English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 167 (9 milliseconds)
English Persian
prologue مقدمه پیش گفتار
prologues مقدمه پیش گفتار
Other Matches
prologize مقدمه نوشتن مقدمه گفتن
prologuize مقدمه نوشتن مقدمه گفتن
speeches گفتار
sermons گفتار
taciturn کم گفتار
speech گفتار
sermon گفتار
word گفتار
worded گفتار
inner speech گفتار درونی
logopedics گفتار درمانی
areology گفتار در بهرام
labiophobia گفتار هراسی
anthotaxy گفتار در ارایش گل
organs of speech اندامهای گفتار
inarticulation گفتار ناشمرده
hysterology گفتار در زهدان
apophthegm گفتار لب و کوتاه
articles مقاله گفتار
article مقاله گفتار
jargon گفتار نامفهوم
claver گفتار بیهوده
front matter پیش گفتار
ventriloquism گفتار بطنی
haplology هجااندازی در گفتار
speech therapy گفتار درمانی
digital speech گفتار دیجیتالی
subvocal speech گفتار ناملفوظ
sayings گفتار مشهور
saying گفتار مشهور
speech recogintion تشخیص گفتار
therology گفتار در پستانداران
part of speech بخش گفتار
foreword پیش گفتار
forewords پیش گفتار
prolegomenon پیش گفتار
prefaces اغاز پیش گفتار
acyrology انشاء و گفتار غلط
voice grade channel کانال ارسال گفتار
prefacing اغاز پیش گفتار
methodologies گفتار در روش واسلوب
methodology گفتار در روش واسلوب
uraniscolalia گفتار پریشی کامی
prefaced اغاز پیش گفتار
pedologia گفتار بچه گانه
pharyngology گفتار در گلوگاه و ناخوشیهای ان
posology گفتار در مقادیر داروها
leprology گفتار در برص یا پیسی
hygrology گفتار در رطوبت هوا
prologize پیش گفتار گفتن
prologuize پیش گفتار گفتن
sarcology گفتار در ماهیچه هاوگوشتهای تن
barylalia گفتار بیخ حلقی
barbaralalia گفتار پریشی لهجهای
ovology گفتار در پیدایش تخم
preface اغاز پیش گفتار
gaffes اشتباه در گفتار یاکردار
gaffe اشتباه در گفتار یاکردار
isagoge مقدمه
inductions مقدمه
inductility مقدمه
incipit مقدمه
snap بی مقدمه
snapped بی مقدمه
snapping بی مقدمه
front matter مقدمه
foretoken مقدمه
snaps بی مقدمه
induction مقدمه
preparatorily مقدمه
sudden بی مقدمه
overture مقدمه
overtures مقدمه
sinfonia مقدمه
protasis مقدمه
prolegomenon مقدمه
prima facia مقدمه
preparatory to در مقدمه
prelusion مقدمه
preliminarily مقدمه
lead up مقدمه
preludes مقدمه
prefaced مقدمه
prelude مقدمه
prefaces مقدمه
introductions مقدمه
prefacing مقدمه
introduction مقدمه
preamble مقدمه
preambles مقدمه
preface مقدمه
lead-up مقدمه
articulation تلفظ شمرده طرز گفتار
simile [rhetorical figure of speech] تشبیه [استعاره ] [گفتار لفظی]
preliminarily بطور مقدمه
preconidtion شرط مقدمه
preamble of a treaty مقدمه معاهده
preamble of a statute مقدمه قانون
preambles مقدمه نوشتن
preamble مقدمه نوشتن
pop بی مقدمه اوردن
popped بی مقدمه اوردن
prelude to a play مقدمه نمایش
pops بی مقدمه اوردن
cold snaps یخ بندان بی مقدمه
proem مقدمه سراغاز
antecedent مقدم مقدمه
set up مقدمه چینی
setup مقدمه چینی
antecedents مقدم مقدمه
preamble مقدمه سند
exordium مقدمه سردفتر
forepart سر ودست مقدمه
cold snap یخ بندان بی مقدمه
impulse buying خرید بی مقدمه
catastasis دیباچه مقدمه
preambles مقدمه سند
lemma مقدمه موضوع
foreparts سر ودست مقدمه
minor premise مقدمه صغری
major premise مقدمه کبری
mind your p's and qs در گفتار و کردار خود بهوش باشید
swan song واپسین عمل یا اثر یا گفتار صدای قو
oratorio قطعه موسیقی و اواز همراه با گفتار
oratorios قطعه موسیقی و اواز همراه با گفتار
gaffe اشتباه در گفتار یا کردار در جمعی از مردم
embarrassing clanger [British E] اشتباه در گفتار یا کردار در جمعی از مردم
hydrology گفتار درچگونگی ابهای روی زمین
gravitas موقع سنجی و خوش طبعی در گفتار
embarrassing blunder اشتباه در گفتار یا کردار در جمعی از مردم
faux pas اشتباه در گفتار یا کردار در جمعی از مردم
preambles سراغاز مقدمه کتاب
pops بی مقدمه فشار اوردن
exordial مربوط به اغاز یا مقدمه
popped بی مقدمه فشار اوردن
pop بی مقدمه فشار اوردن
preamble سراغاز مقدمه کتاب
proem مقدمه سخنرانی شروع
shorter بی مقدمه پیش از وقت
prolegomenous دارای مقدمه طولانی
i took him up short بی مقدمه جلو او را گرفتم
protasis and epitasis مقدمه و متن نمایش
it was a p to another book مقدمه کتاب دیگربود
short بی مقدمه پیش از وقت
introductory وابسته به مقدمه معارفهای
shortest بی مقدمه پیش از وقت
precritical مقدمه بحران قبل از وخامت
preambles مقدمه وراهنمای نظامنامه یامقررات
preamble مقدمه وراهنمای نظامنامه یامقررات
isoperimetry گفتار در شکل هایی که محیط هاشان برابر است
this wind preludes thunder این باد مقدمه رعد است
spate تعداد خیلی زیاد هجوم بی مقدمه
worid کلمه لغت لفظ الفاظ واژه سخن گفتار حرف
adlib بدون مقدمه صحبت کردن بمیل خود
front مواجه شده با روبروی هم قرار دادن مقدمه نوشتن بر
to prefix a chapter to a book فصلی بطور دیباچه یا مقدمه در جلو کتابی نوشتن
fronting مواجه شده با روبروی هم قرار دادن مقدمه نوشتن بر
isagogics گفتار در تاریخ ادبی کتاب مقدس و شرح گرداوری یاالهام شدن موادان
premises خصوصیات ملک که در مقدمه سند درج میشود خانه ومتعلقات ان
improvisor تعبیه کننده کسیکه بسرعت یا بلا مقدمه چیزیرا میسازد
hibernicism ضرب المثل یا گفتار ایرلندی ملیت ایرلندی
ethnogeny گفتار در پیدایش نژادها مبحث مبادی نژادها
offhand بدون مقدمه بدون تهیه
housekeeping عملیات کامپیوتری که مستقیما" کمکی برای بدست اوردن نتایج مطلوب نمیکنداما قسمت ضروری یک برنامه مانند راه اندازی مقدمه چینی و عملیات پاکسازی است خانه داری
Beginner's All Purpose Symbolic Instruction Code زبان برنامه سازی مط ح بالا برای توسعه برنامه به صورت محاورهای برای ایجاد یک مقدمه ساده برای برنامه نویسی کامپیوتری
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com