Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 105 (7 milliseconds)
English
Persian
botulism
مسمومیت غذایی حاد
Other Matches
venenation
مسمومیت
intoxication
مسمومیت
saperaemia
مسمومیت
poisoning
مسمومیت
alcoholic intoxication
مسمومیت الکلی
detoxification
دفع مسمومیت
saturnism
مسمومیت از سرب
chloralism
مسمومیت ازکلورال
toxaemia
مسمومیت خون
leadpoisoning
مسمومیت از سرب
toxemia
مسمومیت خونی
cocainism
مسمومیت ازکوکایین
blood poisoning
مسمومیت خون
plumbism
مسمومیت در اثر سرب
acute alcoholic intoxication
مسمومیت حاد الکلی
toxic epilepsy
حمله در نتیجه مسمومیت
bad blood
مسمومیت خون دراثرعصبانیت
detoxify
رفع کردن مسمومیت
ergotism
مسمومیت حاصله از خوردن سگاله
detoxification
مرتفع شدن حالت مسمومیت
strychninism
مسمومیت مزمن در اثراستعمال ممتد استرکنین
phosphorism
مسمومیت در اثر فسفر تشعشع فسفری
toxicosis
بیماری ناشی از خوردن زهر ایجاد مسمومیت
sepsis
مسمومیت عفونی حاصله در اثر جذب باکتریهاومواد فاسد بخون
dietetical
غذایی
alimental
غذایی
messes
هم غذایی
alimentary
غذایی
trophic
غذایی
mess
هم غذایی
food web
شبکه غذایی
nutritiveness
خاصیت غذایی
food pyramid
هرم غذایی
food program
برنامه غذایی
food perference
رجحان غذایی
food packet
بسته غذایی
food industries
صنایع غذایی
lymph
شیره غذایی
food deprivation
محرومیت غذایی
food dtufe stuff
ماده غذایی
dieted
برنامه غذایی
dieting
برنامه غذایی
dieted
رژیم غذایی
food poisoning
مسمویت غذایی
diet
رژیم غذایی
diet
برنامه غذایی
regimen
پرهیز غذایی
ration
جیره غذایی
rationed
جیره غذایی
rations
جیره غذایی
dieting
رژیم غذایی
diets
برنامه غذایی
regimens
پرهیز غذایی
food preference
پسند غذایی
foodstuff
ماده غذایی
foodstuffs
ماده غذایی
food chains
زنجیره غذایی
food chain
زنجیره غذایی
diets
رژیم غذایی
dietetic
وابسته به رژیم غذایی
annual food plan
برنامه غذایی سالیانه
dietary
مربوط به رژیم غذایی
I'm on a diet.
من رژیم غذایی دارم.
Adulterated foodstuff.
مواد غذایی تقلبی
provision room
انبار مواد غذایی
dailgy food allowance
جیره غذایی روزانه
macronutrient
عنصر غذایی پر مصرف
micronutrient
عنصر غذایی کم مصرف
dietetics
برنامه ریزی غذایی
grazing food chain
زنجیره غذایی چرندگان
ration basis
مبنای محاسبه جیره غذایی
table of food equivalents
جدول ارزش جیره غذایی
stirabout
غذایی شبیه اش جو جنب وجوش
master menu
برنامه غذایی اصلی یکان
nutrients
ماده مقوی از لحاظ غذایی
nutrient
ماده مقوی از لحاظ غذایی
sitology
علم تغذیه ورژیم غذایی
ration factor
ضریب اماد جیره غذایی
commissary store annex
شعبه فروشگاه مواد غذایی پادگان
to have the munchies for something
یکدفعه هوس چیزی
[غذایی]
را کردن
convenience food
غذایی که پختن یا کشیدن آن آسان باشد
master menu
لیست مبنای جیره غذایی اصلی
I musn't eat food containing ...
من نباید غذایی را که دارای ... هستند بخورم.
ration scale
مقیاس یا مبنای محاسبه جیره غذایی
malnutrition
تغذیه ناقص نرسیدن مواد غذایی
self digestion
جذب خود بخود مواد غذایی
cure meat
نمک سود کردن مواد غذایی
dietetics
فن پرهیز یا رژیم غذایی مبحث اغذیه
convenience foods
غذایی که پختن یا کشیدن آن آسان باشد
packed lunch
غذایی که به صورت بسته به مدرسه یا سر کار میبرید
ration credit
تضمین سلامت مواد غذایی جیره ارتش
commissary
فروشگاه مواد غذایی پادگان مامور خوار بار و کارپردازارتش
commissaries
فروشگاه مواد غذایی پادگان مامور خوار بار و کارپردازارتش
In the long run fatty food makes your arteries clog up.
در دراز مدت مواد غذایی پر چربی باعث گرفتگی رگها می شوند .
k ration
بسته کوچک مواد غذایی ارتشی برای موارد فوق العاده
cereal
حبوبات غذایی که از غلات تهیه شده وباشیر بعنوان صبحانه مصرف میشود
cereals
حبوبات غذایی که از غلات تهیه شده وباشیر بعنوان صبحانه مصرف میشود
fudging
غذایی که از مخلوط شکلات وشیر وقند درست شده باشد سخن بی معنی وبیهوده جفنگ
fudges
غذایی که از مخلوط شکلات وشیر وقند درست شده باشد سخن بی معنی وبیهوده جفنگ
fudge
غذایی که از مخلوط شکلات وشیر وقند درست شده باشد سخن بی معنی وبیهوده جفنگ
fudged
غذایی که از مخلوط شکلات وشیر وقند درست شده باشد سخن بی معنی وبیهوده جفنگ
agrobiology
مطالعهء مواد غذایی خاک زیست شناسی خاک
brunches
غذایی که هم بجای ناشتا و هم بجای ناهارصرف شود
brunch
غذایی که هم بجای ناشتا و هم بجای ناهارصرف شود
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com