English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (11 milliseconds)
English Persian
dyestuff مواد رنگی و رنگرزی
Search result with all words
disperse [درجه تعلیق و پراکندگی مواد رنگی در رنگرزی]
dye-stuff ماده رنگی در رنگرزی الیاف [این رنگینه ها یا بصورت سنتی از مواد طبیعی مانند اکثر گیاهان و بعضی حیوانات و یا از مواد شیمیایی تهیه می شوند]
madder گیاه روناس [از ریشه این گیاه رنگینه قرمز به دست می آید که یکی از اصلی ترین مواد رنگی در رنگرزی فرش محسوب می شود.]
Other Matches
oxydizing agents مواد اکسید کننده در رنگرزی و یا محیط
abrash دو رنگی شدن زمینه و حاشیه فرش به دلیل استفاده از کلاف های متفاوت پشم و یا رنگرزی نامناسب
colorant مواد رنگی
aniline رنگ شیمایی آنیلینی که ارزان قیمت بوده ولی ثبات رنگی خوبی ندارد لذا مناسب رنگرزی فرش نیست
chromatolysis تجزیه وتحلیل مواد رنگی سلول
fastness of bleaching ثبات رنگی در مقابل مواد سفید کننده
spot [لکه دار شدن فرش در اثر مواد رنگی و شمیایی]
colours چاپگری که میتواند کپیهای رنگی بگیرد. از قبیل -ink get رنگی -dot maxrix رنگی و -thermal transfer
colour چاپگری که میتواند کپیهای رنگی بگیرد. از قبیل -ink get رنگی -dot maxrix رنگی و -thermal transfer
vat dyeing رنگرزی خمی [روشی جهت رنگرزی رنگینه هایی که براحتی در آب حل نمی شوند. الیاف رنگ شده به این طریق دارای مقاومت بالایی در مقابل شستشو و نور خورشید هستند و بیشتری برای پنبه و الیاف های سلولزی است.]
over dyeing [رنگرزی الیاف رنگ شده با دو رنگ متفاوت جهت به دست آمدن رنگ سوم. بطور مثال رنگرزی الیاف آبی با رنگینه زرد جهت سبز شدن الیاف.]
dye sublimation printer چاپگر رنگی باکیفیت بالا که تصاویری با پاشیدن قط عات رنگی روی کاغذ ایحاد میکند
triads 1-سه عنصر یا حرف یا بیت 2-شکل سه ضلعی که از نقاط فسفری رنگی قرمز و سبز وآبی در هر پیکسل درصفحه نمایش رنگی RGB تشکیل شده است
triad 1-سه عنصر یا حرف یا بیت 2-شکل سه ضلعی که از نقاط فسفری رنگی قرمز و سبز وآبی در هر پیکسل درصفحه نمایش رنگی RGB تشکیل شده است
ptomaine مواد الی قلیایی سمی که دراثر پوسیدگی باکتریها برروی مواد ازتی تشکیل میگردد
durable material مواد غیراستهلاکی مواد بادوام زیاد
transudate مواد فرانشت شده مواد مترشحه
magnaflux نام انحصاری تست غیرمخربی برای مواد مغناطیسی بااستفاده از میدانهای مغناطیسی و مواد فلورسان
enzymes مواد الی پیچیدهای که درموجود زنده باعث تبدیل مواد الی مرکب به موادساده تر وقابل جذب می گردد انزیم
enzyme مواد الی پیچیدهای که درموجود زنده باعث تبدیل مواد الی مرکب به موادساده تر وقابل جذب می گردد انزیم
dyeing vat خم رنگرزی
colouration فن رنگرزی
intinction رنگرزی
coloring [American] فن رنگرزی
colouration [British] فن رنگرزی
coloration [American] فن رنگرزی
colouring [British] فن رنگرزی
coloration فن رنگرزی
dyeing رنگرزی
solids رنگی که روی صفحه نمایش نمایش داده میشود یا روی چاپگر رنگی چاپ میشود بدون اینکه ترکیب شود
solid رنگی که روی صفحه نمایش نمایش داده میشود یا روی چاپگر رنگی چاپ میشود بدون اینکه ترکیب شود
dyeing bath حمام رنگرزی
brushability قابلیت رنگرزی
undyed <adj.> رنگرزی نشده
