Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (18 milliseconds)
English
Persian
initialize
مقدار اولیه دادن
Search result with all words
wake up
تنظیم کردن یا شروع یا مقدار اولیه دادن
Other Matches
initial value
مقدار اولیه
input admittance of the tube
مقدار هدایت اولیه لامپ
input admittance
مقدار هدایت طاهری اولیه
setting up
1-معادل قرار دادن یک متغییر با یک مقدار. 2-معین کردن مقدار یک پارامتر
sets
1-معادل قرار دادن یک متغییر با یک مقدار. 2-معین کردن مقدار یک پارامتر
set
1-معادل قرار دادن یک متغییر با یک مقدار. 2-معین کردن مقدار یک پارامتر
input conductance
مقدار هدایت موثر اولیه کندوکتانس ورودی
uninitialized
ارزش اغازی داده نشده مقدار اولیه نگرفته
autos
توانایی کامپیوتر برای مقدار دهی اولیه و بار کردن مجدد سیستم عامل در صورت بروز خرابی یا قط ع
auto
توانایی کامپیوتر برای مقدار دهی اولیه و بار کردن مجدد سیستم عامل در صورت بروز خرابی یا قط ع
half life period
مدت زمان لازم برای فعالیت یک ماده رادیواکتیو است که به نصف مقدار اولیه خود کاهش یابد
set up
مشخص کردن یا مقدار دهی اولیه کردن یا شروع یک برنامه کاربردی یاسیستم
defining
1-ثبت دادن یک مقدار به متغیر. 2-نسبت دادن خصوصیات پردازنده یا داده به چیزی
define
1-ثبت دادن یک مقدار به متغیر. 2-نسبت دادن خصوصیات پردازنده یا داده به چیزی
defined
1-ثبت دادن یک مقدار به متغیر. 2-نسبت دادن خصوصیات پردازنده یا داده به چیزی
defines
1-ثبت دادن یک مقدار به متغیر. 2-نسبت دادن خصوصیات پردازنده یا داده به چیزی
expands
توسعه دادن و افزایش دادن حجم یا مقدار چیزی
expanding
توسعه دادن و افزایش دادن حجم یا مقدار چیزی
expand
توسعه دادن و افزایش دادن حجم یا مقدار چیزی
buddy aid
دادن کمک اولیه به همرزم
sets
مقدار دادن به یک بیت
setting up
مقدار دادن به یک بیت
set
مقدار دادن به یک بیت
capacity
انجام دادن هر مقدار کار که ممکن است
capacities
انجام دادن هر مقدار کار که ممکن است
Ideal City
[شهر موجود در نمونه اولیه و نقشه اولیه]
assignments
معادل قرار دادن یک متغیر با یک مقدار یا رشته یا حرف
assignment
معادل قرار دادن یک متغیر با یک مقدار یا رشته یا حرف
faceted code
یات یک موضوع را بیان میکند با انتساب دادن به هر یک یک مقدار
stepped motor
دستگاه مکانیکی که بهنگام پالس دادن به ان مقدار ثابتی می چرخد
basic communication
گزارش یا مدرک اولیه مکاتبات اولیه
incremental computer
دادهای که اختلاف مقدار فعلی با مقدار اصلی را نشان میدهد
duble option
خیار مشتری و بایع در موردتغییر دادن مقدار ثمن و مبیع در صورت تغییر ارزش پول
long run
مدت کافی برای تغییر دادن در مقدار تولید به وسیله کاهش یا افزایش فرفیت موسسه
basic data
دادههای اولیه عناصر اولیه
tabling
استفاده از یک مقدار مشخص برای انتخاب یک ورودی در جدول که حاوی مقدار ثانوی است
tabled
استفاده از یک مقدار مشخص برای انتخاب یک ورودی در جدول که حاوی مقدار ثانوی است
tables
استفاده از یک مقدار مشخص برای انتخاب یک ورودی در جدول که حاوی مقدار ثانوی است
table
استفاده از یک مقدار مشخص برای انتخاب یک ورودی در جدول که حاوی مقدار ثانوی است
restoration
احیا و مرمت فرش
[برای بازگرداندن فرش به حالت اولیه آن باید علاوه بر استفاده از مواد اولیه، از تجربه کافی نیز برخوردار بود.]
