English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
pyramidal area ناحیه هرمی
Other Matches
blitter عنصر الکترونیکی که برای حرکت دادن یک تصویر از یک ناحیه حافظه به ناحیه دیگر طراحی شده است
botany گیاهان یک ناحیه زندگی گیاهی یک ناحیه
pyramidical هرمی
bipyramidal دو هرمی
pyramidic هرمی
pyramidal هرمی
pyramidal structure ساختار هرمی
pyramidalization هرمی شدن
pyramidal tracts رشتههای هرمی
acrocephaly جمجمهء هرمی شکل
needling ستون هرمی شکل
trigonal bipyramid دو هرمی مثلث القاعده
hollow square [گچ بری هرمی رومی]
extrapyramidal system دستگاه برون هرمی
needle ستون هرمی شکل
needles ستون هرمی شکل
acrocephalia جمجمهء هرمی شکل
needled ستون هرمی شکل
acrocephalic دارای جمجمهء هرمی شکل
obelisk ستون هرمی شکل سنگی
trigonal bipyramidal molecule مولکول دو هرمی مثلث القاعده
extrapyramidal motor system دستگاه حرکتی برون هرمی
aguilla [ستون هرمی شکل سنگی]
square pyramidal molecule مولکول هرمی مربع القاعده
obelisks ستون هرمی شکل سنگی
zikkurat برج بلند و طبقهء هرمی شکل پلکان دار
ziggurat برج بلند و طبقهء هرمی شکل پلکان دار
zikyrat برج بلند و طبقهء هرمی شکل پلکان دار
zoisite دارای بلورهای هرمی شکل مرکب از سلیکات قلیایی وا لومینیومی
sea anchor وسیله هرمی شکل یا چتربرزنتی که به دنبال قایق بسته میشود تاباد مانع تغییرمسیرنشود
caban طرز قرار گرفتن پایه هابصورت هرمی برای نگه داشتن بال بالای بدنه
pyramiding سیستم مدیریت هرمی حالتی که چندین شرکت تحت تملک یا اداره یک موسسه بزرگ قرار گیرند
sectors ناحیه
demesne ناحیه
district ناحیه
ward ناحیه
situs ناحیه
reaching ناحیه
reaches ناحیه
reached ناحیه
reach ناحیه
sympatric هم ناحیه
ranges ناحیه
ranged ناحیه
range ناحیه
subregion ناحیه
districts ناحیه
shires ناحیه
shire ناحیه
local <adj.> ناحیه ای
regional <adj.> ناحیه ای
output area ناحیه
region ناحیه
wards ناحیه
areas ناحیه
area ناحیه
partitions ناحیه
partition ناحیه
regions ناحیه
realm ناحیه
zones ناحیه
proclimax ناحیه
sector ناحیه
zone ناحیه
realms ناحیه
radius of action ناحیه رانندگی
motor area ناحیه حرکتی
measuring range ناحیه ی سنجش
range of adjustment ناحیه تنظیم
input area ناحیه ورودی
audio range ناحیه صوتی
baffle area ناحیه کور
arid area ناحیه خشک
range of storke ناحیه ضربه
littoral ناحیه ساحلی
area search جستجوی ناحیه
indifference zone ناحیه خنثی
range of variation ناحیه انحراف
range of variation ناحیه تغییر
hypnogenic zone ناحیه خواب زا
active area ناحیه فعال
magnetic domain ناحیه مغناطیسی
naval district ناحیه دریایی
boom swing ناحیه لرزش
critical region ناحیه شاخص
dead space ناحیه کور
depletion zone ناحیه تخلیه
frequency region ناحیه فرکانس
output area ناحیه خروجی
forbidden zone ناحیه ممنوع
overflow area ناحیه سرریز
fixed area ناحیه ثابت
depletion area ناحیه تخلیه
depletion barrier ناحیه تخلیه
intermediate zone ناحیه ی میانی
oral zone ناحیه دهانی
critical region ناحیه بحرانی
critical area ناحیه بحرانی
broca's area ناحیه بروکا
buffer area ناحیه میانگیر
heat affected zone ناحیه پیوند
goldfield ناحیه زرخیز