stainer ماده رنگرزی
dyeing machine ماشین رنگرزی
jet dyeing machine ماشین رنگرزی جت
unevenness dyeing رنگرزی نایکنواخت
unevenness dyeing رنگرزی ناهمگون
solid-shade dyeing رنگرزی یکنواخت
dyeability قابلیت رنگرزی الیاف
bath dye حمام رنگرزی الیاف
tinctorial لونی وابسته به رنگ یا رنگرزی
dyed-in-the-wool پیش از بافت رنگرزی شده
caustic soda سود سوزآور [ماده قلیایی در رنگرزی]
heat setting ثابت شدن درجه حرارت در رنگرزی
curing time مدت زمان پخت الیاف در رنگرزی
essential elements [پارامترهای اصلی جهت بافت و یا مقدمات بافندگی و رنگرزی]
carbonet hardness درجه سختی آب و عاملی جهت تعیین رنگرزی بهتر
slated items مواد سوختی قوال و بسته بندی شده مواد سوختی یک جاو در بسته
setting time [مدت زمان لازم جهت تثبیت و پایدار شدن رنگ در رنگرزی]
Esparak گیاه اسپرک [که در تهیه رنگینه های زرد در رنگرزی استفاده می شود.]
processed silk ابریشم پخته [ابریشمی که صمغ آن گرفته شده و آماده ریسندگی و یا رنگرزی است.]
desiccant مواد خشک کننده گیاهان مواد شیمیایی خشک کننده روییدنیها
tin mordent دندانه قلع [در رنگرزی] [که بیشتر اثر سفیدکنندگی داشته و رنگ های روشن را بوجود می آورد.]
hydrogen bonding پیوند هیدروژنی [ایجاد پیوند مولکولی توسط هیدروژن] [در رنگرزی]
bleeding [running] رنگ پس دادن الیاف و نخ های رنگ شده پس از رنگرزی و بافته شدن فرش
chrome dyes کرم یا گروهی از رنگینه های شیمیایی که به همراه دی کرومات پتاسیم در رنگرزی پشم به کار رفته و رنگ نسبتا پایداری بوجود می آورند
fustic wood [نوعی چوب درخت توت که رنگ زردی از چوب آن برای رنگرزی پشم به دست می آید.]
hued رنگی
ingrain نخ رنگی
coloured رنگی
achromia بی رنگی مو
coloration رنگی
achromatization بی رنگی
chromaticity رنگی
achromatisation بی رنگی
colored رنگی
achroma بی رنگی مو
chromatic رنگی
dichroism دو رنگی
achroma بی رنگی
dichromatism دو رنگی
discoloration بی رنگی
achromatism بی رنگی
trichroism سه رنگی
pigmental رنگی
trichromat سه رنگی
tinct رنگی
trichromatism سه رنگی
chromatic aberration خطای رنگی
pleochroism چند رنگی
aqua relle نقاشی اب و رنگی
chroma مشخصههای رنگی
aquarelle نقاشی اب و رنگی
color television تلویزیون رنگی
pigmentation رنگی شدن
pigment ماده رنگی
pigments ماده رنگی
pallor زرد رنگی
pastel مداد رنگی
lake لاک رنگی
lakes لاک رنگی
vitta نوار رنگی
unifiable قابل هم رنگی
chromophotograph عکس رنگی
pigment dye ماده رنگی
pigment cell یاخته رنگی
dyestuff ماده رنگی
black سیاه رنگی
heliochrome عکس رنگی
heliochrome عکاسی رنگی
photochromy عکاسی رنگی
pentachromic پنج رنگی
paraffin wax موم رنگی
kinemacolour سینمای رنگی
opalescence شیری رنگی
monotint نگار یک رنگی
monotint عکس یک رنگی
oleograph عکس رنگی
dye stuff ماده رنگی
photochrome عکس رنگی
cingulum خط رنگی ومارپیچ
color camera دوربین رنگی
color code رمز رنگی
color graphics گرافیک رنگی
color printer چاپگر رنگی
color trace recorder رسام رنگی
colored glass شیشه رنگی
colored pencil مداد رنگی
trichromatic theory نظریه سه رنگی
coloured cement سیمان رنگی
