English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (3 milliseconds)
English Persian
Would you wait for me, please? ممکن است لطفا منتظرم باشید؟
Other Matches
Please make yourself comfortable. لطفا" راحت باشید
perhaps you have seen it ممکن است انرادیده باشید
you have perhaps seen it ممکن است انرا دیده باشید
May I have my bill, please? ممکن است لطفا صورتحسابم را بیاورید؟
WI'll you give the car a wash (wash – down) please. ممکن است لطفا" اتوموبیل رابشوئید
Can you give me the key, please? لطفا ممکن است کلید را به من بدهید؟
Can you send a mechanic, please? آیا ممکن است لطفا یک یک مکانیک بفرستید؟
Can you send a breakdown lorry, please? آیا ممکن است لطفا یک جرثقیل بفرستید؟
Could we have a fork please? ممکن است لطفا یک چنگال برایمان بیاورید؟
Could you drive more slowly, please? ممکن است لطفا کمی آهسته تر برانید؟
Could we have a plate please? ممکن است لطفا یک بشقاب برایمان بیاورید؟
Could we have a napkin please? ممکن است لطفا یک دستمال سفره برایمان بیاورید؟
Would you call the head waiter, please? لطفا ممکن است مسئول سرپیشخدمت را صدا کنید؟
Would you post this for me, please? ممکن است لطفا این را برای من پست کنید؟
Could we have some matches please? ممکن است لطفا چند تا کبریت برایمان بیاورید؟
May I have the menu, please? ممکن است لطفا صورت غذا را برایم بیاورید؟
May I have the drink list, please? ممکن است لطفا صورت نوشیدنیها را برایم بیاورید؟
Would you change the lamp please? آیا ممکن است لطفا لامپ را عوض کنید؟
Would you change the tyre please? آیا ممکن است لطفا لاستیک را عوض کنید؟
perpetuting testtimony تاسیسی که به وسیله ان شهادتی که ممکن است بعدا" به ان استناد لازم شود و در عین حال ممکن است بعدا" ممکن الحصول نباشد حفظ میشود
You can rest assured. خاطر جمع باشید (اطمینان خاطر داشته باشید )
hurry up زود باشید
mind your eye ملتفت باشید
look sharp زود باشید
you might have come باید امده باشید
depend upon it خاطر جمع باشید
you may rest assured میتوانید مطمئن باشید
keep your peck up جرات داشته باشید
perhaps you have seen it شاید انرادیده باشید
be a man مردانگی داشته باشید
you have perhaps seen it شاید انرا دیده باشید
readied حاضربه تیر حاضر باشید
god speed you کامیاب شوید موفق باشید
dont care a rap ذرهای باک نداشته باشید
dont care a rap هیچ پروا نداشته باشید
he had need remember بایستی بخاطر داشته باشید
readying حاضربه تیر حاضر باشید
ready حاضربه تیر حاضر باشید
readies حاضربه تیر حاضر باشید
leave me alone کاری بمن نداشته باشید
look to your manner موافب اطوار خود باشید
Be of good courage . قوت قلب داشته باشید
live it up <idiom> روز خوبی راداشته باشید
stick to your work بکار خود مشغول باشید
on guard اماده برای دفاع باشید
Be quiet so as not to wake the others. ساکت باشید تا دیگران را بیدار نکنید.
mind your p's and qs در گفتار و کردار خود بهوش باشید
You really ought to take better care of yourself. شما واقعا باید بهترمراقب خودتان باشید.
i give you my world for it قول میدهم اینطور باشد مطمئن باشید
mix up, caution موافب باشید هواپیماهای دشمن و خودی درگیر شدند
be patient to all men با همه مردم شکیبا باشید نسبت بهمه بردباریاصبورباشید
Would you care for a cup of coffee? آیا دوست دارید یک لیوان قهوه داشته باشید؟
i insist on your being present جدا` عقیده دارم که شما بایدحضور داشته باشید
You should always be careful walking alone at night. همیشه موقع پیاده روی تنها در شب باید مراقب باشید.
