English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (39 milliseconds)
English Persian
to shift off responsibility مسئولیت را ازخودسلب کردن وبدوش دیگری گذاردن
Other Matches
to shuffle off responsibility مسئولیت را ازخودسلب کردن بدوش ودیگری گذاردن
cannibalizes پیاده کردن قسمتهای دستگاهی برای گذاردن دردستگاه دیگری
cannibalizing پیاده کردن قسمتهای دستگاهی برای گذاردن دردستگاه دیگری
cannibalized پیاده کردن قسمتهای دستگاهی برای گذاردن دردستگاه دیگری
cannibalize پیاده کردن قسمتهای دستگاهی برای گذاردن دردستگاه دیگری
cannibalising پیاده کردن قسمتهای دستگاهی برای گذاردن دردستگاه دیگری
cannibalises پیاده کردن قسمتهای دستگاهی برای گذاردن دردستگاه دیگری
cannibalised پیاده کردن قسمتهای دستگاهی برای گذاردن دردستگاه دیگری
pass the buck <idiom> مسئولیت خودرا به دیگری دادن
to pass the buck <idiom> مسئولیت ناخوشایند [تقصیر یا زحمت] را به دیگری دادن
shuffle off بدوش دیگری گذاردن
collective guarantee مسئولیت دسته جمعی مسئولیت تضامنی
subrogate بجای دیگری تعهداتی بعهده گرفتن جانشین دیگری کردن
recode کد کردن برنامهای که برای سیستم دیگری کد شده باشد , به طوری که دیگری هم کار کند
to pass one's word for another از طرف دیگری قول دادن ضمانت دیگری را کردن
piracy چاپ کردن تالیف دیگری بدون اجازه تقلید غیر قانونی اثر دیگری privateer
sponsoring مسئولیت راقبول کردن
sponsor مسئولیت راقبول کردن
sponsors مسئولیت راقبول کردن
To assume responsibility . قبول مسئولیت کردن
pick up واگذار کردن مسئولیت مهاریک بازیگر ازاد به کسی
custody مسئولیت کنترل و انتقال ودسترسی به جنگ افزارها مسئولیت حفافت و کنترل جنگ افزارها و اسناد انها
letters نوشته ارسالی از کسی به دیگری یا از کامپیوتر به دیگری برای اطلاع رسانی یا ارسال دستور یا..
letter نوشته ارسالی از کسی به دیگری یا از کامپیوتر به دیگری برای اطلاع رسانی یا ارسال دستور یا..
invests منصوب کردن اعطاء کردن سرمایه گذاردن
investing منصوب کردن اعطاء کردن سرمایه گذاردن
invested منصوب کردن اعطاء کردن سرمایه گذاردن
invest منصوب کردن اعطاء کردن سرمایه گذاردن
posed : مطرح کردن گذاردن
pose : مطرح کردن گذاردن
put on : تحمیل کردن گذاردن
poses : مطرح کردن گذاردن
posing : مطرح کردن گذاردن
mediated وساطت کردن پابمیان گذاردن
intervened مداخله کردن پا میان گذاردن
mediates وساطت کردن پابمیان گذاردن
intervene مداخله کردن پا میان گذاردن
mediate وساطت کردن پابمیان گذاردن
mediating وساطت کردن پابمیان گذاردن
interfered پا بمیان گذاردن مداخله کردن
interfere پا بمیان گذاردن مداخله کردن
denote تفکیک کردن علامت گذاردن
put by قطع کردن کنار گذاردن
interferes پا بمیان گذاردن مداخله کردن
thwart عقیم گذاردن مخالفت کردن با
foiling عقیم گذاردن خنثی کردن
lay-by کنار گذاردن متروک کردن
foiled عقیم گذاردن خنثی کردن
godfather نام گذاردن بر سرپرستی کردن از
godfathers نام گذاردن بر سرپرستی کردن از
lay by کنار گذاردن متروک کردن
foils عقیم گذاردن خنثی کردن
thwarted عقیم گذاردن مخالفت کردن با
intervenes مداخله کردن پا میان گذاردن
denoted تفکیک کردن علامت گذاردن
denotes تفکیک کردن علامت گذاردن
subscribe تصدیق کردن صحه گذاردن
lay-bys کنار گذاردن متروک کردن
subscribed تصدیق کردن صحه گذاردن
subscribes تصدیق کردن صحه گذاردن
subscribing تصدیق کردن صحه گذاردن
