English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 205 (38 milliseconds)
English Persian
copulate مقاربت جنسی کردن
copulated مقاربت جنسی کردن
copulates مقاربت جنسی کردن
copulating مقاربت جنسی کردن
Search result with all words
to mount somebody با کسی مقاربت جنسی کردن [اصطلاح رکیک] [اصطلاح روزمره]
Other Matches
sexual intercourse مقاربت جنسی
venery مقاربت جنسی
coitus مقاربت جنسی
sexual relations مقاربت جنسی
gashing الت تناسلی زن مقاربت جنسی
gashes الت تناسلی زن مقاربت جنسی
gashed الت تناسلی زن مقاربت جنسی
gash الت تناسلی زن مقاربت جنسی
androgen هورمونهای جنسی که باعث ایجاد صفات ثانویه جنسی درمرد
estrogen هورمن جنسی زنانه که موجب بروز سفات جنسی ثانویه زنان میشود
erogenous ارضاکننده تحریکات شهوانی و جنسی محرک احساسات جنسی
exhibitionism نوعی انحرافات جنسی که دران شخص بوسیله نشان دادن الت جنسی خود احساسات شهوانی رافرومینشاند عریان گرائی
isogamete سلول جنسی که ازنظر شکل و کار از سلول جنسی جفت خود قابل تشخیص نیست
sex احساسات جنسی روابط جنسی
sexes احساسات جنسی روابط جنسی
intercourse مقاربت
sexual intercourse مقاربت
coition مقاربت
sexual intercourse مقاربت مواقعه
dyspareunia مقاربت دردناک
venereal desire سهوت میل مقاربت
access دسترسی یا مجال مقاربت
accessed دسترسی یا مجال مقاربت
accesses دسترسی یا مجال مقاربت
orgasms حالت انزال در مقاربت
accessing دسترسی یا مجال مقاربت
orgasm حالت انزال در مقاربت
propositioned پیشنهاد کردن به دعوت بمقاربت جنسی کردن
proposition پیشنهاد کردن به دعوت بمقاربت جنسی کردن
propositions پیشنهاد کردن به دعوت بمقاربت جنسی کردن
propositioning پیشنهاد کردن به دعوت بمقاربت جنسی کردن
desexualization غیر جنسی کردن
desex فاقد قوه جنسی کردن
desexualize فاقد قوه جنسی کردن
unsex از خواص جنسی محروم کردن
attempting to commit rape شروع کردن به تجاوز جنسی
homogeneous مقاربت کننده باهم جنس خود
mates جفت گیری یاعمل جنسی کردن
mated جفت گیری یاعمل جنسی کردن
mate جفت گیری یاعمل جنسی کردن
dicker مبادله کردن پوست حیوانات معامله جنسی
To smuggle in to ( out of ) a country . جنسی را بداخل ( بخارج ) کشور قاچاق کردن
oogamete سلول جنسی ماده یاخته جنسی ماده
to pick up somebody [to find sexual partners] بلند کردن کسی [زنی] [برای رابطه جنسی] [اصطلاح روزمره]
gamic جنسی
sexual جنسی
unisexual یک جنسی
generic جنسی
kinds جنسی
ambisexual دو جنسی
kindest جنسی
bisexuals دو جنسی
sexes جنسی
road sense جنسی
unisex دو جنسی
kind جنسی
sex جنسی
bisexual دو جنسی
hermaphrodites دو جنسی
homogeneity هم جنسی
hermaphrodite دو جنسی
diclinous یک جنسی
lesbianism رابطه جنسی زن با زن
psychosexual روانی- جنسی
rapes تجاوز جنسی
payment in kind پرداخت جنسی
parasexuality نابهنجاری جنسی
sexual anomaly نابهنجاری جنسی
Peeping Toms تماشاگر جنسی
Peeping Tom تماشاگر جنسی
paraphilia نابهنجاری جنسی
sex perversion انحراف جنسی
sex offenses جرایم جنسی
sex glands غدههای جنسی
sex differentiation تمایز جنسی
sex differences تفاوتهای جنسی
sex chromosomes کروموزومهای جنسی
zygosis امیختگی جنسی
pansexualism جنسی نگری
sexual orientation گرایش جنسی
commodity money پول جنسی
deviations انحراف جنسی
rape تجاوز جنسی
sodomy انحراف جنسی
renifleur بو پرست جنسی
multure مزد جنسی
raping تجاوز جنسی
