English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (14 milliseconds)
English Persian
barman مردی که در پیشخوان یا پشت بار مهمانخانه یا رستوران کار میکند
barmen مردی که در پیشخوان یا پشت بار مهمانخانه یا رستوران کار میکند
Other Matches
She declined several restaurants before we could agree on one. او [زن] چند رستوران را رد کرد قبل از اینکه ما توانستیم به توافق یک رستوران برسیم.
wirility مردی رجولیت قوه مردی
countered پیشخوان
countering پیشخوان
counter پیشخوان
worktop پیشخوان
instrument panels پیشخوان ابزار
countered پیشخوان باجه
counter پیشخوان باجه
frieze-rail نرده پیشخوان
countering پیشخوان باجه
master console پیشخوان اصلی
contour طرح پیشخوان
panel قسمت جلوی پیشخوان اتومبیل وهواپیماوغیره
panels قسمت جلوی پیشخوان اتومبیل وهواپیماوغیره
mail server کامپیوتری که پستهای وارد شده در ذخیره میکند و به کاربر صحیح ارسال میکند و پست خروجی را ذخیره میکند و به مقصد درست روی اینترنت منتقل میکند
lodging house مهمانخانه
guest house مهمانخانه
hotel مهمانخانه
guest houses مهمانخانه
public houses مهمانخانه
public house مهمانخانه
hotels مهمانخانه
masculinity مردی
manhood مردی
man مردی
mans مردی
virility مردی
bellboy پادو مهمانخانه
bellboys پادو مهمانخانه
boots شاگرد مهمانخانه
restaurateurs مهمانخانه دار
inns مهمانخانه کاروانسرا
innholder مهمانخانه دارinnervate
hostler مهمانخانه دار
restaurateur مهمانخانه دار
landladies زن مهمانخانه دار
landlady زن مهمانخانه دار
restauranteur مهمانخانه دار
garcon پیشخدمت مهمانخانه
inn مهمانخانه کاروانسرا
pintle الت مردی
membrum الت مردی
penis الت مردی
penises الت مردی
An old man. پیر مردی.
virile strength قوت مردی
desexualize از مردی افتادن
unmanning از مردی انداختن
penes الت مردی
pudendal virile اکت مردی
unmans از مردی انداختن
emasculated از مردی انداختن
emasculate از مردی انداختن
desex از مردی افتادن
emasculates از مردی انداختن
unman از مردی انداختن
emasculating از مردی انداختن
masculinity حالت مردی
service charge سرویس مهمانخانه وغیره
maitred'hotel سرپیشخدمت مدیر مهمانخانه
lobbied سالن هتل و مهمانخانه
lobby سالن هتل و مهمانخانه
innholder صاحب مهمانخانه یا مسافرخانه
lobbies سالن هتل و مهمانخانه
boniface صاحب مهمانخانه ورستوران
bill of fare صورت اغذیه مهمانخانه
goodman سالار مهمانخانه دار
housemothers زن صاحب پانسیون یا مهمانخانه
housemother زن صاحب پانسیون یا مهمانخانه
bills of fare صورت اغذیه مهمانخانه
the man to whom you spoke مردی که باوسخن گفتید
emasculative برنده نیروی مردی
emasculatory برنده نیروی مردی
virility قوه مردی نیرومندی
phallism پرستش الت مردی
cookshop دکان خوراک پزی مهمانخانه
table d'hote خوراک رسمی و روزانه مهمانخانه
boarding مهمانخانه شبانه روزی پانسیون
plank تخته میز وپیشخوان مهمانخانه
to a at a hoted به مهمانخانه واردشدند واردمهمانخانه شدن
cafe رستوران
snack bar رستوران
tea-rooms رستوران
restaurants رستوران
restaurant رستوران
tea shop رستوران
tea shops رستوران
buffets رستوران
buffet رستوران
tea-room رستوران
eatinghouse رستوران
coffee shop رستوران
buffeting رستوران
snack bars رستوران
eating house رستوران
buffeted رستوران
chop house رستوران
raftsman مردی که الوار را بهم می چسباند
I dare you tell her yourself . اگر مردی خودت به او بگو؟
