English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 101 (1 milliseconds)
English Persian
trough section مقطع ناودانی
Other Matches
diffuser area ratio نسبت سطح مقطع خروجی به سطح مقطع ورودی یک دیفیوژر
geometrical percentage درصد هندسی که عبارتست ازخارج قسمت سطح مقطع فولاد به سطح مقطع بتن دریک قطعه بتن مسلح ضرب درصد
gouged ناودانی کردن
gouges ناودانی کردن
gouging ناودانی کردن
hopper قیف ناودانی
hoppers قیف ناودانی
gouge ناودانی کردن
hooper-head سر قیف ناودانی
trough gutter tile سفال ناودانی
induction channel furnace کوره ناودانی القائی
low frequency induction channel furnace کوره ناودانی القایی فرکانس پایین
pantile اجر کاشی ناودانی مخصوص بام
gargoyle ناودانی که از دیوار پیشامدگی پیدا میکند و بیشتر انرابصورت سر وتن انسان یاجانوری درمی اورند
gargoyles ناودانی که از دیوار پیشامدگی پیدا میکند و بیشتر انرابصورت سر وتن انسان یاجانوری درمی اورند
sections مقطع
segment مقطع
segments مقطع
cross section مقطع
profiles مقطع
tablature مقطع
profiled مقطع
profile مقطع
cutting مقطع
profiling مقطع
section مقطع
half section نیم مقطع
transverse section مقطع عرضی
cross section area سطح مقطع
profiling مقطع عرضی
rectangular section مقطع مستطیلی
lobule مقطع کوچک
transition section مقطع تبدیل
necking تنگی مقطع
oblique section مقطع اریب
sectional area سطح مقطع
soil profile مقطع خاک
structural section مقطع سازهای
root section مقطع ریشه
oblique section مقطع مایل
cross section سطح مقطع
coil section مقطع بوبین
compact section مقطع فشرده
absorption cross section مقطع جذب
profiled مقطع عرضی
profile مقطع عرضی
profiles مقطع عرضی
airfoil مقطع ایرودینامیکی
areas سطح مقطع
cross section مقطع عرضی
area سطح مقطع
cross reaction سطح مقطع
aerofoil مقطع ایرودینامیکی
conic section مقطع مخروطی
circular cross section مقطع گرد
box spar تیرکهای با مقطع مربع
box section مقطع قوسی سکل
interrupted quick flashing light چشمک زن تند مقطع
intermediate frequency section مقطع فرکانس میانی
inelastic cross section مقطع برخورد ناکشسان
horseshoe shaped section مقطع نعل اسبی
cross section سطح مقطع موثر
cross section سطح مقطع عرضی
vintage model الگوی مقطع زمانی
work surface سطح مقطع اصلی
cross sectional area سطح مقطع عرضی
cross sectional data داده ها در یک مقطع زمانی
egg shaped section مقطع تخم مرغی
transection برش یا مقطع عرضی
total effective collision cross section سطح مقطع موثر کل
work surfaces سطح مقطع اصلی
uncurtailed bars ارماتور بدون تقلیل مقطع
syllabify تقسیم به هجای مقطع کردن
rhombus wing بالی با سطح مقطع متقارن
winding crodd section سطح مقطع سیم پیچی
flumming تنگ کردن مقطع جریان اب
effective collision cross section سطح مقطع برخورد موثر
form grind سنگ زدن در مقطع طولی
blade station موقعیت شعاعی هر مقطع ازتیغه
con di nozzle نازل موتورجت با مقطع همگرا
podite مقطع با بند پای بندپایان
cross section نیمرخ پهنا مقطع موثر
standard egg section مقطع تخم مرغی شکل معمولی
economic section انتخاب سطح مقطع مناسب ازنظر اقتصادی
three square سوهان اهنگری دارای مقطع مثلث شکل
syllabary جدول راهنمای تلفظ هجاهای مقطع کلمات
hachures خطوط مقطع کوتاه برای سایه زدن بعکس
poiseuille flow جریان خطی ناروان درلولهای با سطح مقطع دایرهای
parallel aerofoil ایرفویلی که سطح مقطع ان درتمام طول ان ثابت باشد
mandrel جسم مرکزی معمولا با مقطع دایرهای که قطعه لولهای یاقسمت مادگی دور ان شکل میگردد
venturi کانال یامجرایی برای جریان سیال که در گلوگاه کمترین سطح مقطع را داشته و سپس مجدداافزایش می یابد
barns واحد سطح برای اندازه گیری سطح مقطع هسته اتم ها
barn واحد سطح برای اندازه گیری سطح مقطع هسته اتم ها
lobation قطعه قطعه شدگی مقطع زائده اویخته
variable area nozzle نازل پیش برندهای که مساحت سطح مقطع ان برای سازگار شدن با تغییر سرعت و کارکرد سیستم پس سوز یاتغییر فشار اتمسفر یا محیط تغییر میکند
contraction ratio نسبت مساحت سطح مقطع بیشنه تونل باد مادون صوت به مساحت سطح مقطعی که کار انجام میدهد
syllable جزء کلمه مقطع کلمه
syllables جزء کلمه مقطع کلمه
profile drag پسای مقطع پسای نیمرخ
at this age [در این مقطع سنی] [در این سنین] [در این سن]
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com