English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (33 milliseconds)
English Persian
put out منتشرساختن ایجاد کردن
Other Matches
set about منتشرساختن
ActiveX سیستمی که توسط ماکروسافت ایجاد شده برای ایجاد و توزیع برنامههای کوچک
yowled صداهای ناهنجار ایجاد کردن ناله و شیون کردن
yowling صداهای ناهنجار ایجاد کردن ناله و شیون کردن
yowl صداهای ناهنجار ایجاد کردن ناله و شیون کردن
yowls صداهای ناهنجار ایجاد کردن ناله و شیون کردن
preclude مانع جلو راه ایجاد کردن مسدود کردن
precluded مانع جلو راه ایجاد کردن مسدود کردن
precludes مانع جلو راه ایجاد کردن مسدود کردن
precluding مانع جلو راه ایجاد کردن مسدود کردن
creating ایجاد کردن
engenders ایجاد کردن
engender ایجاد کردن
engendering ایجاد کردن
engendered ایجاد کردن
screech ایجاد کردن
screeched ایجاد کردن
screeches ایجاد کردن
create ایجاد کردن
creates ایجاد کردن
screeching ایجاد کردن
develops ایجاد کردن
develop ایجاد کردن
mushroomed بسرعت ایجاد کردن
mushrooming بسرعت ایجاد کردن
mushrooms بسرعت ایجاد کردن
mushroom بسرعت ایجاد کردن
reflectorize ایجاد انعکاس کردن
breaches ایجاد شکاف کردن
reflecterize ایجاد انعکاس کردن
set off <idiom> بالانس ایجاد کردن
discomfited ایجاد اشکال کردن
constructing ایجاد کردن ساخت
discomfits ایجاد اشکال کردن
reflating تورم ایجاد کردن
construct ایجاد کردن ساخت
tide جزرومد ایجاد کردن
discomfit ایجاد اشکال کردن
reflates تورم ایجاد کردن
reflated تورم ایجاد کردن
reflate تورم ایجاد کردن
constructed ایجاد کردن ساخت
breached ایجاد شکاف کردن
breach ایجاد شکاف کردن
discomfiting ایجاد اشکال کردن
canalize ایجاد ابراه کردن
obstruct ایجاد مانع کردن
inbreed از یک نژاد ایجاد کردن
tempests توفان ایجاد کردن
To set(create,establish)a precedent. ایجاد سابقه کردن
punch سوراخ ایجاد کردن
punched سوراخ ایجاد کردن
punches سوراخ ایجاد کردن
obstructed ایجاد مانع کردن
constructs ایجاد کردن ساخت
tempest توفان ایجاد کردن
obstructs ایجاد مانع کردن
obstructing ایجاد مانع کردن
deluges غرق کردن طوفان ایجاد کردن
deluged غرق کردن طوفان ایجاد کردن
deluge غرق کردن طوفان ایجاد کردن
deluging غرق کردن طوفان ایجاد کردن
revolutionize در کشور ایجاد شورش کردن
revolutionizing در کشور ایجاد شورش کردن
obsessed ایجاد عقده روحی کردن
work out در اثرزحمت وکار ایجاد کردن
obsesses ایجاد عقده روحی کردن
wham باتصادم ایجاد صدا کردن
obsessing ایجاد عقده روحی کردن
screeck صدای گوشخراش ایجاد کردن
revolutionized در کشور ایجاد شورش کردن
begets بوجود اوردن ایجاد کردن
revolutionising در کشور ایجاد شورش کردن
begetting بوجود اوردن ایجاد کردن
revolutionised در کشور ایجاد شورش کردن
revolutionises در کشور ایجاد شورش کردن
clunk این صدا را ایجاد کردن
clunks این صدا را ایجاد کردن
screak صدای گوشخراش ایجاد کردن
revolutionizes در کشور ایجاد شورش کردن
knock about سرو صدا ایجاد کردن
