Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English
Persian
conditional race
مسابقه مشروط با ارابه
Other Matches
harness race
مسابقه ارابه رانی
handicaps
مسابقه ارابه رانی با دادن امتیاز از محل شروع به نسبت مسابقه امتیاز دادن به شرکت کنندگان
handicap
مسابقه ارابه رانی با دادن امتیاز از محل شروع به نسبت مسابقه امتیاز دادن به شرکت کنندگان
matinTes
مسابقه ارابه رانی در روز
matinees
مسابقه ارابه رانی در روز
matinee
مسابقه ارابه رانی در روز
skull practice
کلاس تعلیم فنون مسابقه جلسه مشورت درباره مسابقه
hooligans
مسابقه جبرانی در مسیرخاکی برای اتومبیلهایی که در مسابقه اصلی شکست خورده اند
hooligan
مسابقه جبرانی در مسیرخاکی برای اتومبیلهایی که در مسابقه اصلی شکست خورده اند
sack race
مسابقه دو درحالیکه پای مسابقه دهنده در کیسه پیچیده
tug of war
مسابقه طناب کشی مسابقه برای برتری یافتن
opener
مسابقه نخست ازدو مسابقه متوالی
selling plater
اسب مسابقه قابل خرید پس از مسابقه
seniors
مسابقه گلف برای بازیگران بالاترازسن معین بازیگر سالمند مسابقه دو برای بالاترین سطح بدون شرط سنی
senior
مسابقه گلف برای بازیگران بالاترازسن معین بازیگر سالمند مسابقه دو برای بالاترین سطح بدون شرط سنی
conditioned
مشروط
eventual
مشروط
subjected
مشروط
limited
مشروط
provisional
مشروط
subject
مشروط
subjecting
مشروط
subjects
مشروط
person in whose favor a condition is mad
مشروط له
contingents
مشروط
pending
مشروط
contingent
مشروط
conditional
مشروط
qualified
مشروط
provided
مشروط
match play
مسابقه گلف بین دو نفر یا دوتیم مسابقه بولینگ بین دونفر
carting
ارابه
carted
ارابه
cart
ارابه
wagonŠetc
ارابه
carts
ارابه
sloop
با ارابه
car
ارابه
cars
ارابه
quadriga
ارابه
chariots
ارابه
chariot
ارابه
paroling
ازادی مشروط
providing
مشروط بر اینکه
absolutes
غیر مشروط
pleas
وعده مشروط
conditional probability
احتمال مشروط
absolute
غیر مشروط
probationer
عفو مشروط
unconditional
غیر مشروط
parole
ازادی مشروط
paroled
ازادی مشروط
provided
مشروط به انکه
paroles
ازادی مشروط
on probation
در آزادی مشروط
probationers
عفو مشروط
provisional
شرطی مشروط
subject to being unsold
مشروط براینکه
plea
وعده مشروط
conditionally
بطور مشروط
contingent
تصادفی مشروط
absolute
<adj.>
غیر مشروط
condition
مشروط کردن
contingents
تصادفی مشروط
inalienable
<adj.>
غیر مشروط
indispensable
<adj.>
غیر مشروط
probation
ازادی مشروط
dirty bill od lading
بارنامه مشروط
inevitable
<adj.>
غیر مشروط
unalienable
<adj.>
غیر مشروط
estate at will
اجاره مشروط
claused bill og exchange
بارنامه مشروط
conditional order
سفارش مشروط
conditional discharge
ازادی مشروط
conditional contract
عقد مشروط
conditional confession
اقرار مشروط
foul bill of lading
بارنامه مشروط
unalterable
<adj.>
غیر مشروط
qualified endorsement
فهرنویسی مشروط
aurigae
ارابه ران
caisson
ارابه دوچرخه
cart crossing
