English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (31 milliseconds)
English Persian
hooker مهاجمی که وسط خط جلو درتجمع است و حق رد کردن توپ را با پا دارد
hookers مهاجمی که وسط خط جلو درتجمع است و حق رد کردن توپ را با پا دارد
Other Matches
protection سد کردن راه حریف نسبت به مهاجمی که در شرف پاس دادن است
ground grainer مهاجمی که پیشروی میکند
garryowen مانور مهاجمی بافرستادن توپ هوایی
set back مهاجمی که پشت سر مدافع میانی است
check off تغییرروش بازی درتجمع
tunneled فاصله بین مهاجمان دو تیم درتجمع
tunnels فاصله بین مهاجمان دو تیم درتجمع
tunnelled فاصله بین مهاجمان دو تیم درتجمع
tunneling فاصله بین مهاجمان دو تیم درتجمع
tunnel فاصله بین مهاجمان دو تیم درتجمع
scalar متغیری که یک مقدارمجزا منتسب به خود دارد. یک مقدارمجزا پایه دارد. بردار دویا چند مقدارجهت دار دارد
compressive strength قابلیت یک جسم برای مقاومت در برابر نیروی فشاری یانیرویی که گرایش به فشردن موتاه کردن و متراکم کردن ان دارد
. The car is gathering momentum. اتوموبیل دارد دور بر می دارد
It is written for our benefit نوشته کردن برای ما فایده دارد
She is passionately fond of tennis . شهوت تنیس باز ی کردن دارد
metrist کسی که در متر کردن مهارت دارد
resident ما در حافظه بار کردن ندارد وجود دارد
residents ما در حافظه بار کردن ندارد وجود دارد
Walls have ears <idiom> دیوار موش دارد و موش گوش دارد [اصطلاح]
labor theory of value براساس این نظریه قیمتهای نسبی کالاها به مقادیر نسبی کارکه در تولید ان کالاهابکاررفته بستگی دارد بخش عمدهای از اقتصاد مارکس برپایه نظریه ارزش کارقرار دارد
nympholept کسیکه جنوی یافتن کمال مطلوب یا پی کردن چیز غیرقابل دسترسی را دارد
zero insertion force socket [قطعه ای که ترمینال های اتصال متحرک دارد و امکان درج قطعه بدون اعمال نیرو دارد سپس اهرم کوچکی می چرخد تا با لبه های قطعه برخورد کند]
resident داده نوشتار که همیشه در چاپگر یا وسیلهای که نیاز به بار کردن ندارد وجود دارد
Pronoia واژه ای جدید: حسی که گویا از طرف دنیا برای کمک کردن وجود دارد
residents داده نوشتار که همیشه در چاپگر یا وسیلهای که نیاز به بار کردن ندارد وجود دارد
self compiling compiler کامپایلری که به زبان اصلی خودش نوشته شده و قابلیت کامپایل کردن خود را نیز دارد
enclave economices اقتصادهائی که عمدتا درکشورهای در حال توسعه وجود دارد در این اقتصادهاتعداد کمی مناطق پیشرفته ازنظر اقتصادی وجود دارد وبقیه مناطق که وسیعترند ازرشد و پیشرفت بسیار کمی برخوردار میباشند
walls here ears دیوار موش دارد موش گوش دارد
routing مشخص کردن یک مسیر مناسب برای پیام از شبکه , روش جدید مسیریابی داده به کامپیوتر مرکزی وجود دارد
HyperTerminal برنامه ارتباطی که در ویندوز وجود دارد و به کاربر امکان صدا کردن کامپیوتر راه دور از طریق مودم و فایلهای ارتباطی میدهد
fails سیستمی که وضعیتی از پیش تعریف شده دارد که در صورت خرابی برنامه اصلی یا وسیله آن را دنبال میکند برای جلوگیری ازفاجعهای که ناشی از خاموش کردن کابل میباشد
failed سیستمی که وضعیتی از پیش تعریف شده دارد که در صورت خرابی برنامه اصلی یا وسیله آن را دنبال میکند برای جلوگیری ازفاجعهای که ناشی از خاموش کردن کابل میباشد
fail سیستمی که وضعیتی از پیش تعریف شده دارد که در صورت خرابی برنامه اصلی یا وسیله آن را دنبال میکند برای جلوگیری ازفاجعهای که ناشی از خاموش کردن کابل میباشد
service شرکتی که سرویس خاص مانند خارج کردن فایلهای DTP به مجموعههای تایپ , تبدیل فایلها یا ایجاد اسلاید از فایلهای گرافیکی را بر عهده دارد
serviced شرکتی که سرویس خاص مانند خارج کردن فایلهای DTP به مجموعههای تایپ , تبدیل فایلها یا ایجاد اسلاید از فایلهای گرافیکی را بر عهده دارد
chains متصل کردن فایل و داده ها پشت سر هم به طوری که به هر فایل یا داده بعدی یک اشاره گر وجود دارد
chain متصل کردن فایل و داده ها پشت سر هم به طوری که به هر فایل یا داده بعدی یک اشاره گر وجود دارد
gig ماشین خارزنی [این وسیله برای یکنواخت کردن سطح پرزها و گرفتن ذرات از سطح بافت بکار می رود و در صنعت فرش ماشینی و بعضی منسوجات کاربرد دارد.]
