Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 109 (7 milliseconds)
English
Persian
I am thinking of your own good.
من خو بی شما رامی خواهم
Other Matches
sagittarii
رامی
docility
رامی
obedience
رامی
ramie
رامی
sagittarius
رامی
mansuetude
حلم رامی
rummy
بازی ورق رامی
canasta
نوعی بازی رامی
Even a fool knows this .
یک احمق هم این رامی داند
This is precisely ( exactly) what I wanted to know .
همین رامی خواستم بدانم
his sight could p darkness
بینایی وی تاریکی رامی شکافت
We speake the same language. we are on the same wavelength. we understand each other.
زبان همدیگر رامی فهمیم
Water lays the dust.
آب گرد وخاک رامی خواباند
My shoes pinch.
کفشها پایم رامی زند
What foreign language do you know?
کدام زبان خارجی رامی دانید ؟
Do you know the definition (meaning) of this word?
تعریف این لغت رامی دانید ؟
His action is in the nature of sour grapes.
اززور پسی اینکار رامی کند
slater
کسی که پوست خام رامی تراشد
The sun rays dazzle (hit) the eyes.
نور آفتاب چشم رامی زند
gin rummy
نوعی بازی رامی مخصوص دو نفر
Do you move in high circles ?
آیا مقامات عالی رامی شناسید ؟
cribbage
یکجور بازی ورق شبیه رامی
Can you reckon the cost of the trip?
هزینه سفر رامی توانی حساب کنی ؟
autobiographer
کسی که تاریخچه زندگی خود رامی نویسد
wrists
قسمتی لباس یا دستکش که مچ دست رامی پوشاند
wrist
قسمتی لباس یا دستکش که مچ دست رامی پوشاند
trainbearer
کسیکه دنباله لباس دیگری رامی گیرد
Several people could be accommodated in this room.
چندین نفر رامی توان دراین اتاق جاداد
peak voltmeter
ولتمتری که مقدار برداری رامی سنجد ولتمتر پیک
pellagra
یکجور ناخوشی که پوست رامی ترکاندو بساک ه انسانرابدیوانگی می کشاند
epicanthus
لایه کوچکی از پوست که گاهی گوشه درونی چشم رامی پوشاند
parbuckle
طناب دولاکه بان چلیک یاچیزدیگر رامی غلتانند باطناب غلتاندن
condensation cloud
ابر یا بخار غلیظی از قطرات که اطراف گوی اتشین اتمی رامی گیرد
to beg your pardon
معذرت می خواهم
to beg your pardon
پوزش می خواهم
i shall go
خواهم رفت
i shall be
خواهم بود
i will go
خواهم رفت
excuse me
پوزش می خواهم
he said i will come
اوگفت خواهم امد
he said he shoued go
اوگفت خواهم رفت
Please excuse me .
عذرمی خواهم ( ببخشید )
will
فعل کمکی "خواهم "
he said
گفت خواهم امد
I want to take a couple of days off .
یک ردوروز مرخصی می خواهم
wills
فعل کمکی "خواهم "
I'd like to reserve ...
می خواهم یک ... رزرو کنم؟
willed
فعل کمکی "خواهم "
i will see sbout it
من به ان رسیدگی خواهم کرد
I'd like to see Mr. ...
من می خواهم آقای ... را ببینم.
he said
گفت که خواهم امد
No harm meant!
نمی خواهم توهین کنم!
No offence!
نمی خواهم توهین کنم!
I'd like a train timetable.
من برنامه حرکت قطارها را می خواهم.
I'd like to cancel my flight.
می خواهم پروازم را لغو کنم.
I'd like to confirm my flight.
می خواهم پروازم را اوکی کنم.
I'd like to see Mr. ...
من می خواهم آقای ... را ملاقات کنم.
I'll look into the matter.
من موضوع را دنبال خواهم کرد.
I'd like to confirm my flight.
می خواهم پروازم را تائید کنم.
i wish you happiness
خوشی یا سعادت شما را می خواهم
I wI'll sign for him .
من بجای اوامضاء خواهم کرد
i will return his kindness
مهربانی او را تلافی خواهم کرد
I want my steak well done.
می خواهم استیکم خوب پخته با شد
i beg your pardon
پوزش میخواهم معذرت می خواهم
He owes me some money.
از او پول می خواهم (طلب دارم )
I ll pay him back in his own coin .
