English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 207 (29 milliseconds)
English Persian
urbanised مدنی کردن صیقلی کردن
urbanises مدنی کردن صیقلی کردن
urbanising مدنی کردن صیقلی کردن
urbanize مدنی کردن صیقلی کردن
urbanized مدنی کردن صیقلی کردن
urbanizes مدنی کردن صیقلی کردن
urbanizing مدنی کردن صیقلی کردن
Other Matches
scour صیقلی کردن
scours صیقلی کردن
varnishing صیقلی کردن
varnished صیقلی کردن
varnishes صیقلی کردن
varnish صیقلی کردن
glass صیقلی کردن
scoured صیقلی کردن
sleek صیقلی کردن
sleekest صیقلی کردن
smoothing صیقلی کردن
sleeker صیقلی کردن
surfaced صاف کردن صیقلی کردن
sleeken صیقلی کردن صاف کردن
surfaces صاف کردن صیقلی کردن
surface صاف کردن صیقلی کردن
enfranchise حقوق مدنی اعطا کردن به
enfranchising حقوق مدنی اعطا کردن به
enfranchises حقوق مدنی اعطا کردن به
enfranchised حقوق مدنی اعطا کردن به
law قانون مدنی تعقیب قانونی کردن
laws قانون مدنی تعقیب قانونی کردن
attainder سلب و نفی کلیه حقوق مدنی شخص در موقعی که به علت ارتکاب خیانت یا جنایت به مرگ محکوم میشود محرومیت کامل از حقوق اجتماعی و مدنی
slighted صیقلی
sleekest صیقلی
glossy صیقلی
sleeker صیقلی
smoothest صیقلی
sleek صیقلی
slightest صیقلی
slight صیقلی
slighter صیقلی
smooths صیقلی
smooth صیقلی
slights صیقلی
smoothed صیقلی
slighting صیقلی
levigate صیقلی
shiny صیقلی
slickest سطح صیقلی لیز
slickenside سطح صیقلی صخره
slick سطح صیقلی لیز
waterworn شسته شده و صیقلی در اثراب
reflective صیقلی وابسته بطرز تفکر
reflectional صیقلی وابسته بطرز تفکر
to let somebody treat you like a doormat <idiom> با کسی خیلی بد رفتار کردن [اصطلاح] [ مثال تحقیر کردن بی محلی کردن قلدری کردن]
bright work سطوح فلزی صیقلی و بدون رنگ
unmew رها کردن ازاد کردن ول کردن مرخص کردن بخشودن صرف نظر کرن
urban مدنی
civil مدنی
civi law حقوق مدنی
code civil قانون مدنی
fraudulent misrepresentation تدلیس مدنی
civillaw قانون مدنی
civil law حقوق مدنی
transfer of obligation حواله مدنی
jus cipile حقوق مدنی
jus cipile حقوق مدنی رم
civil liberties ازادی مدنی
civil rights حقوق مدنی
law of tort مسئولیت مدنی
civil injury اضرار مدنی
civil liberty ازادی مدنی
torts خطای مدنی
tort خطای مدنی
civil action دعوی مدنی
civil low حقوق مدنی
civil partnership شرکت مدنی
deceptions تدلیس مدنی
civic اجتماعی مدنی
civics علوم مدنی
civil litigation دادرسی مدنی
civil injury خسارت مدنی
civil wrong خطای مدنی
deception تدلیس مدنی
civil code قانون مدنی
civics تعلیمات مدنی
civil liability مسئوولیت مدنی
entitle to civil rights متمتع از حقوق مدنی
law of civil procedure ائین دادرسی مدنی
law of tort قانون مسئولیت مدنی
freemen دارای حقوق مدنی
freeman دارای حقوق مدنی
law of torts قانون مسئولیت مدنی
civil court division بخش دادگاه مدنی
civil degradation محرومیت از حقوق مدنی
Deprivation of ones civil rights . محرومیت از حقوق مدنی
civi rights حقوق وامتیازات مدنی
civil procedure ایین دادرسی مدنی
civil death محرومیت از حقوق مدنی
principle of civil litigation ایین دادرسی مدنی
civil action دعوی مدنی یا حقوقی
principle of civil litigation اصول محاکمات مدنی
attainder محرومیت از حقوق مدنی
discharges اخراج کردن خالی کردن پیاده کردن بار ازاد کردن
discharge اخراج کردن خالی کردن پیاده کردن بار ازاد کردن
civil procedure code قانون ایین دادرسی مدنی
presumption of clearance فرض برائت درامور مدنی