he has worms دارد
there is a time for everything دارد
he is ill with fever تب دارد
heavy fighting is in progress دارد
has دارد
chains دارد.
he has a rage for money دارد
chain دارد.
are there any remarks? دارد
hast او دارد
it depends [on] بستگی دارد [به]
the reason is two fold دودلیل دارد
But one leg to the fowl. <proverb> مرغ یک پا دارد .
god is خداوجود دارد
it has sides سه پهلو دارد
walls have ears گوش دارد
the reason is manifold چنددلیل دارد
he tops .0 metres یک مترونیم قد دارد
he speaks to the purpose قصدی دارد
the probability is احتمال دارد
what hurt is there in that چه زیانی دارد
Windows GDI بیتی دارد
our library is well stocked خوبی دارد
not a patch on چه دخلی دارد
what the odds چه اهمیت دارد
Buttonhole کتی که در دو طرف دکمه دارد
There is a knack in it . یک فنی دارد
what matter? چه اهمیت دارد
He has a day off. او مرخصی دارد.
multungulate که بیش از دو سم دارد
leek d;[,vjvi ;i fv'ihd \ik , بزرگ دارد
I owe him a dept of gratitude. حق بگردنم دارد
he has a spite against me بامن لج دارد
he has an a. to grind مقصود دارد
it is usual with him عادت دارد
There is something wrong with the ... ... عیب دارد.
he is fifty تمام دارد
he has a maggot in his head وسواس دارد
he has an axe to grind غرض دارد
it is sufficiently stamped کسرتمبر دارد
he is 0 years old او ده سال دارد
virus وجود دارد
figure on <idiom> بستگی دارد به
viruses وجود دارد
there is a rumour that شهرت دارد که
to bring grist to the mill نان دراب دارد
what does it meant یعنی چه چه معنی دارد
what is wrong with that? مگراین چه عیبی دارد
She has a lovely ( nice ) voice. صدای قشنگه دارد
the cat has nine lives سگ هفت جان دارد
what is that to you به شما جه دخلی دارد
in all like احتمال کلی دارد
lengths خط با طول جر حرف دارد
the party is led by him او بر ان حزب ریاست دارد
rubrician کتاب نماز دارد
back که یک باتری پشتیبان دارد
length خط با طول جر حرف دارد
She has a delightfully mellow voice . صدای گرمی دارد
well and good باشد چه ضرر دارد
significance معنای مخصوص دارد
To bring pressure to bear . To exert pressure . فشار خون دارد
delectus برای ترجمه دارد
Every flow must have its ebb. <proverb> هر فرازى نشیبى دارد.
There are ticks in every trade . <proverb> هر کار لمى دارد .
the work is in full swing کاربخوبی جریان دارد
It is much sought after خیلی طالب دارد.
She has got regular teeth . دندانهای منظمی دارد
it is of frequent خیلی مورد دارد
it is particularly difficult یک اشکال بخصوصی دارد
it stand well with him بامن نظرمساعدی دارد
it is particularly difficult یک دشواری ویژه دارد
it speaks well for him بامن نظرمساعد دارد
it needs to be done carefully اینکارتوجه لازم دارد
there removred revolution شورشی که شهرت دارد
it is wringing خیلی تراست یا اب دارد
it is worth 0 rials ده ریال ارزش دارد
it askes for attention توجه لازم دارد
There are two sides to every question . <proverb> هر مساله ای دو جنبه دارد.
the switch is on برق جریان دارد
He writes well . he wields a formidable pen . قلم خوبی دارد
She has engaging manners . رفتار گیرایی دارد
(not to be) sneezed at <idiom> ارزش داشتن را دارد
She has a soft voice صدای نرمی دارد
backs که یک باتری پشتیبان دارد
How long is the ticket valid? بلیت تا کی اعتبار دارد؟
it is very important بسیار اهمیت دارد
he is rightly named اسم بامسمائی دارد
he bears out his name اسم بامسمایی دارد
He is distantly related to us . نسبت دوری با ما دارد
battery که یک باتری پشتیبان دارد
Does it matter if I dont come ? اشکالی دارد اگرنیایم ؟
He takes my advice. He listens to me. از من حرف شنوایی دارد
the export of ... is granted the premium. صدور ... جایزه دارد.