حقش را کف دستش خواهم گذارد
I dont know and I dont want to know .
نه می دانم ونه می خواهم بدانم
I'll be at home today .
امروز منزل خواهم بود
I'd like to cancel my flight.
می خواهم پروازم را کنسل کنم.
I would like to have something to drink .
می خواهم گلویی تازه کنم
head and arm
هنگام حمله حریف به دو خم دست و سر حریف را گرفته او رامی پیچانیم
work in progress
کالاهای در حال ساخت کالاهائیکه مراحل ساخت رامی گذرانند
work in process
کالاهای در حال ساخت کالاهائیکه مراحل ساخت رامی گذرانند
Don't let me keep you.
نمی خواهم که خیلی معطلتان کنم.
i will send him my book
کتاب خود را برای او خواهم فرستاد
i wish you a happy new year
سال نوسعیدی را برای شما می خواهم
I will be instigating
[initiating]
legal proceedings.
من دعوی حقوقی را آغاز خواهم کرد.
I would like to
[ undress]
take off my clothes.
من می خواهم
[لخت بشوم]
لباسهایم را در بیاورم.
with you
بی پرده با شما سخن خواهم گفت
I'll do that.
من این کار را انجام خواهم داد.
i will speak to him about it
در این خصوص با او صحبت خواهم کرد
I'd like to have a place of my own
[to call my own]
.
من منزل خودم را می خواهم داشته باشم.
I'd like to leave my luggage, please.
من می خواهم اسباب و اثاثیه ام را تحویل بدهم.
I wI'll achieve my purpose (goals) quietly.
بی سروصدا منظورم راعملی خواهم کرد
I'll think it over.
در این خصوص فکر خواهم کرد.
I'd like to book a flight to london.
یک پرواز به لندن می خواهم رزرو کنم.
I would like tovisit ( see, meet ) you more often .
می خواهم باز هم بیشتر پیش شما بیایم
I want to get off at St. Paul's.
من می خواهم ایستگاه سانت پالس پیاده شوم.
I wI'll sign for (on behalf of)my brother.
از طرف (سوی )برادرم امضاء خواهم کرد
This is just what I want . This is the very thing I want .
این دقیقا" همان چیزی است که می خواهم
I'll speak at length on this subject.
دراین باره مفصل صحبت خواهم کرد
I wI'll do that all by myself.
من خودم بتنهایی آنرا انجام خواهم داد
I wI'll do it on my own responsibility .
به مسئولیت خودم این کاررا خواهم کرد
I want to look at old coins.
من می خواهم سکه های قدیمی را تماشا کنم.
Talking of Europe ,please allow me …
حالا که صحبت از اروپ؟ است اجازه می خواهم ...
I don't want to say anything about that.
من نمی خواهم در باره آن مورد نظری بدهم.
toolkit software
بسته نرم افزاری که به شخص امکان توسعه کاربردهای خاص خود رابسیار ساده تر از حالتی که شخصا" تمام یک برنامه رامی نویسد فراهم می اورد
It makes me sick just thinking about it!
وقتی که بهش فکر می کنم می خواهم بالا بیاورم!
You have to listen to me.
شما باید به من گوش بکنید
[ببینید چی می خواهم بگویم]
.
tomorow morning . I wI'll leavew for london.
فردا صبح بسوی لندن حرکت خواهم کرد
I'll get you all fixed up.
همه چیز را برایتان درست وروبراه خواهم کرد
I want to depart tomorrow morning
[noon, afternoon]
at ... o'clock.
من می خواهم فردا صبح
[ظهر شب]
ساعت ... حرکت کنم.
I wI'll go flat out to do it.
بهر جان کندنی باشد اینکا رراانجام خواهم داد
I'll call him tomorrow - no, on second thoughts, I'll try now.
من فردا با او
[مرد]
تماس خواهم گرفت - پس ازفکربیشتری، من همین حالا سعی میکنم.
One day I want to have a horse of my very own.
روزی من می خواهم یک اسب داشته باشم که شخصا به من تعلق داشته باشد.
pancakes
در رهگیری هوایی یعنی می خواهم به زمین بنشینم یا به زمین بنشینید
pancake
در رهگیری هوایی یعنی می خواهم به زمین بنشینم یا به زمین بنشینید
I wI'll gradually get used to it .
یواش یواش عادت خواهم کرد
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com