English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (10 milliseconds)
English Persian
auroral مربوط به نور شمالی
aurorean مربوط به نور شمالی
Other Matches
beta librae کفه شمالی زبانی شمالی
aurora borealis فجر شمالی سپیده شمالی
northern dawn سپیده شمالی فجر شمالی
northern lights سپیده شمالی فجر شمالی
norther شمالی باد سرد شمالی
northen america nebula ابری امریکای شمالی سحابی امریکای شمالی
program loans قرضههای مربوط به برنامههای رشد و توسعه وامهای مربوط به اجرای برنامه ها
tactically مربوط به فن به کاربردن یکانها در نبرد مربوط به فن جنگ از نظر نظامی
tactical مربوط به فن به کاربردن یکانها در نبرد مربوط به فن جنگ از نظر نظامی
inference روش تغییر نتیجه اطلاعات مربوط به شخص با استفاده از دادههای مختلف مربوط به افراد
inferences روش تغییر نتیجه اطلاعات مربوط به شخص با استفاده از دادههای مختلف مربوط به افراد
elevation guidance دستورات مربوط به صعودهواپیما راهنماییهای مربوط به صعود هواپیما
victual مربوط به تهیه اذوقه مربوط به تامین خوار و بار
bioclimatic مربوط به اقلیم شناسی مربوط به اب و هوا و نحوه زندگی
auditory مربوط بشنوایی یا سامعه مربوط به ممیزی وحسابداری
genital مربوط به توالد و تناسل مربوط به دستگاه تناسلی
supervisory مربوط به نظارت مربوط به نافر امور
relative که حرکت نشانه گرروی صفحه نمایش مربوط مربوط به حرکت وسیله ورودی است
acoustical مربوط به صدا مربوط به سامعه
acoustic مربوط به صدا مربوط به سامعه
northern شمالی
northerly شمالی
arctic شمالی
norland شمالی
Nordic شمالی
north شمالی
boreal شمالی
corona borealis اکلیل شمالی
northward قسمت شمالی
northwards قسمت شمالی
elk گوزن شمالی
papoose درامریکای شمالی
this line lies north این خط شمالی
kiffa borealis کفه شمالی
coronae borealis اکلیل شمالی
boreas باد شمالی
eider مرغابی شمالی
eider قوی شمالی
elks گوزن شمالی
first world امریکای شمالی
kingduck مرغابی شمالی
Northern Ireland ایرلند شمالی
Upper Volta ولتای شمالی
kingduck قوی شمالی
north star ستاره شمالی
north country انگلستان شمالی
nordic council شورای شمالی
foumart گربه شمالی
northern dawn شفق شمالی
herring gulls گاکی شمالی
herring gull گاکی شمالی
moose گوزن شمالی
aurora borealis شفق شمالی
northwardly بطرف شمال شمالی
malemute سگ سورتمه کش امریکای شمالی
malamute سگ سورتمه کش امریکای شمالی
niagaranexus رودخانهای درامریکای شمالی
cygni طایر صلیب شمالی
northern lights نور فجر شمالی
niagara nexus رودخانهای درامریکای شمالی
cygnus طایر صلیب شمالی
junco سهره امریکای شمالی
caribou گوزن امریکای شمالی
alpha coronae borealis الفا- اکلیل شمالی
caribous گوزن امریکایی شمالی
caribou گوزن امریکایی شمالی
gannet غاز دریای شمالی
tho اهل تونکن شمالی
the north star ستاره قطبی یا شمالی
yankee doodle سرباز شمالی امریکا
zeta coronae borealis زتا- اکلیل شمالی
caribous گوزن امریکای شمالی
NI مخفف ایرلند شمالی
margarita الفا- اکلیل شمالی
cariboo گوزن امریکایی شمالی
solan قاز دریای شمالی
distance angle زاویه مربوط به برد سلاح زاویه مربوط به مسافت هدف
range component عنصر مربوط به مسافت عامل مسافت شاخه مربوط به برد
xenial مربوط به مهمان نوازی مربوط به مناسبات بین مهمان و میزبان
north atlantic treaty organization (nato سازمان پیمان اتلانتیک شمالی
coyotes گرگ صحرایی امریکای شمالی
coyote گرگ صحرایی امریکای شمالی
redskins سرخ پوست امریکای شمالی
horseweed خزه معمولی امریکای شمالی
massasauge مار زنگی امریکای شمالی
redskin سرخ پوست امریکای شمالی
Gospel side [قسمت شمالی محراب یا کلیسا]
copperlndian سرخ پوست امریکای شمالی
kiffa borealis زبان شمالی بتا- میزان
mockingbird مرغ مقلد امریکای شمالی
ice-foot [دیواره یخ در کنار نواحی شمالی]
lynx وشق صورت فلکی شمالی
saddle tree یکجورگل لاله درامریکای شمالی
lynxes وشق صورت فلکی شمالی
boreal forest جنگل سوزنی برگ شمالی
passenger pigeon کبوتر وحشی امریکای شمالی
booby نوعی قاز دریای شمالی
casbah محله بومیهای شهرهای شمالی افریقا
tarheel اهل استان کارولینای شمالی امریکا
mallemuck مرغ طوفان اقیانوس منجمد شمالی
eider down پرنرمی که ازمرغابی شمالی بدست میاید
musk rat موش ابی امریکایی شمالی کرموش
musquash موش ابی امریکایی شمالی کرموش
thule اخرین نقطه شمالی مسکون دنیا
eiderdown پرنرمی که از مرغابی شمالی بدست می اید
eiderdowns پرنرمی که از مرغابی شمالی بدست می اید
musk ox یکجور گاو عنبر در دریاهای شمالی امریکا
compass error جمع انحراف تغییرپذیری وخطای گردش شمالی
NATO مخفف ناتو سازمان پیمان اتلانتیک شمالی
indigo bunting یکجورسهره در امریکای شمالی که نر ان نیلی رنگ است
mistral باد خشک سرد شمالی درجنوب فرانسه
snow geese غاز آمریکای شمالی که پرهای سفیدی دارد.