The kettel is boiling. قوری دارد می جوشد
There is always a right way of doing everything. هرکاری راهی دارد
and there an end. و پایان وجود دارد.
bass کسی که صدای بم دارد
basses کسی که صدای بم دارد
bigamists زنی که دوشوهر دارد
he has a loose tongue دهان لقی دارد
that bridge has openings ان پل سه چشمه یا دهانه دارد
he has much merit بسیار شایستگی دارد
he keeps my a حساب مراونگه می دارد
he must needs go بیخوداصرار دارد برفتن
biased آنچه اریب دارد
he is in the know اطلاع ویژه دارد
he is in a hurry to go عجله دارد برفتن
He writes a legible ( beautiful ) hand . خط خوانایی ( قشنگه ) دارد
he is f. of money پول فراوان دارد
that word is obsolescent ان واژه کم کم دارد مهجور
he insists on going اصرار دارد برفتن
he has much merit خیلی قابلیت دارد
He has influential contacts everywhere. همه جا دست دارد
bigamist زنی که دوشوهر دارد
My hair is falling. موهایم دارد می ریزد
She has a lovely (nice) voice. صدای قشنگه دارد
There is only one condition attached to it . فقط یک شرط دارد
double decker هرچیزیکه دو لایه دارد
He is verbose (garrulous). He has verbal diarrhea. شهوت کلام دارد
batteries که یک باتری پشتیبان دارد
He is against [opposed to] me . با من ضد است. [ضدیت دارد]
likelihood احتمال کلی دارد
With his foul temper. با اخلاق سگه که دارد
tea is preferable to water چایی بر اب ترجیح دارد
he has Roman nose او بینی عقابی دارد
Somebody is beating at (upon)the door. یک کسی دارد در می زند
She has a subtle charm. جذابیت ظریفی دارد
requested چیزی که کسی تقاضایش را دارد
A cat has nine lives . <proverb> گربه هفت جان دارد .
requesting چیزی که کسی تقاضایش را دارد
mistress of cooking زنی که در اشپزی دست دارد
sexagenarian کسی که از 06 تا96 سال دارد
to the best of ones ability تا جایی که کسی توان آن را دارد
requests چیزی که کسی تقاضایش را دارد
mission critical که شرکت شما به آن بستگی دارد
significantly آنچه معنای مخصوصی دارد
Advanced Technology Attachment مگابایت دار ثانیه دارد
ox frame قابی که گوشههای چلیپایی دارد
interne یا جراحی که در بیمارستان اقامت دارد
pavonazzo مرمری که رنگهای پرطاووسی دارد
faults فرآیندی که خطا در آن قرار دارد
dichord سازیکه هرنغمه ان دوسیم دارد
it is marked with spots نشان ان خالهایی است که دارد
multifunction آنچه تابعهای متعددی دارد
NVRAM ما میتواند اطلاعات را نگه دارد
fault فرآیندی که خطا در آن قرار دارد
Is there electricity? آیا برق وجود دارد؟
irregular polygon شی گرافیکی که ابعاد یکسان دارد
Is there a television? آیا تلویزیون وجود دارد؟
Is there drinking water? آیا آب آشامیدنی وجود دارد؟
creditor secured by pledge طلبکاری که رهینه در دست دارد
corrupts داده یا برنامهای که خطا دارد
[the house] is haunted [این خانه] روح دارد
dare he go? ایا جرات دارد برود
request چیزی که کسی تقاضایش را دارد
faulted فرآیندی که خطا در آن قرار دارد
A big head has a big ache. <proverb> سر بزرگ درد زیادى هم دارد.
crapaudiue door دری که بالاوپایین ان محورگردنده دارد
stentor شخصی که صدای بلندی دارد
accessor شخصی که به داده دسترسی دارد
liveryman کسیکه لباس نوکری بر تن دارد
lunchroom رستورانی که غذاهای مختصرواماده دارد
Recent search history
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com