Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 210 (10 milliseconds)
English
Persian
wardenship
مقام ریاست
Search result with all words
directorate
مقام ریاست هیئت مدیره
directorates
مقام ریاست هیئت مدیره
presidency
مقام یا دوره ریاست جمهوری
deanship
مقام ریاست دانشکده یا کلیسا
prefectural
وابسته به مقام ریاست یادوره ریاست
prefecture
مقام ریاست دوره ریاست
presidentship
مقام ریاست جمهور
rectorate
مقام ریاست دانشکده یااموزشگاه
speakership
مقام ریاست مجلس
Other Matches
preside
کرسی ریاست را اشغال کردن ریاست کردن بر
presided
کرسی ریاست را اشغال کردن ریاست کردن بر
presides
کرسی ریاست را اشغال کردن ریاست کردن بر
favorite son
نامزد ریاست جمهوری کاندیدای ریاست جمهوری
presiding
کرسی ریاست را اشغال کردن ریاست کردن بر
plate milling stand
مقام دستگاه فرز غلطکی مقام دستگاه نورد صفحه
matronhood
ریاست
chairmanship
ریاست
matronship
ریاست
principalship
ریاست
presidentship
ریاست
administratorship
ریاست
directorships
ریاست
directorship
ریاست
managership
ریاست
generalship
ریاست
presidency
ریاست
headship
ریاست
headships
ریاست
superiority
ریاست
managerial
ریاست
chairmanships
ریاست
superintendence
ریاست
chieftainship
ریاست قبیله
superintending
ریاست کردن
captaincy
ریاست بزرگتری
mayorship
ریاست شهرداری
magistrature
ریاست کلانتری
chieftaincy
ریاست قبیله
captainship
ریاست بزرگتری
matronize
ریاست کردن
command of execution
ریاست اجرایی
mayoralty
ریاست شهرداری
patriarchate
ریاست خانواده
superintend
ریاست کردن
superintends
ریاست کردن
to take the lead
ریاست کردن
to fill the chair
ریاست کردن
superintended
ریاست کردن
superintendency
ریاست مدیریت
superintendence
ریاست مدیریت
vice president
نیابت ریاست
prefecture
اداره ریاست
abbay
ریاست دیر
abbotship
ریاست دیر
postmastership
ریاست پست
patriarchate
ریاست طایفه
presidential
وابسته به ریاست جمهور
bossiness
متمایل به ریاست مابی
abbatial or abbatical
مربوط به ریاست دیر
the party is led by him
او بر ان حزب ریاست دارد
prioship
سمت ریاست دیر
rectorate
ریاست بنگاه مذهبی
You sure have a nerve to ask become a director.
آخر تورا چه ره ریاست
bossy
متمایل به ریاست مابی
he has passed the chair
ریاست داشته است
take the chair
ریاست انجمنی را بر عهده داشتن
take the chair
ریاست انجمنی را دارا بودن
head
ریاست داشتن بر رهبری کردن
bossed
برجسته کاری ریاست کردن بر
bosses
برجسته کاری ریاست کردن بر
boss
برجسته کاری ریاست کردن بر
magistracy
ریاست کلانتری یا دادگاه بخش
presided
ریاست جلسه را بعهده داشتن
presides
ریاست جلسه را بعهده داشتن
capital
رئیسی ریاست مابانه عمده
presiding
ریاست جلسه را بعهده داشتن
preside
ریاست جلسه را بعهده داشتن
bossing
برجسته کاری ریاست کردن بر
marshalsea
دادگاهی که marshal knightبر ان ریاست داشت
masterfully
بطور تحکم امیز ریاست مابانه
embassage
مقام سفارت مقام ایلچی سفارت
The presidensial election is the topic of the day.
انتخاب ریاست جمهوری موضوع روز است
lead
هدایت نمودن سوق دادن وادار کردن ریاست داشتن بر
leads
هدایت نمودن سوق دادن وادار کردن ریاست داشتن بر
interlocking directorate
حالتی که شخص واحد ریاست چندین کمپانی رقیب را داشته باشد
position
مقام
positioned
مقام
eminency
مقام
pank
مقام
paripassu
هم مقام
rete
مقام
foothole
مقام
eminence
مقام
offices
مقام
office
مقام
opposite number
هم مقام
stature
مقام
stages
مقام
stage
مقام
equipotential
هم مقام
pew
مقام
functions
مقام
place
مقام
standing
مقام
places
مقام
placing
مقام
connection
مقام
settings
مقام
connexions
مقام
authority
مقام
setting
مقام
function
مقام
stand
مقام
pews
مقام
functioned
مقام
status
مقام
knight errantry
مقام سلحشوری
title
اسم مقام
status symbol
علامت مقام
status symbols
علامت مقام
defensive
مقام تدافع
khedivate
مقام خدیو
peerages
مقام سناتوری
khediviate
مقام خدیو
peerage
مقام سناتوری
kingship
مقام سلطنت
priorate
مقام اسبق
officiating
مقام رسمی
officiates
مقام رسمی
successor
قائم مقام
editorship
مقام سردبیری
posts
مقام مسئولیت
substitute
قائم مقام
A musical tone .
مقام ( درموسیقی )
locumtenens
قائم مقام
dignitary
عالی مقام
prelacy
مقام اسقفی
much
عالی مقام
officiate
مقام رسمی
officiated
مقام رسمی
man of place
صاحب مقام
office-holders
صاحب مقام
substituted
قائم مقام
roll stand
مقام نورد
first water
بالاترین مقام
colonelcy
مقام سرهنگی
senatorship
مقام سناتوری
commandery
مقام فرماندهی
substituting
قائم مقام
shrievalty
مقام ومنصب
surrogate
قائم مقام
subsitute
قائم مقام
papacy
مقام پاپی
deplume
از مقام انداختن
duumvir
شریک مقام
in power
صاحب مقام
surrogates
قائم مقام
bishopric
مقام اسقفی
vice chancellor
قائم مقام
vice-chancellor
قائم مقام
kaiserdom
مقام قیصر
receivership
مقام امانت
office-holder
صاحب مقام
dignity
مقام رتبه
high-class
والا مقام
titles
اسم مقام
viziership
مقام وزارت
vizierate
مقام وزارت
viscounty
مقام ویکنت
professoriat
مقام استادی
attorneyship
مقام وکالت
baronage
مقام بارونی
papal dignity
مقام پاپ
devil may care
بی توجه به مقام
position
مرتبه مقام
place
مقام رتبه
priesthood
مقام کشیش
state
مقام ورتبه
state-
مقام ورتبه
vice-chancellors
قائم مقام
places
مقام رتبه
stated
مقام ورتبه
doctors of eminence
پزشکان پر مقام
deputies
قائم مقام
oldman
مقام فرماندهی
officeholder
شاغل مقام
vicars
قائم مقام
see of rome
مقام پاپ
directorate
مقام مدیریت
directorates
مقام مدیریت
dignitaries
عالی مقام
positioned
مرتبه مقام
Highnesses
بلندی مقام
Highness
بلندی مقام
placer
مقام دار
deputy
قائم مقام
marquess
مقام مارکیز
marquesses
مقام مارکیز
marquis
مقام مارکیز
marquises
مقام مارکیز
infra dig
دون مقام
men of position
صاحبان مقام
locums
قائم مقام
post
مقام مسئولیت
states
مقام ورتبه
stating
مقام ورتبه
stations
مقام مستقرکردن
capacity
استعداد مقام
station
مقام مستقرکردن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com