English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 83 (5 milliseconds)
English Persian
structual engineering مهندس سازهای
Other Matches
the wind drowned the strigs سازهای بادی صدای سازهای سیمی را خفه میکند
flight engineer مهندس مکانیک هواپیما مهندس پرواز
resident engineer مهندس مقیم در کارگاه ساختمانی یا نماینده مهندس مشاور در کارگاه
structural section مقطع سازهای
structrual steelwork فولاد سازهای
stringed instruments سازهای سیمی
structural steel فولاد سازهای
structural element بخش سازهای
structural concrete بتن سازهای
ligature کلیدکوک سازهای زهی
string band دسته موزیک سازهای سیمی
woodwind موسیقی برای سازهای بادی چوبی
design load حداکثر بار یا نیرویی که اجزاء سازهای توانایی ان را دارند
structural failure نقص یا ضعف سازهای شکست در برابر نیرو یا بار
untimate load بیشترین نیروئی که هر جزء سازهای بدون شکستن بایدتحمل کند
wing spar عضو سازهای اصلی بال درامتداد خط واصل دو سر بال
engineer in chief سر مهندس
engineered مهندس
engineer مهندس
engineers مهندس
first engineer مهندس اول
specialist engineering مهندس متخصص
mechanical engineer مهندس مکانیک
production engineer مهندس تولید
metallogical engineer مهندس متالوژی
flight engineer مهندس پرواز
rolling mill engineer مهندس نوردکاری
structual engineering مهندس ساختمانی
town planner مهندس شهرساز
telecommunication engineer مهندس ارتباطات
systems engineer مهندس سیستم
system engineer مهندس سیستم
supervisor engineer مهندس نافر
field engineer مهندس پایکار
computer engineer مهندس کامپیوتر
baccalaureate لیسانسیه یا مهندس
automotive engineer مهندس مکانیک
pioneered مهندس استحکامات
bachelors لیسانسیه مهندس
bachelor لیسانسیه مهندس
pioneers مهندس حفار
civil engineers مهندس شهرسازی
civil engineers مهندس ساختمان
pioneers مهندس استحکامات
civil engineer مهندس شهرسازی
communication engineer مهندس مخابرات
architect مهندس معمار
pioneered مهندس حفار
road engineer مهندس راه
engineer battalion گردان مهندس
electronic engineer مهندس الکترونیک
electric engineer مهندس برق
design engineer مهندس طراح
engineer افسر مهندس
engineered افسر مهندس
engineers افسر مهندس
consulting engineer مهندس مشاور
architects مهندس معمار
pioneer مهندس حفار
pioneer مهندس استحکامات
civil engineer مهندس ساختمان
civil engineer مهندس راه وساختمان
we are in need of two engineer ما بدو تن مهندس نیازمندنیستیم
civil engineer مهندس راه و ساختمان
field engineer مهندس پای کار
road engineer مهندس جاده سازی
software engineer مهندس نرم افزار
software engineering مهندس نرم افزار
railway engineer مهندس راه اهن
civil engineers مهندس راه و ساختمان
customer engineer مهندس سخت افزاز
customer engineer مهندس سخت افزار
civil engineers مهندس راه وساختمان
applied economics engineer مهندس اقتصاد صنعتی
He works as engineer. او [مرد] به عنوان مهندس کار می کند.
pioneer پیش قدم سرباز مهندس حفار
pioneered پیش قدم سرباز مهندس حفار
Several engineeres were removed from office. چندین مهندس از کار بر کنار شدند
pioneers پیش قدم سرباز مهندس حفار
serviced توافق برای سرویس یک قطعه توسط مهندس در صورت خرابی آن
service توافق برای سرویس یک قطعه توسط مهندس در صورت خرابی آن
point نقط های در تخته مدار یا در نرم افزار که به مهندس امکان بررسی سیگنال یا داده را میدهد
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com