English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (4 milliseconds)
English Persian
armature shifting motor موتور با ارمیچر قابل تغییر
Other Matches
end strings نخهای قابل تغییر کیسه لاکراس برای تغییر عمق ان
plastic تغییر پذیر قابل تحول و تغییر
doppler تغییر تن صدای خودرویا موتور یا بی سیم
variable cycle engine موتور جتی که در ان مسیرسیال محرک تغییر میکند
flexile قابل تغییر قابل تطبیق
pole changing motor موتور با قطبهای قابل تعویض
variative قابل تغییر
transmutative قابل تغییر
moveable قابل تغییر
displaceable قابل تغییر
transformative قابل تغییر
commutable قابل تغییر
variant قابل تغییر
changeable قابل تغییر
alterable قابل تغییر
effable قابل تغییر
flexible قابل تغییر
chips خرده فلزی که قابل رویت که از موتور یا سایر دستگاههاجدا شده باشد
chip خرده فلزی که قابل رویت که از موتور یا سایر دستگاههاجدا شده باشد
cartridge starter سیستم استارت موتور اصلی که توسط کارتریج قابل شارژی کار میکند
ne varirtur غیر قابل تغییر
streaky ناصاف قابل تغییر
tranformable قابل تغییر شکل
streakiest ناصاف قابل تغییر
streakier ناصاف قابل تغییر
flexibility کش دار قابل تغییر
alterable آنچه قابل تغییر است
interchangeable آنچه قابل تغییر است
variable factors عوامل قابل تغییر تولید
variables آنچه قابل تغییر است
flexible آنچه قابل تغییر است
open policy بیمه نامه قابل تغییر
variable آنچه قابل تغییر است
exchangeable آنچه قابل تغییر است
inelastic غیر قابل انعطاف تغییر نا پذیر
hard که قابل برنامه ریزی یا تغییر نیستند
protect محل حافظه که قابل تغییر نیست
protecting محل حافظه که قابل تغییر نیست
protects محل حافظه که قابل تغییر نیست
flexible آرایهای که اندازه و حد آن قابل تغییر است
hardest که قابل برنامه ریزی یا تغییر نیستند
harder که قابل برنامه ریزی یا تغییر نیستند
inconvertible غیر قابل تغییر غیر قابل تسعیر
variables داده قابل تغییر , که نسبت به نوشتن محافظت نمیشود
gametophore سلول تغییر یافته و منشعب جنسی قابل لقاح
variable داده قابل تغییر , که نسبت به نوشتن محافظت نمیشود
adobe type manager استاندارد برای نوشتارهایی که اندازه شان قابل تغییر است که توسط System Apple و Windows Microsoft برای تقریبا تمام اندازه ها و قابل چاپ روی تمام چاپگرها ایجاد شده است
planing یک لایه از تصویر که مستقل از برنامه گرافیکی قابل تغییر باشد
protecting محل حافظه که قابل تغییر یا دستیابی بدون اجازه نیست
protects محل حافظه که قابل تغییر یا دستیابی بدون اجازه نیست
hardwired program برنامه کامپیوتری درون سخت افزار که قابل تغییر نیست
planed یک لایه از تصویر که مستقل از برنامه گرافیکی قابل تغییر باشد
planes یک لایه از تصویر که مستقل از برنامه گرافیکی قابل تغییر باشد
protect محل حافظه که قابل تغییر یا دستیابی بدون اجازه نیست
plane یک لایه از تصویر که مستقل از برنامه گرافیکی قابل تغییر باشد
machine address تقدم یک فرایند که قابل تغییر توسط سیستم عامل نیست
absolute address تقدم یک فرایند که قابل تغییر توسط سیستم عامل نیست
reads وسیله یا مداری که داده ذخیره شده آن قابل تغییر نیست
read وسیله یا مداری که داده ذخیره شده آن قابل تغییر نیست
wire کامپیوتر به همراه برنامه نوشته در سخت افزار که قابل تغییر نیست
field فضای ذخیره سازی یا نمایش که توسط کاربر قابل تغییر نیست
fielded فضای ذخیره سازی یا نمایش که توسط کاربر قابل تغییر نیست
fields فضای ذخیره سازی یا نمایش که توسط کاربر قابل تغییر نیست
wires کامپیوتر به همراه برنامه نوشته در سخت افزار که قابل تغییر نیست
inexplicably بطور غیر قابل توضیح چنانکه نتوان توضیح داد بطور غیر قابل تغییر
presumptive instruction دستور برنامه تغییر نکرده که پردازش میشود تا دستورات قابل اجرا را بدست آورد
