English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 60 (5 milliseconds)
English Persian
pulse modulation مدولاسیون پالس
Search result with all words
pdm Duration Pulse مدولاسیون زمانی پالس که در ان تداوم یک پالس تغییر میکندodulation
ppm Position Pulse مدولاسیون یا تلفیق زمانی پالس که دران مقدار نمونه لحظهای موج موقعیت زمانی یک پالس را مدوله میکندodulation
Other Matches
choke modulation مدولاسیون توسط پیچک مدولاسیون پیچکی تضمین پیچکی
inflexions مدولاسیون
inflections مدولاسیون
inflection مدولاسیون
modulation مدولاسیون
impluse train پالس
pulse پالس
pulsed پالس
modulation frequency فرکانس مدولاسیون
internal modulation مدولاسیون داخلی
light modulation مدولاسیون نور
modulator stage طبقه مدولاسیون
modulation system سیستم مدولاسیون
modulation circuit مدار مدولاسیون
grid modulation مدولاسیون شبکه
grid bias modulation مدولاسیون شبکه
frequency modulation مدولاسیون فرکانس
am مدولاسیون دامنه
frequency medulation مدولاسیون فرکانس
amplitude modulation مدولاسیون دامنه
input pulse پالس ورودی
flyback pulse پالس برگشت
light pluse پالس نور
pulse width پهنای پالس
high power pulse پالس قوی
voltage pulse پالس ولتاژ
pulse transmitter فرستنده پالس
impluse frequency فرکانس پالس
heat pulse پالس حرارتی
pulse period تناوب پالس
pulse counter پالس شمار
pulse converter مبدل پالس
ignition pulse پالس احتراق
electronic modulation مدولاسیون اطلاعات الکترونیکی
modulation handwidth پهنای باند مدولاسیون
modulation frequency response پاسخ فرکانس مدولاسیون
grid current modulation مدولاسیون جریان شبکه
high level modulation مدولاسیون سطح بالا
high power modulation مدولاسیون سطح بالا
grid circuit modulation مدولاسیون مدار شبکه
maximum modulating frequency فرکانس حداکثر مدولاسیون
pulse amplifier تقویت کننده پالس
high power pulse generator مولد پالس پرقدرت
modal dispersion شکلی از پراکندگی پالس ها
light pluse generator مولد پالس نور
ideal rectangular pulse پالس مربعی ایده ال
grid d.c. modulation مدولاسیون جریان دائم شبکه
spike پالس ولتاژ بسیار کوتاه مدت
decay time زمان کاهش یک پالس الکترونیک به 1/0 قله موج
I want to get off at St. Paul's. من می خواهم ایستگاه سانت پالس پیاده شوم.
spike [in a curve/development etc.] پالس بسیار بلند و ناگهانی [در نمودار تکاملی و غیره]
stepped motor دستگاه مکانیکی که بهنگام پالس دادن به ان مقدار ثابتی می چرخد
modem دستگاه مدولاسیون وبازخوانی اطلاعات کامپیوتری یا مخابره انها به جاهای دیگر
replenishing phase بخشی از سیکل عملکردموتورهای پالس جت که دران افت فشار داخل مجرا سبب ورود سوخت میگردد
material dispersion پراکنده شدن پالس نورانی درداخل یک فیبر نوری در نتیجه طول موجهای مختلف ساطع شده از یک منبع
cross modulation مدولاسیون ناخواسته که ازیک کاریر به کاریر دیگر درهمان گیرنده تاثیر میگذارد
fm فرایند تغییر مقدار نشان داده شده توسط یک سیگنال ازطریق تغییر فرکانس سیگنال مدولاسیون فرکانس odulation
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com