coiffure مردی که سلمانی زنانه باشد
coiffures مردی که سلمانی زنانه باشد
enslaver زنی که مردی را اسیرزیبایی خودمیسازد
dumb waiters رستوران سیار
restaurateurs صاحب رستوران
restauranteur صاحب رستوران
dumb waiter رستوران سیار
salons رستوران مشروبفروشی
diners واگن رستوران
diner واگن رستوران
restaurateur صاحب رستوران
dance floor محلمخصوصرقصدر رستوران
salon رستوران مشروبفروشی
he is a man of queer habits مردی است دارای عادتهای غریب
man millner مردی که بکارهای خرد وبیهوده می پردازند
wittol مردی که میداند زن او خراب وفاحشه است
bellhop مخفف bopper bell پیشخدمت و پادو مهمانخانه
licensed victualler مهمانخانه داری که پروانه نوشابه فروشی دارد
bellhops مخفف bopper bell پیشخدمت و پادو مهمانخانه
saloon سالن زیبایی رستوران
dining cars واگن رستوران قطار
saloons سالن زیبایی رستوران
dining car واگن رستوران قطار
canteens فروشگاه یا رستوران سربازخانه
canteen فروشگاه یا رستوران سربازخانه
grass widower مردی که از زنش جدا شده مرد بیوه
lady's man مردی که علاقه زیادی بمعاشرت زنان دارد
She married a man old eonugh to be her father. با مردی که جای پدرش را داشت ازدواج کرد
ladies' man مردی که علاقه زیادی بمعاشرت زنان دارد
ladies' men مردی که علاقه زیادی بمعاشرت زنان دارد
reservation رزرو کردن صندلی یااتاق در مهمانخانه و غیره کتمان
reservations رزرو کردن صندلی یااتاق در مهمانخانه و غیره کتمان
station bar رستوران ایستگاه راه آهن
Our office is facing (opposite)the restaurant. دفتر ما روبروی رستوران است
co respondent مردی که متهم بزنابازن شوهرداری بوده وباخودان زن یکجاموردتعیق
jilts زنی یا مردی که معشوق خودرا یکباره رها کند
jilted زنی یا مردی که معشوق خودرا یکباره رها کند
jilt زنی یا مردی که معشوق خودرا یکباره رها کند
jilting زنی یا مردی که معشوق خودرا یکباره رها کند
dump نرم افزاری که اجرای برنامه را متوقف میکند وضعیت داده و برنامههای مربوطه را بررسی میکند و برنامه مجدداگ شروع میکند
To order a meal. سفارش غذا دادن ( درهتل ؟رستوران )
No vacancies. جاموجود نیست ( درهتل ؟رستوران وغیره )
tearoom رستوران کوچک ودنج مخصوص نسوان
I dare you to say it to his face. خیلی راست می گویی ( اگه مردی ) جلوی خودش بگه
luncheonette رستوران یا محلی که غذاهای مختصر و سبک را می فروشد
luncheonettes رستوران یا محلی که غذاهای مختصر و سبک را می فروشد
Can you recommend a good restaurant? آیا میتوانید یک رستوران خوب معرفی کنید؟
Is there an inexpensive restaurant around here? آیا رستوران ارزان این نزدیکی ها پیدا میشود؟
Is there an inexpensive restaurant around here? آیا رستوران ارزان این اطراف پیدا میشود؟
repeater وسیلهای درارتباطات که سیگنال دریافتی را مجدداگ تولید میکند وسپس ارسال میکند.که برای گسترش محدوده شبکه به کارمی رود.این دستگاه درلایه فیزیکی مدل شبکه DSI کار میکند
to ask somebody out for dinner کسی را برای شام به رستوران دعوت کرن [بیشتر دوست دختر و پسر]
juke joint رستوران کوچکی که خوراک ارزان داشته و نیز صفحات گرامافون را با انداختن پول دراسباب خودکار میزند
He has grown into a man . برای خودش مردی شده ( بزرگ شده )
page چاپگری که یک صفحه از متن را در حافظه مرتب میکند و در یک مرحله چاپ میکند.
paged چاپگری که یک صفحه از متن را در حافظه مرتب میکند و در یک مرحله چاپ میکند.
pages چاپگری که یک صفحه از متن را در حافظه مرتب میکند و در یک مرحله چاپ میکند.
