English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (12 milliseconds)
English Persian
stadia میدان ورزش مرحله
stadium میدان ورزش مرحله
stadiums میدان ورزش مرحله
Other Matches
colosseum امفی تئاتر میدان ورزش
phased array ترتیب مرحله به مرحله جریان مرحله به مرحله بندی شده
cartwheel [gymnastics exercise] چرخ فلک [ورزش ژیمناستیک] [ورزش]
creeps مرحله به مرحله جلو رفتن
sequenced ejection سیستم پرتاب مرحله به مرحله
creep مرحله به مرحله جلو رفتن
sophistication نوع انتخاب سریع که اطلاعات مرحله اول مرتب سازی در مرحله دوم به کار می رود تا سرعت انتخاب را افزایش دهد
boost phase مرحله دوم پرتاب موشک مرحله روشن شدن موتورمرحله دوم
leapfrogging پیش روی مرحله به مرحله پله پله حرکت کردن
leapfrogs پیش روی مرحله به مرحله پله پله حرکت کردن
leapfrogged پیش روی مرحله به مرحله پله پله حرکت کردن
leapfrog پیش روی مرحله به مرحله پله پله حرکت کردن
compound wound generator ژنراتوری که هم دارای میدان موازی و هم میدان سری میباشد
assembler اسمبلی که برنامه به زبان اسمبلی را در دو مرحله به کد ماشین تبدیل میکند. ابتدا آدرسهای ابتدایی ذخیره می شوند و در مرحله دوم آن را به آدرس مطلق تبدیل می کنند
grenade court میدان تیر یا میدان اموزش پرتاب نارنجک
high intensity magnetic field میدان مغناطیسی شدت میدان بزرگ
lenz' law جریان القاء شده در یک مدار که نسبت به یک میدان مغناطیسی دارای حرکت نسبی است میدانی در جهت مخالف میدان اصلی بوجودمی اورد
battlefield recovery اخراجات میدان رزم اخراجات میدان نبرد جمع اوری وسایل از کار افتاده رزمی
closure minefield میدان مین سد کننده حرکت میدان مین ممانعتی دریایی
inflight phase مرحله بازدید حین پرواز مرحله عملیات حین پرواز
phasing مرحله بندی مرحله بندی عملیات
combat phase مرحله درگیری در رزم مرحله رزم
coursed میدان تیر میدان
courses میدان تیر میدان
course میدان تیر میدان
phased attack تک مرحله بندی شده حمله مرحله بندی شده
hasty breaching نفوذ تعجیلی در میدان مین عبور تعجیلی از میدان مین رخنه تعجیلی
exercises ورزش
gymnastics ورزش
flannels ورزش
sport ورزش
sports ورزش
exercised ورزش
p.exercise ورزش
exercise ورزش
callisthenics ورزش
sported ورزش
physical exercise ورزش
gymnastical ورزش
pastimes ورزش
goal گل [ورزش]
exercize ورزش
pastime ورزش
flannel ورزش
phased مرحله
phases مرحله
creeping attack تک مرحله به مرحله
instar مرحله
scenes مرحله
scene مرحله
rung مرحله
phase مرحله
process مرحله
stepping مرحله
step مرحله
grade مرحله
stages مرحله
stage مرحله
phased attack تک مرحله به مرحله
stroking مرحله
grades مرحله
processes مرحله
strokes مرحله
stroke مرحله
stroked مرحله
practise ورزش تمرین
practises ورزش تمرین
practising ورزش تمرین
goal scorer گلزن [ورزش]
gymnastically ازلحاظ ورزش
gymnastically ازراه ورزش
practicing ورزش تمرین
athleticism ورزش گرایی
callisthenics ورزش سبک
physical therapy ورزش درمانی
playsuit لباس ورزش
gymnastics ورزش ژیمناستیک
amateurism ورزش اماتوری
pull over پیراهن کش ورزش
sport palace کاخ ورزش
sweat pants شلوار ورزش
head spring ورزش واکروبات با سر
practice ورزش تمرین
workouts ورزش روزانه
ringside در کنارصحنه ورزش
to miss the goal گل نکردن [ورزش]
