English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (17 milliseconds)
English Persian
overpoise مهمتر بودن از بیشتر نفوذ داشتن از
Other Matches
have other fish to fry [have better fish to fry] کار مهمتر داشتن
overrode برتر یا مهمتر بودن
overrides برتر یا مهمتر بودن
override برتر یا مهمتر بودن
overridden برتر یا مهمتر بودن
have one's hand full کار مهمتر داشتن [دستم یا دستش بند است]
outnumbering از حیث شماره بیشتر بودن افزون بودن بر
outnumbered از حیث شماره بیشتر بودن افزون بودن بر
outnumbers از حیث شماره بیشتر بودن افزون بودن بر
outnumber از حیث شماره بیشتر بودن افزون بودن بر
predominates نفوذ قاطع داشتن
predominated نفوذ قاطع داشتن
predominate نفوذ قاطع داشتن
to carry weight نفوذ یا اهمیت داشتن
predominating نفوذ قاطع داشتن
to overcomein number بیشتر بودن از
predominates دارای نفوذ نجومی قاطع بودن
validity نفوذ قوت قانونی معتبر بودن
predominated دارای نفوذ نجومی قاطع بودن
predominating دارای نفوذ نجومی قاطع بودن
predominate دارای نفوذ نجومی قاطع بودن
outlive بیشتر زنده بودن از
outliving بیشتر زنده بودن از
overlive بیشتر زنده بودن از
outlives بیشتر زنده بودن از
outlived بیشتر زنده بودن از
protecting یا بیشتر که چند کاره بودن حافظه مجازی امنیت داده را پشتیبانی میکند
favourble balance of trade تعادل مطلوب تجارتی موازنه مثبت بیشتر بودن صادرات یک کشور ازوارداتش
protects یا بیشتر که چند کاره بودن حافظه مجازی امنیت داده را پشتیبانی میکند
protect یا بیشتر که چند کاره بودن حافظه مجازی امنیت داده را پشتیبانی میکند
to concern something مربوط بودن [شدن] به چیزی [ربط داشتن به چیزی] [بابت چیزی بودن]
suspect شک داشتن مظنون بودن
suspecting شک داشتن مظنون بودن
suspects شک داشتن مظنون بودن
premiering مهمتر رئیس
premieres مهمتر رئیس
premiered مهمتر رئیس
premiere مهمتر رئیس
premier مهمتر رئیس
premiers مهمتر رئیس
tending متمایل بودن به گرایش داشتن
deserve سزاوار بودن شایستگی داشتن
tended متمایل بودن به گرایش داشتن
tend متمایل بودن به گرایش داشتن
detest تنفر داشتن از بیزار بودن از
tends متمایل بودن به گرایش داشتن
matters مهم بودن اهمیت داشتن
deserves سزاوار بودن شایستگی داشتن
deserves لایق بودن استحقاق داشتن
undulates تموج داشتن موجدار بودن
undulate تموج داشتن موجدار بودن
abounded زیاد بودن وفور داشتن
abounding زیاد بودن وفور داشتن
abounds زیاد بودن وفور داشتن
matter مهم بودن اهمیت داشتن
mattered مهم بودن اهمیت داشتن
mattering مهم بودن اهمیت داشتن
deserve لایق بودن استحقاق داشتن
detesting تنفر داشتن از بیزار بودن از
to have patience شکیبا بودن صبر داشتن
loved عشق داشتن عاشق بودن
love عشق داشتن عاشق بودن
finger in the pie <idiom> دست داشتن ،مسئول بودن
require نیاز داشتن لازم بودن
site قرار داشتن مستقر بودن
sited قرار داشتن مستقر بودن
sites قرار داشتن مستقر بودن
merited شایسته بودن استحقاق داشتن
meriting شایسته بودن استحقاق داشتن
loves عشق داشتن عاشق بودن
required نیاز داشتن لازم بودن
requires نیاز داشتن لازم بودن
undulated تموج داشتن موجدار بودن
adhere توافق داشتن متفق بودن
merit شایسته بودن استحقاق داشتن
adhered توافق داشتن متفق بودن
adheres توافق داشتن متفق بودن
adhering توافق داشتن متفق بودن
detests تنفر داشتن از بیزار بودن از
may توانایی داشتن قادر بودن
adequateness توافق داشتن متفق بودن
requiring نیاز داشتن لازم بودن
merits شایسته بودن استحقاق داشتن
dominate حکمفرما بودن تسلط داشتن
dominates حکمفرما بودن تسلط داشتن
dominated حکمفرما بودن تسلط داشتن
expected انتظار داشتن منتظر بودن
yearns اشتیاق داشتن مشتاق بودن
yearn اشتیاق داشتن مشتاق بودن
expect انتظار داشتن منتظر بودن
to have an interest [in] سهم داشتن [شریک بودن] [در]
expects انتظار داشتن منتظر بودن
yearned اشتیاق داشتن مشتاق بودن
expecting انتظار داشتن منتظر بودن
equivalent همان مقدار را داشتن یا مشابه بودن
To be in the ring (arena). تو گود بودن ( درمتن قرار داشتن )
equivalents همان مقدار را داشتن یا مشابه بودن
to be together with somebody با کسی بودن و رابطه جنسی داشتن
You have to watch your diet more [carefully] and get more exercise. شما باید بیشتر به تغذیه خود توجه و بیشتر ورزش بکنید.
hair [الیاف نازکتر از پشم مو یا کرک بز و شتر، تفاوت آن با پشم در داشتن ساختار سلولی است که کیسه های هوای موجود باعث ایجاد درخشندگی بیشتر آن می گردد.]