motoring گرداندن موتور اصلی توسط استارتر بمنظوری جزاستارت موتور
turing machine مدل ریاضی یک وسیله که میتواند داده را بخواند و بنویسد بر یک نوار ذخیره سازی قابل کنترل با تغییر وضعیتهای داخلی آن
external combustion engine موتور احتراق خارجی موتور برونسوز
engine موتور بنزینی موتور احتراق داخلی
fixes داده نوشته شده روی فایل یا صفحه نمایش برای اطلاع رسانی یا بیان مشخصات و آنچه قابل تغییر توسط کاربر نیست
fix داده نوشته شده روی فایل یا صفحه نمایش برای اطلاع رسانی یا بیان مشخصات و آنچه قابل تغییر توسط کاربر نیست
postscripts زبان استاندارد شرح صفحه ساخت Adobe Systems. حاوی نوع نوشتاری انعط اف پذیر و قابل تغییر است و در چاپگرهای لیزری دیده میشود
postscript زبان استاندارد شرح صفحه ساخت Adobe Systems. حاوی نوع نوشتاری انعط اف پذیر و قابل تغییر است و در چاپگرهای لیزری دیده میشود
variable geometry engine موتور مکنده هوای مافوق صوت که بمنظور افزایش راندمان نه تنها شکل ومساحت دهانه ورودی ونازل خروجی بلکه مسیرجریان داخل موتور نیز تغییرکند
engine mounting نصب موتور قرارگاه موتور
formats استفاده از فیلدهای نمایش محافظت شده برای نمایش حالت خالی یا صفحهای که قابل تغییر نیست ولی کاربر میتواند اطلاع وارد کند
format استفاده از فیلدهای نمایش محافظت شده برای نمایش حالت خالی یا صفحهای که قابل تغییر نیست ولی کاربر میتواند اطلاع وارد کند
armature ارمیچر
firing order ترتیب احتراق موتور وایرچینی موتور ترتیب تیراندازی سلاح
external armature ارمیچر خارجی
two phase armature ارمیچر دو فازه
lap wound armature ارمیچر رویهم
armature band کمربند ارمیچر
unipolar armature ارمیچر تک قطبی
shuttle armature ارمیچر تیراهنی
armature stand پایه ارمیچر
slotted armature ارمیچر شیاردار
ribbed armature ارمیچر شیاردار
double armature ارمیچر دوگانه
polarized armature ارمیچر قطبیده
pole armature ارمیچر قطبی
teeth of armature دندان ارمیچر
disk armature ارمیچر صفحهای
h armature ارمیچر تیراهنی
three phase armature ارمیچر سه فازه
dynamo armature ارمیچر دینام
internal armature ارمیچر داخلی
drum armature ارمیچر استوانهای
armature loop پیچک ارمیچر
armature coil پیچک ارمیچر
armature core هسته ارمیچر
armature current جریان ارمیچر
armature shaft محور ارمیچر
armature interference اغتشاش ارمیچر
armature varnish شالاک ارمیچر
armature tooth نیش ارمیچر
armature reaction واکنش ارمیچر
armature pole قطب ارمیچر
armature slot شیار ارمیچر
single loop armature ارمیچر تک پیچکی
armature pocket شیار ارمیچر
armature loop حلقه ارمیچر
armature circuit مدار ارمیچر
armature bar میله ارمیچر
bar wound armature ارمیچر میلهای
ring armature ارمیچر حلقوی
cylindrical armature ارمیچر استوانهای
slip ring induction motor موتور القائی اسلیپ رینگ موتور اندوکسیونی اسلیپ رینگ موتور رتور اسلیپ رینگ
girder armature ارمیچر تیر اهنی
armature winding سیم پیچ ارمیچر
ironclad armature ارمیچر جوشن دار
armature heating گرم شدن ارمیچر
armature end play بازی محوری ارمیچر
back turns of armature سیمپیچی معکوس ارمیچر
duplex wound armature ارمیچر دو سیم پیچی
starter motor armature ارمیچر راه انداز
dead turn of armature دور هرز ارمیچر
open coil armature ارمیچر با پیچک باز
closed coil armature ارمیچر مدار بسته
armature reaction عکس العمل ارمیچر
armature tape نوار چسب ارمیچر
armature resistance مقدار مقاومت ارمیچر
armature binding wire سیم بست ارمیچر
smooth core armature ارمیچر با هسته صاف
flat twin engine موتور بوکسر دو سیلندر موتور سیلندر متقابل با دوسیلندر
double squirrel cage motor موتور قفس سنجابی دوبل موتور با شیار دوبل
