English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (23 milliseconds)
English Persian
free lance مفرد کار کردن نویسنده غیر وابسته
Other Matches
singular واژه مفرد صیغه مفرد
penster نویسنده بویژه نویسنده مزدور
singular مفرد
singularize بشکل مفرد دراوردن
I اول شخص مفرد
shalt دوم شخص مفرد حاضرفعل shall
tutoyer دوم شخص مفرد را درمکالمه بکار بردن
hath سوم شخص مفرد اززمان حاضر فعل have
an impersonal verb فعلی که فاعل معینی ندارد و جز سوم شخص مفرد است
liter any executor کسیکه مامور چاپ کردن تالیفات نویسنده ایی میشود
associates وابسته وابسته کردن
associating وابسته وابسته کردن
associate وابسته وابسته کردن
associated وابسته وابسته کردن
phallic وابسته به پرستش الت مردی وابسته به الت رجولیت وابسته به قضیب
the present writer نویسنده
composers نویسنده
penwoman زن نویسنده
craftsman نویسنده
craftsmen نویسنده
scrivener نویسنده
authors نویسنده ها
authoress نویسنده زن
scribbler نویسنده بد
penman نویسنده
writer نویسنده
writers نویسنده ها
wordsmith نویسنده
author نویسنده
writers نویسنده
composer نویسنده
quill driver نویسنده
devil نویسنده مزدور
technical writer نویسنده فنی
drafter نویسنده پیام
garreteer نویسنده بی نوا
author نویسنده موسس
hacks نویسنده مزدور
hacked نویسنده مزدور
devils نویسنده مزدور
report writer نویسنده گزارش
hack نویسنده مزدور
fantast نویسنده خیالپرست
neoteric نویسنده تازه
matthew نویسنده انجیل متی
pen-name نام مستعار نویسنده
librettist نویسنده اشعار اپرا
librettists نویسنده اشعار اپرا
headliner نویسنده سرمقاله روزنامه
hagiologist نویسنده تاریخ اولیاوپیغمبران
encyclopaedist نویسنده دایره المعارف
miscellanist نویسنده مطالب مختلف
nomographer نویسنده کتاب درباره
reporter جمله ساز نویسنده ناصادق
pen-names نام مستعار نویسنده
pen name نام مستعار نویسنده
bel esprit سخنران یا نویسنده باذوق
authorial موبوط به مصنف یا نویسنده
to make good as a writer نویسنده موفقی شدن
mannerism سبک بخصوص نویسنده
mannerisms سبک بخصوص نویسنده
idem همان نویسنده در همانجا
auctorial منسوب به نویسنده یا مولف
screenwriter نویسنده نمایشنامههای رادیویی وتلویزیونی
city editor نویسنده خیرمالی یاتجارتی درروزنامه
phraseologist جمله ساز نویسنده ناصادق
comedist نویسنده نمایشهای خنده دار
posthumous منتشر شده پس از مرگ نویسنده
wanted clerks دبیر یا نویسنده لازم است
He fabcies himself as a writer (author). به خیال خودش نویسنده است
hagiographer نویسنده شرح حال مقدسین
magazin نویسنده مقاله برای مجله
memorialist نویسنده یاد بود یا لوحه
screenwriters نویسنده نمایشنامههای رادیویی وتلویزیونی
pornographer نویسنده مطالب قبیح یا شهوت انگیز
monographist نویسنده شرح مفصل در باره یک موضوع
dramaturge نویسنده داستانهای نمایشی شبیه ساز
belletrist نویسنده شعر و اثارادبی زیبا ادیب
tragedian نویسنده یا بازیگر نمایشهای تراژدی ومحزون
olympian اسمانی وابسته بخدایان کوه المپ وابسته بمسابقات المپیک
bureaucratic وابسته به اداره بازی وکاغذ پرانی وابسته به دیوان سالاری
syzygial وابسته به جفت یانقاط متقابل وابسته به استقرار سه ستاره در خط مستقیم
choral وابسته بدسته سرودخوانان وابسته به اواز دسته جمعی
telepathic وابسته به دورهم اندیشی وابسته به توارد یا انتقال فکر
subglacial وابسته به زیر توده یخ وابسته بدوره فرعی یخبندان
dialectological وابسته بعلم منطق جدلی وابسته به گویش شناسی
interactive سازمان تخصصی که موضوعاتی شامل زبان نویسنده
headings تاریخ ونشانی نویسنده کاغذ باسرتوپ زدن
heading تاریخ ونشانی نویسنده کاغذ باسرتوپ زدن
think piece مقاله خبری امیخته باافکار وتفسیرات نویسنده
rectal وابسته براست روده وابسته به معاء غلاظ
puritanical وابسته بفرقه پیوریتان ها وابسته به پاک دینان
sothic وابسته به ستاره کلب وابسته به شعرای یمانی
lexicographic وابسته به فرهنگ نویسی وابسته به واژه نگاری
vehicular وابسته به وسائط نقلیه وابسته به رسانه یابرندگر
phylar وابسته به راسته ودسته وابسته به قبیله ونژاد
ethic روش اخلاقی یک نویسنده یامکتب علمی یا ادبی و یاهنری
symbolist نویسنده یاهنرمندی که بسبک سمبولیک اثاری خلق میکند نمادگر
jude یهودا نویسنده رساله یهوداکه از رسالات عهد جدیدمسیحیان است
publicist نویسنده مقالات سیاسی یامقالات راجع به حقوق بین الملل