freeman فرد متمتع از حقوق مدنی
star chamber دادگاه عالی مدنی وجنایی
freemen فرد متمتع از حقوق مدنی
pandect حقوق مدنی روم قدیم
infamous محروم از حقوق مدنی ترذیلی
corruption of blood محرومیت از حقوق اجتماعی و مدنی
damask سیاهی و یارنگی که براثر خوردگی روی فولاد صیقلی فاهر میشود
counsel appointed وکیل مسخر یاتسخیری در امور مدنی
capturing اسیر کردن گرفتار کردن تصرف کردن دستگیر کردن
capture اسیر کردن گرفتار کردن تصرف کردن دستگیر کردن
captures اسیر کردن گرفتار کردن تصرف کردن دستگیر کردن
countervial خنثی کردن- برابری کردن با- جبران کردن- تلاقی کردن
tort عملی که میتواندموجب موضوع دعوی مدنی باشد
torts عملی که میتواندموجب موضوع دعوی مدنی باشد
holding گرفتن بازیگر ماندن غیرمجاز توپ والیبال در دست صیقلی بودن مسیرگوی بولینگ
pandects خلاصه قانون مدنی رم که درسده ششم بفرمان در05جلد امده است
challengo ادعا کردن دعوت کردن اعلام نشانی اسم عبور خواستن درخواست معرف کردن
verify مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
verified مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
verifies مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
verifying مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
foster تشویق کردن- حمایت کردن-پیشرفت دادن- تقویت کردن- به جلو بردن
shoots جمع کردن پا وپرت کردن انها همراه باراست کردن سریع بدن
shoot جمع کردن پا وپرت کردن انها همراه باراست کردن سریع بدن
orients جهت یابی کردن بجهت معینی راهنمایی کردن میزان کردن
to temper [metal or glass] آب دادن [سخت کردن] [آبدیده کردن] [بازپخت کردن] [فلز یا شیشه]
surveys براورد کردن نقشه برداری کردن از مساحی کردن پیمودن بازدید
surveyed براورد کردن نقشه برداری کردن از مساحی کردن پیمودن بازدید
survey براورد کردن نقشه برداری کردن از مساحی کردن پیمودن بازدید
orienting جهت یابی کردن بجهت معینی راهنمایی کردن میزان کردن
orient جهت یابی کردن بجهت معینی راهنمایی کردن میزان کردن
cross examination تحقیق چندجانبه بازپرسی کردن روبرو کردن شواهد استنطاق کردن
calk بتونه کاری کردن زیرپوش سازی کردن مسدود کردن
buck up پیشرفت کردن روحیه کسی را درک کردن تهییج کردن
tae پرش کردن با پا دفاع کردن و با پا ضربه زدن و خرد کردن
assigned مامور کردن محول کردن واگذار کردن سهمیه دادن
concentrate غلیظ کردن متمرکز شدن اشباع کردن سیر کردن
concentrates غلیظ کردن متمرکز شدن اشباع کردن سیر کردن
assigning مامور کردن محول کردن واگذار کردن سهمیه دادن
serve نخ پیچی توزیع کردن تقسیم کردن خدمت نظام کردن
assign مامور کردن محول کردن واگذار کردن سهمیه دادن
assigns مامور کردن محول کردن واگذار کردن سهمیه دادن
served نخ پیچی توزیع کردن تقسیم کردن خدمت نظام کردن
to inform on [against] somebody کسی را لو دادن [فاش کردن] [چغلی کردن] [خبرچینی کردن]
serves نخ پیچی توزیع کردن تقسیم کردن خدمت نظام کردن
to appeal [to] درخواستن [رجوع کردن به] [التماس کردن] [استیناف کردن در دادگاه]
concentrating غلیظ کردن متمرکز شدن اشباع کردن سیر کردن
soft-pedaled رکاب تخفیف صدا وسیله خفه کردن صدا بارکاب پایی صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن مبهم کردن
soft-pedal رکاب تخفیف صدا وسیله خفه کردن صدا بارکاب پایی صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن مبهم کردن
soft pedal رکاب تخفیف صدا وسیله خفه کردن صدا بارکاب پایی صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن مبهم کردن
soft-pedals رکاب تخفیف صدا وسیله خفه کردن صدا بارکاب پایی صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن مبهم کردن