puberty بلوغ جنسی
eroticism تحریکات جنسی
deviation انحراف جنسی
Y chromosome کروموزوم جنسی
scopophilia تماشاگری جنسی
raped تجاوز جنسی
peepling tom تماشاگر جنسی
excitement برانگیختگی جنسی
erotomania جنون جنسی
Y chromosomes کروموزوم جنسی
excitements برانگیختگی جنسی
eroticism تمایلات جنسی
Sexual assault تجاوز جنسی
sexism تبعیض جنسی
idols of the tribe اوهام جنسی
sex discrimination تبعیض جنسی
asexual غیر جنسی
libidos شور جنسی
tax in kind مالیات جنسی
sexuality عطش جنسی
sexuality تمایلات جنسی
petting نوازش جنسی
libido شور جنسی
germ cell یاخته جنسی
aphrodisiacs برانگیزنده جنسی
aphrodisiac برانگیزنده جنسی
heterosexuality دگرخواهی جنسی
psycholagny خیالپردازی جنسی
voyeurism تماشاگری جنسی
sex appeal جاذبه جنسی
gender identity هویت جنسی
potency توان جنسی
impotency ضعف جنسی
sex education اموزش جنسی
taxes in kind مالیات جنسی
haploid cell یاخته جنسی
gynandrous نر و ماده دو جنسی
gynandromorphy ریخت دو جنسی
anaphrodisia بی میلی جنسی
autoeroticism خودانگیزی جنسی
autoerotism خودانگیزی جنسی
autosomal غیر جنسی
benefit in kind نفع جنسی
gonocyte سلول جنسی
climaxes اوج جنسی
climax اوج جنسی
active algolagnia ازارگری جنسی
rapists متجاوز جنسی
rapist متجاوز جنسی
gonad غده جنسی
heterosome کروموزوم جنسی
heterophilia دیگرخواهی جنسی
heteroerotism دگرخواهی جنسی
heteroeroticism دگرخواهی جنسی
bisexuality دو گانگی جنسی
modesty شرم جنسی
sexual arousal برانگیختگی جنسی
sexiness جاذبه جنسی
impotence ضعف جنسی
sexual offences جرائم جنسی
sexual maturity بلوغ جنسی
sexual aberration انحراف جنسی
inkind کمک جنسی
sexual disorder اختلال جنسی
sexual intercourse امیزش جنسی
sexual development رشد جنسی
sexual delusion هذیان جنسی
impotence ناتوانی جنسی
sexual relations روابط جنسی
sexual receptivity پذیرندگی جنسی
unisexuality حالت یک جنسی
gametangium سلول جنسی
sexual perversion انحراف جنسی
sexual deviation انحراف جنسی
gamete یاخته جنسی
sexual symbolism نمادگری جنسی
truckage مبادله جنسی
zoogamy زاد و ولد جنسی
sexology مبحث مطالعات جنسی
autosome کروموزوم غیر جنسی
agamogenesis تکثیر غیر جنسی
prestation مالیات اجاره جنسی
agamous فاقد الت جنسی
algolagnia درد دوستی جنسی
sexed دارای خاصیت جنسی
sex therapy درمان اختلالات جنسی
anorgasmy فقدان اوج جنسی
anorgasmia فقدان اوج جنسی
autosome رنگینتن غیر جنسی
zoogamy توالد وتناسل جنسی
platyhelminth جنسی از کرمهای پهن
passivism فعل پذیری جنسی
polymophous perversity چندگانگی میل جنسی
pedication عمل جنسی با حیوانات
love life زندگی عشقی و جنسی
secondary sex characteristics ویژگیهای جنسی ثانوی
clitoral orgasm اوج جنسی خروسهای
sexual reproduction تولید مثل جنسی
acanthus جنسی از فامیل اکانتاسه
perversions انحراف جنسی یا اخلاقی
perversion انحراف جنسی یا اخلاقی
statokinetic reflexes بازتابهای تعادلی- جنسی
undersexed دارای ناتوانی جنسی
sargassum جنسی از خزههای دریایی
libido شهوت جنسی هوس
sexual promiscuity بی بند و باری جنسی
love lives زندگی عشقی و جنسی
sexual abuse بهره کشی جنسی
passivity فعل پذیری جنسی
oral intercourse رابطه جنسی دهانی
heat تحریک جنسی زنان
heats تحریک جنسی زنان
libidos شهوت جنسی هوس
Recent search history
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com