English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (3 milliseconds)
English Persian
overwatch مراقبت از حرکت بااتش
Other Matches
overwatch مراقبت کردن پوشاندن حرکت یکانهای دیگربا اتش
incinerating بااتش سوختن
incinerates بااتش سوختن
incinerated بااتش سوختن
incinerate بااتش سوختن
circular scanning مراقبت دایرهای منطقه تجسس و مراقبت دایرهای
sweep درو کردن منطقه بااتش درو در عرض
differential ailerons ارتباط شهپرها به قسمتی که زاویه حرکت شهپری که به طرف بالا حرکت میکند اززاویه شهپر دیگر که بطرف پایین حرکت میکند بیشتر است
espial مراقبت
vigilance مراقبت
watchfulness مراقبت
unattended بی مراقبت
tendance مراقبت
counter surveillance ضد مراقبت
care مراقبت
surveillance مراقبت
cares مراقبت
watchful مراقبت
eyesight مراقبت
ovservation مراقبت
cared مراقبت
insuring مراقبت کردن در
insures مراقبت کردن در
area monitoring مراقبت منطقهای
acoustical surveillance مراقبت صوتی
ensured مراقبت کردن در
animadversion مراقبت مشاهده
air search مراقبت هوایی
air surveillance مراقبت هوایی
Medicare مراقبت پزشکی
to llok مراقبت کردن
ensures مراقبت کردن در
watch tower برج مراقبت
care of supplies مراقبت اماد
ensure مراقبت کردن در
ensuring مراقبت کردن در
to see to it مراقبت کردن
to see after مراقبت کردن
see to it مراقبت کردن
watchtowers برج مراقبت
sea surveillance مراقبت دریایی
watchtower برج مراقبت
residential care مراقبت پناهگاهی
watches مراقبت کردن
watching مراقبت کردن
ground surveillance مراقبت زمینی
due care مراقبت کافی
combat surveillance مراقبت رزمی
watch مراقبت کردن
watched مراقبت کردن
control towers برج مراقبت
helical scanning مراقبت مارپیچی
day care مراقبت در روز
listening watch مراقبت به گوش
waved حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
waving حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
waves حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
wave حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
feint فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
feinting فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
feinted فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
feints فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
searchingly مراقبت کردن از زمین
unattended operation هملکرد مراقبت نشده
area monitoring مراقبت کردن از منطقه
vigilance مراقبت به گوش بودن
under one's wing <idiom> تحت مراقبت کسی
attendance ملازمت مراقبت رسیدگی
stake-outs محل تحت مراقبت
stake-out محل تحت مراقبت
airborne beacon برج مراقبت هوابرد
air beacon برج مراقبت پایگاه
attendances ملازمت مراقبت رسیدگی
harbor control tower برج مراقبت بندر
lookouts مراقبت عمل پاییدن
lookout مراقبت عمل پاییدن
surveillant مراقبت کننده دیدبان
radar beacon برج مراقبت رادار
to ensure something مراقبت کردن در [چیزی]
double up مراقبت از مهاجم با دو مدافع
sector of search منطقه مراقبت رادار
radar scan مراقبت بوسیله رادار
care and handling مراقبت و دستکاری وسایل
cares محافظت کردن مراقبت
searches مراقبت کردن از زمین
searched مراقبت کردن از زمین
care محافظت کردن مراقبت
cared محافظت کردن مراقبت
surveillance دیدبانی و مراقبت از منطقه
maintains به خوبی مراقبت شده