Please be (feel ) at home . Please make yourself at home . اینجا را منزل خودتان بدانید ( راحت باشید و تعارف نکنید )
salvos در رهگیری هوایی یعنی موافب باشید اماده شلیک هستم
armistise متارکه جنگ عبارت است از توقف عملیات جنگی با موافقت طرفین محاربه اتش بس ممکن است کامل یعنی شامل کلیه عملیات جنگی و در جمیع میدانهای نبرد باشد و نیز ممکن است محلی یعنی فقط مربوط به قسمت معینی از میدان جنگ وبه مدت محدود باشد
graciously لطفا"
patronizingly لطفا
prithee لطفا
vouchsafing لطفا حاضرشدن
Tickets, please. لطفا بلیت.
vouchsafes لطفا حاضرشدن
Please stand up ! لطفا" بایستید !
deign لطفا پذیرفتن
deigned لطفا پذیرفتن
deigning لطفا پذیرفتن
deigns لطفا پذیرفتن
vouchsafed لطفا حاضرشدن
vouchsafe لطفا حاضرشدن
With milk, please. لطفا با شیر.
Your passport, please. لطفا گذرنامتان.
pan در رهگیری هوایی بمعنی به گوش باشید پیام مهمی درمورد حفظ امنیت یک کشتی یاهواپیما یا شخص دارم
pan- در رهگیری هوایی بمعنی به گوش باشید پیام مهمی درمورد حفظ امنیت یک کشتی یاهواپیما یا شخص دارم
pans در رهگیری هوایی بمعنی به گوش باشید پیام مهمی درمورد حفظ امنیت یک کشتی یاهواپیما یا شخص دارم
Please let me know. لطفا"به من اطلاع دهید
kindly لطفا از روی مرحمت
Stand back, please ! لطفا"عقب با یستید
please سرگرم کردن لطفا
Please fetch the book. لطفا"بروکتاب رابیاور
Please come down(downstairs). لطفا"بفرمایید پایین
pleases سرگرم کردن لطفا
PLease let me know(notiffy me). لطفا" به من خبر بدهید
I'd like breakfast, please. لطفا صبحانه میخواهم.
Please check the water. لطفا آب را کنترل کنید.
The bill, please. لطفا صورت حساب.
Full tank, please. لطفا باک را پر کنید.
Some sugar, please. لطفا مقداری شکر.
I'd like a dessert, please. لطفا دسر میخواهم.
No milk, please. لطفا بدون شیر.
Something light, please. لطفا یک چیز سبک.
Please check the ... لطفا ... را کنترل کنید.
Please do not touch! لطفا دست نزن [نزنید] !
Please consider my suggestion. لطفا" به پیشنهاد من توجه کنید
Please don't wake me until 9 o'clock! لطفا من را ساعت ۹ بیدار کنید!
Please turn left now. لطفا حالا شما به چپ بپیچید.
Please get it off ! [Please clean it up !] لطفا این را پاک کنید !
Please reply as a matter of urgency. لطفا فوری پاسخ دهید.
Hold the line, please! لطفا گوشی را نگه دارید!
Please call the police. لطفا پلیس را خبر کنید.
Stop here, please. لطفا همینجا نگه دارید.
Please check the battery. لطفا باطری را کنترل کنید.
Please check the oil. لطفا روغن را کنترل کنید.
Please have my bill ready. لطفا صورتحسابم را آماده کنید.
A ticket to Bath, please. لطفا یک بلیت به شهر باته.
Please sign here. لطفا اینجا را امضا کنید.
I want one of these please. لطفا من یکی از اینها را میخواهم.
Please get me a taxi. لطفا یک تاکسی برایم بگیرید.
I'd like a cup of coffee, please. لطفا یک فنجان قهوه میخواهم.
Please give me this one . این یکی را لطفا" بدهید
Please show me the way out I'll show you ! لطفا " را ؟ خروج را به من نشان دهید
Please let me in on your affairs . لطفا" مرا در کارهایتان واردکنید
Please keep me posted(informed). لطفا" مرادرجریان بگذارید (نگاهدارید )
Please answer the telephone. لطفا" جواب تلفن را بدهید
Please heat up my food. لطفا" غذایم را داغ کنید
Please pass round the fruit . لطفا" میوه را دور بگردانید
Please write down your new address . لطفا" آدرس جدیدتان را بنویسید
A pot of tea for 4, please. لطفا یک قوری چایی 4 نفره.
condescendingly ازروی فروتنی یامهربانی لطفا
Can you watch the dog for us this weekend? آیا شماها می توانید آخر این هفته مواظب این سگ باشید؟
Please partake of this meal . لطفا" از این غذا صرف کنید
I'd like a haircut, please. لطفا میخواهم موهایم را اصلاح کنم.
