Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (12 milliseconds)
English
Persian
release
منتشر ساختن رهایی
released
منتشر ساختن رهایی
releases
منتشر ساختن رهایی
Other Matches
issuant
منتشر کننده منتشر شونده
break up point
نقطه رهایی هلی کوپتر نقطه رهایی
bombing height
ارتفاع رهایی بمب ارتفاع هواپیماتا هدف در موقع رهایی بمب
angular velocity sight
زمان سنج رهایی بمب دوربین زمان سنج زاویه رهایی بمب
scareup
فاهر ساختن برای مصرف تامین کردن بسرعت ساختن
broadcast
منتشر
broadcasts
منتشر
incident light
نور منتشر
broadcast
منتشر کردن
inedited
منتشر نشده
unissued
<adj.>
منتشر نشده
diffusing
منتشر کردن
spread
منتشر کردن
get abroad
منتشر شدن
distributed capacity
فرفیت منتشر
give forth
منتشر کردن
diffusor
منتشر کننده
diffuser
منتشر کننده
broadcasts
منتشر کردن
circulates
منتشر شدن
diffuses
منتشر کردن
diffuse
منتشر کردن
diffuse
منتشر شده
diffuses
منتشر شده
put forth
منتشر کردن
spreads
منتشر کردن
spreader
منتشر کننده
irradiating
منتشر کردن
irradiates
منتشر کردن
irradiated
منتشر کردن
irradiate
منتشر کردن
diffused
منتشر شده
diffused
منتشر کردن
diffusing
منتشر شده
circulated
منتشر شدن
circulate
منتشر شدن
to make a noise
منتشر شدن
rescue
رهایی
rescues
رهایی
rescuing
رهایی
quietus
رهایی
deliveries
رهایی
rescued
رهایی
relief
رهایی
goby
رهایی
delivery
رهایی
escapement
رهایی
abandonment
رهایی
emancipation
رهایی
escaping
رهایی
liveries
رهایی
livery
رهایی
riddance
رهایی
salvation
رهایی
extrication
رهایی
escaped
رهایی
emanacipation
رهایی
escape
رهایی
escapes
رهایی
deliverance
رهایی
republish
دوباره منتشر کردن
unissued shares
سهام منتشر نشده
propagated error
اشتباه منتشر شده
widespreading
شایع همه جا منتشر
spreads
منتشر کردن یا شدن
pantropic
منتشر درنواحی گرمسیری
pantropical
منتشر درنواحی گرمسیری
reported statistics
امارهای منتشر شده
diffusively
بطور منتشر و یا مفصل
circumfuse
باطراف منتشر کردن
spread
منتشر شدن انتشار
spread
منتشر کردن یا شدن
spreads
منتشر شدن انتشار
widespread
شایع همه جا منتشر
survivals
رهایی از انهدام
rescues
رهایی دادن
break up value
قیمت رهایی
rescued
رهایی دادن
keep one's head above water
رهایی یافتن
dishallucination
رهایی ازشیفتگی
rescue
رهایی دادن
get out
رهایی یافتن
to extricate oneself
رهایی یافتن
to get off
رهایی یافتن از
disillusions
رهایی از شیفتگی
rescuing
رهایی دادن
break off position
نقطه رهایی
acquittance
رهایی بخشودگی
emergency relief
رهایی از بلایا
break off
رهایی ازدرگیری
disenchantment
رهایی از طلسم
release point
نقطه رهایی
disillusion
رهایی از شیفتگی
bomb release line
خط رهایی بمب
disillusioning
رهایی از شیفتگی
survival