climatic region ناحیه اقلیمی
common area ناحیه مشترک
gold field ناحیه زرخیز
commutation zone ناحیه کموتاسیون
genital zone ناحیه تناسلی
geiger muller region o. plateau ناحیه قطع
depletion layer ناحیه تخلیه
slum ناحیه فقیرنشین
zones منطقه ناحیه
sector خط کش ریاضی ناحیه
sectors خط کش ریاضی ناحیه
zone of contact ناحیه تماس
work area ناحیه کاری
district ناحیه نظامی
districts ناحیه نظامی
wernicke's area ناحیه ورنیکه
two phase region ناحیه دو فازی
touch spot ناحیه بساوشی
recording eara ناحیه ضبط
zone منطقه ناحیه
slums ناحیه فقیرنشین
region ناحیه فضا
region ناحیه نظامی
region ناحیه عملیات
regions ناحیه فضا
regions ناحیه عملیات
part سهم ناحیه
regions ناحیه نظامی
Sept ناحیه محصو
the abdominal region ناحیه شکم
territorialization ایجاد ناحیه
edge zone ناحیه لبه
soft spot ناحیه نشست
lumbar ناحیه کمر
skid row ناحیه پست
silva ناحیه جنگلی
sector commander فرمانده ناحیه
sciatic ناحیه چاربند
scan area ناحیه پیمایش
residential area ناحیه مسکونی
erogenous zones ناحیه شهوتزا
regionalism ناحیه گرایی
terrain زمین ناحیه
storage area ناحیه انبارش
telephone area ناحیه اتصال
Equator ناحیه استوایی
erogenous zone ناحیه شهوتزا
suppressor area ناحیه بازدارنده
tertiary projection area ناحیه فرافکنی سوم
motor perceptual region ناحیه حرکتی- ادراکی
sylva درختان جنگلی یک ناحیه
rimland حومه ناحیه مرکزی
reverse flow regin ناحیه جریان معکوس
long wave range ناحیه موج بلند
local area network شبکه ناحیه محلی
regionalistic منطقهای ناحیه گرای
regionalist منطقهای ناحیه گرای
naval district ناحیه عملیات دریایی
to level off مسطح شدن [ناحیه ای]
space charge ناحیه بار فضا
neck of the woods <idiom> ناحیه یا قسمتی از کشور
primary sensory area ناحیه حسی نخستین
primary projection area ناحیه فرافکنی نخستین
popliteal مربوط به ناحیه رکبی
poplitaeal مربوط به ناحیه رکبی
zonule منطقه یا ناحیه کوچک
pierian وابسته به ناحیه پیریا
coagulation تجمع مواد در یک ناحیه
shielding region ناحیه حفافت کننده
to level off یکنواخت شدن [ناحیه ای]
palatinate ناحیه قلمرو کنت
interference zone ناحیه ی تداخل امواج
breadbasket معده ناحیه حاصلخیز
climate ناحیه اوضاع جوی
geiger muller region o. plateau ناحیه گایگر مولر
climates ناحیه اوضاع جوی
papa پاپ کشیش ناحیه
forbidden energy zone ناحیه انرژی ممنوع
fingerprint region ناحیه اثر انگشتی
executive area ناحیه هماهنگ ساز
domain ناحیه یا گروه ها در یک شبکه
drilling range ناحیه مته کاری
delinquency area ناحیه بزه خیز
crygenic region ناحیه انجماد سنجی
bailiwick ناحیه قلمرو مامور
papas پاپ کشیش ناحیه
common storage area ناحیه اشتراکی انباره
coal field ناحیه زغال خیز
auditory projection area ناحیه ادراک شنیداری
heating zone منطقه یا ناحیه حرارتی
high frequency range ناحیه ی فرکانس بالا
palest ناحیه محصور قلمروحدود
hot temperature zone ناحیه بسیار گرم
pale ناحیه محصور قلمروحدود
coalfield ناحیه ذغال خیز
coalfields ناحیه ذغال خیز
zones ناحیه دسته بندی
zone ناحیه دسته بندی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com