English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (29 milliseconds)
English Persian
examination معالجه کردن بازجویی امتحان کردن
examinations معالجه کردن بازجویی امتحان کردن
Other Matches
pretreat قبلا معالجه کردن
investigated بازجویی کردن
investigates بازجویی کردن
inquires بازجویی کردن از
examines بازجویی کردن
investigating بازجویی کردن
inquisite بازجویی کردن
examine بازجویی کردن
examining بازجویی کردن
cross examine بازجویی کردن
enquired بازجویی کردن از
inquire بازجویی کردن از
to go into بازجویی کردن
enquires بازجویی کردن از
examined بازجویی کردن
inquired بازجویی کردن از
to make enquiries into بازجویی کردن در
investigate بازجویی کردن
to crib در امتحان [با نگاه کردن روی همسایه] تقلب کردن
to copy در امتحان [با نگاه کردن روی همسایه] تقلب کردن
to plagiarize در امتحان [با نگاه کردن روی همسایه] تقلب کردن
investigate وارسی کردن بازجویی کردن
investigating وارسی کردن بازجویی کردن
investigated وارسی کردن بازجویی کردن
investigates وارسی کردن بازجویی کردن
assays چشیدن بازجویی کردن
assay چشیدن بازجویی کردن
faradize بوسیله القای برق معالجه کردن
roentgenize بوسیله اشعه مجهول معالجه کردن
to e. into a matter مطلبی را بازجویی یا تحقیق کردن
electrotherapy معالجه امراض بوسیله حرارت حاصله از الکتریسته معالجه با برق
psychanalyze بوسیله تجزیه وتحلیل روانی معالجه کردن
definitive hospitalization سیستم معالجه قطعی معالجه نهایی
enquired تحقیق کردن امتحان کردن
inquire تحقیق کردن امتحان کردن
enquires تحقیق کردن امتحان کردن
inquired تحقیق کردن امتحان کردن
inquires تحقیق کردن امتحان کردن
test امتحان کردن
to make a trial of امتحان کردن
tests امتحان کردن
examine امتحان کردن
tested امتحان کردن
put to test امتحان کردن
to give an examination امتحان کردن
try امتحان کردن
trial امتحان کردن
tries امتحان کردن
examining امتحان کردن
examines امتحان کردن
to bring to the proof امتحان کردن
examined امتحان کردن
trials امتحان کردن
check امتحان کردن بازرسی
checks امتحان کردن بازرسی
reexamine دوباره امتحان کردن
invigilating در امتحان نظارت کردن
checked امتحان کردن بازرسی
invigilated در امتحان نظارت کردن
test ازمایش کردن امتحان
invigilates در امتحان نظارت کردن
try (something) out <idiom> امتحان کردن(چیزی)
tested ازمایش کردن امتحان
invigilate در امتحان نظارت کردن
tests ازمایش کردن امتحان
try on <idiom> امتحان کردن لباس
to check out something چیزی را بررسی یا امتحان کردن
palpate لمس کردن امتحان نمودن
to put to proof امتحان کردن محک زدن
cramming خودرا برای امتحان اماده کردن
crammed خودرا برای امتحان اماده کردن
crams خودرا برای امتحان اماده کردن
cram خودرا برای امتحان اماده کردن
to try something completely new <idiom> چیزی [روشی ] کاملا متفاوت امتحان کردن
score نمره امتحان باچوب خط حساب کردن علامت گذاردن
scores نمره امتحان باچوب خط حساب کردن علامت گذاردن
scored نمره امتحان باچوب خط حساب کردن علامت گذاردن
crammer کسیکه کارش اماده کردن شاگردان برای امتحان بطورسطحی است
cross examination بازجویی استنطاق بازجویی از شهود مواجهه دادن شهود
x ray بااشعه ایکس امتحان کردن عکسبرداری با اشعه ایکس
he received a fire treatment معالجه شد
medical معالجه
therapy معالجه
treatment معالجه
treatments معالجه
medical treatment معالجه
healing معالجه
trichopathy معالجه ناخوشیهای مو
emergency treatment معالجه اورژانس
emergency treatment معالجه اضطراری
climatotherapy معالجه با اب وهوا
malpractices معالجه غلط
psychopathy معالجه روانی
electropathy معالجه برقی
treament سلوک معالجه
malpractice معالجه غلط
edermical meducation معالجه جلدی
pretreatment معالجه قبلی
radium therapy معالجه بارادیوم
medicable قابل معالجه
iatraliptics معالجه بامالش
mechanotherapy معالجه مکانیکی
rest cure معالجه با استراحت
heliotherapy معالجه با افتاب
balneotherapy معالجه باشستشو
to let somebody treat you like a doormat <idiom> با کسی خیلی بد رفتار کردن [اصطلاح] [ مثال تحقیر کردن بی محلی کردن قلدری کردن]
inquirendo بازجویی
inquiries بازجویی
interrogation بازجویی
interrogated بازجویی
interrogate بازجویی
interrogates بازجویی
interrogating بازجویی
investigation بازجویی
cross question بازجویی
interrogations بازجویی
inquiry بازجویی
investigations بازجویی
faradization معالجه باجریان برق