flathead سرخ پوست امریکای شمالی ماهی سرپهن
snow goose غاز آمریکای شمالی که پرهای سفیدی دارد.
civil appropriation اعتبارات مربوط به امورپرسنلی اعتبارات مربوط به امور غیرنظامی
reindeer گوزن شمالی وابسته بدوران کهنه سنگی اروپا
hyperborean ساکن دورترین نقطه شمالی زمین بسیار سرد
ling ماهی روغنی اروپای شمالی وامریکا از خانواده gadidae
indigo bird یکجوره سهره در امریکای شمالی که نر ان نیلی رنگ است
glacial epoch عصریخ :عصری که یخ بیشترنیم کره شمالی راپوشانده بوده است
Benin خور بنین که بخش شمالی خلیج گینه راتشکیل میدهد
prairie chicken یکجور با قرقر امریکای شمالی در دره رود میسی سیپی
wampun خر مهرهای که هندیهای امریکای شمالی بجای زر وزیور بکار می برند
mocking bird یکجور پرنده درامریکای شمالی که صدای مرغان دیگر رابخوبی تقلید میکند
formula مقررات مربوط به ساختمان اتومبیل مقررات مربوط به ساختمان قایق مسابقه
formulae مقررات مربوط به ساختمان اتومبیل مقررات مربوط به ساختمان قایق مسابقه
formulas مقررات مربوط به ساختمان اتومبیل مقررات مربوط به ساختمان قایق مسابقه
hypobaric مربوط به ارزیابی اثار کم شدن فشار جو مربوط به کم شدن فشار جو
neotropical متعلق به امریکای جنوبی ونواحی گرمسیری امریکای شمالی
northing عرض شمالی انحراف به سوی شمال شمال شبکه
upstate وابسته به بخش شمالی ایالت شمال ایالت نیویورک
Aurora Polaris شفق شمالی [که به علت برخورد ذرات گاز معلق در اتمسفر زمین با ذرات بارداری که از سمت خورشید ساطع میشوند در آسمان مناطق نزدیک به قطب شمال رخ میدهد]
Aurora Polaris شفق شمالی [که به علت برخورد ذرات گاز معلق در اتمسفر زمین با ذرات بارداری که از سمت خورشید ساطع میشوند در آسمان مناطق نزدیک به قطب شمال رخ میدهد]
northern lights شفق شمالی [که به علت برخورد ذرات گاز معلق در اتمسفر زمین با ذرات بارداری که از سمت خورشید ساطع میشوند در آسمان مناطق نزدیک به قطب شمال رخ میدهد]
merry dance شفق شمالی [که به علت برخورد ذرات گاز معلق در اتمسفر زمین با ذرات بارداری که از سمت خورشید ساطع میشوند در آسمان مناطق نزدیک به قطب شمال رخ میدهد]
merry dancers شفق شمالی [که به علت برخورد ذرات گاز معلق در اتمسفر زمین با ذرات بارداری که از سمت خورشید ساطع میشوند در آسمان مناطق نزدیک به قطب شمال رخ میدهد]
related مربوط
as for مربوط به
hydraulic مربوط به اب
affined مربوط
proper مربوط
eight bit system مربوط به یک
vespertinal مربوط به شب
pertinenet مربوط
for مربوط به
irrelevant نا مربوط
caprine مربوط به بز
pertinent مربوط
condequent مربوط
coordinate مربوط
pertinent مربوط به
germane مربوط
cretaceous مربوط به گچ
curatorial مربوط به
apposite مربوط
correspondent مربوط به
correspondents مربوط به
lineal مربوط به خط
relevant مربوط
coherent مربوط
pertaining مربوط به
fractional مربوط به بخشها
nautical مربوط به کشتیرانی
ovarian مربوط به تخمدان
vespertine مربوط به شب شبانه
circumstantial مربوط به موقعیت
nasal مربوط به بینی
Americans مربوط بامریکا
geriatric مربوط به پیری
American مربوط بامریکا
textual مربوط به متن یا نص
commercial مربوط به تجارت
military مربوط به نظام
valedictory مربوط به خداحافظی
attached مربوط متعلق
aguish مربوط به تب و لرز
fractional مربوط به بخشهایی
technologically مربوط به فناوری
agrologic مربوط بخاکشناسی
speculative مربوط به اندیشه
vermian مربوط به کرم
achaian مربوط به اخائیه
achaean مربوط به اخائیه
acetarious مربوط به سالاد
fossils مربوط بادوارگذشته
fossil مربوط بادوارگذشته
racing مربوط بمسابقه
outbound مربوط به خارج
dependent مربوط محتاج
concerns مربوط بودن به
concern مربوط بودن به
technological مربوط به فناوری
versicular مربوط به ایات
municipal مربوط به شهرداری
villatic مربوط به دهکده
nuclear مربوط به اتمی
thematic مربوط بموضوع
congressional مربوط به کنگره
sartorial مربوط به خیاطی
meteorological مربوط به هواسنجی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com