English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 30 (5 milliseconds)
English Persian
wear out مستهلک شده
Search result with all words
merge فرورفتن مستهلک شدن
merges فرورفتن مستهلک شدن
damper مستهلک کننده
cushion مستهلک شدن ضربه گیر
cushioned مستهلک شدن ضربه گیر
cushioning مستهلک شدن ضربه گیر
cushions مستهلک شدن ضربه گیر
write off مستهلک کردن
write-off مستهلک کردن
write-offs مستهلک کردن
depreciate مستهلک کردن
depreciated مستهلک کردن
depreciates مستهلک کردن
depreciating مستهلک کردن
extinguish مستهلک کردن
extinguishes مستهلک کردن
extinguishing مستهلک کردن
damp مستهلک کردن
dampers مستهلک کردن
dampest مستهلک کردن
amortization استهلاک کردن مستهلک کردن
amortize مستهلک کردن
depreciable مستهلک شدنی
depreciable مستهلک شونده
dynamic damper مستهلک کننده دینامیکی
inextinguishable مستهلک نکردنی
write off capital مستهلک شدن سرمایه
accumulated depreciation کل مقدار پولی که شرکت یا سازمان می تواند از ارزش ماشین یا تجهیزات به دلیل مستهلک شدن کسر کند
resilience درجه مقاومت فرش در برابر سایش [این عامل نشان دهنده مقاومت فرش بر اثر رفت و آمد و مستهلک شدن آن است.]
Partial phrase not found.
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com