critical error خطایی که پردازش کامپیوتر را با شکل مواجه میکند یا متوقف میکند
scsi بیت ارسال داده را پشتیبانی میکند و وسایل را کنترل میکند
faulted برنامهای که وقوع خطا در سیستم را بررسی میکند و ذخیره میکند
edited کلیدی که تابعی را آغاز میکند که استفاده از ویرایشگر را ساده تر میکند
faults برنامهای که وقوع خطا در سیستم را بررسی میکند و ذخیره میکند
fault برنامهای که وقوع خطا در سیستم را بررسی میکند و ذخیره میکند
edit کلیدی که تابعی را آغاز میکند که استفاده از ویرایشگر را ساده تر میکند
controllers را کنترل میکند یا ارسال داده را در شبکه محلی بررسی میکند
controller را کنترل میکند یا ارسال داده را در شبکه محلی بررسی میکند
destructive cursor نشانه گری که متنی را که روی آن حرکت میکند پاک میکند
slaves بخشی از حافظه سریع که دادهای که CPU به سرعت دستیابی میکند را ذخیره میکند
slaved بخشی از حافظه سریع که دادهای که CPU به سرعت دستیابی میکند را ذخیره میکند
key کلید خاص یا ترکیب کلیدها که فرآیندی را آغاز میکند یا برنامه ای را فعال میکند
slave بخشی از حافظه سریع که دادهای که CPU به سرعت دستیابی میکند را ذخیره میکند
Intel بیتی استفاده میکند و تا چند مگا بایت از RAM را آدرس دهی میکند
Intel بسیتی استفاده میکند تا چند گیگا بایت از RAM را آدرس دهی میکند
postbyte بایت داده که کد اصلی ای را بیان میکند که ثابت مورد استفاده را معرفی میکند
million instructions per second اندازه سرعت پردازنده که تعداد دستوراتی که در ثانیه اجرا میکند را مشخص میکند
slaving بخشی از حافظه سریع که دادهای که CPU به سرعت دستیابی میکند را ذخیره میکند
plotter چاپگر با resolution بالا که از رسام تقلید میکند و رسمهای با reselution پایین ایجاد میکند
harder یچی که یک سیگنال الکتریکی تولید میکند که CPU و تمام وسایل را تنظیم مجدد میکند
hardest یچی که یک سیگنال الکتریکی تولید میکند که CPU و تمام وسایل را تنظیم مجدد میکند
plotters چاپگر با resolution بالا که از رسام تقلید میکند و رسمهای با reselution پایین ایجاد میکند
optimize کامپایلری که کد ماشین را که تولید میکند آنالیز میکند و سرعت و کارایی آنرا افزایش میدهد
hard یچی که یک سیگنال الکتریکی تولید میکند که CPU و تمام وسایل را تنظیم مجدد میکند
uart از ترمینال به حالت موازی استفاده میکند و سپس آنرا روی شبکه ارسال میکند
terminate and stay resident program برنامهای که در حافظه اصلی خود را بار میکند و در صورت دریافت آنرا اجرا میکند
opened برنامه کاربردی فایل روی دیسک را باز میکند و برای اجرا آماده میکند
open برنامه کاربردی فایل روی دیسک را باز میکند و برای اجرا آماده میکند
sampler مدارالکترونیکی که الگوهای سیگنال را نگهداری میکند وآنها را برای آنالیزهای بعدی ذخیره میکند
dat درایو مکانیکی که داده را روی نواز DAT ضبط میکند و ازنوار بازیابی میکند
samplers مدارالکترونیکی که الگوهای سیگنال را نگهداری میکند وآنها را برای آنالیزهای بعدی ذخیره میکند
opens برنامه کاربردی فایل روی دیسک را باز میکند و برای اجرا آماده میکند
logic مدار الکترونیکی یک عملوند منط قی اعمال میکند به سیگنال ورودی و خروجی تولید میکند
virile دارای نیروی مردی دارای رجولیت
EMM امکانی که حافظه جانبی رادر IBM PC مدیریت میکند و آن را برای برنامه آماده استفاده میکند
TCP مین میکند. این پروتکل داده ها را به صورت بسته در می آورد و خطای آنها را بررسی میکند
broadband روش ارسال که چندین کانال داده را به سیگنا تبدیل میکند و آن را در یک مسافت طولانی حمل میکند
DIF file استاندارد de fouto که روشی که صفحه گسترده فرمولها و داده هایش را در فایل ذخیره میکند بیان میکند
crashed خطای یک قطعه یا یک مشکل در برنامه در حین اجرا کار را متوقف میکند و استفاده بیشتر از سیستم را نا ممکن میکند
crash خطای یک قطعه یا یک مشکل در برنامه در حین اجرا کار را متوقف میکند و استفاده بیشتر از سیستم را نا ممکن میکند
crashingly خطای یک قطعه یا یک مشکل در برنامه در حین اجرا کار را متوقف میکند و استفاده بیشتر از سیستم را نا ممکن میکند
crashing خطای یک قطعه یا یک مشکل در برنامه در حین اجرا کار را متوقف میکند و استفاده بیشتر از سیستم را نا ممکن میکند
crashes خطای یک قطعه یا یک مشکل در برنامه در حین اجرا کار را متوقف میکند و استفاده بیشتر از سیستم را نا ممکن میکند
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com