گذرگاه ارابه
charioteers
ارابه ران
undercarriage
ارابه فرود
charioteer
ارابه ران
hand cart
ارابه دستی
go devil
ارابه دستی
under carriage
ارابه فرود
auriga
ارابه ران
car
ارابه جنگی
car man
ارابه ران
wagon
ارابه بارکش
tumbrel or bril
ارابه کودبر
wagons
ارابه بارکش
mail cart
ارابه پستی
landing gear
ارابه فرود
waggons
ارابه بارکش
water car
ارابه اب پاش
water car
ارابه اب فروشان
waggon
ارابه بارکش
carriageways
راه ارابه رو
carriageway
راه ارابه رو
tram car
ارابه پس بند
cars
ارابه جنگی
pushcarts
ارابه دستی
chariots
ارابه جنگی
undercarriages
ارابه فرود
pushcart
ارابه دستی
caisson
ارابه ارتشی
handcarts
ارابه دستی
chariot
ارابه جنگی
handcart
ارابه دستی
probatory
دال بر اثبات مشروط
extra good time
معافی مشروط از زندان
probationary period
دوره ازادی مشروط
concurring opinion
رای موافق مشروط
probative
دال بر اثبات مشروط
restrictive indorsement
فهر نویسی مشروط
sub modo
مشروط یا مضیق یا مقید
on approval
مشروط به رضایت خریدار
troika
ارابه یا درشکه سه اسبه
dual carriageway
راه ارابه رو دو خطی
alpha aurigae
الفا- ارابه ران
capella
الفا- ارابه ران
dual carriageways
راه ارابه رو دو خطی
drives
رانندگی ارابه مسابقهای
drive
رانندگی ارابه مسابقهای
sulky
نوعی ارابه سنک
harness racing
ارابه رانی تک اسبه
roadways
راه ارابه رو شوسه
catch driver
راننده اجیر ارابه
wain
ارابه سنگین و بزرگ
joltwagon
گاری یا ارابه پرتکان
roadway
راه ارابه رو شوسه
harness horse
اسب مخصوص ارابه رانی
provisional driver
راننده تازه کار ارابه
sloop
ارابه مخصوص حمل الوار
Payment on delivery of goods.
پرداخت هنگام ( مشروط به ) تحویل کالا
deferred dividened
سودی که پرداخت ان مشروط به شرطی باشد
kite track
مسیر ارابه رانی به شکل گلابی
oleo
محور ضربه گیر ارابه فرود
hackery
ارابه هندی که کاونربرای راندن ان بکارمیبرند
quadriga
ارابه چهار اسبه رومیان قدیم
goods on approval
تحویل کالا به شرط قبولی کالاهای مشروط
silks
ژاکت و کلاه مخصوص سوارکار یا ارابه ران
truck trailer
ارابه بی موتوری که توسط کامیون برده شود
cicycle
ارابه فرودی با دو پایه اصلی در امتداد خط مرکز
tumbrel or bril
ارابه دو چرخه برای بردن مهمات و ادوات
stables
گروه اتومبیلهای مسابقه زیرنظریک سازمان گروه اسبهای مسابقه زیر نظر یک سازمان
stable
گروه اتومبیلهای مسابقه زیرنظریک سازمان گروه اسبهای مسابقه زیر نظر یک سازمان
gaiting strap
تسمه مخصوص ارابه برای جلوگیری از انحراف اسب
ground loop
تغییر ناگهانی جهت حرکت هواپیما با ارابه فرود
dilly
وسائط نقلیه مختلف از قبیل ارابه و کامیون و غیره
travois
ارابه یا وسیله نقلیه قدیمی سرخ پوستان امریکا
pants
پوشش ایرودینامیکی ثابت روی چرخهای ارابه فرود
set down
معلق ساختن سوارکار یا راننده ارابه بخاطر خطا
precarious
عاریهای بسته بمیل دیگری مشروط بشرایط معینی مشکوک
retraction lock
وسیله مکانیکی برای جلوگیری از جمع شدن غیرعمدی ارابه فرود
hobbled