soft-pedaling رکاب تخفیف صدا وسیله خفه کردن صدا بارکاب پایی صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن مبهم کردن
soft-pedalling رکاب تخفیف صدا وسیله خفه کردن صدا بارکاب پایی صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن مبهم کردن
soft-pedalled رکاب تخفیف صدا وسیله خفه کردن صدا بارکاب پایی صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن مبهم کردن
crossest تقاطع کردن برخورد کردن قطع کردن یک مسیر
infringed تخلف کردن تجاوز کردن تجاور یا تخطی کردن
infringe تخلف کردن تجاوز کردن تجاور یا تخطی کردن
checked بازدید کردن رسیدگی کردن سر زدن بازداشت کردن
to wipe out پاک کردن محو کردن نابودکردن نیست کردن
infringes تخلف کردن تجاوز کردن تجاور یا تخطی کردن
woos افهار عشق کردن با عشقبازی کردن با خواستگاری کردن
married under a contract unlimited perio زن گرفتن شوهر کردن مزاوجت کردن عروسی کردن با
preach وعظ کردن سخنرانی مذهبی کردن نصیحت کردن
withstanding مقاومت کردن با ایستادگی کردن در برابر تحمل کردن
checks بازدید کردن رسیدگی کردن سر زدن بازداشت کردن
preached وعظ کردن سخنرانی مذهبی کردن نصیحت کردن
infringing تخلف کردن تجاوز کردن تجاور یا تخطی کردن
point اشاره کردن دلالت کردن متوجه کردن نکته
check بازدید کردن رسیدگی کردن سر زدن بازداشت کردن
crosses تقاطع کردن برخورد کردن قطع کردن یک مسیر
correcting تنظیم کردن غلط گیری کردن اصلاح کردن
time تعیین کردن تنظیم کردن زمان بندی کردن
timed تعیین کردن تنظیم کردن زمان بندی کردن
times تعیین کردن تنظیم کردن زمان بندی کردن
cross تقاطع کردن برخورد کردن قطع کردن یک مسیر
to use effort کوشش کردن بذل مساعی کردن سعی کردن
woo افهار عشق کردن با عشقبازی کردن با خواستگاری کردن
wooed افهار عشق کردن با عشقبازی کردن با خواستگاری کردن
preaches وعظ کردن سخنرانی مذهبی کردن نصیحت کردن
withstood مقاومت کردن با ایستادگی کردن در برابر تحمل کردن
sterilizing گندزدایی و ضد عفونی کردن خنثی کردن بی اثر کردن
withstands مقاومت کردن با ایستادگی کردن در برابر تحمل کردن
sterilizes گندزدایی و ضد عفونی کردن خنثی کردن بی اثر کردن
sterilized گندزدایی و ضد عفونی کردن خنثی کردن بی اثر کردن
sterilize گندزدایی و ضد عفونی کردن خنثی کردن بی اثر کردن
sterilising گندزدایی و ضد عفونی کردن خنثی کردن بی اثر کردن
support حمایت یاتقویت کردن تحمل کردن اثبات کردن
sterilises گندزدایی و ضد عفونی کردن خنثی کردن بی اثر کردن
sterilised گندزدایی و ضد عفونی کردن خنثی کردن بی اثر کردن
corrects تنظیم کردن غلط گیری کردن اصلاح کردن
crosser تقاطع کردن برخورد کردن قطع کردن یک مسیر
correct تنظیم کردن غلط گیری کردن اصلاح کردن
exploit استخراج کردن بهره برداری کردن از استثمار کردن
exploiting استخراج کردن بهره برداری کردن از استثمار کردن
exploits استخراج کردن بهره برداری کردن از استثمار کردن
withstand مقاومت کردن با ایستادگی کردن در برابر تحمل کردن
reflector جسم منعکس کننده جسم صیقلی
reflectors جسم منعکس کننده جسم صیقلی
transliterate عین کلمه یاعبارتی را اززبانی بزبان دیگر نقل کردن حرف بحرف نقل کردن نویسه گردانی کردن
surcharge زیاد بار کردن تحمیل کردن زیاد پر کردن اضافه کردن
surcharges زیاد بار کردن تحمیل کردن زیاد پر کردن اضافه کردن
misrepresentation در CL وقتی قلب واقعیت میتواند در محدوده مسئولیت مدنی موضوع دعوی قرار گیرد که ناشی از عمد وقصد باشد تدلیس
Recent search history
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com