Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 119 (2 milliseconds)
English
Persian
intake
مکیدن تنفس
intakes
مکیدن تنفس
Other Matches
pressure breathing
تنفس مصنوعی دادن با تولیداختلاف فشار هوا دستگاه تنفس یدکی اکسیژن برای خلبان
absorbs
مکیدن
take a suck at
مکیدن
suck
مکیدن
sucked
مکیدن
sucks
مکیدن
to give suck at
مکیدن
absorb
مکیدن
suction
عمل مکیدن
to suck milk
پستان مکیدن
sucking reflex
بازتاب مکیدن
vampirism
خون مکیدن
bilge
مکیدن اب یا روغن
resorption
مکیدن مجدد
thumb sucking
شست مکیدن
slurping
صدای مکیدن دراوردن
slurps
صدای مکیدن دراوردن
slurped
صدای مکیدن دراوردن
suck dry
مکیدن و خشک انداختن
proboscises
الت مکیدن حشره
proboscis
الت مکیدن حشره
slurp
صدای مکیدن دراوردن
reabsorb
دوباره مکیدن و جذب کردن
to suck on
مکیدن
[مثال آب نبات چوبی ]
to bleed somebody
خون کسی را مکیدن
[اصطلاح مجازی]
admissions
تنفس
aspirations
تنفس
breathing
تنفس
intermission
تنفس
entracte
تنفس
coffee break
تنفس
aspiration
تنفس
suction
تنفس
admission
تنفس
respiration
تنفس
intermissions
تنفس
coffee breaks
تنفس
polypnea
تنفس سریع
breating apparatus
دستگاه تنفس
respirable
قابل تنفس
inspirable
قابل تنفس
induction stroke
مرحله تنفس
inbreathe
تنفس کردن
spiracle
سوراخ تنفس
hypernoea
تنفس سریع
spirometer
تنفس سنج
spirometry
تنفس سنجی
gas absorption
تنفس گاز
intake stroke
مرحله تنفس
eupnoea
تنفس طبیعی
eupnoea
تنفس عادی
inhaled
تنفس کردن
inhale
تنفس کردن
halitosis
تنفس بدبو
snorkels
لوله تنفس
inhales
تنفس کردن
inhaling
تنفس کردن
respire
تنفس کردن
tambour
تنفس نگار
artificial respiration
تنفس مصنوعی
recesses
تنفس کردن
recess
تنفس کردن
respiring
تنفس کردن
respires
تنفس کردن
respired
تنفس کردن
snorkel
لوله تنفس
recessional
وابسته بموقع تنفس
scuba
وسیله تنفس در زیر اب
wind
قدرت تنفس کامل
spirograph
دستگاه تنفس نگار
spirometer
دستگاه تنفس سنج
puerile breathing
تنفس خرخری کودکان
intermission
نوبهای تنفس دار
intakes
مجرای مکش یا تنفس
winds
قدرت تنفس کامل
intake
مجرای مکش یا تنفس
irrespirable
غیر قابل تنفس
recesses
تعطیل موقتی تنفس
aqualungs
دستگاه تنفس اکسیژن
aqualung
دستگاه تنفس اکسیژن
naturally aspirated engine
موتور خود تنفس
intermissions
نوبهای تنفس دار
gill
دستگاه تنفس ماهی
recess
تعطیل موقتی تنفس
haustellate
دارای الت مکنده مربوط به حشرات مکنده مساعد برای مکیدن
the breathing operation
کاردم زدن عمل تنفس
second wind
بازیابی وضع عادی تنفس
abranchiate
فاقد برانشی یادستگاه تنفس
artificial respiration
تنفس مصنوعی resuscitation : syn
snorkel
لوله مخصوص تنفس در زیر اب
pneusis
دم زنی
[تنفس]
[همچنین پزشکی]
hyperpnea
تنفس خیلی سریع یاعمیق
schnorkel
لوله مخصوص تنفس در زیر اب
snorkels
لوله مخصوص تنفس در زیر اب
solvent abuse
تمرین تنفس درمحیط های خفه
snorkel
با لوله تنفس زیر ابی رفتن
schnorkel
با لوله تنفس زیر ابی رفتن
snorkels
با لوله تنفس زیر ابی رفتن
pneumatoneter
الت سنجش گنجایش تنفس ریه
truces
وقتی که برای تنفس و استراحت داده میشود
respirator
دستگاه تنفس مصونوعی دهان بند طبی
respirators
دستگاه تنفس مصونوعی دهان بند طبی
break
ایجاد فضای تنفس با حرکتهای پیاده شطرنج
breaks
ایجاد فضای تنفس با حرکتهای پیاده شطرنج
to take a recess
موقتا دست از کار کشیدن تنفس کردن
fricative
تلفظ شده با اصطکاک نفس ووقفه تنفس
pnemograph
الت نگارش حرکات سینه هنگام تنفس
truce
وقتی که برای تنفس و استراحت داده میشود
hypoventilation
تنفس کم بطوریکه مقداراکسیژن خون از مقدار عادی ان کمتر میشود
suction
جذب بوسیله مکیدن جذب
lactate
شیر مکیدن شیر دادن
demand oxygen system
سیستم اکسیژنی که در ان جریان اکسیژن به صورت تناوبی و همزمان با تنفس شخص باشد
hyperventilation
تنفس زیاد بطوریکه مقدار دی اکسید کربن در خون از مقدارعادی ان کمتر میشود و سبب تشنج سرگیجه و غش میگردد
continuance
تمدید یا تجدید وقت دادگاه دادگاه را به عنوان تنفس موقتا" تعطیل کردن
gill slit
شکاف دستگاه تنفس ماهی شکاف برانشی
pulmotor
دستگاه تنفس مصنوعی دستگاه اکسیژن
kiss of life
تنفس مصنوعی دهان به دهان
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com