basic issue list
اقلام مندرج در فهرست توزیع اولیه اقلام بار مبنای اولیه اقلام شارژ انبار
dogmatic marxism
مارکسیسم دگماتیک اصطلاح ابداعی لنین برای مارکسیسم اولیه و نیزبیان طرز فکر کسانی که معتقد به رعایت بی کم وکاست اصول اولیه ابراز شده به وسیله مارکس بدون جرح و تعدیل و تصحیح بودند
defaulted
مقدار از پیش تعیین شدهای که در صورتی که مقدار دیگری تعیین نشده باشد به کار می رود
default
مقدار از پیش تعیین شدهای که در صورتی که مقدار دیگری تعیین نشده باشد به کار می رود
defaults
مقدار از پیش تعیین شدهای که در صورتی که مقدار دیگری تعیین نشده باشد به کار می رود
defaulting
مقدار از پیش تعیین شدهای که در صورتی که مقدار دیگری تعیین نشده باشد به کار می رود
paasche price index
یعنی حاصلضرب قیمت و مقدار پایه بخش برحاصلضرب قیمت و مقدار درسال جاری
renumber
خصوصیت برخی زبانهای کامپیوتری که به برنامه نویس امکان اختصاص دادن مقدار جدید به همه یا برخی از شماره خط های برنامه میدهد
segment
فضای آدرس حافظه که به فضاهایی به نام سگمنت تقسیم میشود. آدرس دادن به یک محل خاص , مقدار سگمنت و امنت باید مشخص باشند
segments
فضای آدرس حافظه که به فضاهایی به نام سگمنت تقسیم میشود. آدرس دادن به یک محل خاص , مقدار سگمنت و امنت باید مشخص باشند
dosage
مقدار معینی از یک دارو مقدار دوز یک خوراک دارو
dosages
مقدار معینی از یک دارو مقدار دوز یک خوراک دارو
law of demand
براساس قانون تقاضا مقدار تقاضای کالا باقیمت ان کالا رابطه معکوس دارد . هر چه قیمت کالا بالاتررود مقدار تقاضا برای کالاکمتر میشود
bandwidth
در شبکه گسترده استفاده میشود و به کاربر اجازه هر مقدار ارسال اطلاعات میدهد و شبکه برای ارسال این مقدار اطلاعات تنظیم شده است
retention money
مقدار پولی که کارفرما جهت حسن انجام کار پیمانکار نگه میدارد واین مقدار درصدی ازکل قرارداد است که حسن انجام کار نامیده میشود
reduces
تحویل دادن کاهش دادن تنزل دادن تقلیل دادن
reduce
تحویل دادن کاهش دادن تنزل دادن تقلیل دادن
reducing
تحویل دادن کاهش دادن تنزل دادن تقلیل دادن
checksum
آن را اضافه میکند و مقدار اضافه شده را با مقدار ذخیره شده مقایسه میکند
check total
آن را اضافه میکند و مقدار اضافه شده را با مقدار ذخیره شده مقایسه میکند
initialing
اولیه
earliest
اولیه
initial
اولیه
dispersion
اولیه
basic
اولیه
initialling
اولیه
primeval
اولیه
elementary
اولیه
initialed
اولیه
initials
اولیه
early
اولیه
preliminary
اولیه
first generation
اولیه
raw
اولیه
rudimentary
اولیه
primary
اولیه
primitive
اولیه
initialled
اولیه
fundamental
اولیه
primal
اولیه
basics
اولیه
preliminaries
اولیه
primary storage
حافظه اولیه
layouts
طرح اولیه
input coordinate
مختصات اولیه
primary storage
انباره اولیه
input current
جریان اولیه
primery citcuit
مدار اولیه
roughed slab
برامن اولیه
primary structure
ساختمان اولیه
input coupling
تزویج اولیه
primary track
شیار اولیه
primery battery
باطری اولیه
prime cost
ارزش اولیه
prime costs
هزینههای اولیه
primeral borth
ابگوشت اولیه
primary inputs