toothed ring armature ارمیچر حلقوی دندانه دار
demagnetizing turns of armature دورهای مغناطیس زدای ارمیچر
unclocked مدار الکترونیکی یا فلیپ فلاپ که با تغییر ورودی وضعیتش تغییر میکند و نه با سیگنال ساعت
transition عبور تغییر از یک حالت بحالت دیگر مرحله تغییر
transitions عبور تغییر از یک حالت بحالت دیگر مرحله تغییر
rotors روتور چکش برق ارمیچر دینام
rotor روتور چکش برق ارمیچر دینام
re entrant armature winding سیم پیچ ارمیچر باز گشته
hangover تغییر ناگهانی tone در یک متن ارسالی فکس به صورت تغییر تدریجی که ناشی از خطای وسایل است
hangovers تغییر ناگهانی tone در یک متن ارسالی فکس به صورت تغییر تدریجی که ناشی از خطای وسایل است
income effect اثر درامدی تغییر در مقدارتقاضای کالا در نتیجه تغییردرامد واقعی بدون تغییر درقیمتهای نسبی کالاها
varies تغییر دادن تغییر کردن اختلاف داشتن
vary تغییر دادن تغییر کردن اختلاف داشتن
single phase induction motor موتور القائی یک فازه موتور اندوکسیونی یک فازه
variable area nozzle نازل پیش برندهای که مساحت سطح مقطع ان برای سازگار شدن با تغییر سرعت و کارکرد سیستم پس سوز یاتغییر فشار اتمسفر یا محیط تغییر میکند
change تغییر کردن تغییر دادن
change over تغییر روش تغییر رویه
changing تغییر کردن تغییر دادن
changes تغییر کردن تغییر دادن
changed تغییر کردن تغییر دادن
fm فرایند تغییر مقدار نشان داده شده توسط یک سیگنال ازطریق تغییر فرکانس سیگنال مدولاسیون فرکانس odulation
cycled تغییر مکان یک الگویی از بیتها در کلمه و بیتهایی که در آخر تغییر مکان می یابند به اول کلمه می آیند
cycles تغییر مکان یک الگویی از بیتها در کلمه و بیتهایی که در آخر تغییر مکان می یابند به اول کلمه می آیند
cycle تغییر مکان یک الگویی از بیتها در کلمه و بیتهایی که در آخر تغییر مکان می یابند به اول کلمه می آیند
counter march تغییر جهت نیروی نظامی عقب گرد عقب گرد کردن تغییر رویه دادن
recoverable item وسیله قابل تعمیر و به کار انداختن وسایل قابل بازیابی
friendly front end طرح نمایش یک برنامه که قابل استفاده و قابل فهم است
fet وسیله الکترونیکی که به عنوان کنترل جریان متغییر بکار می رود : یک سیگنال خارجی مقاومت وسیله و جریان جاری را تغییر میدهد به وسیله تغییر پهنای کانال هدایت
archival quality مدت زمانی که یک کپی قابل ذخیره سازی است قبل از آنکه غیر قابل استفاده شود
angular travel تغییر مکان زاویهای زاویه تغییر مکان
escrow سندرسمی که بدست شخص ثالثی سپرده شده وپس از انجام شرطی قابل اجرایا قابل اجرا یاقابل ابطال باشد
gradient circuit مدار حساس به تغییر میزان قدرت مکانیسم عامل انفجار مدار حساس به تغییر قدرت چاشنی مین
observable قابل مشاهده قابل گفتن
exigible قابل مطالبه قابل پرداخت
bilable قابل رهایی قابل ضمانت
sensible قابل درک قابل رویت
tenable قابل مدافعه قابل تصرف
combustible قابل سوزش قابل تراکم
elastic قابل کش امدن قابل انعطاف
adducible قابل اضهار قابل ارائه
presumable قابل استنباط قابل استفاده
presentable قابل معرفی قابل ارائه
presentable قابل نمایش قابل تقدیم
exigible قابل تقاضا قابل ادعا
changeable قابل تعویض قابل تبدیل
transferable قابل واگذاری قابل انتقال
thankworthy قابل تشکر قابل شکر
achievable قابل وصول قابل تفریق
capacities حجمی که قابل تولید است یا حجم کاری که قابل انجام است
capacity حجمی که قابل تولید است یا حجم کاری که قابل انجام است
power head سر موتور
machinery موتور
motored موتور
motors موتور
jet engines موتور جت
jet engine موتور جت
double row موتور
motor موتور
motor- موتور
engine موتور
four cycle engine موتور چهارزمانه
servo motor سروو- موتور
starting motor موتور استارت
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com