Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 205 (11 milliseconds)
English
Persian
phasing
مراحل عملیات
Search result with all words
cycle
تمام مراحل لازم برای اجرای یک فرآیند یا عملیات روی داده
cycled
تمام مراحل لازم برای اجرای یک فرآیند یا عملیات روی داده
cycles
تمام مراحل لازم برای اجرای یک فرآیند یا عملیات روی داده
phase difference
اختلاف مراحل عملیات
Other Matches
farmgate type operations
رهبری اموزش و عملیات نیروی هوایی یک کشور تامرحله عملیات جنگی
buffered computer
کامپیوتری که عملیات ورودی و خروجی و عملیات پردازشی را بطور همزمان ارائه میدهد
counter air operations
عملیات ضد هواپیمایی عملیات ضد برتری هوایی دشمن
anticrop operations
عملیات کاربرد افات کشاورزی در عملیات نظامی
counter air
عملیات ضدهواپیمایی عملیات ضد فعالیت هوایی دشمن
statement
2-دستور برنامه که CPU را هدایت میکند تا عملیات کنترلی انجام دهد یا عملیات CPU را کنترل کند
statements
2-دستور برنامه که CPU را هدایت میکند تا عملیات کنترلی انجام دهد یا عملیات CPU را کنترل کند
sequence
مراحل
phasing
مراحل
sequences
مراحل
propagated
خطایی که در یک محل یا عملیات رخ دهد و سایر عملیات و فرآیند را تحت تاثیر قرار دهد
propagating
خطایی که در یک محل یا عملیات رخ دهد و سایر عملیات و فرآیند را تحت تاثیر قرار دهد
propagates
خطایی که در یک محل یا عملیات رخ دهد و سایر عملیات و فرآیند را تحت تاثیر قرار دهد
propagate
خطایی که در یک محل یا عملیات رخ دهد و سایر عملیات و فرآیند را تحت تاثیر قرار دهد
land control operation
عملیات کنترل زمین عملیات
code panel
رمز ارتباطات در عملیات هوایی و زمینی کلید رمزارتباطات در عملیات هوایی وزمینی
sequence
مراحل کار
phasess of development
مراحل توسعه
sequences
مراحل کار
budget process
مراحل بودجه
budget cycle
مراحل بودجه
incunabula
مراحل اولیه
the four last things
مراحل چهارگانه
housekeeping
عملیات کامپیوتری که مستقیما" کمکی برای بدست اوردن نتایج مطلوب نمیکنداما قسمت ضروری یک برنامه مانند راه اندازی مقدمه چینی و عملیات پاکسازی است خانه داری
stages
مراحل مختلف یک موشک
incipient stages
مراحل نخستین یا ابتدائی
logic
مراحل و تصمیمات و ارتباطات
processes
مراحل مختلف چیزی
process
مراحل مختلف چیزی
stages of economic growth
مراحل رشد اقتصادی
stage
مراحل مختلف یک موشک
phases of life
مراحل یاشئون زندگی
military planning process
مراحل طرح ریزی نظامی
metaphse
یکی از مراحل تقسیم پس گاه
macro
نمایش گرافیکی مراحل منط قی
logical
مراحل و تصمیمات و ارتباطات آنها
air sea rescue
عملیات نجات هوا دریایی عملیات نجات هوایی ودریایی
air-sea rescue
عملیات نجات هوا دریایی عملیات نجات هوایی ودریایی
outlined
مراحل و تصمیمات اصلی در برنامه یا سیستم
outlines
مراحل و تصمیمات اصلی در برنامه یا سیستم
outlining
مراحل و تصمیمات اصلی در برنامه یا سیستم
phase of smoke
مراحل تولید پرده دود یاتشکیل ان
outline
مراحل و تصمیمات اصلی در برنامه یا سیستم
deep sleep
مراحل سوم و چهارم خواب
[روانشناسی]
slow-wave sleep
[SWS]
مراحل سوم و چهارم خواب
[روانشناسی]
components
اجزای تشکیل دهنده نیروی مسلح شرکت کننده در عملیات جزء یا قطعهای از یک وسیله کامل یکان شرکت کننده در عملیات
component
اجزای تشکیل دهنده نیروی مسلح شرکت کننده در عملیات جزء یا قطعهای از یک وسیله کامل یکان شرکت کننده در عملیات
m
مگا عملیات اعشاری در ثانیه . معیار اندازه گیری توان و سرعت معادل یک میلیون عملیات اعشاری در ثانیه
geometry and rendering
مراحل اصلی برای ایجاد و نمایش شی سه بعدی
execute
سیگنالی که مراحل CPU را در حلقه اجرا طی میکند
executed
سیگنالی که مراحل CPU را در حلقه اجرا طی میکند
executing
سیگنالی که مراحل CPU را در حلقه اجرا طی میکند
executes
سیگنالی که مراحل CPU را در حلقه اجرا طی میکند
army operations center
مرکز عملیات نیروی زمینی مرکز عملیات ارتش