نهادههای اولیه
input circuit
مدار اولیه
input capacitance
فرفیت اولیه
input capacitor
خازن اولیه
raw statistics
امارهای اولیه
raw products
محصولات اولیه
basic branch
رسته اولیه
primary electron
الکترون اولیه
input attenuation
دمفونگ اولیه
primary industries
صنایع اولیه
primary inputs
دادههای اولیه
rudiment
اولیه ابتدایی
primary products
محصولات اولیه
input attenuation
میرائی اولیه
input speed
سرعت اولیه
layout
طرح اولیه
primary standard
استاندارد اولیه
initial speed
سرعت اولیه
primary cognizance
شناختهای اولیه
primery coil
پیچک اولیه
basic data
اطلاعات اولیه
breaking down train
راه اولیه
Aborigine
ساکن اولیه
basic requisition number
درخواست اولیه
first aids
کمکهای اولیه
embryonic
نارس اولیه
basic size
اندازه اولیه
stocked
ماده اولیه
input electrode
الکترود اولیه
input information
اطلاعات اولیه
proto galaxy
کهکشان اولیه
input admittance
ادمیتانس اولیه
input noise
پارازیت اولیه
input gap
فاصله اولیه
input function
تابع اولیه
input frequency
فرکانس اولیه
feed stock
مواد اولیه
stocked
ذخیره اولیه
stock
ماده اولیه
raw data
دادههای اولیه
input diode
دیود اولیه
initialize
مقداردهی اولیه
input data
دادههای اولیه
primery obligation
تعهدات اولیه
primery current
جریان اولیه
radix
سرچشمه اولیه
basic standard
استاندارد اولیه
first notions
تصورات اولیه
stock
ذخیره اولیه
first cause
علت اولیه
basic speed
سرعت اولیه
first cost
هزینه اولیه
input drift
رانش اولیه
priority processing
پردازش اولیه
primogenitors
اجداد اولیه
primitive element
عنصر اولیه
proto planets
سیارههای اولیه
primary center
مرکز اولیه
input time
زمان اولیه
primed
نخستین اولیه
prototypes
نمونه اولیه
prime
نخستین اولیه
original
نسخه اولیه
originals
نسخه اولیه
stuffs
ماده اولیه
outline agreement
توافق اولیه
stuffed
ماده اولیه
primery terminal
ترمینال اولیه
archetype
نمونه اولیه
input transformer
ترانسفورماتور اولیه
input unit
واحد اولیه
input voltage
ولتاژ اولیه
primery voltage
ولتاژ اولیه
velocity
سرعت اولیه
velocities
سرعت اولیه
elementary cell
پیل اولیه
archetypes
نمونه اولیه
primes
نخستین اولیه
stuff
ماده اولیه
base rates
ارزش اولیه
base rate
ارزش اولیه
primitive
انسان اولیه
incunabula
مراحل اولیه
parent
یکان اولیه
input
توان اولیه
input
سیگنال اولیه
scheme
طرح اولیه
historical costs
هزینه اولیه
i.c.
حالت اولیه
inputted
سیگنال اولیه
prototype
نمونه اولیه
basic agreement
توافق اولیه
skeleton agreement
توافق اولیه
master agreement
توافق اولیه
drawing key
طرح اولیه
frame agreement
توافق اولیه
integral
تابع اولیه
I'll put in the initial outlay , you do the work .
ما یه اولیه از من کار از تو
raw materials
مواد اولیه
inputted
توان اولیه
blueprint
طرح اولیه
initial strength
استحکام اولیه
primary emission
صدور اولیه
initial point
نقطه اولیه
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com