English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (36 milliseconds)
English Persian
vacillate مردد بودن نوسان کردن
vacillated مردد بودن نوسان کردن
vacillates مردد بودن نوسان کردن
vacillating مردد بودن نوسان کردن
Other Matches
lingers مردد بودن
lingered مردد بودن
hesitates مردد بودن
lingering مردد بودن
linger مردد بودن
swither مردد بودن
hesitate مردد بودن
hesitated مردد بودن
hesitating مردد بودن
hankers مردد ودودل بودن
hankered مردد ودودل بودن
hanker مردد ودودل بودن
oscillate ازاین سو به ان سو افتادن مردد بودن
oscillates ازاین سو به ان سو افتادن مردد بودن
oscillated ازاین سو به ان سو افتادن مردد بودن
scotch مانع غلتیدن شدن مردد بودن
scotched مانع غلتیدن شدن مردد بودن
scotches مانع غلتیدن شدن مردد بودن
scotching مانع غلتیدن شدن مردد بودن
sways در نوسان بودن تاب
swayed در نوسان بودن تاب
sway در نوسان بودن تاب
to wobble [move unsteadily] در نوسان بودن [تلوتلو خوردن] [اصطلاح روزمره]
voltage swing نوسان فشار الکتریکی نوسان ولتاژ
oscilloscope نوسان بین نوسان نما
vibrometer نوسان نگار نوسان سنج
vibrograph نوسان نگار نوسان سنج
oscillogram نوسان سنج نوسان نگار
oscillograph نوسان سنج نوسان نگار
oscillates نوسان کردن
vary نوسان کردن
wavering نوسان کردن
buffs نوسان کردن
varies نوسان کردن
wavers نوسان کردن
oscillate نوسان کردن
see-saws نوسان کردن
wavered نوسان کردن
see-sawing نوسان کردن
waver نوسان کردن
buff نوسان کردن
oscillated نوسان کردن
bulid up نوسان کردن
swings نوسان کردن
see-sawed نوسان کردن
librate نوسان کردن
reciprocates نوسان کردن
swing نوسان کردن
swivel نوسان کردن
swivels نوسان کردن
swivelled نوسان کردن
reciprocated نوسان کردن
see-saw نوسان کردن
reciprocate نوسان کردن
rock جنباندن نوسان کردن
vibrate جنبیدن نوسان کردن
tilt نوسان کردن کجی
tilts نوسان کردن کجی
rocked جنباندن نوسان کردن
jib نوسان کردن واخوردن
rocks جنباندن نوسان کردن
jibbed نوسان کردن واخوردن
jibbing نوسان کردن واخوردن
vibrates جنبیدن نوسان کردن
jibs نوسان کردن واخوردن
tilted نوسان کردن کجی
vibrated جنبیدن نوسان کردن
vibrating جنبیدن نوسان کردن
hesitater مردد
unready مردد
acatalectic مردد
shilly shally مردد
suspense مردد
irresolute دو دل مردد
undecided مردد
hesitant مردد
wavery مردد
doubtful مردد
half hearted مردد
fluctuates نوسان کردن بالا وپایین رفتن
fluctuate نوسان کردن بالا وپایین رفتن
fluctuated نوسان کردن بالا وپایین رفتن
vacillatory مردد مشکوک
uncertain مردد متغیر
doubtfully بطور مردد
uncertainly مردد متغیر
suspense مردد اندروایی
peregrinate سرگردان بودن اواره بودن در کشور خارجی اقامت کردن
contain در بر گرفتن محتوی بودن حاوی بودن محاصره کردن
contains در بر گرفتن محتوی بودن حاوی بودن محاصره کردن
contained در بر گرفتن محتوی بودن حاوی بودن محاصره کردن
to mind مراقب بودن [مواظب بودن] [احتیاط کردن]
monitors رله کردن پیامها تقویت ارسال امواج به گوش بودن گوش دادن نافر بودن
monitor رله کردن پیامها تقویت ارسال امواج به گوش بودن گوش دادن نافر بودن
monitored رله کردن پیامها تقویت ارسال امواج به گوش بودن گوش دادن نافر بودن
live up to <idiom> طبق خواسته کسی عمل کردن ،موافق بودن با ،سازش کردن با
parallel برابر بودن مانند کردن تشبیه کردن پارالل
paralleled برابر بودن مانند کردن تشبیه کردن پارالل
parallelled برابر بودن مانند کردن تشبیه کردن پارالل
paralleling برابر بودن مانند کردن تشبیه کردن پارالل
parallels برابر بودن مانند کردن تشبیه کردن پارالل
parallelling برابر بودن مانند کردن تشبیه کردن پارالل
sways نوسان
pulsation نوسان
vibration نوسان
swing نوسان
to-ing and fro-ing نوسان
libration نوسان
sway نوسان
swings نوسان
head nystagmus نوسان سر
fluctuate نوسان
fluctuation نوسان
fluctuates نوسان
fluctuated نوسان
see-sawed نوسان
swayed نوسان
see-sawing نوسان
see-saw نوسان
oscillatory motion نوسان
see-saws نوسان
oscillations نوسان
undulation نوسان
vibrancy نوسان
yo-yo در نوسان
lurching نوسان
lurches نوسان
lurch نوسان
dead beat بی نوسان
oscillation نوسان
ascillation نوسان
yo-yos در نوسان
lurched نوسان
amplitude میدان نوسان
fluctuated نوسان داشتن
back swing نوسان به عقب
oscillations نوسان سازی
vibration damper میراکننده نوسان
swivelling feature قابلیت نوسان
load variation نوسان بار
frequency of oscillations فرکانس نوسان
oscilloscope نوسان نگار
swing bridge پل نوسان دار
fluctuates نوسان داشتن
amplitude of oscillation دامنه نوسان
vibration damping میرایی نوسان
electron vibrations نوسان الکترونها
line voltage variation نوسان شبکه
line voltage variation نوسان ولتاژ
light fluctuation نوسان روشنایی
swayer نوسان دار
light fluctuation نوسان نور
swingy نوسان دار
quenching frequency فرکانس نوسان
vacillant نوسان کننده
natural vibration نوسان طبیعی
natural vibration نوسان ازاد
torsional vibration نوسان پیچشی
total amplitude of oscillation دامنه کل نوسان
swings تاب نوسان
self excited/induced vibration نوسان خودالقایی
generation of oscillations تولید نوسان
fluctuate نوسان داشتن
sides way نوسان عرضی
fluctuation of load نوسان بار
swing تاب نوسان
vibratility لرزه نوسان
vibration لرزه نوسان
economic fluctuation نوسان اقتصادی
intermediate oscillation نوسان میانی
free oscillation نوسان ازاد
shake لرزش نوسان
scope نوسان نما
oscillograph نوسان نما
oscillating circuit مدار نوسان
oscillography نوسان نگاری
goniometer نوسان سنج
oscillometer نوسان سنج
swinger نوسان دار
vibrator وسیله نوسان
undulated نوسان داشتن
undulates نوسان داشتن
stable oscillation نوسان پایدار
shakes لرزش نوسان
shaking لرزش نوسان
oscillogram نوسان نگاره
oscillator نوسان ساز
damped osillation نوسان میرا
damped oscillation نوسان میرا
undulate نوسان داشتن
oscillator نوسان کننده
swingers نوسان دار
vibrators وسیله نوسان
oscillogram نوسان نگاشت
swivelling نوسان دار
modulation نوسان فرکانس
vibrograph نوسان نگار
aperiodic phenomenon پدیده بی نوسان
oscilloscope نوسان نما
vibrograph رسام نوسان
Recent search history
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com