flow diagram
نموداری که ترتیب مراحل در یک فرآیند یا برنامه را نشان دهد
fetch
سیگنالی که مراحل CPU را تا حلقه بازیابی دنبال میکند
fetched
سیگنالی که مراحل CPU را تا حلقه بازیابی دنبال میکند
fetches
سیگنالی که مراحل CPU را تا حلقه بازیابی دنبال میکند
flowchart
نموداری که ترتیب مراحل در یک فرآیند یا برنامه را نشان دهد
instar
حشره پروانه یابندپایی در مراحل مختلف رشد خود
take off
خیز . یکی از مراحل توسعه اقتصادی در نظریه روستو
blade tracking
مراحل تعیین موقعیت سر تیغههای ملخ نسبت به یکدیگر
exempt player
بازیگر معاف از انجام مراحل مقدماتی به علت سوابق او
charting
نمایش گرافیکی عناصر منط قی مراحل تصمیمات و ارتباطات در سیستم
charted
نمایش گرافیکی عناصر منط قی مراحل تصمیمات و ارتباطات در سیستم
charts
نمایش گرافیکی عناصر منط قی مراحل تصمیمات و ارتباطات در سیستم
chart
نمایش گرافیکی عناصر منط قی مراحل تصمیمات و ارتباطات در سیستم
sort effort
تعداد مراحل لازم جهت مرتب نمودن یک رکورد نامرتب
refan
جایگزین کردن فن اصلی بافنی با قطر بزرگتر و مراحل کمتر
mesne process
مراحل مختلفه و احکام وقرارهای مختلف دادگاه تاپیش از دستور اجرا
instructional computing
فرایند اموزشی تدریس مراحل گوناگون علم کامپیوتر وپردازش داده به افراد
approved data
سوابق و اطلاعاتی که میتوانندبرای تعیین مراحل تعمیرات یاتغییرات هواپیمای ویژهای بکارروند
pipeline
UPC یا ALU که در بلاکهایی ساخته شده است و دستورات را در مراحل اجرا میکند
pipelines
UPC یا ALU که در بلاکهایی ساخته شده است و دستورات را در مراحل اجرا میکند
time resolution
جزییات زمان اجرای عملیات نشان دادن جزییات اجرای زمانی عملیات
beachmaster's unit
یکان عملیات بارانداز یکان عملیات اسکله
cleco fastener
وسیلهای مانند فنر برای محکم کردن صفحات فلزی به یکدیگر تا اتمام مراحل پرچکاری
airhead operations
عملیات مخصوص گرفتن سرپل هوایی عملیات تهیه سرپل هوایی
emitter coupled logic
طرح مدار منط قی با سرعت بالا با استفاده از انتشار کنندههای ترانزیستور به عنوان خروجی به سایر مراحل
staple
[الیاف کوتاه مانند پنبه و پشم که طی مراحل نخ ریسی تبدیل به نخ مناسب جهت تار و پود فرش می گردند.]
ecl
طراحی مدار منط قی با سرعت بالا با استفاده از منتشر کننده ترانزیستورها به عنوان اتصالات خروجی به مراحل دیگر
chart
شکلی که ترتیب پردازشهای کاری مختلف را در مراحل مختلف نشان میدهد
charts
شکلی که ترتیب پردازشهای کاری مختلف را در مراحل مختلف نشان میدهد
charting
شکلی که ترتیب پردازشهای کاری مختلف را در مراحل مختلف نشان میدهد
charted
شکلی که ترتیب پردازشهای کاری مختلف را در مراحل مختلف نشان میدهد
work in process
کالاهای در حال ساخت کالاهائیکه مراحل ساخت رامی گذرانند
terminal guidance
هدایت موشک در مراحل اخرمسیر هدایت هواپیما ازفرودگاه یا به فرودگاه
work in progress
کالاهای در حال ساخت کالاهائیکه مراحل ساخت رامی گذرانند
parent program
در حین اجرا. مراحل اصلی که به برنامه پدر بر می گردد پس از اتمام کار برنامه فرزند
multisession compatible
که میتواند دیسکهای photo CD یا دیسکهای دگر را بخواند که در مراحل مختلف ایجاد شده اند
operation
1-عملیات روی دو عملوند. 2-عملیات روی عملوند به صورت دودویی
stages theory of economic growth
نظریه مراحل رشد اقتصادی نظریه روستو
combined operations
عملیات رستههای مرکب عملیات مرکب
layers
استاندارد ISO/OSI که مراحل عبور پیام از لحظه ارسال از یک کامپیوتر به کامپیوتر دیگر روی شبکه محلی را بیان میکند
layer
استاندارد ISO/OSI که مراحل عبور پیام از لحظه ارسال از یک کامپیوتر به کامپیوتر دیگر روی شبکه محلی را بیان میکند
accelerators
ماده معینی که به بتن اضافه میشود تا مقاوم شدن بتن رادر مراحل اولیه تسریع نماید. کلرور کلسیم تا دو درصدیکی از معمولترین این مواداست
armistise