publicists نویسنده مقالات سیاسی یامقالات راجع به حقوق بین الملل
kinetic وابسته بحرکت وابسته به نیروی محرکه
supervisory وابسته به نظارت وسرپرستی وابسته به برنگری
erotic وابسته به عشق شهوانی وابسته به eros
monarchic وابسته به حکومت سلطنتی وابسته به سلطنت
cliquey وابسته به دسته یا گروه وابسته به جرگه
cliquy وابسته به دسته یا گروه وابسته به جرگه
penetrative وابسته به نفوذ کردن
hydropathic وابسته به درمان کردن ناخوشی با اب
procreant وابسته به ایجاد کردن یا زادن
holotype نمونهای که نویسنده یا دانشمندی برای معرفی یک راسته یا دسته ازجانوران وگیاهان معین میکند
neutering اخته کردن وابسته به جنس خنثی
neuter اخته کردن وابسته به جنس خنثی
teetotal وابسته به طرفداری از منع مسکرات کردن
neutered اخته کردن وابسته به جنس خنثی
neuters اخته کردن وابسته به جنس خنثی
copyright که یک نویسنده یا برنامه نویس درکار خود دارد و بدون پرداخت حقوق نمیتوان از کپی گرفت
copyrights که یک نویسنده یا برنامه نویس درکار خود دارد و بدون پرداخت حقوق نمیتوان از کپی گرفت
sister services یکانهای وابسته قسمتهای وابسته
zygose وابسته به لقاح وابسته به گشنیدگی
frontal وابسته به پیشانی وابسته بجلو
lithic وابسته به ریگ وابسته به لیتوم
metallurgic وابسته بفن استخراج و قال کردن فلزات
copyright اثر یک نویسنده زنده که کسی که پنجاه سال است نمرده است
copyrights اثر یک نویسنده زنده که کسی که پنجاه سال است نمرده است
'The Catcher in the Rye' [by Salinger / work title] ! ناطور دشت ! یا ! ناتور دشت ! [نام رمانی اثر نویسنده آمریکایی سالینجر]
copyrights اثر یک نویسنده و... که پنجاه سال است مرده است ودیگری میتواند آن را چاپ کند
copyright اثر یک نویسنده و... که پنجاه سال است مرده است ودیگری میتواند آن را چاپ کند
morphic وابسته به شکل وابسته به شکل شناسی خواب الود
Neanderthal وابسته به انسان غارنشین وابسته به انسان وحشی واولیه
hermitical وابسته به گوشه نشینی وابسته بزاهدهای گوشه نشین
shareware نرم افزاری که آماده استفاده است ولی وقتی که توسط کاربر استفاده شود باید به نویسنده آن مبلغی بپردازد.
contra preferentum rule درصورت گنگ بودن متن قرارداد بنحوی تعبیر میگرددکه حداقل منافع نویسنده قرارداد را دربر داشته باشد
bakuninism اصول عقایدباکونین نویسنده انارشیست روسی و همکار مارکس وانگلس که بعدها به علت داشتن عقاید نظامی از جانب ایشان طرد شد . او موسس مکتب نهیلیسم روسیه نیزهست
poplitaeal وابسته به پس زانو وابسته به حفره پس زانو رکبی
popliteal وابسته به پس زانو وابسته به حفره پس زانو رکبی
physico chemical وابسته به فیزیک و شیمی وابسته به شیمی فیزیکی
epistemologycal وابسته به معرفت شناسی وابسته به شناخت شناسی
play off درمسابقه حذفی شرکت کردن وابسته به مسابقات حذفی مسابقه حدفی
life cycle hypothesis فرضیه درامد در طول عمر فرضیهای است که بر اساس ان مصرف وابسته به درامدهای پیش بینی شده درطول عمر میباشد . این فرضیه در مقابل فرضیه اولیه کینز قرار دارد که به موجب ان مصرف وابسته به درامد فصلی است .
grub مزدور نویسنده مزدور
grubs مزدور نویسنده مزدور
grubbed مزدور نویسنده مزدور
contingents وابسته
thereof=of that وابسته به ان
belonging وابسته ها
pertianing وابسته
elysian وابسته به
of kin وابسته
commissarial وابسته به
federate وابسته
messianic وابسته به
elfin وابسته به جن
subordinating وابسته
thereof وابسته به ان
tuitionary وابسته به
relevant وابسته
pertinent وابسته
subordinated وابسته
subordinate وابسته
contingent وابسته
pertaining وابسته
diphtheric وابسته به
related وابسته
affiliate وابسته
federated وابسته
affiliating وابسته
affiliates وابسته
affiliated وابسته
cephalic وابسته به سر
federating وابسته
subordinates وابسته
akin وابسته
israelitish وابسته به
sexual organs وابسته به
federates وابسته
appurtenant وابسته
plantar وابسته به کف پا
febile وابسته به تب
wedded وابسته
attributable وابسته به
attendant وابسته
attendants وابسته
pyretic وابسته به تب
pyrexic وابسته به تب
relative وابسته
correspondent وابسته
adjective وابسته
adjectives وابسته
correspondents وابسته
dependants وابسته
dependant وابسته
pyrexial وابسته به تب
carpal وابسته به مچ
syncop وابسته به غش
congenerous وابسته
germane وابسته
comprador وابسته
attache وابسته
hanger on وابسته
Recent search history
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com