maintained به خوبی مراقبت شده
maintain به خوبی مراقبت شده
search مراقبت کردن از زمین
mouses نرخ حرکت نشانه گر در صفحه نمایش در مقایسه با مسافتی که شما mouse رد حرکت می دهید
mouse نرخ حرکت نشانه گر در صفحه نمایش در مقایسه با مسافتی که شما mouse رد حرکت می دهید
route order ترتیب حرکت در روی جاده حرکت به ستون راه
trackball وسیلهای برای حرکت نشانه گر روی صفحه که با حرکت دادن توپ موجود در محفظه کنترل می شوند
stroked حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
move off the ball حرکت سریع از نقطه معین پس از حرکت توپ
tape وسیله تبدیل حرکت دورانی به حرکت خطی
stroke حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
strokes حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
cruise سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
cruised سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
fish tailing حرکت نوسانی یا تاب [تریلر در حال حرکت]
cruises سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
tapes وسیله تبدیل حرکت دورانی به حرکت خطی
taped وسیله تبدیل حرکت دورانی به حرکت خطی
stroking حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
cruising سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
picket نرده کشیدن مراقبت کردن
picketed نرده کشیدن مراقبت کردن
pickets نرده کشیدن مراقبت کردن
aspect رادار مراقبت هوایی و ضدزیردریایی
unattended ground sensor رادار مراقبت زمینی خودکار
security monitoring نظارت یا مراقبت تامینی یاحفافتی
slap together <idiom> به عجله وبی مراقبت واداشتن
up to someone to do something <idiom> مسئولیت مراقبت از چیزی را داشتن
aspects رادار مراقبت هوایی و ضدزیردریایی
turn over <idiom> به کسی برای مراقبت با استفاده سپردن
spiral scanning مراقبت و تجسس منطقه به طور مارپیچی
see that he does it مراقبت کنید که ان کار راانجام دهد
snow under <idiom> قبول چیزی که نمیتوان از آن مراقبت کرد
maintain watch مراقبت دایمی از پیام یک فرستنده رادیویی
counter clockwise حرکت عکس حرکت عقربههای ساعت
transfers حرکت سمتی لوله حرکت درسمت
transferring حرکت سمتی لوله حرکت درسمت
transfer حرکت سمتی لوله حرکت درسمت
compound motion حرکت صلیبی حرکت عرضی و طولی
chaperon زن شوهر دار یا کاملی که ازدختر جوانی مراقبت میکند
zmarker beacon برج مراقبت نشان دهنده محل فرودگاه به هواپیماها
instrument landing فرود با استفاده ازدستگاههای کنترل هواپیما وبرج مراقبت
There's a question mark [hanging] over the day-care clinic's future. [A big question mark hangs over the day-care clinic's future.] آینده درمانگاه مراقبت روزانه [کاملا] نامشخص است.
aberration جابجائی زاویه ای فاهری در جهت حرکت نافر که نتیجه ترکیب سرعت حرکت نافر و سیر نورمیباشد
dragged حرکت دادن mouse هنگام پایین نگهداشتن دکمه برای حرکت دادن یک تصویر یا نشانه روی صفحه
drags حرکت دادن mouse هنگام پایین نگهداشتن دکمه برای حرکت دادن یک تصویر یا نشانه روی صفحه
drag حرکت دادن mouse هنگام پایین نگهداشتن دکمه برای حرکت دادن یک تصویر یا نشانه روی صفحه
mouses وسیله نشانه گر که با حرکت دادن آنرا روی سطح مسط ح کار میکند. و با حرکت دادن آن
mouse وسیله نشانه گر که با حرکت دادن آنرا روی سطح مسط ح کار میکند. و با حرکت دادن آن
relative که حرکت نشانه گرروی صفحه نمایش مربوط مربوط به حرکت وسیله ورودی است
momentum سرعت حرکت شتاب حرکت