رهایی از انهدام
emancipator
رهایی دهنده
to get rid of
رهایی یافتن از
posthumous
منتشر شده پس از مرگ نویسنده
the volume that preceded
جلدی که زودتر یاجلوتر منتشر شد
blowy
بسهولت باطراف منتشر شونده
epizootic
منتشر شونده درمیان جانوران
emitter
منتشر کننده پس دهنده امواج
lead us not into temtation
ماراازوسوسه شیطان رهایی ده
to escape
[with something]
رهایی یافتن
[با چیزی]
dropping angle
زاویه رهایی بمب
bomb release point
نقطه رهایی بمب
to escape with life and limb
سختی رهایی جستن
bailment
رهایی به قید ضمانت
to save one's neck
از دار رهایی یافتن
disengagement
رهایی از قید یا تعهد
impasse
حالتی که از ان رهایی نباشد
on one's feet
<idiom>
رهایی ازبیماری یا مشکلات
diffusing
نفوذ کردن منتشر شدن پراکندن
diffuse
نفوذ کردن منتشر شدن پراکندن
diffuses
نفوذ کردن منتشر شدن پراکندن
get about
ازبستر بیماری برخاستن منتشر شدن
diffused
نفوذ کردن منتشر شدن پراکندن
spread
[منتشر کردن مایع روی سطح]
get off
رهایی یافتن پیاده شدن از
release point
نقطه رهایی ستون راهپیمایی
angular velocity
سرعت زاویهای رهایی بمب
disencumbrance
رهایی ازقیدیاگرفتاری رهاسازی ازقید
sectors
تقسیم دیسک به شیار رهایی
sector
تقسیم دیسک به شیار رهایی
redeemer
رهایی بخش نجات دهنده
save
رهایی بخشیدن نگاه داشتن
saves
رهایی بخشیدن نگاه داشتن
redeemers
رهایی بخش نجات دهنده
releases
ازاد سازی رهایی واگذاری
released
ازاد سازی رهایی واگذاری
release
ازاد سازی رهایی واگذاری
emergency relief
رهایی ازمصایب غیر مترقبه
saved
رهایی بخشیدن نگاه داشتن
helicopter breakup point
نقطه رهایی هلیکوپترها ازستون
to p anyone through danger
کسی را از خطر رهایی دادن
redeem
از گرو در اوردن رهایی دادن
redeemed
از گرو در اوردن رهایی دادن
redeeming
از گرو در اوردن رهایی دادن
redeems
از گرو در اوردن رهایی دادن
the disease threatens to sprea
این ناخوشی خطر منتشر شدن دارد
Green Book
مشخصات رسمی استاندارد I-CD که توسط Philips منتشر شد
discharges
اخراج کردن ازخدمت رهایی از خدمت
discharge
اخراج کردن ازخدمت رهایی از خدمت
apotheosis
رهایی اززندگی خاکی وعروج باسمانها
angular velocity bombsight
دوربین سنجش زاویه رهایی بمب
apotheoses
رهایی اززندگی خاکی وعروج باسمانها
This dictionary is published(printed) in three volumes.
این فرهنگ زبان درسه جلد منتشر گردیده است
periodicals
مجلاتی که بصورت دورهای ماهانه سه ماهه سالانه و ... منتشر میشوند
four freedoms
دین رهایی از احتیاج و بالاخره ازادی از ترس
inextricably
چنانکه نتوان از ان بیرون امد یا رهایی یافت
light
دیود نیمه هادی که در اثر اعمال جریان نور منتشر میکند.
lighted
دیود نیمه هادی که در اثر اعمال جریان نور منتشر میکند.
lightest
دیود نیمه هادی که در اثر اعمال جریان نور منتشر میکند.