متارکه جنگ عبارت است از توقف عملیات جنگی با موافقت طرفین محاربه اتش بس ممکن است کامل یعنی شامل کلیه عملیات جنگی و در جمیع میدانهای نبرد باشد و نیز ممکن است محلی یعنی فقط مربوط به قسمت معینی از میدان جنگ وبه مدت محدود باشد
accelerator
ماده معینی که به بتن اضافه میشود تا مقاوم شدن بتن را در مراحل اولیه تسریع نماید. کلرور کلسیم تا دو درصد یکی از معمولترین این مواد است
aerospace projection operations
عملیات مخصوص گسترش منطقه فضای هوایی عملیات مخصوص توسعه منطقه فضای هوایی
incremental computer
وسیله خروجی گرافیکی که در مراحل کوچک حرکت میکند بار داده ورودی که اختلاف بین محل فعلی و محل لازم را نشان میدهد که خط ها و منحنی ها به صورت مجموعهای خط وط مستقیم انجام شود
operation
عملیات
treatment
عملیات
treatments
عملیات
operations
عملیات
op
عملیات
subversives
عملیات براندازی
psychological operations
عملیات روانی
continuity of operations
تسلسل عملیات
conversational operation
عملیات محاورهای
terminal operations
عملیات اسکلهای
subversive
عملیات براندازی
terminal operations
عملیات بارانداز
computer operation
عملیات کامپیوتر
flow charts
شمای عملیات
flow chart
شمای عملیات
continuity of operations
مداومت عملیات
amphibious operation
عملیات اب خاکی
airborne battlefield
عملیات هوابرد
counter-espionage
عملیات ضدجاسوسی
concrete operations
عملیات عینی
concept of operations
تدبیر عملیات
radius
شعاع عملیات
delay
عملیات تاخیری
airmobile operations
عملیات هوارو
pseudooperation
شبه عملیات
covert operations
عملیات پنهانی
action deferred
تامل در عملیات
countermine
عملیات ضد مین
counter military
ضد عملیات نظامی
serial operation
عملیات سری
air operations
عملیات هوایی
campaigns
عملیات جنگی
hostility
عملیات خصمانه
counter battery
عملیات ضد اتشبار
covert operations
عملیات مخفی
hostilities
عملیات خصمانه
scene of action
صحنه عملیات
delay action
عملیات تاخیری
counter espionage
عملیات ضدجاسوسی
base operation
عملیات پایگاهی
rescue operation
عملیات نجات
area of operation
منطقه عملیات
phase
مرحله عملیات
building operations
عملیات ساختمانی
business type operation
عملیات تجارتی
business type operation
عملیات کامپیوتری
actions
عملیات جنگی
actions
جنگ عملیات
arithmetic operation
عملیات حسابی
terrain
زمین عملیات
string operation
عملیات رشتهای
block operation
عملیات بلوک
base of operations
پایگاه عملیات
surface treatment
عملیات سطحی
autonomous operation
عملیات ازاد
synchronous operation
عملیات همزمان
autonomous operation
عملیات مستقل
assistant chief of staff, g (operations
معاونت عملیات
action
عملیات جنگی
action
جنگ عملیات
centre of activities
مرکز عملیات
sabotaging
عملیات تخریبی
combat information center
اطاق عملیات
delays
عملیات تاخیری
delaying
عملیات تاخیری
earthworks
عملیات خاکی
closing
خاتمه عملیات
offensive
عملیات افندی
offensives
عملیات افندی
sabotages
عملیات تخریبی
sabotaged
عملیات تخریبی
chemical operations
عملیات شیمیایی
offenses
عملیات افندی
offenses
عملیات تعرضی
offence
عملیات افندی
phased
مرحله عملیات
offence
عملیات تعرضی
phases
مرحله عملیات
sabotage
عملیات تخریبی
spial
عملیات جاسوسی
delaying action
عملیات تاخیری
f.of operations
حوزه عملیات
scope
هدف عملیات
heat treatment
عملیات حرارتی
hot dogging
عملیات نمایشی
immediate action
عملیات فوری
operation center
مرکز عملیات
initiatives
ابتکار عملیات
initiative
ابتکار عملیات
finishing
عملیات تکمیل
scope
منظور از عملیات
rehearsal
تکرار عملیات
campaigned
عملیات جنگی
campaign
عملیات جنگی
flight operations
عملیات پرواز
formal operations
عملیات صوری
global operation
عملیات سراسری
harassing actions
عملیات ایذایی
rehearsals
تکرار عملیات
Counter – espionage operations k.
عملیات ضد جاسوسی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com