beget بوجود اوردن ایجاد کردن
obsess ایجاد عقده روحی کردن
procreant وابسته به ایجاد کردن یا زادن
leave a bad taste in one's mouth <idiom> حس تنفر وانزجار ایجاد کردن
delays خیری ایجاد کردن در چیزی
delaying خیری ایجاد کردن در چیزی
delay خیری ایجاد کردن در چیزی
vesiculate حفره ایجاد کردن ابدانک دارکردن
twittering صداهای مسلسل ومتناوب ایجاد کردن
twitters صداهای مسلسل ومتناوب ایجاد کردن
twitter صداهای مسلسل ومتناوب ایجاد کردن
loophole سوراخ دیده بانی ایجاد کردن
whish : صدای حرف "سین " ایجاد کردن
plash صدای چلپ چلوپ ایجاد کردن
loopholes سوراخ دیده بانی ایجاد کردن
twittered صداهای مسلسل ومتناوب ایجاد کردن
nettles ایجاد بی صبری و عصبانیت کردن برانگیختن
speeches صحبت کردن یا ایجاد کلمات با صدا
nettle ایجاد بی صبری و عصبانیت کردن برانگیختن
strangulate خفقان ایجاد کردن گلو را فشردن
stave شبیه لوله ایجاد سوراخ کردن
blow در اثر دمیدن ایجاد صدا کردن
blows در اثر دمیدن ایجاد صدا کردن
speech صحبت کردن یا ایجاد کلمات با صدا
stipple با نقطه سایه زدن یانقشی ایجاد کردن
calenture تب نواحی حاره که دراثرگرمازدگی ایجاد میشود تب کردن
counter shed پودکشی [عمل رد کردن پود بین تارها که در آن با ضربی کردن تارها، فضای خالی ایجاد می شود.]
poop قسمت بلند عقب کشتی صدای بوق ایجاد کردن
poops قسمت بلند عقب کشتی صدای بوق ایجاد کردن
documented ایجاد فایل جدید به ترکیب کردن دو یا چند بخش یا متن کامل
documenting ایجاد فایل جدید به ترکیب کردن دو یا چند بخش یا متن کامل
document ایجاد فایل جدید به ترکیب کردن دو یا چند بخش یا متن کامل
jingled جرنگ جرنگ کردن طنین زنگ ایجاد کردن جرنگیدن
jingling جرنگ جرنگ کردن طنین زنگ ایجاد کردن جرنگیدن
jingles جرنگ جرنگ کردن طنین زنگ ایجاد کردن جرنگیدن
jingle جرنگ جرنگ کردن طنین زنگ ایجاد کردن جرنگیدن
lifting بالا بردن انگشت و رها کردن گوی بولینگ برای ایجاد پیچ
lift بالا بردن انگشت و رها کردن گوی بولینگ برای ایجاد پیچ
lifts بالا بردن انگشت و رها کردن گوی بولینگ برای ایجاد پیچ
to upset the applecart <idiom> مشکل ایجاد کردن بویژه با بهم زدن برنامه کسی [اصطلاح مجازی]
lifted بالا بردن انگشت و رها کردن گوی بولینگ برای ایجاد پیچ
thermal transfer روش چاپ که در آن رنگها با ذوب کردن واکس رنگی روی کاغذ ایجاد میشود
dithers ایجاد منحنی یا خط ی که با اضافه کردن آن به پیکسلهای تشکیل دهنده تصویر نرم تر به نظر می رسند
thermal wax روش چاپ که در آن رنگها با ذوب کردن واکس رنگی روی کاغذ ایجاد میشود
dither ایجاد منحنی یا خط ی که با اضافه کردن آن به پیکسلهای تشکیل دهنده تصویر نرم تر به نظر می رسند
thermal wax transfer printer روش چاپ که در آن رنگها با ذوب کردن واکس رنگی روی کاغذ ایجاد میشود
dithered ایجاد منحنی یا خط ی که با اضافه کردن آن به پیکسلهای تشکیل دهنده تصویر نرم تر به نظر می رسند
AT command set مجموعهای استاندارد از دستورات برای کنترل کردن یک مودم که توسط Hayes Coprotion ایجاد شده است