led
دیود نیمه هادی که در اثر اعمال جریان نور منتشر میکند
moonlight fliting
گریز از خانهای هنگام شب برای رهایی از پرداخت اجاره
break up value
قیمتی که برای رهایی از کالای متروکه یا ازمد افتاده تعیین میشود
precedent
نمونه و پیش نویس اسناد مختلف که به منظور استفاده تهیه کنندگان بعدی اینگونه اسنادتهیه و منتشر میشود
precedents
نمونه و پیش نویس اسناد مختلف که به منظور استفاده تهیه کنندگان بعدی اینگونه اسنادتهیه و منتشر میشود
ecl
طراحی مدار منط قی با سرعت بالا با استفاده از منتشر کننده ترانزیستورها به عنوان اتصالات خروجی به مراحل دیگر
hematogenous
از خون بوجود امده بوسیله خون منتشر شده
thermionic tube
لوله الکترونی که دران الکترون بوسیله حرارت دادن به الکترود منتشر میشود لوله گرمایونی
bugs
تصحیح کوچک در برنامه نرم افزاری توسط کاربر روی دستورات منتشر کننده نرم افزار
bugging
تصحیح کوچک در برنامه نرم افزاری توسط کاربر روی دستورات منتشر کننده نرم افزار
bug
تصحیح کوچک در برنامه نرم افزاری توسط کاربر روی دستورات منتشر کننده نرم افزار
propagating
منتشر کردن قلمه کردن انتقال دادن
propagates
منتشر کردن قلمه کردن انتقال دادن
propagate
منتشر کردن قلمه کردن انتقال دادن
propagated
منتشر کردن قلمه کردن انتقال دادن
paint oneself into a corner
<idiom>
گرفتارشدن درشرایط خیلی بدو رهایی آن خیلی سخت است
Yellow Book
مشخصات -CD ROM منتشر شده توسط Philips که حاوی قالب ذخیره سازی داده است و استاندارد ROM-CD XA را می پوشاند
blue book
کتابی است که وزارت امور خارجه هرکشور هر چند سال یک مرتبه منتشر و مسائل سیاسی عنوان شده در طی ان چندسال را تجزیه و تحلیل وروشن میکند
lasers
وسیله تولید نور با طول موج یکسان در یک اشعه باریک به وسیله برانگیختن یک ماده به حدی که فوتونهای نورانی منتشر کند
laser
وسیله تولید نور با طول موج یکسان در یک اشعه باریک به وسیله برانگیختن یک ماده به حدی که فوتونهای نورانی منتشر کند
publish
طبع ونشر کردن منتشر کردن
published
طبع ونشر کردن منتشر کردن
publishes
طبع ونشر کردن منتشر کردن
succour
کمک برای رهایی از پریشانی موجب کمک
succor
کمک برای رهایی از پریشانی موجب کمک
shedding
خون جاری ساختن جاری ساختن
shed
خون جاری ساختن جاری ساختن
sheds
خون جاری ساختن جاری ساختن
stacks
ذخیره موقت داده , ثباتها پاس رهایی که داده اضافه شده از همان انتهای لیست بازیابی میشود. مراجعه شود به Lifd
stack
ذخیره موقت داده , ثباتها پاس رهایی که داده اضافه شده از همان انتهای لیست بازیابی میشود. مراجعه شود به Lifd
stacked
ذخیره موقت داده , ثباتها پاس رهایی که داده اضافه شده از همان انتهای لیست بازیابی میشود. مراجعه شود به Lifd
broadens
وسیع کردن منتشر کردن
broadening
وسیع کردن منتشر کردن
broaden
وسیع کردن منتشر کردن
broadened
وسیع کردن منتشر کردن
to put forth
منتشر کردن چاپ کردن
circulates
دایر کردن منتشر کردن
circulated
دایر کردن منتشر کردن
circulate
دایر کردن منتشر کردن
twelve tables
الواحی که در سال 054 قبل از میلاد دررم منتشر شد و حاوی موادی از قوانین رمی در مورد اهم مسائل مبتلی به روزمره زندگی مردم رم بود و بعدهااساس قوانین رم قرار گرفت
quarterly journal of economics
مجله اقتصادی سه ماهه مجله اقتصادی که هر سه ماه یک بار منتشر میشود
bilable
قابل رهایی قابل ضمانت
escape
رهایی جستن خلاصی جستن
escaped
رهایی جستن خلاصی جستن
escaping
رهایی جستن خلاصی جستن
escapes
رهایی جستن خلاصی جستن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com