To be a good conversationalist . دهان گرمی داشتن ( خوش صحبت بودن )
play second fiddle to someone <idiom> ازنظر مهم بودن مقام دوم داشتن
penetration نفوذ در جبهه دشمن داخل شدن درصفوف دشمن نفوذ در شبکه اطلاعات یااداری
initial thrust نفوذ اولیه نفوذ اصلی
bandwidth صفحه تصویرهای با resolution بیشتر پیکسل در فضای بیشتری نمایش میدهد و به ورودی سریع و پهنای بلند بیشتر نیاز دارند
outclassing دارای مقام بلندتری بودن از از حیث مرتبه و طبقه برتری داشتن بر
outclassed دارای مقام بلندتری بودن از از حیث مرتبه و طبقه برتری داشتن بر
outclass دارای مقام بلندتری بودن از از حیث مرتبه و طبقه برتری داشتن بر
to wobble [rotate unevenly] لنگ بودن [تاب داشتن] [به طور نامنظم چرخیدن] [اصطلاح روزمره]
outclasses دارای مقام بلندتری بودن از از حیث مرتبه و طبقه برتری داشتن بر
shimmer روشنایی لرزان داشتن دارای تصویر یا شکل لرزان ومرتعش بودن
shimmering روشنایی لرزان داشتن دارای تصویر یا شکل لرزان ومرتعش بودن
shimmered روشنایی لرزان داشتن دارای تصویر یا شکل لرزان ومرتعش بودن
shimmers روشنایی لرزان داشتن دارای تصویر یا شکل لرزان ومرتعش بودن
stand by <idiom> پشت کسی بودن ،هوای کسی را داشتن
drives چنیدن درایو دیسک متصل بهم با یک کنترولی هوشمند که ازدرایوها برای ذخیره چندین کپی ازدادههای هر درایو برای اطمینان بیشتر تهیه می کنند یا بخش از هر داده روی هر درایو برای سرعت بیشتر
drive چنیدن درایو دیسک متصل بهم با یک کنترولی هوشمند که ازدرایوها برای ذخیره چندین کپی ازدادههای هر درایو برای اطمینان بیشتر تهیه می کنند یا بخش از هر داده روی هر درایو برای سرعت بیشتر
ballistics of penetration شناسایی شرایط نفوذ گلوله شناسایی مسیر نفوذ گلوله
radiolucency درجه نفوذ اشعه مجهول نفوذ پذیری اشعه مجهول
long میل داشتن ارزوی چیزی را داشتن طولانی کردن
longs میل داشتن ارزوی چیزی را داشتن طولانی کردن
long- میل داشتن ارزوی چیزی را داشتن طولانی کردن
longed میل داشتن ارزوی چیزی را داشتن طولانی کردن
longest میل داشتن ارزوی چیزی را داشتن طولانی کردن
money to burn <idiom> بیش ازاحتیاج ،داشتن،داشتن پول خیلی زیاد
longer میل داشتن ارزوی چیزی را داشتن طولانی کردن
to keep up از افسرده شدن نگاه داشتن باذنگاه داشتن
to keep down زیرفرمان خودنگاه داشتن دراطاعت خود داشتن
to have by heart ازحفظ داشتن درسینه داشتن
differ اختلاف داشتن تفاوت داشتن
differing اختلاف داشتن تفاوت داشتن
differs اختلاف داشتن تفاوت داشتن
cost قیمت داشتن ارزش داشتن
reside اقامت داشتن مسکن داشتن
differed اختلاف داشتن تفاوت داشتن
resided اقامت داشتن مسکن داشتن
resides اقامت داشتن مسکن داشتن
abhorring بیم داشتن از ترس داشتن از
proffers تقدیم داشتن عرضه داشتن
abhorred بیم داشتن از ترس داشتن از
meanest مقصود داشتن هدف داشتن
hoping انتظار داشتن ارزو داشتن
proffer تقدیم داشتن عرضه داشتن
proffered تقدیم داشتن عرضه داشتن
proffering تقدیم داشتن عرضه داشتن
hopes انتظار داشتن ارزو داشتن
hoped انتظار داشتن ارزو داشتن
hope انتظار داشتن ارزو داشتن
meaner مقصود داشتن هدف داشتن
abhors بیم داشتن از ترس داشتن از
mean مقصود داشتن هدف داشتن
To be very conspicuous . To stick out a mile . To be a marked person . مثل گاو پیشانی سفید بودن ( انگشت نما ومشخص بودن )
prestige نفوذ
intrusions نفوذ
propulsion نفوذ
infiltration نفوذ
ascendance نفوذ
osmosis نفوذ
influx نفوذ
influxes نفوذ
watertight ضد نفوذ اب
impermeable ضد نفوذ اب
imposing presence نفوذ
barrier penetration نفوذ در سد
hanks نفوذ
forcing نفوذ
penetrate نفوذ
forces نفوذ
force نفوذ
penetrates نفوذ
authority نفوذ
seepage نفوذ
leakages نفوذ
hank نفوذ
penetrated نفوذ
grand dame زن با نفوذ
leakage نفوذ
break through نفوذ
intrusion نفوذ
influences نفوذ
influencing نفوذ
interventions نفوذ
intervention نفوذ
percolation نفوذ
pervasion نفوذ
toehold نفوذ کم
percolation line خط نفوذ
toeholds نفوذ کم
permeation نفوذ
influence نفوذ
diffusion نفوذ
influenced نفوذ
leading نفوذ
penetration نفوذ
dominance نفوذ
prevalence نفوذ
peregrinate سرگردان بودن اواره بودن در کشور خارجی اقامت کردن
to have short views د راندیشه حال بودن وبس کوته نظر بودن
contained در بر گرفتن محتوی بودن حاوی بودن محاصره کردن
contain در بر گرفتن محتوی بودن حاوی بودن محاصره کردن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com