angle of depression میدان حرکت لوله توپ در زیرافق زاویه حرکت زیر افق لوله
fan marker نوعی برج مراقبت مخابراتی که تشعشعات امواج ان به صورت دایره قائم است
primage اضافه کرایهای که به خاطر مراقبت در بارگیری و تخلیه به ناخدای کشتی داده میشود
skulls حرکت دادن پارو یا دست در اب حرکت دادن قایق بجلو یا عقب
skull حرکت دادن پارو یا دست در اب حرکت دادن قایق بجلو یا عقب
moving havens مناطق ازاد از نظر حرکت زیردریاییها مناطق امن حرکت دریایی
Creches [جایی که از بچه ها مراقبت میشود هنگامی که پدر و مادر بیرون یا سر کار رفته اند]
travelling overwatch راهپیمایی با پوشش حرکت راهپیمایی با استفاده ازمراقبت حرکت با اتش
nodes ابتدا یا انتهای مسیر حرکت مقاطع مسیر حرکت
node ابتدا یا انتهای مسیر حرکت مقاطع مسیر حرکت
bounding overwatch حرکت خیز به خیز با پوشش حرکت با اتش و مانور
quadrature encoding سیستمی که جهت حرکت mouse را مشخص میکند. در یک mouse مکانیکی , دو احساس WS و سیگنال حرکت عمودی و افقی آنرا تشخیص می دهند. با این روش این سیگنالها ارسال می شوند
mine watching عملیات تجسس و پیدا کردن مین یا مراقبت از مین گذاری دشمن
cone of silence مخروط سکوت رادیویی فضای مخروطی خلاء رادیویی بالای برج مراقبت
stabile بدون حرکت بی حرکت
vigil گشت زدن در شب گشت و هشیاری و مراقبت شبانه
radar scan تجسس بوسیله رادار میدان مراقبت رادار
vigils گشت زدن در شب گشت و هشیاری و مراقبت شبانه
aerodynamics مبحث حرکت گازها و هوا علم مربوط به حرکت اجسام در گازها و هوا
angular momentum اندازه حرکت زاویهای گشتاور اندازه حرکت
rate of march سرعت حرکت اهنگ حرکت اهنگ راهپیمایی
moment of momentum اندازه حرکت زاویهای گشتاور اندازه حرکت
convoy schedule برنامه کلی حرکت ستون دریایی برنامه حرکت کاروان دریایی
raster سیستم اسکن کردن تمام صفحه نمایش CRT تمام صفحه , پیش نمایش CRT با یک اشعه تصویر با حرکت افقی روی آن و حرکت به پایین در انتهای هر خط
hamilton's equations of motion معادلات هامیلتونی حرکت معادلات حرکت هامیلتونی معادلات بندادی حرکت
watched مراقبت کردن موافبت کردن
watch مراقبت کردن موافبت کردن
watches مراقبت کردن موافبت کردن
watching مراقبت کردن موافبت کردن
beacons برج دریایی برج مراقبت برج کنترل هواپیماها
beacon برج دریایی برج مراقبت برج کنترل هواپیماها
k day روز حرکت کاروان دریایی روز شروع حرکت کاروان
power traverse مکانیسم حرکت سمت برقی دستگاه برقی حرکت سمت
convoy route مسیر حرکت ستون دریایی مسیر حرکت کاروان دریایی
move on ازجای خود حرکت دادن ازجای خود حرکت کردن
espionage جاسوسی کردن کسب خبر از دشمن کردن مراقبت دشمن
air pollution monitoring مراقبت دائمی الودگی هوا فرابینی الودگی هوا
crash position indicator برج اعلام محل وقوع سوانح دریایی برج مراقبت سوانح دریایی
which transponder علامت رمزی است به معنی چه نوع دستگاه گیرنده وفرستنده رمزی روی دستگاه شناسایی دشمن و خودی پدافند هوایی یا برج مراقبت یا برج رادار شناسایی سوارشده است
departure حرکت
stock-still بی حرکت
vapid بی حرکت
circulations حرکت
behaviuor حرکت
scrolling حرکت
departures حرکت
running در حرکت
frozen بی حرکت
progresses حرکت
stock still بی حرکت
stirabout حرکت
progressing حرکت
progressed حرکت
statist بی حرکت
progress حرکت
movement حرکت
circulation حرکت
maneuver حرکت
gesturing حرکت
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com