English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
first audio stage مرحله صوتی نخست
Other Matches
imprimis در مرحله نخست
primordium مرحله نخست
phased array ترتیب مرحله به مرحله جریان مرحله به مرحله بندی شده
aliasing افزودن سیگنالهای صوتی بین الگوهای صوتی برای ایجاد صدای ملایم تر
bumblebees تولید کننده ارتعاش صوتی نوسان ساز صوتی
bumblebee تولید کننده ارتعاش صوتی نوسان ساز صوتی
polyphone جعبه موسیقی حرف دو صوتی یا چند صوتی
audio mixer میکسر صوتی تلویزیونی مخلوط کننده صوتی
sonic booms انفجار صوتی شکستن دیوار صوتی
vocal cords تارهای صوتی رشتههای صوتی یا اوایی
sonic boom انفجار صوتی شکستن دیوار صوتی
creeps مرحله به مرحله جلو رفتن
sequenced ejection سیستم پرتاب مرحله به مرحله
creep مرحله به مرحله جلو رفتن
sophistication نوع انتخاب سریع که اطلاعات مرحله اول مرتب سازی در مرحله دوم به کار می رود تا سرعت انتخاب را افزایش دهد
boost phase مرحله دوم پرتاب موشک مرحله روشن شدن موتورمرحله دوم
leapfrogged پیش روی مرحله به مرحله پله پله حرکت کردن
leapfrogs پیش روی مرحله به مرحله پله پله حرکت کردن
leapfrog پیش روی مرحله به مرحله پله پله حرکت کردن
leapfrogging پیش روی مرحله به مرحله پله پله حرکت کردن
voice answer back یک دستگاه پاسخ صوتی که میتواندسیستم کامپیوتری را به یک شبکه تلفنی وصل کند تا پاسخ صوتی را به درخواستهای انجام شده از ترمینالهای تلفنی فراهم اورد
assembler اسمبلی که برنامه به زبان اسمبلی را در دو مرحله به کد ماشین تبدیل میکند. ابتدا آدرسهای ابتدایی ذخیره می شوند و در مرحله دوم آن را به آدرس مطلق تبدیل می کنند
donkey sonar ردیاب صوتی هلی کوپتر ردیاب صوتی
sound absorption خاصیت تبدیل انرژی صوتی خاصیت جذب انرژی صوتی
primes نخست
first نخست
prime نخست
imprlmis نخست
primed نخست
sofar سیستم مسافت یابی صوتی دریایی نوعی روش مسافت یابی صوتی دریایی
inflight phase مرحله بازدید حین پرواز مرحله عملیات حین پرواز
prime ministership نخست وزیری
first moment عزم نخست
primeminister نخست وزیر
primogeniture نخست زادگی
firstling نخست زاده
grand vizier نخست وزیر
Prime Minister نخست وزیر
first-born نخست زاده
book one کتاب نخست
ex prime minister نخست وزیرپیشین
forename نام نخست
first moment گشتاور نخست
firstborn نخست زاده
first ling نخست زاده
first coat اندودیارنگ نخست
first begotten نخست زاده
premier نخست وزیر
Prime Ministers نخست وزیر
at first hand در وهله نخست
head of the state نخست وزیر
at first blush در وهله نخست
imprlmis نخست انکه
forenames نام نخست
first born نخست زاده
premiership نخست وزیری
first and foremost <adv.> دردرجه نخست
half نیمه نخست
Downing Street نخست وزیر
half-time نیمه نخست
first half نیمه نخست
premiers نخست وزیر
phasing مرحله بندی مرحله بندی عملیات
combat phase مرحله درگیری در رزم مرحله رزم
primigenial نخست پیدا شده
rehabilitates بحال نخست برگرداندن
rehabilitate بحال نخست برگرداندن
white بازیگر نخست شطرنج
top board میز نخست شطرنج
whiter بازیگر نخست شطرنج
it was we who went first ما بودیم که نخست رفتیم
involuted بحال نخست برگشته
whitest بازیگر نخست شطرنج
rehabilitating بحال نخست برگرداندن
rehabilitated بحال نخست برگرداندن
premiership دفتر نخست وزیری
right of primogeniture حق نخست زادگی یا ارشدیت
from the very f. ازهمان وهله نخست
foremost جلوترین دردرجه نخست
premiership مقام نخست وزیری اولویت
in the first flight دارای مقام نخست سردسته
deputy primeminister قائم مقام نخست وزیر
premiered نخست وزیر نخستین نمایش یک نمایشنامه
premiering نخست وزیر نخستین نمایش یک نمایشنامه
premiere نخست وزیر نخستین نمایش یک نمایشنامه
premier نخست وزیر نخستین نمایش یک نمایشنامه
premieres نخست وزیر نخستین نمایش یک نمایشنامه
to drink to a person نخست خودنوشیدن وسپس دیگریرابنوشیدن واداشتن
It must be put up to the prime minister . باید بعرض نخست وزیر برسد
premiers نخست وزیر نخستین نمایش یک نمایشنامه
base on halls گرفتن امتیاز با رسیدن به پایگاه نخست
fence off کوشش برای کسب مقام نخست شمشیربازی
Chancellors صدر اعظم نخست وزیر رئیس اداره
I acted as interpreter for the Prime Minister at yesterday's meeting. من در جلسه دیروز مترجم نخست وزیر بودم.