stined glass شیشه رنگی
polychroism چند رنگی
ocellus حلقه رنگی
blacker سیاه رنگی
blacked سیاه رنگی
blackest سیاه رنگی
blacks سیاه رنگی
pencil مداد رنگی
pencils مداد رنگی
pencilling مداد رنگی
pastel خمیرمواد رنگی
color monitor صفحه نمایش رنگی
technicolour روش فیلم رنگی
neutral density faceplate صفحه رنگی تلویزیون
figurin مجسمه سفالین رنگی
bar خط یا بلاک ضخیم رنگی
contour خط فاصل درنقشههای رنگی
tetrachromatism دید چهار رنگی
composite color monitor مونیتور رنگی مرکب
pullicate یکجور دستمال رنگی
composite color signal پیام رنگی مرکب
purpurin ماده رنگی روناس
color gate دریچه پیام رنگی
indigotin ماده رنگی نیل
carrier color signal پیام رنگی حامل
simultaneous color television تلویزیون رنگی همزمان
sequential color television تلویزیون رنگی مرحلهای
chromogen دانههای رنگی گیاهان
chromophore گروه رنگی ملکول
chromophore عامل رنگی ملکول
minus color signal پیام رنگی منفی
indigotine ماده رنگی نیل
safranin ماده رنگی زعفران
pigmentary رنگی رنگ دار
figurines مجسمه سفالین رنگی
Color films(T. V). فیلم ( تلویزیون ) رنگی ؟
false colour فیلم رنگی مصنوعی
figurine مجسمه سفالین رنگی
crayon مداد رنگی مومی
candy-striped دارای نوارههای رنگی
crayons مداد رنگی مومی
pool ball هر یک از گویهای رنگی اسنوکر
orcin ماده رنگی گلسنگ
quercitron نوعی ماده رنگی
polychrome تهیه عکسهای رنگی
conventionalization هم رنگی با ایین و رسوم
ring tailed دارای حلقههای رنگی در دم
red, green, blue سه اشعه تصویردرتلویزیون رنگی
curcumin ماده رنگی زردچوبه
bars خط یا بلاک ضخیم رنگی
encaustic tile or brick اجرکاشی هفت رنگی
foreign military sales فروش نظامی خارجی فروش مواد و تجهیزات فروش مواد و تجهیزات نظامی به خارجیان
pre-treatment عملیات مقدماتی و آماده سازی [مثل شستشوی پشم قبل از رنگرزی و یا آماده سازی دار جهت چله کشی]
Pear <adj.> رنگی مانند رنگ گلابی
black will take no other hue بالای سیاهی رنگی نیست
ocher <adj.> <noun> رنگی میان قهوه ای و زرد
r.m.a. color code علایم رنگی جامعه رادیوسازان
Rosewood رنگی میان بنفش و قهوه ای
Rosybrown <adj.> <noun> رنگی میان صورتی وقهوه ای
redorange <adj.> <noun> رنگی میان قرمز و نارنجی
Tan <adj.> <noun> رنگی میان قهوه ای و کرم
Salmon <adj.> <noun> رنگی میان صورتی و نارنجی
bacino سفال لعاب دار رنگی
Blueviolet <adj.> <noun> رنگی بین آبی و بنفش
colour hard copy device اسباب نسخه چاپی رنگی
pigment باماده رنگی رنگ کردن
color contrast تضاد رنگی در زمینه فرش
carmine ماده رنگی قرمز دانه
slate <adj.> <noun> رنگی میان آبی و خاکستری
orthochromatic شبیه عکسهای رنگی طبیعی
pastel <adj.> رنگهای خفیف [با مداد رنگی]
pigments باماده رنگی رنگ کردن
colored progressive matrices test ازمون ماتریسهای مدرج رنگی
You have rubbed your coat against some wet paint . کت ات را مالیده یی به رنگ ( رنگی کرده ای )
Redviolet رنگی میان بنفش و قرمز
tone [ذات و خلوص رنگی یک رنگینه]
colours سیستم نمایش رنگی ریز پردازندهای
xanthin ماده رنگی روناس وگل زرد
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com