fishing ورزش ماهیگیری
to miss the goal به گل نزدن [ورزش]
angling ورزش ماهیگیری
coaches مربی ورزش
coached مربی ورزش
coach مربی ورزش
professionalism ورزش حرفهای
workouts ورزش شدید
workout ورزش روزانه
training ورزش کاراموزی
skiing ورزش اسکی
sportswear لباس ورزش
fine drawn نتیجه ورزش
athletics علم ورزش
exerciser اسباب ورزش
sweatshirt پیراهن ورزش
sweatshirts پیراهن ورزش
workout ورزش شدید
athletes قهرمان ورزش
train ورزش کردن
athlete قهرمان ورزش
canoeing ورزش با کانو
ploy امر ورزش
ploys امر ورزش
ring صحنه ورزش
trained ورزش کردن
trains ورزش کردن
step مرحله رتبه
recovery phase مرحله رونق
termination phase مرحله پایانی
termination stage مرحله پایانی
speed stage مرحله سرعت
processes مرحله جریان
grade مرحله گراد
grades مرحله گراد
point مرحله قله
process مرحله جریان
differential stage مرحله تفاضلی
buffer stage مرحله میانگیر
one step operation عمل تک مرحله
step مرحله پایه
oedipal stage مرحله ادیپی
stepping مرحله پایه
stepping مرحله رتبه
intake stroke مرحله تنفس
intake stroke مرحله مکش
period نوبت مرحله
periods نوبت مرحله
speed level مرحله سرعت
induction stroke مرحله مکش
point جهت مرحله
stage درجه مرحله
phased مرحله عملیات
execute phase مرحله اجرا
phases مرحله عملیات
latency مرحله پنهانی
larval stage مرحله کرمی
job step مرحله برنامه
inextremis در اخرین مرحله
initiation sequence مرحله اغازی
exhaust stroke مرحله اگزوز
exhaust stroke مرحله تخلیه
fetch phase مرحله واکشی
genital phase مرحله تناسلی
fission process مرحله انشقاق
stages درجه مرحله
modulator مرحله تحمیل گر
training cycle مرحله اموزش
macro stage مرحله کلان
home stretch مرحله نهایی
driver مرحله تحریک
drivers مرحله تحریک
phase مرحله عملیات
output stage مرحله خروجی
milestone مرحله برجسته
induction stroke مرحله تنفس
imprimis در مرحله نخست
power stroke مرحله قدرت
in the egg در مرحله نخستین
an anxious time مرحله پر اضطراب
solidifying process مرحله انجماد
oral stage مرحله دهانی
phallic stage مرحله التی
recovery phase مرحله شکوفائی
primordium مرحله نخست
propagation sequence مرحله انتشار
in the first instance در مرحله اول
developmental stage مرحله پیشرفت
developmental stage مرحله تکوینی
anal stage مرحله مقعدی
nth در مرحله چند
assault phase مرحله هجوم
milestones مرحله برجسته
staping مرحله بندی
danger sticks نانچیکوهات [ورزش] [کونگ فو]
body building ورزش زیبایی اندام
body-building ورزش زیبایی اندام
nunchuks نانچیکوهات [ورزش] [کونگ فو]
nunchaku نانچیکوهات [ورزش] [کونگ فو]
ball games ورزش یا بازی با توپ
sportsmanship ورزش دوستی مردانگی
ball game ورزش یا بازی با توپ
To score points. امتیاز آوردن ( ورزش )
final whistle سوت پایان [ورزش]
exercises ورزش تمرین کردن
exercise ورزش تمرین کردن
game هرنوع ورزش بامقررات
open exercise ورزش در هوای ازاد
American football فوتبال آمریکایی [ورزش]
exercised ورزش تمرین کردن
pettifog از مرحله پرت کردن
entelechy مرحله تشکیل وتحقق
qualifying رسیدن به مرحله بعد
creeping barrage سد اتش مرحله به مرحله سد اتش خیز به خیز
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com