenders مدافع
pleader مدافع
championless بی مدافع
close defence سه مدافع
blue liner مدافع
defender مدافع
backer up مدافع
crease defenceman مدافع
blitzer مدافع نفوذی
backfour چهار مدافع
backman بازیگر مدافع
self defensive مدافع خود
barristers وکیل مدافع
ball hawk مدافع پرقدرت
back مدافع خط میدان
backs مدافع خط میدان
full back مدافع پوششی
advocates وکیل مدافع
advocated وکیل مدافع
advocate وکیل مدافع
positioned موضعگیری مدافع موضعگیری مدافع
position موضعگیری مدافع موضعگیری مدافع
proctor وکیل مدافع
defending attorney وکیل مدافع
advocating وکیل مدافع
the champion of liberty مدافع ازادی
defensor وکیل مدافع
judge advocate وکیل مدافع
barrister وکیل مدافع
free safety مدافع در منطقه ضعف
defending shampion مدافع عنوان قهرمانی
double up مراقبت از مهاجم با دو مدافع
line backer مدافع پشتیبان خط تجمع
counselor رایزن وکیل مدافع
chicken fight سد کردن پی در پی راه مدافع
counselors رایزن وکیل مدافع
contestant مسابقه دهنده مدافع
contestants مسابقه دهنده مدافع
lineman مدافع یامهاجم روی خط
linemen مدافع یامهاجم روی خط
attorney نمایندگی وکیل مدافع
attorneys نمایندگی وکیل مدافع
counsellors رایزن وکیل مدافع
slotback مدافع پشت شکاف
signal caller مدافع 3/4 در فوتبال امریکایی
counsellor رایزن وکیل مدافع
scambler مدافع مامور مانوربالا
wing threequarter هریک از دو مدافع کنار زمین
wicketkeeper توپگیر مدافع میلههای کریکت
power i طرح شماره یک بازی با سه مدافع
squeeze سد کردن مدافع حریف با دونفر
bait the hole گول زدن مدافع حریف
squeezed سد کردن مدافع حریف با دونفر
squeezes سد کردن مدافع حریف با دونفر
squeezing سد کردن مدافع حریف با دونفر
ball hawk مدافع خوب بازیگر در محوطه دوردست
set back مهاجمی که پشت سر مدافع میانی است
shortstop موقعیت بازیکن مدافع در داخل میدان
flare پاس کوتاه به مدافع پشت تجمع
cutoff block سد کردن راه مدافع به وسیله مهاجم
flares پاس کوتاه به مدافع پشت تجمع
submarine مانور مدافع بصورت گریز اززیر سد مهاجم
dropouts ضربه با پا در داخل خط 52یاردی بوسیله تیم مدافع
strong safety مدافع ایمنی در سمت قوی خط تهاجم حریف
defenceman مدافع منطقه دفاعی غیر ازدروازه بان
drop-outs ضربه با پا در داخل خط 52یاردی بوسیله تیم مدافع
submarines مانور مدافع بصورت گریز اززیر سد مهاجم
drop-out ضربه با پا در داخل خط 52یاردی بوسیله تیم مدافع
fore check جلوگیری از مدافع در منطقه دفاعش جلوی تور
cross kick ضربه با پا به سمت دیگرزمین که مدافع کمتری دارد
go backdoor جاگیری در پشت مدافع برای دریافت پاس
pass cut روش گریختن مهاجم بی گوی از چند مدافع
blitzed حمله کمکی به مدافع برای گرفتن گوی ازحریف
blitz حمله کمکی به مدافع برای گرفتن گوی ازحریف
delayed offside تاخیر در اعلام افساید که بستگی به واکنش مدافع دارد
blitzing حمله کمکی به مدافع برای گرفتن گوی ازحریف
foot sweep پرتاب مهاجم از طرف مدافع با گرفتن یقه و استفاده از پا
blitzes حمله کمکی به مدافع برای گرفتن گوی ازحریف
fives هندبال انگلیسی انفرادی یا دونفره با سه یاچهار دیوار که هر گیم 51امتیاز دارد که مانند والیبال اگردو تیم درامتیاز 41مساوی شوند بازی به 61ختم میشود
stunts حرکت و پرش مدافع برای گیج کردن حریف مهاجم
barristers وکیل مدافع وکیلی که حق حضور دردادگاه و دفاع شفاهی را دارد
stunting حرکت و پرش مدافع برای گیج کردن حریف مهاجم
stunt حرکت و پرش مدافع برای گیج کردن حریف مهاجم
power block سد کرپدن راه مدافع بوسیله مهاجم با راندن او به عقب بابکنار
icing ضربه خطای مدافع از نیمه زمین خودی به خط دروازه حریف
barrister وکیل مدافع وکیلی که حق حضور دردادگاه و دفاع شفاهی را دارد
inside ناحیه نزدیک سبد بسکتبال نزدیک به تور والیبال قسمتی از بدن اسکیت باز که بسمت پیچ است منطقه دورخیز
insides ناحیه نزدیک سبد بسکتبال نزدیک به تور والیبال قسمتی از بدن اسکیت باز که بسمت پیچ است منطقه دورخیز
look off فریب دادن مدافع با نگاه به سمت مخالف پیش از پرتاب توپ
quick opener بازی تهاجمی که مدافع تیم توپ را از مهاجم میگیرد وبه سمت شکاف خط رقیب می دود
sweepers اخرین مدافع در سیستم دفاع بتونی پرتابی در بولینگ که با پیچ تمام یا بیشتر میله ها را می اندازد
safety valve پاس کوتاه به مدافع وقتی دریافت کنندگان دیگر بوسیله حریف مهار شده اند
sweeper اخرین مدافع در سیستم دفاع بتونی پرتابی در بولینگ که با پیچ تمام یا بیشتر میله ها را می اندازد
shiver فشار شدید رو به بالا با عقب دست یا ساق دست از مدافع به حریف
shivered فشار شدید رو به بالا با عقب دست یا ساق دست از مدافع به حریف
shivering فشار شدید رو به بالا با عقب دست یا ساق دست از مدافع به حریف
safety اعطای دو امتیاز به تیم مدافع به خاطر عقب نشینی عمدی تیم مهاجم
quick count کوتاه کردن علامتهای قراردادی بوسیله مهاجم میانی در خط تجمع بمنظورغافلگیر کردن تیم مدافع
beats گریختن ازچنگ مدافع رسیدن به پایگاه پیش از رسیدن توپ بیس بال صدای منظم پای اسب
beat گریختن ازچنگ مدافع رسیدن به پایگاه پیش از رسیدن توپ بیس بال صدای منظم پای اسب
triple option بازی تهاجمی با3 اختیار دادن توپ به مدافع پرتاب بازیگرمیانی حفظ توپ و دویدن باان یا پاس دادن
off خارج از محدوده مدافع خط مربوط به سمت راست زمین کریکت سمت راست اسب مسیر خیس و کندکننده سرعت
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com