foil عقیم گذاردن خنثی کردن
to impress a mark on something نشان روی چیزی گذاردن چیزیرا نشان گذاردن
encase درقفس یا جعبه گذاردن روکش کردن
straiten باریک کردن درتنگی ومضیقه گذاردن
encases درقفس یا جعبه گذاردن روکش کردن
encased درقفس یا جعبه گذاردن روکش کردن
ovulate تخمک گذاردن تولید اوول کردن
ovulated تخمک گذاردن تولید اوول کردن
ovulates تخمک گذاردن تولید اوول کردن
ovulating تخمک گذاردن تولید اوول کردن
personate خودرا بجای دیگری قلمداد کردن دارای شخصیت کردن
scores نمره امتحان باچوب خط حساب کردن علامت گذاردن
scored نمره امتحان باچوب خط حساب کردن علامت گذاردن
score نمره امتحان باچوب خط حساب کردن علامت گذاردن
to check off رسیدگی کردن ودرصورت درستی باخط نشان گذاردن
personified رل دیگری بازی کردن
personify رل دیگری بازی کردن
personifies رل دیگری بازی کردن
subtraction کم کردن یک عدد از دیگری
personifying رل دیگری بازی کردن
impersonation نقش دیگری رابازی کردن
interrupt حرف دیگری را قطع کردن
to t. بحقوق دیگری تجاوز کردن
rephrasing به طرز دیگری بیان کردن
rephrases به طرز دیگری بیان کردن
transubstantiate بجسم دیگری تبدیل کردن
passing off به اسم دیگری معامله کردن
rephrase به طرز دیگری بیان کردن
rephrased به طرز دیگری بیان کردن
hold at disposal در اختیار دیگری نگهداری کردن
reword باواژههای دیگری بیان کردن
to transubstantiate به جسم دیگری تبدیل کردن
interrupts حرف دیگری را قطع کردن
interrupting حرف دیگری را قطع کردن
convert معکوس کردن بکیش دیگری اوردن
to exchange something [for something] مبادله کردن [چیزی را با چیز دیگری]
to exchange something [for something] معاوضه کردن [چیزی را با چیز دیگری]
converting معکوس کردن بکیش دیگری اوردن
to play off از سر خود وا کردن و بجان دیگری انداختن
to turn round برگشتن عقاید دیگری پیدا کردن
converted معکوس کردن بکیش دیگری اوردن
converts معکوس کردن بکیش دیگری اوردن
lifemanship متشخص وبرجسته شدن یاتظاهر به تشخص کردن بوسیله تحت تاثیر گذاردن دیگران
shunted ترن را بخط دیگری انداختن منحرف کردن
pirating از تالیف دیگری استفاده غیر قانونی کردن
personation خود را به جای دیگری معرفی کردن یا جا زدن
pirates از تالیف دیگری استفاده غیر قانونی کردن
pirated از تالیف دیگری استفاده غیر قانونی کردن
pirate از تالیف دیگری استفاده غیر قانونی کردن
shunt ترن را بخط دیگری انداختن منحرف کردن
shunts ترن را بخط دیگری انداختن منحرف کردن
to interpret [for somebody] [from/into a language] ترجمه شفاهی کردن [برای کسی] [از یک زبان به دیگری]
to act as interpreter [for somebody] [from/into a language] ترجمه شفاهی کردن [برای کسی] [از یک زبان به دیگری]
to provide interpretation [for somebody] [from/into a language] ترجمه شفاهی کردن [برای کسی] [از یک زبان به دیگری]
amenableness مسئولیت
menage مسئولیت
onus مسئولیت
burthen مسئولیت
unresponsive بی مسئولیت
irresponsible بی مسئولیت
trust مسئولیت
trusted مسئولیت
trusts مسئولیت
liability to disease مسئولیت
responsibilities مسئولیت
responsibility مسئولیت
responsibly با مسئولیت
liability مسئولیت
liabilities مسئولیت
emulated کپی کردن یا رفتار مشابه با چیز دیگری انجام دادن
emulate کپی کردن یا رفتار مشابه با چیز دیگری انجام دادن
reproduces کپی کردن داده یا متن ازیک ماده یا رسانه به دیگری
