English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 103 (7 milliseconds)
English Persian
take off divisor مقسم برداشت اب
Search result with all words
take off distributor اب پخشکن مقسم برداشت اب
Other Matches
divider مقسم
water distribution basin مقسم
demultiplexor مقسم
distribution frame مقسم
demultiplexer مقسم
bleeder مقسم ولتاژ
bleeders مقسم ولتاژ
current divider مقسم جریان
cable distribution head مقسم سر کابل
voltage divider مقسم ولت
voltage divider مقسم ولتاژ
potentiometer مقسم ولتاژ
spreading machine مقسم بتن
dividing attachment دستگاه مقسم
main distribution مقسم اصلی
intermediate distribution frame مقسم میانی
frequency divider مقسم فرکانس
line divider مقسم فرکانس
divider بخش کننده مقسم
ignition distributer دلکو مقسم جرقه
high tension distributor مقسم فشار قوی
grid voltage divider مقسم ولتاژ شبکه
frequency dividing network اتصال مقسم فرکانس
inductive potential divider مقسم ولتاژ القائی
take off divider مقسم انشعاب دهنده
frequency divider stage طبقه مقسم فرکانس
potentiometer پتانسیل سنج مقسم ولتاژ
impression برداشت
impressions برداشت
draw off برداشت
land surveying برداشت
offtake برداشت
takings برداشت
acceptance برداشت
acceptances برداشت
removal برداشت
impressionistic برداشت گرایانه
removal of slag برداشت سرباره
special drawing right حق برداشت مخصوص
make a copy of سواد برداشت
removal of cinder برداشت تفاله
impressionistic برداشت گذار
impressionists برداشت گرای
metal removal برداشت براده
impressionist برداشت گرای
removal of chips برداشت براده
withdrawal warrant مجوز برداشت
under ground survey برداشت زیرزمینی
special drawing rights حق برداشت ویژه
special drawing right حق برداشت ویژه
removal of phosphorus برداشت فسفر
stripping برداشت لایه رو
withdraws برداشت از حساب
removing برداشت کردن
remove برداشت کردن
approaches برداشت روش
approached برداشت روش
approach برداشت روش
overdrafts اضافه برداشت
first impression برداشت نخستین
removes برداشت کردن
dual impression برداشت دوگانه
draw off بده برداشت
withdraw برداشت از حساب
overdraft اضافه برداشت
targeted نقطه برداشت یا قرائت
handpick برداشت محصول با دست
nets برداشت خالص کردن
nett برداشت خالص کردن
target نقطه برداشت یا قرائت
the timber warped تیر تاب برداشت
net برداشت خالص کردن
targeting نقطه برداشت یا قرائت
overdraw اضافه برداشت کردن
cropper برداشت کننده محصول
safe yield بده قابل برداشت
targets نقطه برداشت یا قرائت
targetting نقطه برداشت یا قرائت
targetted نقطه برداشت یا قرائت
paper gold منظور حق برداشت مخصوص است
site survey برداشت نقشه تکهای از زمین
. She dropped her demands (claim). دست از تقاضاهای خود برداشت
overdrafts برداشت اب بیش از اندازه مجاز
forbore دست برداشت امتناع کرد
overdraft برداشت اب بیش از اندازه مجاز
overdrafts دستور پرداخت بی محل اضافه برداشت
No man can serve two masters. <proverb> با یک دست نمى شود دو هندوانه را برداشت .
The police officer took down the car number . افسر پلیس نمره اتوموبیل را برداشت
overdraft دستور پرداخت بی محل اضافه برداشت
agronomy علم برداشت محصول وبهره برداری از خاک
demand deposit سپرده بانکی که بدون چک میتوان برداشت کرد
combined harvester کمباین [کشاورزی] [ماشین برداشت محصولات دانه دار]
combine harvester کمباین [کشاورزی] [ماشین برداشت محصولات دانه دار]
combine [combine harvester] کمباین [کشاورزی] [ماشین برداشت محصولات دانه دار]
harvester کمباین [کشاورزی] [ماشین برداشت محصولات دانه دار]
corn harvester کمباین [کشاورزی] [ماشین برداشت محصولات دانه دار]
harvester-thresher [rare] کمباین [کشاورزی] [ماشین برداشت محصولات دانه دار]
overdrawn account حساب اضافه برداشت شده حساب با مانده منفی
acceptance test آزمایش کوچک شدگی آزمایش برداشت
sampling نمونه گیری برداشت نمونه
authorized stoppage برداشت قانونی از حقوق افرادکسورات قانونی از حقوق
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com