Save this for me, please! لطفا این را برای من نگه دار!
Please help yourself ( with the food ) . لطفا" برای خودتان غذا بکشید
Two coffees please . لطفا" دو فنجان قهوه بیاورید ( بدهید )
Please check the spear tyre, too. لطفا تایر زاپاس را هم کنترل کنید.
A cup of tea with lemon, please. لطفا یک فنجان چای با لیمو ترش.
Move along, please! [in a crowd] لطفا بجلو حرکت کنید! [در جمعیتی]
Please open this bag. لطفا این کیف را باز کنید.
Please listen carfully for the telephone tI'll I come back . لطفا" گوش ات به تلفن با شد تامن برگردم
Please face me when I'm talking to you. لطفا وقتی که با تو صحبت می کنم رویت را به من بکن.
Please put these clocolates aside for me . لطفا" این شکلاتها را برای من کنار بگذارید
If there is a reason for complaint, please contact ... اگر شکایتی دارید، لطفا با ... تماس بگیرید.
please reply لطفا پاسخ بدهید [به دعوت نوشته شده ای]
repondez s'il vous plait [RSVP] لطفا پاسخ بدهید [به دعوت نوشته شده ای]
Please warm up this milk . warm and sincere greetings . لطفا" این شیر را قدری گرم کنید
I'll have a beer with a rum chaser. لطفا یک آبجو و بعد یک عرق رم که گلویم را صاف کند.
I'm not very hungry, so please don't cook on my account. من خیلی گرسنه نیستم، پس لطفا بحساب من آشپزی نکن.
Take this luggage to the taxi, please. لطفا این اسباب و اثاثیه را تاکسی حمل کنید.
Please accept this gift as a mark of my friendship. لطفا"این هدیه رابعلامت ونشانه دوستی من بپذیرید
Could you repeat what you said, please? میشود لطفا آن چیزی را که گفتید دوباره تکرار کنید؟
achievable <adj.> ممکن
feasible ممکن
possible [doable, feasible] <adj.> ممکن
contrivable <adj.> ممکن
conceivable ممکن
practicable <adj.> ممکن
posse ممکن
executable <adj.> ممکن
workable <adj.> ممکن
makable <adj.> ممکن
possible ممکن
posses ممکن
manageable <adj.> ممکن
doable <adj.> ممکن
makeable <adj.> ممکن
makable [spv. makeable] <adj.> ممکن
feasible <adj.> ممکن
thinkable ممکن
Please supply the facts relevant to the case. لطفا" حقایق ومطالبی را که با موضوع مناسبت دارد فراهم کنید
Take this luggage to the bus, please. لطفا این اسباب و اثاثیه را تا اتوبوس / تاکسی حمل کنید.
standbys منتظر عملیات ماندن منتظر باشید
standby منتظر عملیات ماندن منتظر باشید
unfeasible <adj.> غیر ممکن
available ممکن الحصول
warnings توجه به خط ر ممکن
perhaps ممکن است
possibility چیز ممکن شق
impracticable <adj.> غیر ممکن
inexecutable <adj.> غیر ممکن
possibilities چیز ممکن شق
interactive را ممکن میکند
warning توجه به خط ر ممکن
probable error خطای ممکن
possible capacity گنجایش ممکن
impossible غیر ممکن
ternary با سه حالت ممکن
as far as possible هر چه ممکن است
multilevel با مقادیر ممکن
perchance ممکن است
mayhap ممکن است
to be posible ممکن بودن
Even if you thik I am being foolish, please don't burst my bubble. حتی اگر فکر می کنی احمقم لطفا توی ذوقم نزن.
to the nth degree <idiom> بالاترین وجه ممکن
leg مسیر ممکن در یک تابع
an impossible act کار غیر ممکن
minimise کوچک کردن تا حد ممکن
as much as possible هر قدر ممکن است
pron to با حداکثر سرعت ممکن
i may go ممکن است بروم
feasible solutions راه حلهای ممکن
may ممکن است میتوان
nemo tenetur ad impossible غیر ممکن وادارکرد
legs مسیر ممکن در یک تابع
probable error خطای ممکن [ریاضی]
may i go yes you may ایا ممکن است من بروم
Can you help me? ممکن است کمکم کنید؟
ramp weight حداکثر وزن ممکن هواپیما
he may come late ممکن است دیر بیاید
Excuse me. May I get by? ببخشید. ممکن است رد شوم؟
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com