reproduce کپی کردن داده یا متن ازیک ماده یا رسانه به دیگری
to second somebody ماموریت کسی را به جای دیگری منتقل کردن [اصطلاح رسمی]
reproduced کپی کردن داده یا متن ازیک ماده یا رسانه به دیگری
media کپی کردن داده از یک بایت رسانه ذخیره سازی به دیگری
emulating کپی کردن یا رفتار مشابه با چیز دیگری انجام دادن
posted وارد کردن داده در رکورد فایل . عملی که پس از دیگری رخ میدهد
posts وارد کردن داده در رکورد فایل . عملی که پس از دیگری رخ میدهد
post- وارد کردن داده در رکورد فایل . عملی که پس از دیگری رخ میدهد
post وارد کردن داده در رکورد فایل . عملی که پس از دیگری رخ میدهد
transcribing کپی کردن داده از واحد حافظه پشتیبان یا رسانه به دیگری
stiffening اهار یا چیز دیگری که برای سفت کردن چیزها بکارمیبرند
transcribes کپی کردن داده از واحد حافظه پشتیبان یا رسانه به دیگری
emulates کپی کردن یا رفتار مشابه با چیز دیگری انجام دادن
transcribed کپی کردن داده از واحد حافظه پشتیبان یا رسانه به دیگری
transcribe کپی کردن داده از واحد حافظه پشتیبان یا رسانه به دیگری
reproducing کپی کردن داده یا متن ازیک ماده یا رسانه به دیگری
irresponsible عاری از حس مسئولیت
responsible مسئولیت دار
liabilities الزام مسئولیت
liability الزام مسئولیت
irresponsibly بدون حس مسئولیت
on one's shoulders <idiom> مسئولیت شخصی
constructive trust مسئولیت قهری
charge بار مسئولیت
posts مقام مسئولیت
office مسئولیت احرازمقام
posted مقام مسئولیت
offices مسئولیت احرازمقام
post- مقام مسئولیت
implied trust مسئولیت فرضی
imputability مسئولیت اخلاقی
charges بار مسئولیت
loads فشار مسئولیت
post مقام مسئولیت
sector of responsibility منطقه مسئولیت
onmy own responsibility به مسئولیت خودم
area of responsibility منطقه مسئولیت
cark بار مسئولیت
law of tort مسئولیت مدنی
product liability مسئولیت محصول
primary interest مسئولیت اصلی
amenability احساس مسئولیت
in common <idiom> مسئولیت داشتن
load فشار مسئولیت
to p off an awkward situation حواس خود را از کیفیت بدی منحرف و به چیز دیگری متوجه کردن
deflector صفحه تیغه یا وسیله دیگری برای منحرف کردن یک جریان یا حرکت
The responsibility lies with you. مسئولیت با شما است.
liability for damages مسئولیت در برابر خسارت
limited liability company شرکت با مسئولیت محدود
law of torts قانون مسئولیت مدنی
privity of contract مسئولیت طرفین قرارداد
unlimited company شرکت با مسئولیت نامحدود
without engagement بدون تقبل مسئولیت
over worked man مهره شطرنج پر مسئولیت
perils بیم زیان مسئولیت
law of tort قانون مسئولیت مدنی
peril بیم زیان مسئولیت
irresponsibly بدون داشتن مسئولیت
to jump-start someone's car کمک برای روشن کردن [خودروی کسی را با باتری مستقلی یا ماشین دیگری]
chains روش وصل کردن یک وسیله با یک کابل که داده را از یک ماشین به دیگری منتقل میکند.
chain روش وصل کردن یک وسیله با یک کابل که داده را از یک ماشین به دیگری منتقل میکند.
checker بشکل شطرنجی ساختن یاعلامت گذاردن شطرنجی کردن
single space در میان سطور فقط یک فاصله گذاردن تک فاصله کردن
countersignature امضای پس ازامضای دیگری تصدیق امضای دیگری
Responsibility weighed him down بار مسئولیت کمرش را خم کرد
looser از قید مسئولیت ازاد ساختن
loose از قید مسئولیت ازاد ساختن
Recent search history
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com