وسیلهای به پای اسب برای وادار کردن او به گامهای معین در ارابه رانی
hobbles
وسیلهای به پای اسب برای وادار کردن او به گامهای معین در ارابه رانی
hobble
وسیلهای به پای اسب برای وادار کردن او به گامهای معین در ارابه رانی
divided landing gear
ارابه فرود ثابت که هیچ محور افقی بین چرخهای ان وجود ندارد
nose gear
قسمت جلوی ارابه فرود ازنوع تری سیکل صرفنظر ازفاصله ان تا دماغه
hobbling
وسیلهای به پای اسب برای وادار کردن او به گامهای معین در ارابه رانی
hopple
وسیلهای به پای اسب برای وادار کردن او به گامهای معین در ارابه رانی
union shop
مغازه یاکارگاهی که اعضای خارج از اتحادیه کارگری رامیپذیرد مشروط باینکه بعداعضو شوند
dragstrip
مسیر مسابقه موتورسیکلت رانی سرعت مسیر مسابقه قایقرانی سرعت
dragway
مسیر مسابقه موتورسیکلت رانی سرعت مسیر مسابقه قایقرانی سرعت
quadrangular meet
مسابقه شنای دورهای بین 4تیم مسابقه دورهای بین 4تیم با محاسبه مجموع امتیازهای فردی
ticket of leave
سند ازادی مشروط زندانی محکوم به حبس ابد که ازطرف وزارت کشور صادر میشود
deposition
درCL مشروط بر ان است که اولا" به قید التزام به راستگویی و ثانیا" در حضورمامور رسمی تنظیم شود
depositions
درCL مشروط بر ان است که اولا" به قید التزام به راستگویی و ثانیا" در حضورمامور رسمی تنظیم شود
anti spin
سیستمی برای جلوگیری ازچرخش چرخهای هواپیماهنگامیکه ارابه فرود خارج از هواپیما قرار دارد
slaloms
مسابقه مارپیچ قایقرانی مارپیچ کوچک اسکی مسابقه اسکی روی اب مارپیچ
slalom
مسابقه مارپیچ قایقرانی مارپیچ کوچک اسکی مسابقه اسکی روی اب مارپیچ
ice racing
مسابقه سرعت روی یخ مسابقه روی یخ
covenant real
شرطی در یک سند که وراث مشروط علیه را در مقابل مشروطه یا خریدار متعهدمیکند شرط قابل تسری به وراث
toe weight
وزنه فلزی وصل به سم جلویی اسب در ارابه رانی برای تنظیم گامهای اسب
harness
یراق کردن یراق اسب متصل به ارابه
harnessing
یراق کردن یراق اسب متصل به ارابه
harnessed
یراق کردن یراق اسب متصل به ارابه
reversion
هبه کردن مال غیر منقول بخ کسی به شرط حدوث امری در خارج یا گذشتن مدت معین هبه مشروط
tinsica
چرخ ارابه با نیم چرخ ژیمناست
dragger
شرکت کننده در مسابقه اتومبیلرانی سرعت شرکت کننده درمسابقه سرعت موتورسیکلت رانی شرکت کننده در مسابقه قایقرانی سرعت
conditionality
شرطی بودن مشروط بودن
driver
راننده اتومبیل راننده ارابه
drivers
راننده اتومبیل راننده ارابه
provided he goes at once
بشرط اینکه بی درنگ برود مشروط بر اینکه فورا برود
kaldor criterion
ضابطهای که براساس ان هرگونه تغییر ازنظر اجتمائی مطلوب یا مفیداست مشروط برانکه میزان نفع گروه منتفع شونده ازمیزان گروه متضررشونده بیشتر باشد . این ضابطه اولین بار بوسیله اقتصاددان امریکائی
chase
مسابقه
kyorougei
مسابقه
chace
مسابقه
contest
مسابقه
contested
مسابقه
contesting
مسابقه
contests
مسابقه
competitions
مسابقه ها
contests
مسابقه ها
chased
مسابقه
chases
مسابقه
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com