chiropody فن معالجه ودرمان امراض پا
diathermy معالجه بوسیله حرارت
self treatment معالجه پیش خود
aerotherapeutics معالجه بوسیله هوا
psychiatry معالجه ناخوشیهای دماغی
orthopathy معالجه بدون دارو
faradism معالجه باجریان برق
unmew رها کردن ازاد کردن ول کردن مرخص کردن بخشودن صرف نظر کرن
cross examination بازجویی همگانی
inquests بازجویی رسیدگی
cross examiner بازجویی کننده
interrogations بازپرسی بازجویی
committee of inquiry کمیسیون بازجویی
investigating committee کمیسیون بازجویی
interrogators بازجویی کننده
inquiries پرسش بازجویی
interrogation بازپرسی بازجویی
quests طلب بازجویی
quest طلب بازجویی
inquest بازجویی رسیدگی
interrogator بازجویی کننده
inquiringly ازراه بازجویی
local enquiry بازجویی محلی
inquiry پرسش بازجویی
chronic dose دز قابل معالجه و پیشگیری اتمی
pedicures معالجه امراض دست وپا
pyretotherapy معالجه ناخوشی بوسیله تولیدتب
pedicure معالجه امراض دست وپا
hydropathy معالجه امراض بوسیله اب وتجویز اب
self treatment معالجه بدون کمک نسخه
psychotherapy ortherapeutics معالجه بوسائل روحی یاهیپنوتیزیم
physicotherapy معالجه بوسایل طبیعی ومکانیکی
massotherapy معالجه بوسیله مشت و مال
crowner's quest بازجویی درمرگهای ناگهانی
inquiries پرسش بازجویی رسیدگی
coroner's inquest بازجویی در رگهای ناگهانی
inquiry پرسش بازجویی رسیدگی
immunotherapy معالجه یاجلوگیری از بیماری بوسیله پادگن
hypnotherapy معالجه امراض بوسیله خواب مغناطیسی
phototherapy معالجه ناخوشیهای پوست بوسیله روشنایی
correctional treatment روش معالجه از راه اصلاح رفتار
aromatherapy معالجه توسط ماساژ با روغن معطر
discharge اخراج کردن خالی کردن پیاده کردن بار ازاد کردن
discharges اخراج کردن خالی کردن پیاده کردن بار ازاد کردن
inquest بازجویی و تحقیق در موردمرگهای مشکوک
inquests بازجویی و تحقیق در موردمرگهای مشکوک
oxygen tent چادراکسیژن مخصوص معالجه سرما خوردگی وامثال ان
oxygen tents چادراکسیژن مخصوص معالجه سرما خوردگی وامثال ان
orthopaedy معالجه ناخوشی بی انکه دارویی بکار برند
helleborism معالجه دیوانگی یاخربق داروی کارکن که ازخربق میسازند
capture اسیر کردن گرفتار کردن تصرف کردن دستگیر کردن
countervial خنثی کردن- برابری کردن با- جبران کردن- تلاقی کردن
captures اسیر کردن گرفتار کردن تصرف کردن دستگیر کردن
capturing اسیر کردن گرفتار کردن تصرف کردن دستگیر کردن
homeopathy معالجه امراض بوسیله تجویزدارویی که دراشخاص سالم علائم ان مرض را بوجوداورد
inquisition نظری که هیات منصفه در ذیل برگ بازجویی میدهد رسیدگی
inquisitions نظری که هیات منصفه در ذیل برگ بازجویی میدهد رسیدگی
challengo ادعا کردن دعوت کردن اعلام نشانی اسم عبور خواستن درخواست معرف کردن
verifying مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
verify مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
verifies مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
verified مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
shoot جمع کردن پا وپرت کردن انها همراه باراست کردن سریع بدن
foster تشویق کردن- حمایت کردن-پیشرفت دادن- تقویت کردن- به جلو بردن
shoots جمع کردن پا وپرت کردن انها همراه باراست کردن سریع بدن
orienting جهت یابی کردن بجهت معینی راهنمایی کردن میزان کردن
cross examination تحقیق چندجانبه بازپرسی کردن روبرو کردن شواهد استنطاق کردن
orient جهت یابی کردن بجهت معینی راهنمایی کردن میزان کردن
survey براورد کردن نقشه برداری کردن از مساحی کردن پیمودن بازدید
to temper [metal or glass] آب دادن [سخت کردن] [آبدیده کردن] [بازپخت کردن] [فلز یا شیشه]
surveyed براورد کردن نقشه برداری کردن از مساحی کردن پیمودن بازدید
orients جهت یابی کردن بجهت معینی راهنمایی کردن میزان کردن
surveys براورد کردن نقشه برداری کردن از مساحی کردن پیمودن بازدید
serve نخ پیچی توزیع کردن تقسیم کردن خدمت نظام کردن
buck up پیشرفت کردن روحیه کسی را درک کردن تهییج کردن
assign مامور کردن محول کردن واگذار کردن سهمیه دادن
assigned مامور کردن محول کردن واگذار کردن سهمیه دادن
served نخ پیچی توزیع کردن تقسیم کردن خدمت نظام کردن
serves نخ پیچی توزیع کردن تقسیم کردن خدمت نظام کردن
to inform on [against] somebody کسی را لو دادن [فاش کردن] [چغلی کردن] [خبرچینی کردن]
assigns مامور کردن محول کردن واگذار کردن سهمیه دادن
Recent search history
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com