algebra ساده کردن و تغییر دادن توابع منط قی بر پایه عبارت درست و نادرست ایجاد شده اند
smoke test بررسی تصادفی برای اینکه ماشین باید در صورتی که هنگام روشن کردن دود ایجاد نشود کار کند
piracy کپی از چیز تازه ایجاد شده یا کپی کردن کارها
perforation عمل سوراخ کردن ایجاد سوراخ
documented عمل اسکن کردن متنهای کاغذی برای ایجاد OLR روی محتوای آن و ذخیره سازی آن روی دیسک به طوری که قابل جستجو باشد
documenting عمل اسکن کردن متنهای کاغذی برای ایجاد OLR روی محتوای آن و ذخیره سازی آن روی دیسک به طوری که قابل جستجو باشد
document عمل اسکن کردن متنهای کاغذی برای ایجاد OLR روی محتوای آن و ذخیره سازی آن روی دیسک به طوری که قابل جستجو باشد
service شرکتی که سرویس خاص مانند خارج کردن فایلهای DTP به مجموعههای تایپ , تبدیل فایلها یا ایجاد اسلاید از فایلهای گرافیکی را بر عهده دارد
serviced شرکتی که سرویس خاص مانند خارج کردن فایلهای DTP به مجموعههای تایپ , تبدیل فایلها یا ایجاد اسلاید از فایلهای گرافیکی را بر عهده دارد
graphics پیش نویس توابعی که دستورات گرافیکی استاندارد ایجاد میکنند مثل رسم خط و... که از طریق برنامه قابل صدا کردن هستند تا نوشتن برنامه را ساده کنند
deletion روشی برای دوباره ایجاد کردن فایلهای حذف شده وقتی فایلی حذف میشود سکتورهای دیسک نگهداری می شوند چون ممکن است حذف با اشتباه صورت گرفته باشد
twanged صدای تودماغی صدای دنگ دنگ ایجاد کردن
twanging صدای تودماغی صدای دنگ دنگ ایجاد کردن
twangs صدای تودماغی صدای دنگ دنگ ایجاد کردن
twang صدای تودماغی صدای دنگ دنگ ایجاد کردن
developments ایجاد
development ایجاد
generations ایجاد
generation ایجاد
origination ایجاد
creation ایجاد
authorship ایجاد
creations ایجاد
bridging ایجاد پل
production ایجاد
productions ایجاد
creates ایجاد
create ایجاد
construction ایجاد
constructions ایجاد
creating ایجاد
averaging ایجاد میانگین
averages ایجاد میانگین
amount ایجاد مجموعی از...
capital creation ایجاد سرمایه
scandalization ایجاد افتضاح
originationu ایجاد ابداع
originative ایجاد کننده
creation of money ایجاد پول
grounding ایجاد زمین
salivation ایجاد بزاق
orogenesis ایجاد کوه
creation date تاریخ ایجاد
mythopoeia ایجاد افسانه
pitting ایجاد حفره
resonance ایجاد طنین
resonances ایجاد طنین
stockade ایجاد مانع
surging ایجاد موج
lenticulation ایجاد عدسی
stockades ایجاد مانع
vacuolation ایجاد حفره
form ایجاد یک شکل
rainmaking ایجاد باران
housing ایجاد مسکن
pupation ایجاد شفیره
preclusion ایجاد مانع
wealth creation ایجاد ثروت
pick and roll ایجاد سد و چرخش
irruption ایجاد ناگهانی
isochronism ایجاد همزمانی
forms ایجاد یک شکل
formed ایجاد یک شکل
lactation ایجاد شیر
polarization ایجاد دو قطب
amounted ایجاد مجموعی از...
windowing ایجاد پنجره
money creation ایجاد پول
amounting ایجاد مجموعی از...
amounts ایجاد مجموعی از...
lacrimation ایجاد اشک
Recent search history
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com