Chancellor صدر اعظم نخست وزیر رئیس اداره
He undertook the primiership at the age of eighty. درهشتاد سالگی عهده دار سمت نخست وزیری شد
phased attack تک مرحله بندی شده حمله مرحله بندی شده
vowel صوتی
vowels صوتی
phonography صوتی
sound powered صوتی
phonic صوتی
vocal صوتی
sonic صوتی
monaural یک صوتی
acoustic صوتی
vocals صوتی
scenes مرحله
phased مرحله
phases مرحله
scene مرحله
rung مرحله
stages مرحله
stage مرحله
process مرحله
processes مرحله
phase مرحله
stepping مرحله
stroking مرحله
step مرحله
stroked مرحله
strokes مرحله
stroke مرحله
instar مرحله
phased attack تک مرحله به مرحله
grades مرحله
grade مرحله
creeping attack تک مرحله به مرحله
sound bars نوارهای صوتی
acoustic intensity شدت صوتی
sound vibration ارتعاش صوتی
sound powered telephone تلفن صوتی
sound probe گیرنده صوتی
voice input ورودی صوتی
sound energy انرژی صوتی
sound channel مسیرعبور صوتی
acoustic filter صافی صوتی
sound powered وسیله صوتی
sound discipline انضباط صوتی
sounp power توان صوتی
tonal scale مقیاس صوتی
vocable کلمه صوتی
phonology نظام صوتی
soundtrack حاشیهی صوتی
voice synthesis ترکیب صوتی
sound barrier مانع صوتی
voice response جواب صوتی
voice recognition تشخیص صوتی
voice output خروجی صوتی
voice mail پست صوتی
voice communications ارتباطات صوتی
vocalization تلفظ صوتی
vocalical صدادار صوتی
vocalic صدادار صوتی
soundtracks حاشیهی صوتی
sound frequency بسامد صوتی
affricate ادغام صوتی
humming noise اغتشاش صوتی
hammer box ضارب صوتی
audio reception دریافت صوتی
hammer box چکش صوتی
audio transformer مبدل صوتی
audio amplifier فزونساز صوتی
audio frequency بسامد صوتی
audio frequency فرکانس صوتی
audio frequency amplifier فزونساز صوتی
fathometer سوند صوتی
audio oscillator اوسیلاتور صوتی
audio range ناحیه صوتی
acoustical surveillance مراقبت صوتی
acoustical sound enclosure روپوش صوتی
acoustic wave موج صوتی
sonic frequency بسامد صوتی
sonic depth finder ژرفایاب صوتی
sonic delay line خط تاخیری صوتی
phonetic system سیستم صوتی
acoustic memory حافظه صوتی
phonetic alphabet الفبای صوتی
phoneme صدای صوتی
phoneme حرف صوتی
acoustic pressure فشار صوتی
acoustic signal سیگنال صوتی
acoustic signal علامت صوتی
acoustic spectrum طیف صوتی
acoustic sweeping روبیدن صوتی
contrapuntal چند صوتی
archer راکت صوتی
sound waves موج صوتی
hummed اغتشاش صوتی
voice شفاهی صوتی
hum اغتشاش صوتی
hums اغتشاش صوتی
sonic boom دیوار صوتی
sonar ردیاب صوتی
archers موشک صوتی
archers راکت صوتی
archer موشک صوتی
sound wave موج صوتی
tuning fork دو شاخه صوتی
acoustic به طریقه صوتی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com